👑🍃هِرَنگ Herang🍃👑
Open in Telegram
بدی مکن که در این کشتزار زود زوال به داس دهر همان بدروی که میکاری #مولوی_بلخی 𓄂 @GLrious333 𓆃
Show more321
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-630 days
Posts Archive
زاده شدن و زیستن در عصر ظلمت شاید از دست ما خارج و به انتخاب ما نباشد
اما نوع رویارویی با آن به انتخاب هر یک از ما بستگی دارد ، زیستن در هیچعصری هر چند ظلمانی مسئولیت شخصی را رفع نمیکند....،
#هانا_آرنت
@GLrious333
" دوره، دورۀ بیمايگی و بلاتكليفیست، همين و بس؛ ولی اصلاً ارزشِ حرفزدن ندارد. این روزگار، عصر طلايی بیمايگی و بیعاطفگی است؛ عصر اشتياق به جهل، بلاهت، بلاتكليفی. دوران درخشانِ كشمكش بر سر چيزهای ناچیز! هيچكس فكر نمیكند، بهندرت كسی پيدا میشود كه انديشهای برای خودش ترسيم كند"
#جوان_خام_داستايفسكی
@GLrious333
.
سرد است
وبادها خطوط مرا قطع میکنند
آیا در این دیار کسی هست که هنوز
از آشنا شدن
با چهرهی فنا شدهی خویش
وحشت نداشته باشد؟
آیا زمان آن نرسیدهست
که این دریچه باز شود، باز، باز
که آسمان ببارد
فروغ_فرخزاد
کشیش؟ نه کشیش میخواهم چهکار؟ مگر پولتان زیادی کرده که میخواهید یک روبل هم خرج کشیش کنید؟ خدا بی کشیش هم باید گناهان مارا ببخشد. خودش میداند که ما چقدر زجر کشیدهایم! نبخشید هم نبخشید. چه کارش کنم!
@GLrious333
📖 جنایت و مکافات، فئودور داستایفسکی،
تو نمیدانی که آدم تنها هیچوقت تنها نیست، تو نمیدانی که همهجا بار آینده و گذشته همراه ماست! آدمهایی که کشتهایم با ما هستند. تازه تا اینجا و با اینها کار آسان است. اما آنهایی که دوستشان داشتهایم، آنهایی که دوستشان نداشتهایم اما دوستمان داشتهاند، پشیمانیها، هوسها، تلخی و شیرینی...
@GLrious333
کالیگولا، آلبر کامو
«واقعا چه چیزی بهتر از اینکه شب، درحالی که باد به شیشهها میکوبد و چراغ هم روشن است، آدم بنشیند و کتابی بخواند ...»
• گوستاو فلوبر
@GLrious333
عالم بر مثال کوه است.
هر چه گویی از خیر و شر، از کوه همان شنوی.
و اگر گمان بری که من خوب گفتم کوه زشت جواب داد، محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند، از کوه بانگ زاغ آید، یا از بانگ آدمی، بانگ خر.
پس یقین دان که بانگ خر کرده باشی.
#مولانا(فیه ما فیه)
نباید برای خوشبختی کوشش کرد. احتیاجی به خوشبختی نیست! معنای زندگی در خوشبختی نیست و رضامندی از خود، انسان را ارضا نمی کند. زیرا بدون شک، مقام انسان خیلی والاتر از این هاست. مفهوم واقعی زندگی در زیبایی و نیروی تلاش به سوی هدف است و هستی در هر لحظه باید هدفی بس عالی داشته باشد.
این امر ممکن است ولی نه در چهارچوب کهنه و فرسوده زندگی که در آن همه چیز تا این اندازه محدود شده و آزادی روح و فکر انسان در تنگنا قرار گرفته است…
هدف ادبیات، ماکسیم گورکی
تنها بدان خدايي ايمان دارم كه رقصیدن را بلد باشد. و چون ابليسام را ديدم، او را جدّي و كامل و ژرف و باوقار يافتم. او جانِ سنگيني بود. از راهِ اوست كه همهچیز فرو میافتد. با خنده ميكُشند نه با خشم! خيز تا «جانِ سنگيني» را بكُشيم!
#نیچه
#چنين_گفت_زرتشت
@GLrious333
تنها چیزی که میخواستم این بود که هرچه زودتر راه بیفتم و دیگر گوشم چیزی نشنود.
مهم این نیست که آدم بداند حق با اوست یا نه.
