en
Feedback
خوانه داستان

خوانه داستان

Open in Telegram
535
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
Repost from N/a
⁨ نسخه الکترونیکی (کیندل) منتشر شد: ‎⁨ مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست ‎رمانی از مهدی گنجوی ‎مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما ن
⁨ نسخه الکترونیکی (کیندل) منتشر شد: ‎⁨ مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست ‎رمانی از مهدی گنجوی ‎مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست، یک تریلر اجتماعی و داستان‌ِ گذشته و حالِ جمعی مست، و خراب در ایرانِ دهه هشتاد و پیش از آن است. هر کدام از آن‌ها کارهایی در خلوت کرده‌اند. هر ماجرا و مکان‌ گذشته‌هایی دارد و راویانی طرد شده کم‌کم آشکارشان می‌کنند ‎در همان حال که یک باریکه‌ی خون هر راوی را دنبال می‌کند ‎مهدی گنجوی داستان‌نویس، پژوهشگر و استاد دانشگاه تورنتو است. ‎اولین مجموعه داستان گنجوی با عنوان «آموزش پارانویا» در سال ۱۳۹۱ با انتشارات الکترونیکی روزبهانی منتشر شد. «انتظار خواب از یک آدم نامعقول»، دومین اثر داستانی گنجوی و مجموعه ۷۹ داستانک است که در سال 2021 با نشر آسمانا (تورنتو) به چاپ رسید. «مستیم و خرابیم و کسی شاهد ما نیست» اولین رمانی ست که از گنجوی منتشر میشود برای تهیه نسخه کیندل: https://www.amazon.com/dp/B0G7LK824M برای مطالعه بیشتر و تهیه نسخه کاغذی: https://asemanabooks.ca/we-are-drunk-and-broken-and-no-one-is-witnessing-us/ #asemana_books ‎#مهدی_گنجوی ‎#نشر_آسمانا⁩

DOC-20251223-WA0014_251225_081312.pdf1.32 MB

نوشتا ویژه ادبیات و هنر ارمنستان روزنامه الکیک ارمنی زبان
نوشتا ویژه ادبیات و هنر ارمنستان روزنامه الکیک ارمنی زبان

photo content

photo content

مقاله رسول نظر زاده در معرفی و بررسی شش داستان کوتاه فروغ فرخزاد چاپ در نشر واج، در شماره دی ماه مجله فیلم امروز.
مقاله رسول نظر زاده در معرفی و بررسی شش داستان کوتاه فروغ فرخزاد چاپ در نشر واج، در شماره دی ماه مجله فیلم امروز.

«که عشقی نو برآر از راه عالم» : asre-nou.net https://share.google/6O1k5VEu02nMIxpJT

در دنج ترین جای جهان درختی خواهم شد خیس و و خنیاگر و با واژه های نباتی خواهم سرود شعر هایم را آواز هایی که خوانده نشده بر زبان انسانی‌ام هرگز «جلال خسروی» دو سال از خاموشی صدایی می‌گذرد که برای ما تنها یک نام نبود... جلال خسروی، شاعر، منتقد و بنیان‌گذار سایت «جن‌زار»، کسی که این تارنما را، نه؛ به‌عنوان یک سایت، که به‌مثابه زیستگاهی برای اندیشه، شعر و گفت‌وگو بنا نهاد. در پی درگذشت او، «جن‌زار» نیز به احترام این فقدان بزرگ، به سکوت رفت؛ سکوتی که بیش از آن‌که پایان باشد، وقفه‌ای ناگزیر برای اندیشیدن به راهی بود که او آغاز کرده بود. اکنون پس از دو سال، بر آن شدیم تا این مسیر ناتمام را دوباره از همان نقطه‌ای ادامه دهیم که با نام و نگاه جلال خسروی گره خورده است. از این‌رو، نخستین شماره‌ی دوره‌ی جدید «جن‌زار» به بزرگ‌داشت یاد و اندیشه‌ی جلال خسروی اختصاص دارد؛ شاعری که شعر را از زیباشناسی صرف فراتر برد و آن را به ابزاری برای پرسش، نقد و مواجهه با جهان بدل کرد. بازگشایی «جن‌زار» ادعای جانشینی یک صدا نیست، بلکه تلاشی است برای زنده نگه داشتن فضایی که او با جسارت و استقلال فکری بنا نهاد. ما باور داریم که اندیشه می‌تواند پس از فقدان نیز ادامه یابد. و «جن‌زار» از نو آغاز می‌شود، با همان روح پرسش‌گر، همان میل به گفت‌وگو و همان تعهد به ادبیاتی زنده، مستقل و مسئول. این آغاز دوباره را به یاد جلال خسروی رقم می‌زنیم؛ با این امید که واژه‌ها، هم‌چنان که او می‌خواست؛ محل تلاقی اندیشه، آزادی و آگاهی باشند... https://t.me/jenzaar https://t.me/jenzaar https://t.me/jenzaar #جلال‌خسروی #احسان‌خسروی

