🔊 روانپژوهشگران
Open in Telegram
🍎☤⛨ روانپژوهشگران ⛨☤🍎 مطالب علمی و کاربردی #روانشناسی نسل سوم روانشناسان و مشاوران ایران #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990 https://t.me/third_generation #روانپژوهشگران #روان_حامی #نسل_سوم
Show more1 437
Subscribers
-124 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
1 438
🔔📃 #چرا_انسانها_در_مواجه_با_مشکلات_یخ_میزنند؟
🔻افراد مضطرب در رویارویی با مشکلات «یخ میزنند»، پدیدهای که از آن به عنوان «مهار اخلاقی» یاد میشود.
✍️ كشف این موضوع که چرا برخی افراد در مواجهه با خطر احتمالی از ترس میخکوب شده و برخی دیگر به آرامی با آن روبرو شده و با آن مقابله میکنند، کلید فهم اضطراب افراد است. اضطراب پدیدهای پیچیده است که تاکنون فهم کاملی از آن دست نداده و دانشمندان برای اندازهگیری آن قصد دارند تا آن را به یک رفتار تبدیل کنند.
🔻همچنین در این تحقیقات مشخص شد که زنان اضطراب بیشتری نسبت به مردان دارند و از مسائل سادهتر از تهدید کلامی مانند وارد شدن به یک اتاق شلوغ یا حتی انتخاب یک وسیله جدید احساس ترس و نگرانی میکنند.
🔻دانشمندان انگلیسی پس از ماهها تلاش و بررسی سرانجام توانستند پاسخ این سوال مهم علم عصب شناسی را که محل اضطراب و وحشت در کدام قسمت مغز است، پیدا کنند. دانشمندان پس از ٩ ماه بررسی کشف کردند که مرکز اضطراب در هیپوکامپ، ناحیهای در لوب میانی تمپورال که معمولا با حافظه و آگاهی از مکان در ارتباط است، قرار دارد.
🔻این محققان با انجام اسکن مغزی بر روی افراد ترسیده یا مضطرب فهمیدند که در زمان ترس، بخش هیپوکامپ فعال میشود.
🔻در این آزمایشات اسکنهای مغزی افراد داوطلب تجزیه و تحلیل شده و به اطلاعات بدست آمده از پرسشنامهها که برای دستیابی به سطوح اولیه اضطراب فرد طراحی شده بود، اضافه شد دانشمندان امیدوارند که این دادههای جدید به پیشرفت داروها و درمانهای جدید برای اختلالات اضطراب و افسردگی کمک کند.
https://t.me/third_generation
1 438
زوربا: چرا جوون ها میمیرن؟ چرا آدم باید بمیره؟ بگو دیگه!
بازیل: نمیدونم!
زوربا: پس فایده این همه کتابهایی که خوندی چیه!؟ اگه این همه کتاب به این سؤال جواب نمیدن، پس درباره چی حرف میزنن!؟
بازیل: دربارهی رنجِ آدمهایی که نمیتونن به این سؤالها جواب بدن!
📖 #زوربای_یونانی
📝 #نیکوس_کازانتزاکیس
#فراتر_از_روان
https://t.me/Beyond_the_psyche
1 438
موفقیت دوستان عزیز در آزمون جامع دکتری سلامت را تبریک عرض میکنم
امیدوارم بیش از پیش موفق باشیم در کنار هم
۵ دوست از ۵ شهر مختلف ایران
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی_تهران
1 438
سکانسی ماندگار از فیلم
"باد ما را خواهد برد"
ساخته عباس كيارستمی
روحت شاد
#خطای_پزشکی
🌿 @derakhtesib_hami
1 438
📝چرا بیدلیل عصبانی میشویم؟
💠آیا شما هم بیشتر اوقات بدون دلیل عصبانی میشوید؟ آیا اطرافیان از پرخاشگری و عصبانیت شما شاکی هستند؟ علل عصبانیت مختلف و بسیار و آستانه تحمل افراد با یکدیگر متفاوت است. در برخی مواقع که فرد دچار عصبانیت میشود، ممکن است فرد حس برتری نسبت به دیگران داشته، خواب کافی نداشته باشد و یا نتواند احساسات خود را کنترل کند.
