en
Feedback
👑🍃هِرَنگ Herang🍃👑

👑🍃هِرَنگ Herang🍃👑

Open in Telegram

بدی مکن که در این کشتزار زود زوال به داس دهر همان بدروی که میکاری #مولوی_بلخی 𓄂 @GLrious333 𓆃

Show more
321
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-630 days
Posts Archive
زمانی که می‌بینید همه به دنبالِ کور کردن کسانی هستند که خوب می‌بینند ، ساده‌ترین راه این است که خودتان را به کـوری بزنید خیلی
زمانی که می‌بینید همه به دنبالِ کور کردن کسانی هستند که خوب می‌بینند ، ساده‌ترین راه این است که خودتان را به کـوری بزنید خیلی بد است که هم ببینید و هم کور باشید ، مگر نه ؟ مشکل همه ما همین یک چیز است ، اینکه هـمـه مـا تـرسـو هستیم #چارلز_بوکوفسکی @GLrious333

«من قوی هستم. یعنی عادت کرده‌ام که قوی باشم. یا به قولِ تو به خودم تلقین کرده‌ام که باید قوی باشم، که باید هیچ انتظاری از کسی
«من قوی هستم. یعنی عادت کرده‌ام که قوی باشم. یا به قولِ تو به خودم تلقین کرده‌ام که باید قوی باشم، که باید هیچ انتظاری از کسی نداشته باشم. مثلا وقتی تو داشتی پایین چشمِ مرا نوازش می‌کردی، خوب، من خوشم می‌آمد. اما یکدفعه فکر کردم نکند دارم گریه می‌کنم و تو داری اشک های مرا پاک می‌کنی…» •هوشنگ گلشیری @GLrious333

«آیا هرچیز خوبی در این دنیا باید همچون بادکنکِ رنگیِ در پرواز با یکی از خارهای زندگی برخورد کند؟» • دنیا همین است / ماهر اونسال اریش؛ برگردان مژده الفت @glrious333

عصر سیاست ما بچه های این زمانه ایم و عصر عصر سیاست است. همه ی امور روزانه ، امور شبانه چه مال تو باشد چه مال ما یا شما امور س
عصر سیاست ما بچه های این زمانه ایم و عصر عصر سیاست است. همه ی امور روزانه ، امور شبانه چه مال تو باشد چه مال ما یا شما امور سیاسی اند. چه بخواهی چه نخواهی ژن هایت سابقه ی سیاسی دارند پوستت ته رنگ سیاسی دارد چشم هایت جنبه ی سیاسی دارند هر چه می گویی بازتاب سیاسی دارد سکوتت چه بخواهی چه نخواهی سیاسی تعبیر می شود #ویسواوا_شیمبورسکا (برنده جایزه نوبل ۱۹۹۶) آدم های روی پل @GLrious333

«اى لحظات‌ خوش كه هنوز از راه نرسیده‌اید! آيا نمی‌شود راه كوتاه‌ترى در پیش بگیرید؟ قبل از اینكه دل‌هایمان فرتوت شوند..!؟» #نز
«اى لحظات‌ خوش كه هنوز از راه نرسیده‌اید! آيا نمی‌شود راه كوتاه‌ترى در پیش بگیرید؟ قبل از اینكه دل‌هایمان فرتوت شوند..!؟» #نزار_قبانی

هیچ قلبی صرفا به واسطه‌ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست زخم است که قلب‌ها را عمیقا به هم پیوند می دهد. پیوند درد با درد شکنندگی با شکنندگی. تا صدای ضجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه‌ای بزرگ گذر نکنی رضا و رضایت بی معنی است #هاروکی_موراکامی @GLrious333

هیچ قلبی صرفا به واسطه‌ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست زخم است که قلب‌ها را عمیقا به هم پیوند می دهد. پیوند درد با درد شکنندگی
هیچ قلبی صرفا به واسطه‌ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست زخم است که قلب‌ها را عمیقا به هم پیوند می دهد. پیوند درد با درد شکنندگی با شکنندگی. تا صدای ضجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه‌ای بزرگ گذر نکنی رضا و رضایت بی معنی است #هاروکی_موراکامی @GLrious333

همه‌چیز در وجود انسان باید زیبا باشد: چهره‌اش، لباس‌هایش، روحش و افکارش. خیلی وقت‌ها به کسانی برمی‌خورم که چهرهٔ دلپذیری دارن
همه‌چیز در وجود انسان باید زیبا باشد: چهره‌اش، لباس‌هایش، روحش و افکارش. خیلی وقت‌ها به کسانی برمی‌خورم که چهرهٔ دلپذیری دارند و لباس‌شان هم تحسین‌آمیز است. اما روح و افکارشان… خدای بزرگ! بیش‌تر وقت‌ها درون قالبی دلپذیر، روحی سیاه پنهان است که سپیدی برف هم نمی‌تواند آن را بزداید. آنتون چخوف- وحشی (کمدی در چهار پرده) Anton Chekhov Russian playwright and short story writer @GLrious333