. احمد محمود، یکی از شناخته شده ترین نویسندگان معاصر در ایران به شمار می آید. او یکی از آن از یاد نرفتنی‌ها برای اهالی داستان
. احمد محمود، یکی از شناخته شده ترین نویسندگان معاصر در ایران به شمار می آید. او یکی از آن از یاد نرفتنی‌ها برای اهالی داستان فارسی است. نویسنده‌ای که پنجاه سال نوشت، تصویرگر زندگی واقعی مردم بود و با وجود همه محدودیت‌ها، آرمان‌خواهی‌اش را حفظ کرد. اگر عاشق ادبیات و سینما هستید، این مستند را از دست ندهید. «احمد محمود، همسایه ابدی ما» را در آپارات ببیند. برنامه این هفته آپارات احمد محمود، همسایه ابدی ما ساخته : محمدعلی سجادی ساعات پخش به وقت ایران جمعه ۹ شب شنبه ۱۱ صبح یکشنبه ۶:۳۰ عصر سه‌شنبه ۳:۳۰ بعدازظهر چهارشنبه ۱۲ شب تکرار جمعه ۲:۳۰ بامداد از برنامه آپارات همیشه فیلم متفاوت ببینید.

photo content

گاه نویسنده  در آفرینش اثری نا خودگاه  به یک پیشگویی می رسد واز روزهای نیامده می نویسد . من در رمان باغ غبار از این روزهای پراز غبار و ملال و آینده  متفاوت نوشته ام از همه دعوت می کنم رمان باغ غبار مرا دقیق بخوانند . . از  سر کوچه ها که می گذریم   زنان ومردان زیادی  را می بینم که  در  پیاده رو  نزدیک دیوار ایستاده اند و یا  در حال رفتن به طرف رودخانه هستند .  نگاه  همه شان مات و  غمگین رو  به آسمان است . هوا کمی ابریست . باد با نم بارانی که می زند نرم می وزد  . به حاشیه رودخانه  که می رسیم .  جماعت  زیادی را می بینیم  که وسط رودخانه  جمع شده اند  و در سکوت کامل نگاه به آسمان دارند .  کف رودخانه خشک است  . فقط باریکه ای از آب رودخانه   چون جوی جریان دارد   . صدای جریانش را در آن سکوت وهمناک به راحتی می توان شنید.  کمی پائین تر باریکه آب  پخش وپهن  می شود و سطح وسیعی از پهنای رودخانه را می پوشاند بطوریکه عکس وتصویر  ابرهای آسمان وچراغهای اطراف رودخانه را می توان در آن دید .  هیکتور می گوید به ایستید  .  همه به تماشا می ایستیم .کمی که می گذرد . ابرها می روند و قرص کامل ماه از پشت ابرها در می آید .  جمعیت زنان ومردان ایستاده  در وسط رودخانه   و خیابان های اطراف رودخانه هم چنان در سکوت کامل  اما نگران با چهره های صامت ومات  نگاهشان را  به ماه  می دوزند . انگار همه طلسم شده اند. بعداز لحظاتی طولانی کم کم لبانشان می جنبد و کلماتی را در حالی که هم چنان نگاهشان به ماه  است ،  زیر لب  زمزمه می کنند .  بعد از  دقایقی زمزمه ها بلندتر می شود واوج می گیرد .  جمعیت  منقلب شده  ، شور گرفته با صدای بلند   شروع به آواز خواندن وشعار دادن می کنند : -   فنا باد عکس -  فنا  شده  ماه -  خشک  کرده است آب -  گم کرده ئیم راه پیوسته وبسته کنار هم دست می زنند و با هیاهو به طرف خیابان های اطراف و میدان نزدیک پل راه می افتند.   جمعیت انبوه زنان ومردان وکودکان ایستاده در حاشیه رودخانه وخیابان های اطراف به آن ها می پیوندند با هر گام وشعار وفریاد بر تعداد  آنها افزوده می شود . با بیشتر شدن جماعت . شور و شعار و  شوق همه زیادتر می شود   گروهی با روشن  کردن تل آتش در  گوشه  وکنار  و وسط خیابان ها   بر شور وهیجان جمعیت می افزایند و  صدای جمعیت  بلندتر و گسترده تر می شود -  فنا باد عکس -  فنا  شده  ماه -  خشک کرده است آب -  گم کرده ئیم راه در انتهای خیابان با پلیس  که مسیر را بسته درگیر   می شوند . زد وخورد  وبگیر وببند شروع می شود .  و پلیس تعدادی را که دستگیر می کند . بریده ای کوتاه از فصل شش . صفحه ۶۰ باغ غبار . این وضع ، این سیاهی همانطور که پدرم گفت . نخواهد ماند. -   پدرت چه گفت ؟ -   از آن چه که دیدیم گفت -  چی؟ هکتور صحبت مرا  قطع می کند و می گوید : -   تمام شدن غبار و سیاهی باغ ، من ترک ها تابوت  عفریت غبار را دیدم . همه چیز تغییر خواهد کرد ارسطو می گوید : پس این غبار وسیاهی تمام میشه ؟ می گویم : بله  . می خندد ، رو به من وآقای آرام  می کند ، می گوید .: -  بله . بعد هر سیاهی  سپیدیست . . زند باد عشق  در افق خورشید  بالا می آید و فلق رنگ به رنگ  می شود . سرخ و آتشین در خود می سوزد  و دریاچه و کوه ها زیر نور آفتاب صبح درخشان می شوند ورنگ دیگری می گیرند. بریده کوتاه از فصل ۲۰ صفحه ۱۸۹ باغ غبار

