🌻 الفبا
Open in Telegram
مجله الفبا روزنه ای برای اشتراک گذاری مطالبی در زمینه فرهنگ، تربیت و آموزش است. الفبا متعلق به معلمان، مادران و پدرانی است که عاشقانه در تربیت فرزندان این مرز و بوم و اعتلای فرهنگ جامعه می کوشند. با ما در ارتباط باشید: @forcontactt
Show more2 440
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-3330 days
Posts Archive
2 440
🔶 از فردا تمامی مدارس استان تهران و سایر مناطق کشور باز است.
🔹وزیر آموزش و پرورش:
تعطیلی ها به دانش آموزان لطمه می زند.
مدارس باید آخرین جایی باشد که تعطیل می شود.
🔸چند پرسش ساده:
▫️هوای سمی به سلامتی دانش آموزان لطمه نمی زند؟
▫️آیا پزشکان و متخصصان ریه و دستگاه تنفسی در این زمینه نظری ندارند؟
▫️مسئول بهداشت و سلامتی افراد جامعه وزارت آموزش و پرورش است یا وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی؟ نظر کدام یک در این موضوع ارجح است و کدام وزارتخانه در این زمینه صلاحیت تصمیم گیری دارد؟
▫️آیا تصمیم در این زمینه بر اساس مقایسه کشور با کشورهای دیگر درست است؟ چنین مقایسه ای چه مبنای علمی و مستدلی دارد؟ چرا چنین مقایسه هایی در سایر زمینه ها مانند کیفیت آموزش، جایگاه معلمان، امکانات آموزشی و رفاهی و غیره مبنای تصمیم گیری مسئولان آموزش و پرورش نیست؟
▫️راستی چرا هوا آلوده است؟
▫️نظر شما چیست؟
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶 نتایج یک پروژه پژوهشی نشان می دهد اگر در کلاس امکان جابجایی و تحرک (به ویژه راه رفتن) فراهم باشد، توانمندیهای شناختی، خلاقیت و فهم دانشآموزان بطور معناداری افزایش می یابد.
اگر در کلاس شما چنین امکانی وجود ندارد، بدانید که فرآیند یادگیری با مانعی بزرگ مواجه است.
به دانش آموزان اجازه حرکت بدهید و ببینید مغز آنها چگونه فعال می شود.
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶آیا برنامهی برف روبی شهرداری هم میتوانید بر تبعیض جنسیتی اثر بگذارد؟
چند سال پیش یک جامعه شناس سوئدی یک مقاله نوشت که نحوهی برف روبی در سوئد تبعیض جنسیتی رو افزایش میده! چون اولویت برف روبی با مسیرهایی هست که مردان بیشتر باهاش سروکار دارند! اولش یه عده بهش خندیدن! اما یک تیم تحقیقاتی حرفش رو بررسی کرد و دید اکثر مصدومان پس از بارش برف خانمها و افرادی هستند که پیاده یا با دوچرخه به سرکار میرن! درصورتیکه که اولویت برف روبی در سوئد برف روبی از بزرگراه هاست و بعد خیابانها و ...
بعد از این تحقیقات اولویت برف روبی و پاکسازی برف در بسیاری از شهرهای سوئد عوض شد و پاکسازی برف را بهطور متفاوتی اولویتبندی کردند. آنها اکنون ابتدا گذرگاهها و مسیرهای دوچرخه سواری را برف روبی میکنند (به خصوص مسیرهای نزدیک به ایستگاههای اتوبوس و مدارس ابتدایی) بعد جادههای محلی و در نهایت بزرگراه ها را پاکسازی میکنند.
✍️ مجید میرزایی
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶آلودگی هوا تهدیدی جدی برای رشد مغز کودکان
درباره خطرات آلودگی هوا برای سلامتی انسان و به ویژه سیستم تنفسی ما اخبار زیادی میشنویم، اما در سالهای اخیر شواهد جدیدی بدست آمده که نشان میدهد آلودگی هوا به نواحی مغزی درگیر تواناییهای شناختی کودکان آسیب میزند، میزان احتمال به بیماری نقص شناختی مانند آلزایمر در بزرگسالان را افزایش میدهد و یکی از عوامل مولد اختلالات خلقی مانند اضطراب و افسردگی است.
