en
Feedback
واژه

واژه

Open in Telegram

لطفاً پیشنهادها و انتقادهای خود را به این نشانی بفرستید: @YusefSaadat سپاس بسیار، یوسف سعادت

Show more
2 341
Subscribers
-324 hours
-77 days
+730 days
Posts Archive
از جمله واژه‌های ‎#پهلَوی_ساسانی یا همان ‎#فارسی_میانه که به فارسی نرسیده‌اند فعل "اِیرَختَن" (ērakhtan) به معنی «محکوم کردن و مجرم شناختن؛ ...» است که بُن مضارع آن "اِیرَنج" (ēranj) بوده. اگر این فعل به فارسی می‌رسید، به صورت ērakhtan یا īrakhtan تلفظ می‌شد.

چه چیزها که آدم از گزارشگرها نمی‌شنوه! می‌گفت: «سفیر فلان کشور «حاوی» پیام خیلی مهمی بود»! سفیر مگه کیسه‌ست؟!

واژۀ «رو» در واژه‌هایی مانند روخوانی، رونویسی و رونوشت مثل پیشوند عمل کرده و معنی جالبی پدید آورده است. در این واژه‌ها در واقع حرف اضافۀ «از» حذف شده، یعنی این واژه‌ها از عبارت‌های فعلیِ «از روی چیزی خواندن» و «از روی چیزی نوشتن» ساخته شده‌اند. این حالت می‌تواند الگوی ساخت واژه‌هایی تازه از فعل‌های دیگر و با همین رویکرد معنایی باشد. #واژه‌سازی #واژه‌گزینی

‏گویا قرار است از این به بعد در برنامۀ درسی مدرسه‌ها درسی به نام ‎#ایران‌شناسی هم گنجانده شود. تصمیم خیلی خوبی است. امیدوارم در تنظیم محتوی و اجرا هم خوب پیش‌بروند. https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-62/4037237-%D8%AA%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF

با این حال، حتی اگر هم این عددها به عنوان شمار #وام‌واژه|های «زبان‌های تُرکانی» در دیگر زبان‌ها به دست داده شده باشند، باز هم دست‌کم در مورد فارسی عجیب و بزرگ است. برای نمونه، در معتبرترین کتابی که دربارۀ وام‌واژه‌های مغولی و همۀ زبان‌های تُرکانی در متن‌های همۀ دوره‌‌های فارسی نوشته شده، یعنی در کتاب آقای #گرهارد_دورفر،  ۱۷۵۸ مدخل در سه جلدِ مربوط به زبان‌های تُرکانی (یعنی جلدهای دوم تا چهارم) گرد آورده شده که حتی از میان آنها هم زیر خیلی از مدخل‌ها توضیح داده شده که پژوهشگران دیگر به‌اشتباه آنها را تُرکانی گرفته‌اند و مثلاً فارسی یا چینی هستند یا گفته شده که ریشۀ مدخل‌هایی اصلاً روشن نیست یا ترکانی بودنشان مشکوک دانسته شده و بعدها معلوم شده ترکانی نیستند (مثل قبراق، امرود، وریب ...). حتی بیشترِ آنهایی هم که ترکانی هستند برای نمونه در یک یا چند متن فارسی در سده‌های گذشته به کار رفته‌اند و جز آن دیگر در هیچ متن و منطقه‌ای در فارسی نیامده‌اند و امروزه در فارسی کاربرد ندارند (مثل اُزقُنوغ، ارتگی، باغلامیشی، ...). آمارهایی نادرست از این دست یعنی سخن از این تعداد #وام‌واژه|های «تُرکی» در فارسی در جاهای دیگر هم به فراوانی شنیده می‌شود و به نظر می‌رسد پشتکار و علاقه‌ای در پخش آن هست که البته همراه شده با بهره‌برداری ناروا و نازیبایی از پدیدۀ طبیعی وام‌گیری زبانی در راستای تبلیغات سیاسی.