سایه‌ خیال» روایت زنی است که میان عشق و چشم‌پوشی زندگی می‌کند. زنی که دوست می‌دارد، وابسته است و دل‌بسته، اما در عین حال در فضایی مردسالار نفس می‌کشد؛ فضایی که در آن، بسیاری از ترس‌ها، رنج‌ها و حتی پرسش‌ها باید نادیده گرفته شوند تا زندگی «به‌راه» بماند. در این کتاب، فائزه زنی است که همسر است، مادر است و عاشق؛ و همین دوست‌داشتن، گاهی او را به سکوت واداشته است. او یاد گرفته برای حفظ آرامش، برای دوام رابطه، از کنار چیزهایی بگذرد که درونش را می‌فرسایند. بخش‌هایی از رمان در «خیالِ فائزه» شکل می‌گیرد؛ جایی که ذهن، واکنش طبیعیِ سال‌ها تحمل و چشم‌پوشی است. خیال، نه راه فرار، که جایی است برای بروز ترس‌هایی که در واقعیت مجال گفتن ندارند. رابطه با حمید، در عین صمیمیت و تکیه‌گاه بودن، بازتاب همان تعادلی است که بسیاری از زنان تجربه می‌کنند: دوست داشتنِ مردی که همیشه قادر به دیدنِ تمام رنج‌ها نیست، و زندگی در ساختاری که از زن انتظار سازگاری بیشتری دارد. عشق در «سایه‌ خیال» نجات‌بخش مطلق نیست؛ اما انکار هم نمی‌شود. عشقی است انسانی، ناقص و درگیر با واقعیت. «سایه‌ خیال» داستان یک بحران ناگهانی نیست؛ روایت فرسایش آرام زنی است که میان عشق، ترس و نادیده‌گرفته‌شدن، تلاش می‌کند خودش را گم نکند. این کتاب درباره‌ی جایی است که دوست‌داشتن با سکوت گره می‌خورد و خیال، زبانِ ناگفته‌ها می‌شود.

سایه های گمشده رمانی از : فاطمه حسن پور کتابسرای تندیس منتشر شد
سایه های گمشده رمانی از : فاطمه حسن پور کتابسرای تندیس منتشر شد

شمارۀ شصت و پنجم نوشتا منتشر شد. این شماره ویژه نامه ای است برای شاعران, نویسندگان، و هنرمندان ارمنی زبان که به مناسبت سال نو
شمارۀ شصت و پنجم نوشتا منتشر شد. این شماره ویژه نامه ای است برای شاعران, نویسندگان، و هنرمندان ارمنی زبان که به مناسبت سال نو میلادی تقدیم شان می کنیم. حسین آتش‌پرور گریگور آراکلیان آرا آوانسیان هاملت آیوازیان آرگ باگراتیان والری بروسف روبرت بگلریان واهان تریان هما جاسمی یقیشه چارنتس سارا حسینی آلک خاچادوریان دِو (مارکار قره‌بگیان) رافی (هاکوپ ملیک هاکوپیان) ویلیام سارویان هراچ ساریبِگیان هامو ساهیان سیامانتو (آتوم یارجانیان) آرام شاه‌نظریان حسن صفدری وارتان فِریشِتیان کاظم فرهادی خشایار فهیمی شبنم کهن‌چی آرمینه گابریلیان نارِک گیراگوُسیان محمدحسین مدل احمد نوری‌زاده دانیل واروژان شاهِن هاروطونیان واهیک هارتونیان آنی هُوسِپیان زابِل یسائیان