پیامدهای خطرناک آلودگی هوا برای رشد مغز کودکان در مطالعات مختلف اشاره شده است.
مرور کوتاهی بر این مطالعات در سال ۲۰۲۰ انجام شده و نتایج نشان داده است که آلودگی هوا با اشکال مختلفی از اختلالات رفتاری و عصبی مرتبط است.
جالب است بدانید آلودگی هوا بعنوان یکی از عوامل خطرساز ابتلای به اختلال اوتیسم (درخودماندگی) در دوران بارداری شناخته شده است.
🌼 @alefbaaa
متن کامل این مرور را میتوانید با کلیک روی لینک پایین بخوانید:
https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC6892600/#__ffn_sectitle
2 440
🔶 برای دستیابی به معدل بالاتر دانش آموزان را تنبیه کنید!
سینا کلهر، معاون فرهنگی و ورزش همگانی وزیر ورزش در شبکه چهار تلویزیون: تنبیه را از تمام ساختار خانواده، جامعه، آموزش و غیره حذف کردید و نتیجهاش این شد که معدل دانش آموزان به ۱۲ رسیده است.
🔶چند پرسش:
🔸پشتوانه نظری و تجربی صحبت های ایشان چیست؟
🔸بر مبنای چه تخصصی چنین نسخه ای را برای تعلیم و تربیت کشور تجویز کرده اند؟
🔸کدام والدین به شما اجازه می دهد برای ارتقای میانگین معدل دانش آموزان فرزندش را تنبیه کنید؟
🔸آموزش و پرورش فنلاند به عنوان موفق ترین نظام آموزشی جهان از چه روش تنبیهی استفاده می کند؟
کشور فنلاند سالها است که در میان نظام های آموزشی جهان، پیشرو و حائز رتبه اول بوده است. دانش آموزان این کشور در آزمون PISA سرآمد جهان هستند و نمرات آنها در ریاضی، مهارت خواندن و علوم در صدر جداول قرار دارد.
شنیدن این سخنان در عرصه تعلیم و تربیت مایه شرمساری است.
نظر شما چیست؟
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶 من را همین حالا میتوانید جلب کنید، ولی دانشآموزم را نه
🔸 [سال] ۱۳۳۲ بود زمان [نخستوزیری] آقای سپهبد زاهدی که آن کودتایی که مصدق را گرفتار کرد و آقای زاهدی آمد. اول مهر کلاسهای دبیرستان [البرز] تشکیل شد. یک دفعه تو اتاقم بودم سوم یا چهارم مهر بود، یک سرهنگی وارد اتاقم شد، اسمش [از] یادم رفته، تصور میکنم قربانی بود، نه، یا یک اسم دیگری داشت.
این جناب سرهنگ آمد نشست [در اتاق من و] گفت که، من فلان، اسم یک شاگردی را برد، گفت «من میخواهم این [دانشآموز] را ببینم.» گفتم: «شما پدرش هستید؟» گفت:«نه.» کسانی که پدرشان در تهران نبودند برای اسمنویسی در دبیرستان البرز میبایستی یک نماینده تعیین کنند. گفتم: «نماینده پدرش هستید؟» گفت: «خیر.» گفتم: «پس چه کار دارید؟» گفت: «من دادستان...»، حالا [این زمانی است که] آقای [تیمور] بختیار رئیس سازمان امنیت است، گفت «من دادستان سازمان امنیتم و این جوان را کار دارم.» گفتم «چه کار دارید؟» گفت: «این جوان در پشت آن تخته [کلاس] بر علیه ما چیز نوشته.» گفتم «این تنبیهش با من است نه با شما. من مسئول دبیرستانم تنبیهش با من است.» گفت که «من میخواهم این جوان را باهاش صحبت کنم.» گفتم «شما نمیتوانید با این جوان صحبت کنید. هر حرفی دارید به من بزنید. شما هیچ وابستگی به این جوان ندارید.» گفت که «همینطور؟» گفتم «بله.»
گفت: «من دادستانم، به شما گفتم [گویا] توجه نکردید.» به من گفت «توجه نکردید، من دادستان سازمان امنیت هستم.» گفتم «من شنیدم آقای سرهنگ. من شنیدم شما دادستان هستید. بنده را میتوانید جلب کنید همین حالا. من در خدمتم، ولی هیچکدام از این شاگردهای دبیرستان البرز را شما نمیتوانید ببرید. من به شما معرفی نمیکنم.» گفت، «همینطور؟» گفتم «بله همینطور.»