💠یکی دیگر از علتهای عصبانیت بدون دلیل، افسردگی است که فرد مدام در حال گریه کردن بوده و در نتیجه دچار اختلال خواب و کجخلقی میشود.دلیل دیگر نگرانی است. افراد با دلواپسی زیاد اغلب قادر به کنترل احساسات درونی خود نیستند و قرار گرفتن این افراد در اوضاع چالشی موجب عصبانیت خواهد شد.
💠دکتر ربهکا ونگ روانشناس اظهار کرد: بسیاری از زوجها نیز به دلیل مشکلات زناشویی عصبانی و پرخاشگر میشوند.از دیگر دلایلی که وی به آنها اشاره کرد ناامیدی از کمک دوست، همسر و یا افراد دیگر است.
💠روشهایی برای کاهش عصبانیت و خشم وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره میشود:
-نشانههای هشداردهنده خشم زودهنگام خود را بدانید چون این مورد در افراد متفاوت است.
-احساسات خود را بدون سرزنش فرد دیگر ابراز کنید.
-در شرایط دشوار برنامهریزی داشته باشید.
-در اوضاع حساس نفسهای عمیق بکشید.
-به افکار منفی که موجب تحریک شما میشود بیاعتنا باشید.
-از دیگران کمک بخواهید.
-در زمان قرار گرفتن در اوضاعی که موجب پرخاشگری شما میشود به خود زمان استراحت دهید. اگر در حال مکالمه با شخص دیگر هستید اجازه دهید وی به سخنانش ادامه دهد.
💠به یاد داشته باشید که احساس عصبانیت همان رفتار خشونتآمیز نیست. شناخت حس خشم و استفاده از آن در درک احساسات آسیبپذیر کلید سلامت عاطفی است.
https://t.me/third_generation
1 438
☘️ آزمایش صورت خاموش ☘️
✅ این آزمایش نشان می دهد که ما انسان ها به طور غریزی چطور به ارتباط از دست رفته مان اعتراض می کنیم و واکنش نشان می دهیم
https://t.me/third_generation
1 438
🌲از انواع فوبیا، دسته بندی های آن و روش های درمانی اش چه می دانید؟🌲
https://t.me/third_generation
1 438
همه چیز درباره اختلال پارانویید ، نشانه ها، انواع آن؛ راه های درمان آن
https://t.me/third_generation
1 438
❌ تاثیر روانشناسی مثبتگرا بر سلامتی و بدن
👈 آگاهی بدنی، مانند مفهوم تجسد، به عنوان تمرکز توجه و آگاهی از احساسات درونی بدن تعریف شده است. به طور سنتی، آگاهی بدنی به عنوان نشانگر عملکرد نامناسب در زمان درد مزمن، افسردگی و سایر موارد پزشکی که بیماران درد زیادی دارند مورد استفاده قرار گرفته است. با این حال، تحقیقات اخیر به بررسی مزایای آگاهی بدنی و توانایی تشخیص تغییرات ظریف در احساسات جسمی، به ویژه در هنگام مدیریت درد پرداخته است.
👈 مقیاسهای اخیر آگاهی بدن را در چهار بعد اندازهگیری میکنند (مهلینگ و همکاران، 2009:1):
👈 حسگر درک بدن (به توانایی فرد برای شناسایی بدن، احساسات و نشانه های درونی و نیز وضعیتهای فیزیولوژیک مثبت و منفی اشاره دارد)؛
👈 کیفیت توجه (به شخص برای توجه به احساسات یا نادیده گرفتن آنها کمک میکند. این ابعاد شامل حس خودکارآمدی که در هنگام احساسات درک میکنید میشود و قادر به بازتاب در الگویی قابل تامل و به دور از قضاوت است)؛
👈 نگرش (به اعتماد فرد به توانایی خود در شناسایی درست و اعتماد به احساسات درونی خود که بعدا منجر به تصمیم گیری سازگار میشود)؛
👈 ادغام ذهن و بدن (به توانایی فرد در تشخیص احساسات در هنگام هیجانات اشاره کرده و شامل درک کلی آنها در مورد تجسم بدن در مقابل جدایی از خود فیزیکیشان است).
