en
Feedback
مولیان| ادبیات فارسی

مولیان| ادبیات فارسی

Open in Telegram

جایی برای پاسداشت زبان و ادبیات فارسی راهنمایی و مشاوره پایان‌نامه‌های ادبیات فارسی ارتباط با ما: @p_h_pour

Show more
1 675
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1130 days
Posts Archive
گر آخرین فریبِ تو، ای زندگی، نبود اینک هزار بار، رها كرده بودمت زان پیشتر كه باز مرا سویِ خود كِشی در پیشِ پایِ مرگ فدا كرده بودمت هر بار كز تو خواسته‌ام بركَنم امید آغوشِ گرمِ خویش برویم گشاده‌ای دانسته‌ام كه هر چه كنی جز فریب نیست امّا درین فریب، فسون‌ها نهاده‌ای در پشتِ پرده، هیچ نداری جز این فریب لیكن هزار جامه بر اندامِ او كنی چون از ملالِ روز و شبت خاطرم گرفت او را طلب كنی و مرا رامِ او كنی روزی نقابِ عشق به رخسارِ او نِهی تا نوری از امید بتابد به خاطرم روزی غرورِ شعر و هنر نامِ او كنی تا سر بر آفتاب بسایم كه شاعرم! در دامِ این فریب، بسی دیر مانده‌ام دیگر به عذرِ تازه نبخشم گناهِ خویش ای زندگی، دریغ كه چون از تو بگسلم در آخرین فریبِ تو جویم پناه خویش! #نادر_نادرپور #شعر @moliyanbook

گر آخرین فریبِ تو، ای زندگی، نبود اینک هزار بار، رها كرده بودمت زان پیشتر كه باز مرا سویِ خود كِشی در پیشِ پایِ مرگ فدا كرده بودمت هر بار كز تو خواسته‌ام بركَنم امید آغوشِ گرمِ خویش برویم گشاده‌ای دانسته‌ام كه هر چه كنی جز فریب نیست امّا درین فریب، فسون‌ها نهاده‌ای در پشتِ پرده، هیچ نداری جز این فریب لیكن هزار جامه بر اندامِ او كنی چون از ملالِ روز و شبت خاطرم گرفت او را طلب كنیّ و مرا رامِ او كنی روزی نقابِ عشق به رخسارِ او نِهی تا نوری از امید بتابد به خاطرم روزی غرورِ شعر و هنر نامِ او كنی تا سر بر آفتاب بسایم كه شاعرم! در دامِ این فریب، بسی دیر مانده‌ام دیگر به عذرِ تازه نبخشم گناهِ خویش ای زندگی، دریغ كه چون از تو بگسلم در آخرین فریبِ تو جویم پناه خویش! نادر نادرپور

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنـیا برای از تو سرودن مرا کم اسـت اکـسیر من! نه اینکه مرا شعر تازه نیـست من از تو می‌نویسم و این کیمیا کم است سرشارم از خیال، ولی این کفاف نیست در شعر من حقیـقت یک ماجرا کم است تا ایـن غزل شبـیه غـزل‌هـای مـن شـود چیزی شبیه عطر حضور شما کم است گاهـی تو را کنارِ خـود احــساس می‌کنم اما چقـدر دل خوشی خواب‌ها کم است خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیــا هــن‍‍ـــوز آمـدنت را بــهــا کــم اســت! #محمدعلی_بهمنی #شعر @moliyanbook

گفتم: «بِدَوم تا تو همه فاصله‌ها را» تا زودتر از واقعه گویم گِله‌ها را چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی در من اثرِ سخت ترین زلزله‌ها را پُر نقش‌تر از فرشِ دلم بافته‌ای نیست از بس که گره زد به گره حوصله‌ها را ما تلخیِ نه گفتن‌مان را که چشیدیم وقت است بنوشیم از این پس بله‌ها را بگذار ببینیم بر این جغد نشسته یک بارِ دگر پر زدن چلچله‌ها را یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش بگذار که دل حل بکند مسئله‌ها را #محمدعلی_بهمنی #شعر خدایش بیامرزد. @moliyanbook

«نطق آب و نطق خاک و نطق گِل در مثنوی» سخنرانی دکتر سید علی‌محمد سجادی @moliyanbook