در عکس با پس‌زمینۀ ارغوانی و مطالب مشابهی که به فراوانی این طرف و آن طرف دیده می‌شود و در آنها شمار #وام‌واژه|های «تُرکی» را
+2
در عکس با پس‌زمینۀ ارغوانی و مطالب مشابهی که به فراوانی این طرف و آن طرف دیده می‌شود و در آنها شمار #وام‌واژه|های «تُرکی» را در دیگر زبان‌ها اعلام می‌کنند خطاهای بزرگی هست: در اینجا نام «ترکی» را به جای «تُرکانی» (Turkic) به کار برده‌اند. #ترکانی نام (زیر)خانواده‌ای دربردارندۀ بیش از ۲۰ زبان است که ترکی یکی از آنهاست. منظور از آنچه در انگلیسی Turkish می‌نویسند ترکی ترکیه یعنی ترکی استانبولی است. به این ترتیب، همۀ واژه‌هایی را که از کهن‌ترین زمان‌ها و از هر شاخه‌ای از (زیر)خانوادۀ تُرکانی به زبان‌های دیگر رفته‌اند با هم شمرده‌اند و جمع کرده‌اند! این کار مثل آن که به همۀ زبان‌های ایرانی مثلاً به اَوِستایی، سُغدی، خُتَنی، کُردی، پشتو، آسی، بلوچی و... بگوییم فارسی که نادرست است. پیشتر حتی در نوشته‌های دانشگاهی هم می‌شد دید که این دو نام را به جای هم به کار می‌بردند ولی سال‌ها است که این دو اصطلاح را به جای هم به کار نمی‌برند. (برای دیدن درخت خانوادگی و پراکندگی جغرافیاییِ (زیر)خانوادۀ تُرکانی (Turkic) به عکس‌های دیگر نگاه کنید.) ادامۀ مطلب را در اینجا مطالعه بفرمایید.

برنامهٔ روز نخست وبینار آژیار پیوند مستقیم: http://meet.google.com/hrm-vkdq-tut
برنامهٔ روز نخست وبینار آژیار پیوند مستقیم: http://meet.google.com/hrm-vkdq-tut

در اینستاگرام این حساب کاربری را ساخته‌ام و از این به بعد بعضی از مطالبی را که در توییتر و تلگرام نوشته‌ام و خواهم نوشت در آنجا هم منتشر می‌کنم. https://www.instagram.com/darbare.ye.vazheha/

آقای دکتر پژمان فیروزبخش در این کتاب ارزشمند که به تازگی منتشر شده گامی بزرگ در روشن کردن دو نکتۀ مهم و تا کنون ناشناخته بردا
آقای دکتر پژمان فیروزبخش در این کتاب ارزشمند که به تازگی منتشر شده گامی بزرگ در روشن کردن دو نکتۀ مهم و تا کنون ناشناخته برداشته‌اند: یک: طرح این فرضیّه که پیش و پس از اسلام، #زبان_فهلوی #زبان_ادبیِ مشترک در عراق عجم و آذربایجان بوده، دو: روشن کردن رابطۀ زبان فهلوی با #زبان_دیرین_آذربایجان توضیح اینکه زبان فهلوی با #زبان_پهلوی یا همان #فارسی_میانه یکی «نیست». - در بسیاری از پژوهش‌ها مرز مشخصی میان فهلوی و زبان دیرین آذربایجان بازشناخته نشده است. آقای فیروزبخش نشان داده‌اند که اینها دو زبان مستقل بوده‌اند. - زبان مردم آذربایجان چیزی غیر از #ترکی_آذربایجانی که امروز رایج است بوده.

photo content

تا حدود ۴۰ دقیقۀ دیگر برای گفتگو دربارۀ «برخی تناسب‌ها و صنعت‌های ادبی در متن‌های پهلوی» در خدمت انجمن گرامی #آژیار خواهم بود. پیوند حضور در این نشست: meet.google.com/hrm-vkdq-tut * از آقای آصفی عزیز بابت دعوت به این گفتگو سپاس‌گزارم.