ما میتوانیم از روشهایی مانند یوگا و ورزش برای افزایش آگاهی بدنی استفاده کنیم.
👈 همانطور که مشاهده کردید، در نظریههای شادکامی و شکوفایی روانشناسی مثبتگرا به بدن و نقش آن درعملکرد مطلوب انسان اشارهای نشده است. از آنجایی که ما موجوداتی هستیم که برای تعامل و ارتباط با جهان خارج بر بدن تکیه داریم بهنظر غیرممکن است که با چشمپوشی از بدن و نقش آن در تسهیل بهزیستی لذتگرا و سعادتگرا، بتوان این موضوع را مورد بررسی قرار داد. بهنظر میرسد که با کارهای پژوهشگرانی مانند سوزان سگرستروم، باربارا فردریکسون و دکر کاتنر میزان قطع ارتباط بین بدن و ذهن و همچنین ظهور روانشناسی فیزیولوژی مثبتگرا، عصبشناسی مثبتگرا و سلامت مثبتگرا در حال تغییر است.
👈 در واقع سومین کنگره جهانی روانشناسی مثبتگرا، یکی از مباحث برجسته کنفرانس خود را بهعنوان "بدن سالم / ذهن سالم" اختصاص خواهد داد. این جهشی باورنکردنی از نادیدهگرفتن قبلی نقش بدن در روانشناسی مثبتگرا و امیدی برای تغییر از یک انحصار شناختی در نظریه و مداخلات به رویکردی جامعتر و متنوعتر است.
📙 #ماهنامه_سپیده_دانایی_شماره 114- 113
https://t.me/third_generation
1 438
۱۵ دقیقه با من باشید
#تغییر
#جامعه
#مسولیت
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی_تهران
#روانپژوهشگر
@psycho_plus
1 438
توانایی جوانان برای در نظر گرفتن تمام جوانب مسائل و یافتن دانش نسبتا وسیع درباره هنجارهای اخلاقی و اجتماعی و آگاهی از ضرورت یکپارچه بودن شخصیت بزرگسالی ، زمینههای لازم را برای آنان فراهم میآورد تا به تثبیت هویت و انسجام خود برسند. در این دوره هویت شخصی آنان به صورت باورهای عمومی ، ارزشها و طرح و برنامه مشخص زندگی جلوهگر میشود. آنان هویتی مییابند که حاکی از وقوف به شایستگیهای تحصیلی ، تواناییهای بدنی ، مهارتهای شغلی و باورهای اجتماعی است و نقشهای گوناگون خود در موقعیتهای مختلف را به خوبی میشناسند و با تغییر موقعیتها آنان نیز نقش خود را تغییر میدهند.
https://t.me/psycho_plus
به این ترتیب آنان بطور فزایندهای تواناییهای رفتار بهنجار در شرایط گوناگون وقتی متضاد را از خود بروز میدهند و انطباق استانداردهای مطلوب خود را با واقعیتهای زندگی به عنوان یک وظیفه اساسی در دوره جوانی پیش رویشان قرار گیرد. تثبیت هویت و انسجام خود در بین گروههای مختلف اجتماعی و فرهنگی تا حد زیادی متفاوت از یکدیگر است. تحقیقات مارکوس وکیتایاما نشان میدهد که در فرهنگهایی که بر جنبه استقلال فردی تاکید میکنند، هویت افراد نیز بیشتر حالت فردگرایی ، خودمختاری و اتکای به خود دارد. در حالی که در فرهنگهایی که بر وابستگیهای جمعی تاکید میشود، حالات دیگری از هویت مانند جمع گرایی ، وابستگی ، اتکای به غیر و جامعه محوری مورد نظر جوانان قرار میگیرد.
https://t.me/psycho_plus
این محققان میگویند جوانانی که فرهنگشان بر استقلال فردی تاکید دارد، افرادی متمایز ، پیگیر در هدفهای شخصی ، متمرکز بر اندیشهها و عقاید خویش بار میآیند. اما برعکس جوانانی که فرهنگ آنان بر ارتباط و وابستگی افراد به یکدیگر تاکید میکند، فردی با سعی در سازگاری خود با اهداف دیگران میشوند که یاد میگیرند که در هر مورد ذهن دیگران را بخوانند و خود را بر آن منطبق سازند. این دو نوع هویت باعث میشود که مسائل جوانان متعلق به فرهنگهای مختلف با یکدیگر همانند نباشد.