‍ همسایه ی کناری، غمگینم می کند... زن و شوهر صبح زود بیدار می شوند، می روند سر کار، عصر باز می گردند. یک پسر و دختر بچه دارند، ساعت نه شب، همه چراغ های خانه خاموش است... صبح فردا نیز زود بیدار می شوند سر کار می روند عصر باز می گردند، ساعت نه، خاموشی... همسایه کناری غمگینم می کند... آدم های خوبی اند، دوستشان دارم. اما حس می کنم در حال غرق شدن اند و نمی توانم کمکشان کنم... گذران زندگی می کنند، بی خانمان نیستند، اما بهای گزافی می پردازند... گاهی در میانه روز به خانه شان می نگرم و خانه نگاهم می کند. خانه می گرید، می توانم حس کنم...!!! #چارلز_بوکوفسکی

«دیدارها کوتاه و دیر به دیر در شعر من فقط صدای توست که می‌خواند در شعر تو روح من است که سرگردان است آتشی برپاست که نه فراموشی
«دیدارها کوتاه و دیر به دیر در شعر من فقط صدای توست که می‌خواند در شعر تو روح من است که سرگردان است آتشی برپاست که نه فراموشی و نه وحشت می‌تواند بر آن چیره شود و ای کاش می‌دانستی در این لحظه لب‌های خشک و صورتی رنگت را چقدر دوست دارم.» • آنا آخماتوا / برگردان احمدپوری @GLrious333

گفتند: ای شيخ، دل‌های ما خفته است كه سخن تو در وی اثر نمی‌كند؟ گفت: كاش خفته بودی، كه خفته را بجنبانی بيدار شود. دل‌های شما م
گفتند: ای شيخ، دل‌های ما خفته است كه سخن تو در وی اثر نمی‌كند؟ گفت: كاش خفته بودی، كه خفته را بجنبانی بيدار شود. دل‌های شما مرده است! تذكرة الاولياء | عطار نیشابوری @GLrious333

#فلسفه™️ ما دیر زمانی نمی توانیم شاد باشیم و این شادی دوامی نخواهد داشت‌؛ چرا که هر چه پیرامون ماست زجر آور است و زجر آفرین.
#فلسفه™️ ما دیر زمانی نمی توانیم شاد باشیم و این شادی دوامی نخواهد داشت‌؛ چرا که هر چه پیرامون ماست زجر آور است و زجر آفرین. دیر زمانی نیز نمیتوانیم اخلاقی فکر کنیم؛ زیرا با زور و نیرنگ و بی عدالتی نمیتوان روح اخلاقی داشت. ما حتی مدتی طولانی نمیتوانیم خردمند و عاقل باشیم؛ مگر آنکه نوع بشر در میدان رقابت، به مجاهدت پرداخته و دیگران را به راهی که خرد، زندگی و دانش را دیکته کرده است، رهنمون شده باشد. #فردریش_نیچه @GLrious333

. حس میکردم که این دنیا برای من نبود. برای یکدسته آدمهای بی حیا، پر رو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود -
. حس میکردم که این دنیا برای من نبود. برای یکدسته آدمهای بی حیا، پر رو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود - برای کسانیکه بفراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندانِ زمین و آسمان مثل سگِ گرسنه جلو دکان قصابی که برای یک تکه لثه دم می‌جنبانید، گدائی می‌کردند و تملق می‌گفتند. بوف کور #صادق_هدایت @GLrious333

‌دوست داشتن گاهی وقت‌ها سنگین است به‌سانِ سنگینی لیاقتِ دوست داشته شدن! و بعضی وقت‌ها دوست داشتن حیاتی دیگر است. زنده نگه داش
‌دوست داشتن گاهی وقت‌ها سنگین است به‌سانِ سنگینی لیاقتِ دوست داشته شدن! و بعضی وقت‌ها دوست داشتن حیاتی دیگر است. زنده نگه داشتن کسی درون‌ات... حتی با وجود این فاصله‌های دور... #ازدمیر_آصف

‌دوست داشتن گاهی وقت‌ها سنگین است به‌سانِ سنگینی لیاقتِ دوست داشته شدن! و بعضی وقت‌ها دوست داشتن حیاتی دیگر است. زنده نگه داشتن کسی درون‌ات... حتی با وجود این فاصله‌های دور... #ازدمیر_آصف

آیا می‌دانی در سرمایه‌داری چه چیز بیشتر باعث طغیان من می‌شود؟ اینکه کارگر را از هر آنچه مایه انسان بودن اوست محروم می‌کند. با
آیا می‌دانی در سرمایه‌داری چه چیز بیشتر باعث طغیان من می‌شود؟ اینکه کارگر را از هر آنچه مایه انسان بودن اوست محروم می‌کند. با ایجاد واحدهای متراکم صنعتی، کارگر را از زادبودمش، از خانواده‌اش. از همه خصوصیتهای انسانی زندگیش جدا می‌کند. او را بی‌ریشه کرده است. همه شادیهای والایی را که کار برای پیشه‌ور فراهم می‌آورد از او گرفته است. او را به صورت جانور تولیدکننده در لانه موریانه کارخانه درآورده است ‌
روژه مارتن دوگار، خانواده تیبو
@GLrious333