این پرسش را فراوان شنیده‌ام که چرا خواندن متن‌های سده‌های گذشتۀ فارسی برای فارسی‌گویان و فارسی‌نویسان به‌نسبت ساده یا بهتر است بگوییم شدنی است ولی همین کار برای زبان‌هایی مانند انگلیسی به این سادگی نیست. می‌توان دلیل‌هایی برای این پدیده برشمرد؛ برای نمونه: یک: معیار شدن زبان فارسی و کاربرد آن به عنوان #زبان_رسمی و ادبی و علمی در حدود هزار سال پیش رخ داده است و قرن‌ها پیش از آن، زبان فارسی از نظر #زبان‌شناسی_تاریخی وارد دورۀ «نو»ی خود شده بوده یعنی زبانی با ویژگی‌های کمابیش همگن و با عنوان علمیِ #فارسی_نو پدید آمده بوده است، در حالی که برخی از زبان‌های مطرحِ امروز در آن زمان هنوز دورۀ «کهن/باستان» و یا دورۀ «میانه»ی خود را می‌گذرانده‌اند و از حالتی که امروز دارند به اندازۀ یک یا دو مرحله دگرگونی عمده و گسترده فاصله داشته‌اند. دو: هزار سال پیش هم دستور فارسی تا به حدی ساده شده بوده که دگرگونی‌های بیشتر در آن، برای نمونه در طول زمان، اغلب مشکلی بنیادین در فهم زبان پدید نمی‌آورده. سه: #خط_فارسی (همانند دیگر خط‌های منطقه، از جمله خط عبری و خط آرامی که نظامی مشابه دارند) به گونه‌ای طراحی شده که اختلاف لهجه و بسیاری از دگرگونی‌های آوایی که در خلال زمان رخ می‌دهند نتوانند مانعی برای ارتباط نوشتاری پدید آورند. چهار: موفقیت در معیارسازی زبان به گونه‌ای که مردمان سرزمین‌هایی پرشمار در جغرافیایی پهناور و زمانی دراز با تکیه بر این معیارها بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند. (هدف ایجاد #زبان_معیار همین است)؛ پنج: موفقیت در پی‌ریزی سنتی آموزشی در سده‌های گذشته که صورت معیار فارسی را به نسل‌های بعد و به دوردست‌ها منتقل می‌کرده‌است. فراموش نکنید که فقط شما نیستید که در مدرسه یاد می‌گیرید شاهنامه را بفهمید، حافظ هم حدود چهارصد سال پس از فردوسی یاد گرفته بود چگونه شاهنامه بخواند و بفهمد. هفتصد سال پس از فردوسی، یعنی سیصد سال پیش هم در هند و عثمانی همین مهارت را از راه همین سنت‌ها یاد می‌گرفتند؛ شش: حکومت‌هایی نیرومند، بزرگ و ثروتمند از حدود هزار سال پیش و در جغرافیایی گسترده که بعدها از هند تا عثمانی کشیده شد زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی خود به کار می‌بردند و از این زبان در درون امپراتوری خود و برای ارتباط با امپراتوری‌های همسایه استفاده می‌کردند. برای این منظور، یعنی برای کاربرد بین‌المللی، نیاز بوده که زبان به درجات بالایی تثبیت و معیار شده بوده باشد.

ادای دین به فرامرز بهزاد فرامرز بهزاد چند روز پیش درگذشت. من چون با ترجمه‌های او کمتر آشنا هستم، در آن باره چیزی نمی‌توانم بگویم. آنچه مرا و مانند مرا مدیون او می‌کند دو فرهنگ اوست. از میان فرهنگهای آلمانی به فارسی فرهنگ او البته بر همهٔ آن فرهنگها که دیده‌ام برتری دارد و در آن اصالتی است که در آن دیگر فرهنگها نیست. این را مخصوصاً در ترجمه و یافتن معادل برای عبارات و اصطلاحات می‌توان دید. در یافتن معادل برای مفردات نیز فرهنگ او گاه برتریش روشن است. از این دو جهت به نظرم فرهنگ او بر فرهنگهای خوب انگلیسی و فرانسوی به فارسی (مانند فرهنگ پویا و هزاره و نشر نو) نیز برتری دارد و این فقط از دانستن زبان آلمانی نیست؛ گویا فارسی‌دانی او سبب اصلی است، و دوری از ایران در این فارسی‌دانی بی‌اثر نبوده است (چنانکه مترجمانی مانند آقای سروش حبیبی نیز به همین سبب فارسیشان از شر فارسی انقلابی، به تعبیر مرحوم سید جواد طباطبایی، برکنار مانده است). اندازهٔ این فرهنگ را، که فرهنگی بالنسبه کوچک به شمار است، البته از این جهت که عرض شد نباید نقص کار او شمرد. فرهنگ فارسی به آلمانی او نیز در فارسی مانند ندارد و این هر دو کافی است که نام او را در کنار خادمان به زبان فارسی در دوران معاصر جای دهد. سخن گفتن دربارهٔ خدمات او در تدریس زبان آلمانی و نقل آثار آن زبان به فارسی و کمک به ارتباط فرهنگی این دو مملکت در صلاحیّت من نیست.