در مورد دوم که با تثبیت هویت در میان بیشتر جوانان کشور ما همانندی دارد. فرد آن همه آزاد نیست که هر طور بخواهد فکر کند و یا هرچه را شخصا میپسندد، انتخاب کند و به همین دلیل تثبیت هویت تا حد زیادی متاثر از الگوهای فرهنگی و اجتماعی و خانوادگی است. به جز در میان جوانان طبقات مرفهتر و تحصیل کردهتر که عمدتا بر استقلال فردی خود تاکید دارند.
در میان اکثریت مردم یعنی در طبقات متوسط و پایین و در بین گروههای سنتی و در میان زنان ایرانی ، تثبیت هویت با استقلال فردی بسیار کمتری همراه است. حد و مرز ایفای نقشهای بزرگسالی در میان گروههای سنتی جامعه از قبل معین شده و جوانانی که از آن محدوده پا فراتر گذارند و در صدد سنتشکنی برآیند، با مشکلات جدی در خانواده و جامعه مواجه خواهند شد. این وضعیت موجب میشود که بیشتر مردم در چهارچوبهای تمرکزگرایی فکری و رفتاری بیندیشند و عمل کنند و الگوهای موجود برای زندگی را لایزال و غیرقابل تغییر بشمارند.
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی
۱۳۹۲ خرداد
https://t.me/psycho_plus
1 438
چکیده مقاله جوانی و شکلگیری هویت
#محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی
خرداد ۱۳۹۲
https://t.me/psycho_plus
مقدمه
نوجوانی دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی تعریف میشود و دوره جوانی دوره انسجام هویت و مدخل زندگی بزرگسالی است. سنین 20 سالگی و بعد دورهای است که فرد به کمال رشد بدنی خود رسیده تواناییهای شناختی و زبانی و رشد اجتماعی او از کیفیت بالایی برخوردار است و تغییرات روانی مربوط به انسجام هویت وی نیز بسیار برجسته و شوق آفرین است. ورود به زندگی اجتماعی – افتصادی و سازگاری و نقش آفرینی فرهنگی نیز در این سالها رخ میدهد.
ویژگیهای دوره جوانی
فراغت از تحصیلات دبیرستانی ، گذراندن دوره سربازی برای پسران ، ورود به به بازار کار یا دانشگاه ، ازدواج و تحولات دیگر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به تمامی از جمله ویژگیهای رشد دوره جوانی است. این ویژگیهای رشدی سنین 20 تا 30 سالگی را میتوان در 5 مقوله انسجام هویت ، رشد اجتماعی و فرهنگی ، استحکام اندیشه و جهانبینی ، انتخاب شغل و همسر گزینی و تشکیل خانواده بررسی کرد.
از آنجا که دوره جوانی زمان تصمیمگیریهای اساسی است و این تصمیمات عموما تاثیر بسیار بزرگی بر تمام زندگی فرد میگذارد، دوره جوانی را باید به عنوان یک دوره جداگانه و پراهمیت در زندگی به حساب آورد. این دوره برای والدین و خود فرد بسیار حائز اهمیت است. به دلیل اهمیت فراوان تصمیمگیریهای دوره جوانی ، مهمترین جنبه دستگاه روانی فرد در این دوره همان رشد فکری و سطح آگاهی اوست. بدون این رشد فکری ، فرد قادر نخواهد بود تفاوتهای اصلی افکار خود با دیگران را دریابد و اندیشههای خود را به صورتی واقعبینانه بررسی و نقد و ارزیابی کند.
انسجام هویت و رشد فکری دوره نوجوانی و انعطافپذیری افکار باعث میشود که شخص بتواند در کناری قرار بگیرد و به صورتی بیطرفانه به خود به عنوان یک شخص بنگرد. در این صورت او خواهد توانست خویشتن را به عنوان یکی از ابنا بشر ، به عنوان فردی در میان افراد دیگر ، به عنوان یک فرد اندیشمند و به عنوان فرد صمیمی در اجرای نقشهای مختلفی که بر عهده میگیرد، در نظر داشته باشد.