آن ها نیازمند توجه کردن هستند هر زنی از نان شب واجب تر نیازمند دستی نیرومند است پناهی که به آن تکیه کند لبی که بگوید دوستت دا
آن ها نیازمند توجه کردن هستند هر زنی از نان  شب واجب تر نیازمند دستی نیرومند است پناهی که به آن تکیه کند لبی که بگوید دوستت دارم حتی اگر دروغ گفته باشد آن ها دوست دارند چون زندگی این گونه شکل آسان تری دارد #سابیر_هاکا دوری مثل آخرین طبقه ی یک آسمان خراش @GLrious333

✍ مذهب بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است اگر مذهب وجود نداشت فقرا حکومتها را سرنگون میکردند... #ناپلئون_بناپارت @GLri
✍ مذهب بهترین وسیله برای ساکت نگه داشتن عوام است اگر مذهب وجود نداشت فقرا حکومتها را سرنگون میکردند... #ناپلئون_بناپارت @GLrious333

زمانه ما را می آزماید! بر فرازِ سپندْ سرزمینِ ایران، پرهیبِ(شبح) جنگ در گشت و گذار است. روشنفکران، این ولشدگانِ زمانهٔ تیره و تار و وامدارِ دستهٔ روشن نگران، که سراسرِ گفته ها و نوشتارهایشان، آکنده از جهان میهنی بودن و انسانگرایی است، نه خاک را سپند می شمارند نه والامنشی و نژادگی را ارج می نهند و نه به پای خویشکاری و سرنوشت ایستادن را درمی یابند. روشنفکران هماره خانه را نه بر خاک که بر پندارهای وام گرفته از دگران بنا می کنند. استوره ها، آیین ها و تاریخِ کهن و هنوز جان دارِ ایران، هماره ایستادگی و مهر به خاک و سرزمین را پاس داشته اند. نیاکانمان هماره کوشیده اند فرزندان خود را مهرورزِ این آب و خاک بپرورند. همهٔ ماندگاری ها به ایستادگی بر پیمان ها گره خورده اند. روشنفکر نه به استوره باور دارد، نه به آیین، نه به نیاکان. روشنفکر با خاکِ ناسپندِ بیگانه، سازگارتر است. روشنفکر، چه بی دین و چه دینی، هماره بیگانه را بهتر و مِهتر می شمارَد. روشنفکری در روبارویی با فلسفِشِ آیین باور بود که به خود ریخت بخشید. روشنفکر هرگز یک کنشمندِ بخودایستا نبود. روشنفکری یک واکنش است. ایران می خواهد با خدایان و استوره ها و آیین ها و تاریخِ خود بزیَد. ایران می خواهد نه تاراج گر باشد و نه باژگزار. آن جا که خود بودیم و خویشکاریِ خود می زیستیم، همگان ما را گرامی می داشتند و می ستودند. آن جا که خود نبودیم، خویشکاریِ خود نزیستیم و باژگزارِ اندیشهٔ بیگانگان شدیم، خوارمان داشتند و نکوهشمان کردند. مردمانِ ایران زمین، زمانهٔ سرنوشت سازی را می زیند. نیاکانمان در دلِ هزاره ها ماندند، چراکه با پیمان ها زیناوند بودند. نیاکانمان در دلِ هزاره ها ماندند چرا که پیمان ها را پاس داشتند، سختی ها را به جان خریدند، ایستادند و جنگیدند و آن گاه زیبندهٔ کامیابی ها و شادی هاگشتند. نیاکانمان چون خویشکاریِ خود را می زیستند، هم خود و هم دگران را گرامی می داشتند. آن که خود را گرامی ندارد و خویشکاری نشناسد، دگران را چون خدایگان خواهد ستود. روشنفکر باشنده ای کِهْ مَنِش است که همه را می ستاید و خود و نیاکانِ خود را خوارداشته و نکوهش می کند. روشنفکر پیمان نمی بندد، او پیمانِ بستهٔ نیاکان را می شکند. راهِ نیاکان، راهِ پیمان با خدایان و پیمان با بینش و مَنِشِ این آب و خاک است. ایران در خطر است. نباید به بیراههٔ روشنفکرانِ بیگانه پرست گام نهیم. روشنفکران، ریشه در خاکِ دیگران دارند. زمانه هماره مردمانِ با آیین را می آزماید. شوربختانه اندکند آنان که آوای فراخوانِ نیاکان می شنوند. استوره ها، آیین ها و نیاکان، ما را برای پدافند از سپندْسرزمینِ ایران فرامی خوانند. پیمان ها گر شِکنیم، خود را می شِکنیم. ایران در خطر است. زمانه ما را می آزماید!