البته این حرف [را که زدم] پیه [این] را مالیده بودم به [تن] خودم که همین حالا برای من ابلاغ بیاید [که] برو پی کارت. خب من میروم پی کارم. بهتر این [است] که من بروم پی کارم تا مطابق فکر من عمل نشود. پدر این طفلی که این آقا[ی سرهنگ] خواسته، این پسر را آورده به من سپرده. اگر پولش را به من میسپرد من میخوردم یا خرج میکردم یا دزد میزد، [به او] میگفتم «آقا بیا. منفعت چقدر میدهند تو بازار؟ بکش رویش. من نقد ندارم به شما بدهم، به اقساط به شما میپردازم.» ولی اگر این جوان معیوب بشود من چه کار کنم؟ چه خاکی به سر بریزم؟ هیچ راهی ندارم. این طرز فکرم بود.
این [سرهنگ] بلند شد و پا شد رفت بیرون. در را زد بهم و رفت بیرون. [با خودم] گفتم همین حالا برای من ابلاغ [عزل از مدیریت دبیرستان البرز] میآید. اتفاقاً نیامد. وقتی این رفت بیرون من آن جوان را به ناظمش گفتم آمد اتاق من. گفتم که «تو چیزی نوشته بودی پای تخته بر علیه این آقایان کنونی؟» با من راست بودند. گفت، «بله نوشتم.» گفتم «اینجا آمده بودند عقبت. پاشو برو، در خانه خودت هم نرو. پاشو برو منزل قوم و خویشهایت و از این در هم بیرون نرو، از [در] جلوی حظیرة القدس از آن طرف برو.» او را فرستادم رفت.
آها، این سرهنگه از من پرسید گفت که «پس آدرسش را به من بدهید.» گفتم «مگر اینجا ثبت احوال است؟ اینجا شهربانی است؟ اینجا مدرسه است. آدرس [میخواهید؟] شما که آدرس همه دست شماست. شما خودتان همه آدرسها را دارید. پاشید بروید پیدا کنیدش. من به شما آدرس پسرم را بدهم که کجا هست؟ آقا این غیر ممکن است.»
🔹 بخشی از مصاحبه محمدعلی مجتهدی (۱۲۸۷-۱۳۷۶) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار هفتم
تاریخ مصاحبه: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۵
مصاحبه کننده: حبیب لاجوردی
🔸از کانال تاریخ شفاهی ایران
https://t.me/tarikh_shafahi_iran_project
🌼 @alefbaaa
2 440
🍁اولین موسم این فصل مگر مهر نبود؟
مهر امسال با مرگ مظلومانه و غریبانه دختری به نام مهسا همراه شد. دختری که قرار بود در سال تحصیلی جدید به دانشگاه برود و در کلاس مهر بنشیند.
اگرچه او فرصت نیافت طعم مهر را بچشد اما مهرش نشانه ای شد برای مطالبه زندگی و آزادی. امید است اهل تعلیم و تربیت این نشانه را مغتنم بشمارند و بیش از پیش بر رسالت خود واقف باشند.
تعلیم و تربیت برای رهایی انسان از اسارت جهل و نادانی و تبدیل او به فردی آگاه و آزاد است که از خود عاملیت دارد. اگر این رهایی بخشی را غایت و جوهر تربیت بدانیم، کار آموزش و پرورش گسستن این زنجیرها و آزادی انسان است و ارزش و اعتبار آن نیز به اندازه پرورش انسان های آزاد و وسعت بخشیدن به کیفیت هایی است که به رهایی بخشی و زیست آزادانه منجر شود.
مدارس باید با تربیت شهروندانی آزاد، آگاه و پرسشگر، افراد را برای اعمال قدرت بر زندگی خود توانمند کنند.
معلمان و مربیان با قرار داشتن در صف مقدم تحقق این آرمان، نقشی کلیدی دارند که می توانند با مهرورزی و از خودگذشتگی، مدارس را به وظیفه اصلی خود، یعنی تربیت انسان هایی آگاه و آزاد، بازگردانند.