مساله اساسی دوره جوانی
مشکلترین مساله جوانی در رشد شخصیت و تثبیت هویت این است که فرد نه تنها بخواهد که بزرگسال باشد و در همین جهت برنامهریزی کند، بلکه باید قادر به تشخیص و پذیرش نیروهای متضاد در شخصیت خود نیز بشود و راههای موثرتر کنترل خویش را بشناسد. (حدود 20 الی 25 سالگی). چگونگی تثبیت هویت در جوانی به وقایع مهم در زندگی فرد در این دوره بستگی دارد. به عنوان مثال هویت شغلی و اجتماعی کسی که پس از تحصیلات دبیرستانی به یکی از رشتههای معلمی وارد میشود، با کسی که به یکی از رشتههای مهندسی وارد میشود. متفاوت خواهد بود این هویتهای گوناگون بطور مسلم تاثیرات خود را بر چگونگی سایر جوانب هویت افراد نیز به جای خواهند گذاشت.
اگر در سالهای کودکی و نوجوانی خانواده بیشترین تاثیر را بر شکلگیری هویت بر عهده داشت، اینک در دوره جوانی ، محیط زندگی اجتماعی و خود جوان نقش اساسی در تثبیت هویت ایفا میکند. به نظر میرسد که تحولات رشد دوره جوانی ، بیش از آنکه نتیجه یک تکامل تعامل میان موجود زنده و محیط باشد، یک مجموعه تغییرات پی در پی متاثر از عوامل محیطی است. امروز کمتر کسی را میتوان یافت که فکر کند رشد شخصیت همراه با کامل شدن رشد بدنی متوقف میشود.
نظریات مرتبط با رشد هویت و جوانی
دو نظریه متفاوت در این باره بین دانشمندان متداول است: نظریه الگوی هنجاری – بحرانی و دیگری نظریه الگوی زمانی واقعهها. روانشناسان سنتی به الگوی اول و روانشناسان دیگر به ترکیب هر دو الگو با تاکید بر الگوی دوم باور دارند. رشد آدمی بخصوص در سنین بالای 20 سال را نمیتوان به صورت مرحلهای یعنی در چهار چوب الگوی هنجاری-بحرانی تقسیمبندی کرد. به همین دلیل ترجیحا از اصطلاح دوره رشد جوانی ، بزرگسالی پختگی و پیری استفاده میکنیم. تعیین کننده چگونگی رشد در این دورهها وقایع زندگی است که در هر دوره اتفاق میافتد و رشد افراد را با وجود شباهتهای آنان در یک دوره معین از یکدیگر متفاوت میسازد.
نوع وقایع زندگی و زمان وقوع آنها نقش مهمی در چگونگی تثبیت هویت جوانی دارد. مثلا زمان وقوع ازدواج و چگونگی و ادامه آن ، تاثیر بزرگی بر زندگی روانی فرد میگذارد. و یا موقعیت تحصیلی و شغلی و یا ناکامی در آنها به این ترتیب حوادث محیطی ، در مقایسه با تحولات مرحلهای درونی ، تاثیر بیشتری بر چگونگی هویت فرد در دوره جوانی به جای میگذارد. ساختار هویت در دوره جوانی ، همچنین ، شدیدا متاثر از زمینههای اجتماعی – فرهنگی است. به هر حال ، محتوای هویت فرد هر چه باشد، تثبیت آن عموما در سنین جوانی رخ میدهد. در این دوره معمولا استقلال کامل از والدین و تصمیمگیری شخصی و قبول مسوولیت زندگی حاصل میشود.
1 438
📗پژوهشگران دریافته اند که در بعضی دانشجویان، افزایش تنش و فشار عصبی - واکنشهای جسمانی به دلشوره - خلاقیت، بازدهی و کیفیت کارشان را بهبود می بخشد. فرض کنید باید تکلیفی درسی را تحویل دهید.آیا آن را قبل از زمان تعیین شده انجام میدهید یا می گذارید برای لحظهی آخر؟ یک خصوصیت مهم آدمهای موفق این است که در همه ی کارها موعد مقرر را رعایت می کنند، خواه اینکه وظیفه شان را خیلی قبل از موعد تکمیل کنند یا کمی مانده به سرآمدن آن، بسته به اینکه چه وقت دلشوره شان به تحرک درآید.
