en
Feedback
اولکَه‌میز سوزن

اولکَه‌میز سوزن

Open in Telegram

کانال روستای سوزن ـــــــــــــــــــــــــــــــــ آیدی برای ارتباط با ادمین و ارسال عکس و ویدئو و مطالب مرتبط با روستا👇🏼 🆔 @hamishe_dar_hanoozha آیدی برای ارسال تبلیغات و آگهی‌های خرید و فروش 👇🏼 🆔 @DK_Olkamiz_Ads

Show more
2 509
Subscribers
-124 hours
+17 days
+3330 days
Posts Archive
▪️ بازگشت همه به‌سوی اوست ▪️ با نهایت تأسف و تأثر درگذشت زنده‌یاد خانم زهرا مصطفوی، فرزند گرامی حاج آقامعلی مصطفوی (داماد حاج
▪️ بازگشت همه به‌سوی اوست ▪️ با نهایت تأسف و تأثر درگذشت زنده‌یاد خانم زهرا مصطفوی، فرزند گرامی حاج آقامعلی مصطفوی (داماد حاج سید فخرالدبن حسینی) را به آگاهی هم‌روستاییان گرامی می‌رسانیم. به خانواده و بستگان ایشان تسلیت عرض می‌کنیم و از خداوند برای ایشان آمرزش و آرامش ابدی خواهانیم. خاک بر او خوش باد. 🌹 🕯 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

ما مدت‌هاست یادمون رفته که بارون تماشاییه! دیدن این کلیپ زیبا خالی از لطف نیست. ⛈ 🌧 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

از دو رودِ دیدۀ ما باد بر باران درود 🖊 کمال خجندی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☂ ☔️ لذت کودکان سوزن از هوا
+1
از دو رودِ دیدۀ ما باد بر باران درود 🖊 کمال خجندی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☂ ☔️ لذت کودکان سوزن از هوای دلچسب این شهریور بارانی ( ١۴٠۵/۶/١٧) ⛈ @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

🩵 برای تو ای سوزن، ای خاکِ جاودان 🩵 برای تو؛ احساس مشترک میان ما، همهٔ ما... چه تفاوت می‌کند که اکنون در کدام جغرافیا هستیم؟ خانه تویی... احساس ناب تویی، خاطرات مشترک تویی! با هم گذر می‌کنیم از فصل مشترک خاطره‌ها... 🌱 بهاران 🌱 به پرستوها و سارهایت خوش‌آمد گفتیم. فروردین که شد، بیل‌به‌دست، در سپیدهٔ آفتاب، جوی‌هایت را لایروبی کردیم. چه اجتماعی می‌شد! رمه‌ها را با رنگ بر پشتشان، به صحرا و کوه‌ها فرستادیم و غروب‌ها، در مسیر تنگ کوچه‌ها، سازِ زنگوله بود و گرد و خاک گله‌ها. قدم به بهشت اردیبهشت نهادیم و بوی تند شبدرزارهایت را نفس کشیدیم. مسحور از آن همه زیبایی شگفت و طغیان رویش و هیاهوی سبز، راه خرداد را پیش گرفتیم؛ سر راه، یک دو برگی از درخت گردو برچیدیم و لای کتاب‌ها به یادگار نهادیم! سرمست از بوی گل‌های محمدیِ رُسته در باغ‌هایت، مسیر مدرسه‌ها را پر کردیم از برگ کتاب‌ها؛ سپس به جان باغ انگور افتادیم، با بیل و ارّه! سهم سارها از تلاش ما، کرم‌های باغ بود! بر سرِ چشمِ خیس هر چشمه‌سارت، گلویی تازه کردیم. سطر آخر بهار این بود: آفتاب ظهر، شستن و پشم‌چینی گوسفندها... به بهاران بدرود گفتیم و رد شدیم! بماند که چه اندازه در کنار گله‌ها خیس باران شدیم... ☀️ سلام به تابستان... ☀️ سلام به عظمت کهن مردانی که همواره سحرخیزتر از خورشید بوده‌اند. سلام به خنکای عصر و عصرهای خنک، نبض تند کوچه‌ها... سلام به خرمن و گندم و جو، عرق و داس، کار و کار و کار! فوتبال‌های عصر، پرواز دسته‌جمعی کلاغ‌ها در غروب، در افق! سلام به تاکستان‌های پُربار سوزن! انگورهای سرد در درون چشمه‌ها... سلام به بیشه‌ها، به انبوه درختانی که اکنون...! به گله‌های قوزکرده در بی‌حوصلگی آفتاب ظهر! و می‌رسم به شب. از شب تابستان روستا چه بگویم؟ چه می‌توان گفت؟ خرمن‌کوبی زیر نور ماه... یادش به خیر! بازی نسیم لابه‌لای شاخه‌ها؛ نجوای او زیر گوش برگ‌ها... آواز غیب جیرجیرک‌هایی که هیچ‌گاه پیدایشان نیست! از صدای پای آب در آبیاری شبانهٔ یونجه‌زار... شب کنار گله، تعقیب رد شهاب‌ها... شب‌های افسونگرِ ستاره‌ریز. نفس عمیق!! 🍂 و روزی به پاییز خواهیم رسید... ✍️ نویسنده: مصطفی مصطفوی 🩶 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