در این صورت است که بهار تعلیم و تربیت معنا می یابد و گرنه مهر خزانی بیش نخواهد بود.
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶 واکنش کودکان رنگین پوست به دیدن پری دریایی سیاه پوست
چند روز پیش کمپانی دیزنی اولین تریلر رسمی از فیلم لایو اکشن The Little Mermaid «پری دریایی کوچک» را منتشر کرد. این فیلم لایو اکشن بازسازی انیمیشن «پری دریایی کوچولو» است که در سال ۱۹۸۹ میلادی اکران شد.
عضویت در کانال الفبا 👇
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶 #یک_قانون_خوب ❤️
ماشین را در زیر سایه درختی و در یکی از خیابان های فرعی برای دقایقی، پارک کردم تا ساعت پایان طرح ترافیک آغاز شود و بتوانم وارد منطقه طرح شوم.
کودکی حدودا ۹ ساله را دیدم که با شتاب، کوله اش را جلوی در خانه ای انداخت و پشت سر خانم سالمندی که در دستانش چند پلاستیک از مایحتاج خریداری شده اش بود، دوید و گفت؛
خانم، خانم، اجازه بدهید کمکتون کنم.
به یک باره انبوهی از پرسش ها، همراه با حالی شگفت زده و متعجب، ذهنم را در بر گرفت.
این پسر بچه چگونه هم از خود مراقبت می کند، و هم به دیگران اعتماد؟!
در شرایطی که بچه های این سنین، یا وابسته به والدین هستند، یا سر در بازی های کامپیوتری دارند،
یا مشغول بازی با همسالان در کوچه ها هستند، و یا مثل شاهزاده ها، در خانه با مربی خصوصی کار می کنند، !؟
چگونه نیاز یک سالمند را "می بیند" و به او کمک می کند؟ چه کسی به او آموزش داده است؟ چگونه این احساس امنیت و اعتماد را به دست آورده است؟
در همین حال و افکارم سیر می کردم، که دیدم همان پسر بچه با یک شاخه گل در دست، مسیر رفته را بر می گردد.
پیاده شدم، و گفتم؛ می دانم عجله داری، عذر خواهی می کنم وقتت را می گیرم.
یک سوال داشتم.
این کمک به دیگران را در کتابها خواندی یا در مدرسه به تو آموزش دادند و یا پدر و مادرت به تو یاد دادند.
همینطور که نفس نفس می زد و صورتش از گرما گل انداخته بود، گفت:
ما در خانه یک قانون داریم، و آن این است که؛
هر زمانی تکالیفم را انجام نمی دهم،
یا کار بدی کرده باشم،
پدر و مادرم از من می خواهند که حتما یک کاری که کمک به دیگران هست را انجام دهم.
امروز استاد موسیقیم از تمرینم راضی نبود، مادر گفت: برو ببین چیکار میخوای بکنی؟
گفتم یعنی والدینت تعیین می کنند با چه روشی باید کمک بکنی، یا خودت انتخاب می کنی؟
گفت؛
آنها فقط می گویند، ببین میخوای چیکار کنی؟
با خود فکر کردم عجب پدر و مادر فیلسوفی دارد این پسر.
یعنی این کمکت به این خانم مسن، تنبیهی بود که باید می شدی؟
گفت؛ بله
گفتم دیگر چه کمک هایی به دیگران کردی؟
گفت چند بار به پسر همسایه که مدرسه استثنایی می رود، ریاضی آموزش دادم.
چند بار هم رفتم پیش مادر بزرگم که تنهاست، خوابیدم.
یک بار هم پول توجیبی روزم را دادم به یک نفر.
گفتم این شاخه گلی که در دست داری داستانش چی هست؟
گفت:
آن خانم از گل فروشی سر کوچه خونش خرید و به من داد،
گفتم اجازه دارم اسمت را بپرسم؟ گفت محمد هستم ... گفتم محمد چند سال داری؟ گفت ۹ سال.
گفتم محمد، گل ندارم که به تو هدیه بدهم، ولی یک بسته شکلات گرفتم تا ببرم مهمانی، این را به تو که امروز، عشق، امید و شادی را به من هدیه دادی، می دهم.
سلام منو به پدر و مادرت هم برسان. خواهشی هم داشتم؛
اول اینکه مراقب خودت باش.