📘نزد بعضی اشخاص، دلشوره صرفا به این دلیل فعال می شود که وظیفه ای به آنها محول شده و مایل اند هرچه زودتر انجامش دهند و از فکرش خلاص شوند. اما برای عدهای دیگر، تنگنای وقت لازم است، چون دلشوره فقط با نزدیک شدن موعد مقرر به تحرک در می آید و به آنها نیرو و جهت میدهد تا وظیفهی محول شده، مثلا تکلیف درسی را تکمیل کنند. افرادی که تنگنای زمانی را ترجیح میدهند اغلب سهل انگار خوانده میشوند، اما این نامگذاری مفهومی اهانت آمیز و خفت آور پیدا کرده، حال آنکه در واقع نتیجه مهم است - اینکه آیا شخص وظایفش را با موفقیت به انجام می رساند یا نه.
📓چه چیزی باعث میشود بعضی افراد سهل انگار در انجام وظایفشان موفق باشند و گروهی دیگر از تکمیل تکالیفشان عاجز بمانند؟ پژوهشگران دریافته اند که فشار زمانی در دقیقهی آخر و احساس رودررویی با چالش، عملا به سهل انگارانی که در انجام به موقع وظایفشان موفق اند انگیزه می بخشند. این سهل انگاران معمولا از خود مطمئن اند، تنگنای زمانی را ترجیح میدهند، و تصمیمشان برای سهل انگاری مبتنی بر شناخت است، چون میدانند به هر صورت آنچه را به آنان محول شده سر موعد به انجام می رسانند. پژوهشگران بین این دو گروه تمایز قائل می شوند و آنهایی را که در انجام دادن به موقع تکالیف موفق اند سهل انگاران «فعال» می نامند و آنهایی را که از عهده ی این عمل برنمیآیند سهل انگاران «منفعل».
📚منبع:مفهوم احساسات
🖊نوشته:مریلیما
📝ترجمه:کاوه میر عباسی
https://t.me/third_generation
1 438
محققان دانشگاه های MIT و هاروارد با همکاری محققانی از بیش از ۶۰۰ موسسه تحقیقاتی در سراسر دنیا، در مطالعه بزرگی روی بیش از یک میلیون نفر، که امروز (۲۲ ژوئن ۲۰۱۸) در نشریه معتبر ساینس منتشر شده، همپوشانی های ژنتیکی بین انواع مختلف اختلالات روانپزشکی مانند ADHD، اختلال دوقطبی، اختلال افسردگی عمده، و اسکیزوفرنی یافته اند. آنها همچنین یک همپوشانی بین آنورکسی (بی اشتهایی عصبی) و وسواس (اختلال وسواس فکری عملی) و همین طور بین سندرم تورت و اختلال وسواس پیدا کرده اند.
بیماری های روانپزشکی مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی اغلب در خانواده هایی با تشابه علائم و البته ژنتیکی قرار می گیرند. در این همکاری بین المللی جدید محققان پیوندهای ژنتیکی بین اینها و دیگر اختلالات مغزی را در مقیاس بسیار بزرگتری از تحقیقات گذشته مورد مطالعه قرار داده اند. نتایج کار این محققان نشان داده که اختلالات روانپزشکی مولفه های ژنتیکی بسیاری را به اشتراک می گذارند، در حالی که اختلالات عصب شناختی (مانند بیماری های آلزایمر، پارکینسون، و ام اس) تمایز بیشتری با هم دارند.
این مطالعه که با مشارکت یک تیم عظیم بین المللی تحت عنوان “کنسرسیوم برین استورم” انجام شده، گسترده ترین بررسی ارتباط تغییرات ژنتیکی با اختلالات مغزی است. نتایج نشان می دهد که اختلالات روانپزشکی در سطح مولکولی تشابهات مهمی با هم دارند که تاکنون در طبقه های تشخیصی بالینی منعکس نشده اند.
