حلقه ی روان درمانی اگزیستانسیال
Open in Telegram
درین حلقه به انتشار مطالب و گفتگو پیرامون روان درمانی اگزیستانسیال پرداخته می شود که شامل مفاهیمی همچون آزادی،انتخاب، معنای زندگی، مسئولیت،مرگ،تنهایی و ... است ۰۲۱_۸۸۸۸۹۷۲۰ مرکز مشاوره کاغذ سپید @Psychotherapistt
Show more976
Subscribers
+224 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
بارها گفته ام، حرف من فقط همین است که علاقه ی مردم به سیاستمداران و محبوبیتِ سیاستمداران در یک جامعه نشانه ی ناپختگی و عدم بلوغ آن اجتماع است. این اصل را می توان به انواع مراسم ها و انتخاباتهای سیاسی هم تعمیم داد. سیاست باید پیشه ای باشد در حد دیگر پیشه ها و شأن سیاستمدار باید در حد یک مدیر باشد که حقوق می گیرد تا شرایط را بر اساس منافع جمعی مدیریت کند.
زندگی باید در جایی فراتر از عالم سیاست در جریان باشد به گونه ای که بخش زیادی از مردم پیگیر وقایع مرتبط با آن نباشند.
ولی آنچیزی که خلاف این نظریه است فقط در یک جای جهان در حال رخ دادن نیست. در کشورهای بزرگ با اقتصادهای قوی نیز همچنان ردپایی از بازیهای هیجانی و زد و بندهای فاسد سیاسی مشاهده می شود. جایی که بر روی ناوها و هواپیماهای جنگی یا بر روی عملیاتهای مختلف از اسامی اساطیر استفاده می کنند یعنی هنوز عده ی زیادی از مردم در بین سیاستمدارانشان به دنبال قهرمان می گردند نه دنبال مدیری که امور را رفع و فتق کند. یک مدیر نمی تواند به خودش اجازه بدهد که یک شبه تصمیم بگیرد به جایی حمله کند یا متد اداره اجتماع را به سلیقه خودش دگرگون کند.
اساسا دموکراسی ایده ای سرگرم کننده و فریب دهنده است که زندگی مردم را از تعادل و اصالت دور می کند. اینکه همگان با رای دادن در سرنوشت شان دخیل بشوند روی دیگر داستان تمامیت خواهی است. یعنی یکسری گرگ آنچنان دندان تیز کرده اند که ما با رای و مشارکت باید از شر آنها در امان باشیم. اما قصه را از ابتدا از این دریچه برای ما تعریف کرده اند، کسی نگفته است که اگر کار سیاست کار قهرمانانه و بالطبع آب و نان داری نباشد تغییر احزاب و مدیران از حدی بیشتر بر سرنوشت مردم اثر نخواهد داشت بنابراین هر کسی که می خواهد رای بدهد این عمل را عملی قهرمانانه نمی پندارد که بخواهد با آن یک نسل را نجات بدهد. او صرفا مدیری بهتر را بر می گزیند که بلد باشد امور کشور و شهر را با نگاه و مهارت خردمندانه تری پیش ببرد. حال اگر فرصت نکرد که رای بدهد و فرد دیگری به آن منصب دست یافت بنا نیست زندگی اش ویران شود.
ما نیاز به یکسری اصول انسانی و اساسی داریم که به آن رای بدهیم و هیچ سیاستمداری نتواند آن را نقض کند. وقتی نه این اصول را داریم و نه چیزی از آن می دانیم فقط به پر شدن جیب های عده ای معدود کمک می کنیم.
افرادی که در مقام نامزدهای انتخاباتی وعده و وعیدهای چشمگیری به مردم می دهند از عقب افتاده ترین قشر یک جامعه هستند و به اجتماعی که برود به اینها رای بدهد امیدی نیست.
اساسا وعده دادن مسخره و چرک است. خردمندترین آدمها سعی می کنند زمینه ی یک سری از رخدادها را مهیا کنند نه باعث آن رخدادها بشوند. وقتی که زمینه مهیا باشد نیاز به وعده هم وجود ندارد. در اقتصاد درست و عقلانی اتفاقهای درست می افتد و این ربطی به پیروز شدن فلان نامزد ندارد. وقتی هم که زمینه مهیا نباشد کسی نمی تواند معجزه بکند. بنابراین وقتی خشت های ابتدایی با قوانین درست در جای گذاشته بشود اتفاقها و دستاوردها خیلی به چشم نخواهد آمد و به امری روزمره و عادی تبدیل خواهد شد و دیگر نیازی به یکسری قهرمان که با عملی قهرمانانه یک پروژه رو افتتاح کنند نخواهد بود.
در کشور ما برای کارهای عادی و وظایف اولیه جشن افتتاح می گیرند و این خودنمایی کمک به جیب و شکم و آرزوهای شخصی خودشان است. چرا ما باید به آدمهایی که زندگی درونی و خانوادگی خوب و رضایت بخشی ندارند و با شعارهای فراتر از واقعیت می خواهند منتخب مردم بشوند تا بعد به این واسطه احساس خوبی به خودشان پیدا کنند علاقه داشته باشیم؟! علاقه به یک شاعر یا موزیسین که تارهای روح انسانها را به ارتعاش در می آورد برای من قابل درک است اما علاقه به مدیرانی که از صبح تا شب یک سری نامه امضا می کنند و بر اساس قوانین پیشین، مصوبه های بعدی را می سازند قابل درک نیست. علاقه مردم به سیاستمداران حاصل بی قانونی و میل تمام آنها به فراتر رفتن از واقعیت و قانون است.
#مسئولیت
مسئولیت پذیری نه تنها به معنای آگاهی از سهم و تاثیر ناپختگی های شخصی مان در زندگی است بلکه به معنای رسمیت دادن به بیماریها و اجازه دادن به آنهاست که وجود داشته باشند.
مسئولیت، برداشتن تمامیتِ این زندگی است تا جایی که می توانیم. اگر به خودمان یا دیگران اجازه ندهیم که همراه با بیماری های مان زندگی کنیم در واقع بار تحمل و مدیریت کردن آنها را از زمین برنداشته ایم و بزرگتر از رنجی که از ناپختگی های خود و دیگری می کشیم رنجی است که در حال آزار دیدن از آن هستیم ولی کسی قبول نمی کند که در تولید آن نقشی داشته است.
#سید_محمد_مومنی
https://t.me/existential_psychotherapy_ring
Repost from خانه موزه هایده چنگیزیان
شب دوم موسیقی دستگاهی
تکنوازی کمانچه ؛سینا دانش
تکنوازی سه تار ؛ سپیده مشکی
برای تهیه بلیط از طریق تلگرام و واتساپ با شماره ۰۹۰۳۴۹۱۱۲۸۱ تماس بگیرید
I'm hooked on از دائو به وجود، بخش سوم on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/667612349
"شاید زندگی معنوی چیزی جز زندگی مادی نیست که با مراقبت، آرامش و کمال انجام میپذیرد: آنگاه که نانوا کار طبخ نان را در کمال دقت انجام می دهد، خدا در نانوایی حضور دارد."
کریستیان بوبن
از کتاب نورِ جهان، ترجمه پیروز سیار
این متن رو خودم دوست دارم، گفتم شماها هم یه بار دیگه بخونید. عمیق و آروم بخونیدش