سخنرانی پروفسور ریچارد ایتِن استاد گروه تاریخ دانشگاه آریزونا و نویسندۀ کتاب هند در دوران فارسی‌مآبی (از طریق نرم‌افزار زوم) با موضوع: منظور از جهانِ #‎فارسی‌گویی و فارسی‌نویسی چیست؟ این جهان چگونه شکل گرفت و چگونه فروپاشید؟ امروز، جمعه ۷ بهمن (۲۷ ژانویه)، ساعت ۱۷:۳۰ به وقت ایران (ساعت ۱۴ به وقت بریتانیا) از طریق این پیوند می‌توانید در این نشستِ برخط شرکت کنید.

چگونه فارسی بطور طبیعی به‌عنوان #زبان_میانجی مردم ایران انتخاب می‌شده است؟ در عکس زیر صفحه‌ای از کتاب ارجمند #نُزهَة_القلوب ر
چگونه فارسی بطور طبیعی به‌عنوان #زبان_میانجی مردم ایران انتخاب می‌شده است؟ در عکس زیر صفحه‌ای از کتاب ارجمند #نُزهَة_القلوب را می‌بینیم که در آن تصریح شده حدود ۷۰۰ سال پیش و به دنبال احداث و توسعۀ شتابان شهر سلطانیه به‌عنوان «پایتخت ایران» جمعیتی از مناطق مختلف در این شهر ساکن شده‌اند و در جستجوی زبان مشترک بطور طبیعی به فارسی راه برده‌اند. کتاب ارزشمند نُزهَة_القلوب نوشتۀ #حمدالله_مستوفی قزوینی و مربوط به دورۀ #ایلخانان مغول است. فرآیند انتخاب #زبان_فارسی به عنوان زبان میانجی از دورۀ ساسانیان آغاز شده و در خلال سده‌های گذشته در سراسر ایران با توسعۀ شهرها و ارتباطات به‌طور طبیعی و همواره جریان داشته تا به امروز رسیده است. انشا کردن: ساختن، خلق کردن دار الملک: پایتخت تومان: اصطلاحی در تقسیمات اداری مناطق

تصویر زیر عریضه‌ای است به #زبان_فارسی که سه بازرگان نگون‌بخت هندی در سال ۱۶۵۵ میلادی (یعنی ۳۶۸ سال پیش) از شهر سورَت در هندوس
تصویر زیر عریضه‌ای است به #زبان_فارسی که سه بازرگان نگون‌بخت هندی در سال ۱۶۵۵ میلادی (یعنی ۳۶۸ سال پیش) از شهر سورَت در هندوستان به «پادشاه انگلیس» فرستاده‌اند (زبان فارسی چند قرن #زبان_رسمی هندوستان بوده است). داستان از این قرار بوده که در یک درگیری میان انگلیسی‌ها و هلندی‌ها یک کشتی انگلیسی به دست هلندی‌ها افتاده و مالی به ارزش ۱۱۵۵۴۹ روپیه ضبط شده که بخشی از آن به این بازرگانان هندی تعلق داشته است. هندی‌ها اول در شهر سورَت به هلندی‌ها رجوع کرده‌اند و با یادآوری قانون هندوستان کوشیده‌اند مال خود را که طرف این دعوا نبوده‌اند پس‌بگیرند. هلندی‌ها مال را نداده‌اند. هندی‌ها به «متصدیان سورت» شکایت برده‌اند و آنها هم گفته‌اند که «شماها نوکران انگریز (= انگلیس) هستید، معاملۀ شما را پادشاه انگریزان فصل خواهد داد». بازرگانان مال‌باخته هم به این امید که به حق خود برسند این نامه را خطاب به پادشاه انگلیس نوشته‌اند. توضیح بیشتر و عکس باکیفیت از سند در این پیوند...