کتاب نخواندن با وجدان آرام سید حسن اسلامی‌اردکانی @moliyanbook

هنر کتاب نخواندن بهاءالدین خرمشاهی @moliyanbook

بیست و پنجم اردیبهشت‌ماه سالروز درگذشت محمدامین ریاحی زبان کهن آذربایجان آنچه از روضات ‌الجنان حافظ حسین کربلایی تبریزی (متوفی ۹۹۷ق) و رسالۀ انارجانی (تألیف‌شده در ۹۸۵-۹۹۴ق) بارها در مقالات محققان نقل شده مؤید این نظر است که تا پایان قرن دهم هنوز زبان فهلوی یا آذری در تبریز و بیشتر شهرهای آذربایجان به‌کلی از میان نرفته بوده است. اولیا چلپی، جهانگرد بسیار مشهور ترک، هم که به ادعای خود دو بار در سال‌های ۱۰۵۱ و ۱۰۵۶ به آذربایجان آمده به دوام زبان فهلوی در پاره‌ای از نواحی اشاره دارد. دربارۀ مردم تبریز می‌گوید: «ارباب معارف آن به فارسی (به معنی زبان غیرترکی، احتمالاً یعنی پهلوی) تکلم می‌کنند». دربارۀ مراغه گوید: «اکثر زنان مراغه به زبان پهلوی گفت‌وگو می‌کنند». سخن او دربارۀ زبان زنان مراغه، فصل رسالۀ انارجانی را در «تواضعات اناث تبریز به زبان کهن» به یاد می‌آورد و معلوم می‌شود که خانه‌نشینی زنان و دوری آنها از اجتماع و بی‌نیازی آنها از گفتگوهای دیوان و بازار سبب شده که طبعاً دگرگشت‌های زبان در محاورات آنها کمتر و دیرتر اثر بگذارد. در میان طبقات و گروه‌های مختلف مردم هم زمان و تاریخ تغییر زبان یکسان نبوده، مثلاً می‌توان حدس زد که بعد از قیام شاه اسماعیل، بازماندگان مردم شافعی، مدت‌ها زبان کهن را حفظ کرده بودند و در مقابل، قزلباش‌ها به زبان جدید سخن می‌گفتند. واپسین منبع از آخرین یادگارهای زبان کهن در آذربایجان مسطورات جُنگ مکتوب در ۱۱۲۵ است که دوبیتی‌های رازی مهان کشفی، شاعر نمین آذربایجان، در آن آمده و از آنجا معلوم می‌شود که شعر فهلوی نجم رازی با پانصد سال فاصلۀ زمانی و یکصد فرسنگ فاصلۀ مکانی، هنوز در شمال شرق آذربایجان به زبان مردم بوده است. [زبان فارسی در آذربایجان: دربرگیرندۀ بیست و سه مقاله از نوشته‌های دانشمندان و زبانشناسان، گردآوری ایرج افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار،  ۱۳۹۷، ص ۵۰۸-۵۰۹] @moliyanbook

بررسی درون‌مایه‌های اشعار سیاوش کسرایی طاهره رضانژاد دانشگاه مازندران زمستان ۱۳۹۳ #پایان_نامه @moliyanbook

بررسی تحلیلی داستان پیامبران در شعر معاصر مریم حقی دانشگاه اصفهان خرداد ۱۳۹۱ #پایان_نامه @moliyanbook

«عشق و عقل در چشم‌انداز مولانا» سخنرانی دکتر عبدالکریم سروش @moliyanbook

فراخوان مقاله آکادمی ملی علوم تاجیکستان با همکاری مؤسسهٔ خردسرای فردوسی و دیگر نهادها برگزار می‌کند: همایش بزرگداشت حافظ «جایگاه حافظ در ادبیات جهانی» ۱۴ و ۱۵ اکتبر ۲۰۲۴ ۲۳ و ۲۴ مهرماه ۱۴۰۳ تاجیکستان علاقمندان برای شرکت در کنفرانس، مقالات خود را تا اول آگوست (۱۱ مرداد) به ایمیل درج شده، ارسال کنند. برای دیدن محورهای همایش و شیوه‌نامهٔ نگارشی فایل پی‌دی اف را ملاحظه فرمایید. Safinaabodulloeva77@bk.ru @moliyanbook