خندهٔ خاک و رستاخیز زمین پرواز رؤیا و خودنمایی گل‌ها سوزن؛ این «حجم سبز» خیال‌انگیز... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+8
خندهٔ خاک و رستاخیز زمین پرواز رؤیا و خودنمایی گل‌ها سوزن؛ این «حجم سبز» خیال‌انگیز... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 🌱 بهاران سوزن 📸: سید مهدی موسوی 🌸 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

به وقت آلوچینی سوزن 🌿 شهریور ١۴٠۵ 🍃 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن
+1
به وقت آلوچینی سوزن 🌿 شهریور ١۴٠۵ 🍃 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

+1
هم‌اکنون؛ بارش نم‌نم باران در روستای سوزن ١۶ شهریور ١۴٠۵ 🌧 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

گاوسواری در سوزن؛ لذت کمتر تجربه‌شده 😃 🌿 تابستان ١۴٠۵ 📸: ناصر پویافر 🐄 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن
+2
گاوسواری در سوزن؛ لذت کمتر تجربه‌شده 😃 🌿 تابستان ١۴٠۵ 📸: ناصر پویافر 🐄 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

صحنه‌ای مسحورکننده از ماه خونین و یک نهنگ در پاتاگونیای آرژانتین 🔹 لحظات خیره‌کننده‌ای در پورتو مادرین، جنوب آرژانتین، ثبت شده است که در آن، نهنگی دم خود را از سطح دریا بالا می‌برد، در حالی که ماه کامل درست قبل از ماه‌گرفتگی جزئی، آسمان را روشن کرده بود. @NationalGeographicFarsi 🌊 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

من مدام از درخت یاد می‌کنم تا تابستان بماند تا ما تمام تابستان را زیر سایه‌اش گمان زندگی داشته باشیم... 🖊 احمدرضا احمدی ــــ
+5
من مدام از درخت یاد می‌کنم تا تابستان بماند تا ما تمام تابستان را زیر سایه‌اش گمان زندگی داشته باشیم... 🖊 احمدرضا احمدی ـــــــــــــــــــــــ 🌾 سوزن؛ تابستان ١۴٠۵ 📸: حسین جلیلی 🌿 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

#روزی_روزگاری ¦ سال ١٣٧٢ از راست: محمدرضا جلیلی، علیرضا سرخوش، ابراهیم اسماعیلی، خلیل محمدی سیف، علی‌میرزا معصومیان، علی نبی‌
#روزی_روزگاری ¦ سال ١٣٧٢ از راست: محمدرضا جلیلی، علیرضا سرخوش، ابراهیم اسماعیلی، خلیل محمدی سیف، علی‌میرزا معصومیان، علی نبی‌پور ✨ ملقب به گروه ۵٧ 📸 @suzan_village ¦ اولکه‌میز سوزن

اکران آنلاین «درختان کهنسال ايران» در سایت هاشور ـــــــــــــــــــــــ 🌳🌳🌳 این مستند گونه‌های مختلف درختان جنگلی دیرزی ایران مانند چنار، گردو، ارس سرو نوش و بنه را معرفی کرده و با الهام از منابع علمی و مستندهای ارزشمند طبیعی تاریخی و فرهنگی آنها را به تصویر می‌کشد. معرفی و بررسی کارشناسانه «درختان کهنسال ايران» به همراه ثبت و ارائهٔ تصاوير ديده‌‌نشده و اطلاعات علمی و مستدل از آن‌ها با مشارکت معتبرترین کارشناسان این حوزه و اهالی بومی. 🎬 تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده: حمید کریلی 🎙 گویندهٔ متن: شهاب حسینی https://hashure.com/ 👈🏼👈🏼 🌳 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