واژۀ انگلیسی queen که در معنی‌های «ملکه» و «شهبانو» کاربرد دارد با واژۀ فارسی "زن" هم‌ریشه است. ریشۀ هر دو این واژه‌ها در نهایت به واژۀ هندواروپایی -gwénh₂* به معنی «زن» می‌رسد. واژۀ انگلیسی queen از صورت -gwḗnh₂* بر جای مانده است. همین واژه در برخی دیگر از زبان‌های امروز ایران به صورت‌های "ژن" و "جن" هم دیده می‌شود. این را نیز باید یادآور شد که بر خلاف آنچه چند سالی است در فضای مجازی می‌چرخد، واژۀ "زن" با واژه‌های "زادن" و "زندگی" هم‌ریشه نیست.

روش پخت بغلاوه یا همان باقلوا به شیوۀ رومی (یعنی به روش رایج در سرزمین عثمانی) در یک دست‌نویس فارسیِ نوشته‌شده در امپراتوری #
+1
روش پخت بغلاوه یا همان باقلوا به شیوۀ رومی (یعنی به روش رایج در سرزمین عثمانی) در یک دست‌نویس فارسیِ نوشته‌شده در امپراتوری #گورکانیان هند. * زبان فارسی به مدت چند قرن و کمابیش تا آغاز فعالیت‌های استعماری انگلیسی‌ها در هند #زبان_رسمی هندوستان بوده است. * این دست‌نویس متعلق به سدۀ ۱۷ میلادی است.

نکته‌ای دربارۀ زبان تبریزی در تهران به "خانه" می‌گویند "خونه". این تبدیل که در مناطقی از ایران رایج است معمولاً پیش از حرف‌های نون و میم دیده می‌شود ولی برای نمونه در #زبان_تبریزی (یعنی قبل از رواج ترکی در آن منطقه) تبدیل آ به او در بافت‌های دیگر هم رخ می‌داده است؛ مثلاً به این مصرع تبریزی نگاه کنید: نه چرخ استه ثبوتی نه روژوور وفویی نه چرخ را ثباتی است و نه روزگار را وفایی می‌بینیم که در این مصرع لغت ثبات به ثبوت تبدیل شده، روژوار (هم‌ریشه با روزگار) به روژوور تبدیل شده و وفا به وفو تبدیل شده است. زبان تبریزی از لهجه‌های مجموعه‌گویش‌هایی بوده که در آذربایجان با نام‌هایی چون آذری رواج داشته‌اند و بعدها #ترکی_آذربایجانی جایگزین آنها شده است. در #سفینۀ_تبریز (کتابت: ۷۲۱-۷۲۳ هجری قمری) در کتاب فی طریق الآخرة نوشتۀ شرف‌الدین عثمان فرزند امین‌الدین الحاج بله، چهار بیت تحت عنوان «زبان تبریزی» آمده و این مصرع از چهارمین بیت بود.

سنگ‌کوب تلفظی عامیانه از واژۀ فرانسوی سَنکوپ (syncope) است. این تلفظ عامیانه که گاهی در نشریات هم دیده می‌شود محصول #آشناسازی این واژۀ فرانسوی است. به عبارت دیگر، ایرانی‌ها به جای اجزای سازندۀ این واژۀ خارجی عنصرهای آشنای «سنگ» و «کوب» را نشانده‌اند که فارسی هستند و فقط تلفظی شبیه اجزای واژۀ اصلی دارند و به این ترتیب معنی آن اصطلاح پزشکی را به این واژۀ نوپدید نسبت داده‌اند. سَنکوپ/سَنکُپ اصطلاحی پزشکی به معنی «بی‌هوشی گذرا بر اثر مشکلی موقتی در رسیدن اکسیژن به مغز» است.