طوری که گویا فهمید منظورم چیست؟ خندید و گفت هستم. به هر کسی کمک نمی کنم.
دوم اینکه وقتی بزرگ شدی و خیلی توانمند تر از امروز شدی، به کمکت به دیگران ادامه بده.
دستی تکان داد و خداحافظی کرد و رفت.
خوشحال شدم که هنوز میتوان دلهایمان را آب و جارو زد.
هنوز می شود به فرزندانمان یاد بدهیم که در رنج، درد، شادی و غم دیگران شریک شوند.
هنوز میشود عشق را به دیگران هدیه کرد. هنوز می توان لبخند را بر آسمان هر کوچه ای به پرواز در آورد.
عضویت در کانال الفبا 👇
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶تنها يک سال مدرسه به من خوش گذشت
🔸تنها یکسال توی #مدرسه به من خوش گذشت. سال دوم ابتدایی معلمی داشتم به اسم ماری. هیچوقت فراموشش نمیکنم. حالا وقتی به آن روزها فکر میکنم، میفهمم که ماری به اینخاطر معلم دبستان شده بود که بتواند وقتش را با انجام کار مورد علاقهاش بگذراند؛ کاری که بیشتر از هر کار دیگری دوست داشت: #ساختن و #به_وجود_آوردن.
🔸از همان اول عاشقش شدم. از همان صبحِ اولین روز. لباسهایی را که خودش دوخته بود میپوشید، پلیورهایی که خودش بافته بود، زیورآلاتی که کار دستِ خودش بود ... .
🔸روزی نبود که با یک کاردستی به خانه برنگردیم. جوجهتیغیِ خمیری، بطری شیرگربهای، موش کوچولو در پوست درخت گردو، آویزها، نقاشیها، کُلاژها و ... . ماری منتظر روز مادر نمیشد تا اجازه دهد کاردستی بسازیم و دستهایمان را کثیف و گِلی کنیم.
🔸او میگفت: روز موفقیتآمیز روزی است که بتوانیم در آن چیزی به وجود آوریم.
برای مطالعه در فیدیبو:
https://fidibo.com/book/3698-کتاب-35-کیلو-امیدواری
#آنا_گاوالدا
#کتاب #۳۵کیلو_امیدواری
عضویت در کانال الفبا 👇
@alefbaaa
2 440
این خانم معلم و این کلاس درس رو ببینید. خانم معلم اولین روز کاری بعد از بدنیا اومدن نوزادش رو شروع کرده. به بچهها میگه که نینی آورده و بچهها برای نینی ذوق میکنند.
خیلی جالبه از بچهها میخواد درباره نینی سوال بپرسند. مثلا یکی میپرسه سم (اسم نوزاد) گریه هم میکنه ؟ یا مثلا کی راه میره؟ یا مثلا میپرسند خانم نینی با شما میخوابه یا با پدرش؟ که معلم میگه خودش تنهایی میخوابه و از بچهها میخواد که نوزاد رو بخاطر این کار تشویق کنند.
یا مثلا معلم در جواب بچه ها میگه بچه داری سخته. در جواب اینکه بچه از کجا میاد میگه از اندامهای داخلی و ...
دیدن این فضا برای من خیلی جالب بود! نمیدونم معلمای ما الان اینجوری هستن یا نه (زمان ما که نبودند) ولی کاش باشن. کاش همینقدر با حوصله جواب سوال بچهها رو بدن و اینقدر خوب موضوع بارداری و پرورش نوزاد رو برای کودکان توضیح بدند.
✍️ مجید میرزایی
عضویت در کانال الفبا 👇
🌼 @alefbaaa
2 440
🔶 میشه بریم پیش خدا؟
گفت و گوی امید پنج ساله با مامان و باباش
امید: بابا میشه ما هم یه بار با هواپیما بریم پیش خدا؟
بابا: چی کار داری با خدا؟
امید: باهاش حرف بزنیم.
مامان و بابا: درباره چی؟
امید: بگیم حال کره زمین رو خوب کنه.
بابا: مگه حالش خوب نیست؟
امید: بگیم کرونا رو ببره.
مامان: خب اون صدامون رو از اینجا هم میشنوه، تو فقط چشاتو ببند و هر چی می خوای بهش بگو.
عضویت در کانال الفبا 👇
🌼 @alefbaaa