خانه‌ای از سوزنِ دیروز خانه‌ای از جنس روزهای ساده با پنجره‌هایی سبز، نرده‌های چوبی و هزاران خاطره در دل دیوارهای کاهگلی بعضی
خانه‌ای از سوزنِ دیروز خانه‌ای از جنس روزهای ساده با پنجره‌هایی سبز، نرده‌های چوبی و هزاران خاطره در دل دیوارهای کاهگلی بعضی خانه‌ها خراب می‌شوند، اما قصه‌شان نه. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خانهٔ زنده‌یاد مشهدی حسن مصطفوی (شیری شهپر) که حالا به خاطرات پیوسته‌است. 🏠 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

#گم‌شده گوشی موبایل هم‌روستایی گرامی، آقای هاشم رضایی، امروز (١۵ شهربور) در روستا گم شده‌است. از یابنده خواهشمندیم با شمارهٔ زیر تماس بگیرد: 09395445666 مژدگانی یابنده محفوظ است. 🟠 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

❗️ اطلاعیهٔ دهیاری روستای سوزن دربارهٔ جمع‌آوری سگ‌ها 📣 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ● با توجه به مشاهدهٔ تعدادی سگ صاحب‌دار و بدون‌صاحب در معابر روستا و اعتراض و نگرانی اهالی محترم نسبت به آزار و اذیت و خطرات احتمالی این سگ‌ها برای رهگذران، به‌ویژه کودکان، پیگیری‌های لازم جهت جمع‌آوری سگ‌های موجود در معابر در حال انجام است. ●● در همین راستا، هماهنگی‌های لازم با پیمانکار موردنظر انجام شده و در روزهای آینده عملیات جمع‌آوری تمامی سگ‌های موجود در معابر روستا انجام خواهد شد. ● لازم به ذکر است در زمان اجرای طرح جمع‌آوری، سگ نگهبان با سگ ولگرد تفاوتی نخواهد داشت و هر سگی، چه صاحب‌دار و چه بدون‌صاحب، در صورت حضور و رها بودن در معابر روستا، جمع‌آوری خواهد شد. ● لذا از عزیزانی که در منازل خود سگ نگهداری می‌کنند، خواهشمندیم سگ‌های خود را در داخل حیاط نگهداری کرده و نسبت به قلاده‌گذاری آن‌ها اقدام کنند و از رهاسازی سگ در معابر عمومی که موجب آزار و اذیت و نگرانی اهالی می‌شود، جداً خودداری فرمایند. 📢 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

sticker.webp0.43 KB

⚠️ یک نکتهٔ مهم برای روستا 🔹 بحث اصلی این نیست که سگ، سگ گله باشد یا سگ خانگی؛ بحث اصلی، کنترل و مسئولیت نگهداری از حیوان است. 🔸 داشتن سگ گله برای نگهبانی از دام‌ها امری قابل درک و در بسیاری از موارد ضروری است؛ اما این موضوع نباید باعث شود حیوان بدون کنترل در کوچه‌ها، معابر، جاده‌ها، اطراف خانه‌ها یا محل رفت‌وآمد مردم رها شود. 🔹 به‌ویژه در روستا، کودکان، سالمندان، دوچرخه‌سواران، موتورسواران و عابران ممکن است در مسیر رفت‌وآمد خود با سگ‌های آزاد مواجه شوند و ترس یا حملهٔ ناگهانی یک سگ می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد. 🔸 بنابراین انتظار می‌رود صاحبان سگ‌ها، ضمن استفاده از آن‌ها برای نگهبانی از دام و اموال خود، مسئولیت کنترل و نگهداری حیوان را نیز جدی بگیرند. 🔻 امنیت و آرامش مردم روستا، موضوعی نیست که بتوان از کنار آن ساده گذشت. ✍🏼 دهیار محترم روستا، آقای پویافر 🐕 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