دیوان قصاب کاشانی به تصحیح جواهری (وجدی) @moliyanbook

دعوت به همکاری https://www.cgie.org.ir «مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی» از پژوهشگران حوزۀ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی برای تألیف مدخل‌های «دانش‌نامۀ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی» که برای نخستین بار در این مرکز به صورت بَرخط منتشر شده است، دعوت به همکاری می‌کند. هدف از تألیف این دانش‌نامه، شناسایی، معرفی و توصیف علمی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی، برای ثبت و ضبط این گنجینۀ گران‌بها است. از این رو، از پژوهشگران محترم درخواست می‌شود برای ارتباط با بخش زبان‌شناسی «مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی» («دانش‌نامۀ زبان‌ها و گویش‌های ایرانی»)، از راه‌های زیر با این مرکز در ارتباط باشند: شماره تماس: ٠۲۱_۲۲۲۹۷۶۲۶ داخلی: ۲۸۱_۲۸۳ رایانامه: Irld.encyc@cgie.org.ir language.encyclopedia93@gmail.com @moliyanbook

زهرا کیا (خانلری) خانم زهرا کیا مشهور به زهرا خانلری؛ دومین خانم رمان‌نویس ایران که خیلی زود این حرفه را رها کرد، مترجم و معلم شد و کتاب‌هایی برای آشنایی نوجوانان و کودکان با ادبیات کهن ایران نوشت. او بعد از ازدواج با پرویز ناتل خانلری به زهرا خانلری مشهور شد و شش ماه بعد از مرگ همسرش هم از دنیا رفت. نویسنده و راوی: کریم نیکونظر ناشر: رادیو تراژدی @moliyanbook

بزرگ علوی از زبان خودش «در آن روزها هدایت، مینوی و فرزاد و من (که بعدها دیگران هم به آن پیوستند) دیدارهای مرتبی داشتیم. بازار ادب در انحصار هفت هشت شخصیت ممتاز بود، مثل حکمت، تقی‌زاده، اقبال، قزوینی، سعید نفیسی و از این شمار. یک روز همین‌طور بی‌مقدمه فرزاد گفت: ما خودمان هم گروه ربعه هستیم. گفتیم: بابا! ربعه که معنا ندارد. فرزاد در پاسخ گفت: معنا ندارد ولی با سبعه (هفت) قافیه دارد. با این ترتیب بود که ربعه در برابر سبعه پیدا شد، وگرنه گروهی با نام و برنامه‌ای خاص نبود، بلکه تنها زاییده‌ی یک شوخی بود.» @moliyanbook

عطار نیشابوری سخنرانی علامه جلال‌الدین همایی برنامه‌ رادیویی مرزهای دانش به همراه پرسش و پاسخ به نقل از چراغداران @moliyanbook

خیشخانه هرات| تاریخ بیهقی| قسمت دوم #رشید_کاکاوند @moliyanbook

در زندگی بعدی‌ام امامزاده باشم؛ خلوت، بی‌نام و نشان. از این امامزاده‌ها که کسی زیاد آدم حساب‌شان نمی‌کند. صبح به صبح بیدار که شدم، یک متولی پیر بیاید درم را باز کند تا هر کس خواست، هر کس دلش گرفت، داخل شود. هی نان بدهم و از ایمان نپرسم. کلا نپرسم. دل گرفته، خالی که شد، اشک‌هایش را که تمام و کمال ریخت، راه‌اش را بگیرد و برود. نه نگران باشد که با حرف‌هایش کسی را رنجانده، نه به کسی برخورده، نه رازی فاش شده. دو سه تا کفتر هم باشند. غروب به غروب بیایند وسط حیاطم. دلِ سیر بخوانند. با سوز بخوانند. ترکی بخوانند. گارمانچی و یحیی تلاش می‌کنند با سوز بخوانند، ترکی بخوانند، مشق کوچه‌لر و آه!‌ در شب‌ می‌گذرد... #نیلوفر_امرایی 🖤 #نثر @moliyanbook

بررسی نشانه‌ای افسانه‌های مازندران سپیده معافی مدنی دانشگاه پیام نور اسفند ۱۳۹۰ #پایان_نامه #درخواستی اگر به منبع خاصی نیاز دارید، با ما در میان بگذارید. @moliyanbook