با توجه به مشکلات روش شناختی عمده بررسی مستقیم بافت مغزی، محققان مجبورند برای مطالعه همپوشانی زیست شناختی بین اختلالات مختلف مغزی تکیه بیشتری بر مطالاعات ژنتیک داشته باشند. در این مطالعه، اعضای این کنسرسیوم بین المللی برای بررسی الگوهای ژنتیکی بین ۲۵ بیماری روانپزشکی و عصب شناختی، داده هایشان را که از ۲۶۵۲۱۸ بیمار و ۷۸۴۶۴۳ کنترل بدست آمده بود، تجمیع کردند. آنها همچنین رابطه بین اختلالات مغزی با ۱۷ مقیاس فیزیکی و شناختی، مانند سطح تحصیلات، مربوط به حدود یک میلیون و دویست هزار نفر را مورد بررسی قرار دادند.
گزارش این مطالعه اخیراً در نشریه معتبر ساینس منتشر شده است.
https://t.me/third_generation
1 438
اعتیاد و تأثیرات مصرف الکل بر روی مغز و سیستم اعصاب مرکزی
تاثیر مستقیم بر نورونها و انتقال دهنده های مغزی
اختلال در هیپوکامپ و...
https://t.me/third_generation
1 438
✨شربت روانی
📕نه تنها درمانجویان، بلکه درمانگران نیز ممکن است از پذیرفتن حقایق سر باز بزنند. سالها قبل، در مدرسه ی روان پزشکی واشنگتن یکی از همکاران خوبم به نام موریس پارلوف از نوعی حساسیت رنج می برد؛ نه حساسیت به گرده ی گیاهان، بلکه حساسیت به همدلی نابجا. تصور کنید مردی ماجرای مکالمهی تلفنی با همسرش را شرح می دهد، او می گوید به صحبت های همسرش گوش نمی داده و او را مسخره خطاب می کرده تا حدی که همسرش گوشی تلفن را به زمین می کوبد.
📗وقتی او از اینکه همسرش تلفن را قطع کرده بود خشمگین می شود،درمانگر به او می گوید، «باید خیلی برات سخت بوده باشه.» موریس این نوع پاسخ را شربت روانی» می نامید،نوعی همدلی ساختگی.ما چه در مقام دوست و چه درمانگر باید با خود فرد همدلی کنیم،نه با آن دسته از رفتارهایی که زندگی وی را نابود می کند. اگر از نحوهی رفتار او با همسرش حمایت کنیم،در سرزنش ها و انکارهایش همدست او می شویم و به او کمک می کنیم به زندگی زناشویی اش صدمه بزند.او متوجه نخواهد شد چگونه خودش چنین همسری را، که تلفن را قطع می کند،هم پدید می آورد و هم طرد میکند.
📘همدلی ساختگی با دفاع های فرد همدلی با کسی که در حال نابود کردن زندگی خویش است نیست،بلکه تشویق به خودنابودسازی است.اگر ما با قربانی بودن او موافقت کنیم، شاید تصور کند با او همدردی می کنیم؛ حال آنکه درواقع به رنجش تداوم میبخشیم.اگر به او علاقه داریم، در صورت عصبانی شدن هم باید با او صادق باشیم؛ زیرا در این صورت او در مییابد که ما از او حمایت می کنیم، نه از نابود کردن خودش.
📙اگر صادق باشیم، وی ممکن است بگوید، «گوش نمی کنی چی میگم!» در جواب، می گوییم، «نه، من به تو گوش می کنم، اما نه به دروغات. تو با نادیده گرفتن رفتاری که با همسرت داری به خودت دروغ میگی. اگر به دروغت گوش کنم، دیگه نمیتونم به خودت گوش کنم؛ انگار تو رو رها کردهام. میدونم حرفام آزارت میده، ولی اگر نمی دونستم طاقت تحملش و دارای اینو بهت نمی گفتم.» روی صحبت ما باید فردی باشد که در پس دروغ پنهان شده است، نه خود دروغ.گفتن حقيقت او را از دروغ هایش رها می کند. اگر با دروغ او همدردی كنیم، وی را در بند دروغش رها کرده ایم.
📚 منبع: دروغهای که به خود میگوییم
🖊 نوشته: جان فردریکسون
📝 ترجمه: علیرضا منشی ازغندی
https://t.me/third_generation
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