🐕 سگ‌های گله و مسئولیت قانونی نگهداری از آن‌ها با توجه به افزایش حضور و تردد سگ‌ها در سطح روستا، بد نیست با بخشی از مسئولیت قانونی صاحبان و متصرفان این حیوانات آشنا شویم: سگ گله از نظر مسئولیت قانونی، تفاوت اساسی با سگ خانگی ندارد. معیار اصلی این است که چه کسی سگ را در اختیار و کنترل داشته و آیا در نگهداری و کنترل آن کوتاهی کرده است؟ ⚖️ مسئولیت صاحب یا متصرف سگ: بر اساس مادهٔ ۵۲۲ قانون مجازات اسلامی، متصرف هر حیوانی که از احتمال حملهٔ آن آگاه است، باید آن را حفظ و کنترل کند و اگر در اثر تقصیر او، حیوان به شخص دیگری صدمه وارد کند، مسئول و ضامن خواهد بود. همچنین طبق تبصرهٔ ۱ همین ماده، نگهداری حیوانی که شخص توانایی حفظ و کنترل آن را ندارد، تقصیر محسوب می‌شود. 🐕 اگر سگ گله در جاده، روستا یا زمین کشاورزی آزاد باشد: اگر صاحب یا متصرف سگ، با وجود آگاهی از احتمال حمله یا خطرآفرینی حیوان، آن را بدون کنترل رها کند و در نتیجهٔ این کوتاهی، شخصی آسیب ببیند، مسئولیت قانونی می‌تواند متوجه صاحب یا متصرف حیوان باشد. ⚠️ اگر صاحب سگ عمداً آن را به سمت فردی بفرستد: در صورتی که شخصی عمداً سگ یا حیوان را به سمت فرد دیگری تحریک یا هدایت کند و در اثر این اقدام، فرد دچار آسیب یا صدمه شود، موضوع می‌تواند مسئولیت کیفری و پرداخت دیه را نیز به دنبال داشته باشد. 🛡️ اگر فرد برای دفاع از خودش به سگ آسیب بزند: در شرایطی که فرد با خطر واقعی و فوری حملهٔ سگ مواجه باشد و برای دفاع از جان یا سلامت خود ناچار به دفع خطر شود، موضوع باید با توجه به شرایط حادثه و میزان ضرورت اقدام او بررسی شود. ⚖️ اگر حادثه در منزل اتفاق بیفتد: اگر فردی با اجازهٔ صاحب خانه وارد محلی شود و در آنجا به‌وسیلهٔ حیوان نگهداری‌شده آسیب ببیند، در شرایط مقرر قانونی، مسئولیت می‌تواند متوجه شخصی باشد که حیوان تحت اختیار او بوده است. ❗ پس «مجازات» دقیقاً چیست؟ در چنین حوادثی، مجازات یا مسئولیت قانونی، به نوع حادثه، میزان تقصیر، عمد یا غیرعمد بودن رفتار، شدت صدمه و شرایط وقوع حادثه بستگی دارد و نمی‌توان برای همهٔ موارد، یک مجازات ثابت تعیین کرد. ✍🏼 دهیار گرامی سوزن، آقای پویافر 🐕 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

مقررات نگهداری سگ نگهبان و سگ خانگی فرستنده: دهیار گرامی سوزن، آقای پویافر 🐕 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن
مقررات نگهداری سگ نگهبان و سگ خانگی فرستنده: دهیار گرامی سوزن، آقای پویافر 🐕 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن

تصویری از حسرت و افسوس بهای سنگینِ مدیریت نادرست این همان سد شنجور است که روزی آب آن تا دوردست‌ها گسترده بود و امید باغ‌ها و
تصویری از حسرت و افسوس بهای سنگینِ مدیریت نادرست این همان سد شنجور است که روزی آب آن تا دوردست‌ها گسترده بود و امید باغ‌ها و بیشه‌های پایین‌دست به همین آب گره خورده بود؛ امروز اما از آن‌همه آب، سهم اندکی باقی مانده‌است. پشت این آبِ اندک، باغ‌ها و بیشه‌هایی ایستاده‌اند که تشنه‌اند و روزگاری به آب این سد دل‌خوش بودند... 💧 @Suzan_Village ¦ اولکه‌میز سوزن