واقعا اهمیتی ندارد.
چیزی که مهم است این است که کاری کند که هر کسی دلش نخواهد توی کارش دخالت کند، بقیهش هرچه هست مهمل است.
#مرگ_قسطی
#لویی_فردینان_سلین
حقیقت ، عروس بی جهیزیه است.
انسانها از مرگ میهراسند، همچون کودکان که از رفتن به تاریکی میترسند. و از آنجا که این ترس طبیعی در کودکان به واسطهی نقل حکایات و قصّهها فزونی مییابد، ترس از مرگ نیز چنین است.
#فرانسیس_بیکن
@GLrious333
شاید درست تر آن باشد که مقصود جهان را بدبختی خود بدانیم نه خوشبختی خود. زیرا انسان هرچه بیشتر رنج ببرد غایت حقیقی زندگی زودتر حاصل میشود و هرچه خوش تر زندگی کند از هدف دورتر می رود.
سنگا می گوید: پس خیر شخصی خود را نگاه خواهی داشت آنگاه که ببینی که خوشبختان ناشادترین همگان هستند ...
#آرتور_شوپنهاور
@GLrious333
روزی زرتشت شاگردان را اشارتی کرد و این سخنان را سر داد:
همان کسی که او را «نجاتبخش» مینامند، ایشان را در بند افکنده است: در بندِ ارزش های دروغین و پوچ! ای کاش کسی ایشان را از چنگِ نجاتبخششان نجات میبخشید!
آدمی را ارزش های دروغین و کلام های پوچ، هولناک ترین هیولاست ...
#فریدریش_نیچه
کتاب: چنین گفت زرتشت
@GLrious333
استراگون : همین برای تو کافیه؟ خیلی کم لطفی
دی دی : من اگر کابوس هایم را به تو نگویم به چه کسی بگویم؟
ولادیمیر : توی دلت نگهدار، خودت می دونی من نمی تونم تحملشون کنم
#بکت
در انتظار گودو (نمایشنامه)
@GLrious333
من دلبستگی نداشتم. به هیچ چیز دلبستگی نداشتم. هیچ چیز هم نمی دانستم. حتی نمی دانستم چطور باید فرار کنم. بقیه دست کم حساب دستشان آمده بود که چطور زندگی کنند. آنها ظاهرا چیزی را فهمیده بودند که من نفهمیده بودم. شاید چیزی در من کم بود. احتمالش وجود داشت. اغلب احساس میکردم پستتر از دیگرانم، یا شهروند درجه دوام. فقط دلم میخواست از همهشان فاصله بگیرم. اما جایی برای رفتن نداشتم.
خودکشی؟ ای بابا! همین هم دردسر و مصیبت خودش را داشت. احساس می کردم دلم میخواهد پنج سال تخت بخوابم ولی این جماعت نمیگذاشتند
#ساندویچ_ژامبون
#چارلز_بوکوفسکی
@glrious333
آرام؟ آرام برای چه باید گرفت؟
وقتی بمیریم، خود به خود آرام می گیریم!
پیش از آنکه بمیریم که نباید بمیریم!
کلیدر، محمود دولت آبادی@GLrious333
حماقت بزرگی است که آدمی به منظور برنده شدن در بیرون، در درون ببازد، یعنی برای شوکت، مقام، تجملات، عنوان و آبرو، آرامش، اوقات فراغت و استقلال خود را به طور کامل یا بطور عمد فدا کند.
آرتور شوپنهاور، در باب حکمت زندگی@glrious333
شوپنهاور میگوید:
"وقتی از طبیعتِ سطحی و پوچِ اندیشههای دیگران،
تنگی نظرشان، حقارتِ دیدگاههایشان و پستی نیت هایشان و تعداد خطاهایشان کاملا آگاه میشویم،
کم کم به چیزی که در سرشان میگذرد بیتفاوت میشویم.
زیرا زمین مملو از آدمهایی است که ارزش همصحبتی ندارند. به نظرت واقعا عاقلانه است که ما نظرات چنین آدمهایی را جدی بگیریم؟
چرا اجازه دهیم که قضاوتهایشان تعیین کند که ما چگونه آدمی باشیم؟
آیا نوازنده از تشویق بلند حضار مسرور میشود،
اگر بداند همهی مخاطبانش ناشنوا هستند؟
آلن دوباتن، اضطراب موقعیت@glrious333
