4 432
Subscribers
No data24 hours
-187 days
-8030 days
Posts Archive
4 432
من نمیخوام سنم از این بیشتر بشه…
تجربه نمیخوام…
درست شدن نمیخوام…
کافیه بنظرم، این سکانس کصشر همینجا کاش کات بشه…
اینجا که چیز جذابی برای من نداشت تا به امروز حداقل…
انگار این دنیا ، دنیای من نیست…
4 432
این روزا به شدت پریشونم
و ادامه داره
همیشه وقتی نزدیک به روز تولدم
میشه به شدت سگ سیاه افسردگی رو کنار خودم احساس میکنم…
4 432
مهمترین انگل غیرقابل نابودی چیه؟ باکتری؟ ویروس؟ انگل رودهای؟ یه ایده! بهبودناپذیر، به شدت مُسری. وقتی که فکری وارد ذهن آدم شد، تقریبا غیرممکنه که بتونی نابودش کنی. فکری که کامل شکل گرفته و قابل درک باشه، در ذهنتون میمونه.
Inception (2010)
4 432
یچیز دیگه هم بگم دیگه زیاد حرف نمیزنم
تنها دلیلی که منو از این جمع دور کرد
دنیای قهوه بود…
سخت درگیرش شدم خیلی خیلی سخت و قطعا شما هم این تجربه رو داشتید توی حرفهی خودتون…
و اینکه
شاید بزودی بتونیم همدیگه رو تو یک مکان جدید(کافه)توی رشت ملاقات کنیم من خوشحال میشم واقعا:-)
4 432
امیدوارم یا از ایران رفته باشید
یا اگر موندید کسب و کار خودتون رو داشته باشید
و جیبتون همیشه پر پول باشه …
روزای سختیه امیدوارم بتونید از پسش بر بیاید همین…
4 432
بعضی وقتا سر میزنم به این کانال و خود گذشتم رو مرور میکنم
چقدر احساس عجیبیه که من حتی خودمو هم نمیشناسم و بعضی وقتا باور نمیکنم،
زمان همه چیز رو از بین میبره…
هر اتفاقی باعث میشه که ما تغییر کنیمو تبدیل به یه آدم دیگه بشیم
همیشه دوست داشتم کلی آدم دور خودم جمع کنم و بهش رسیدم ولی از یجایی به بعد چیزی که ساخته بودم از خودم رو خودم خراب کردم به خواسته خودم و الان تو تنهایی لذت میبرم…
دلتنگ میشم گاهی اما ناراضی نیستم خودم اینو خواستم
و به چیزی که روح این آدم گفت گوش دادم…
تعداد آدمای زندگیم هم شبیه به همین کانال هرروز کمتر و کمتر شد و ادامه داشت.
خیلی دوست داشتم به عنوان یک رفیق خوب کنارتون باشم و الان نمیدونم تو ذهن بقیه چجوری نقش بستم
به هرحال بازم زمان میگذره و میگذره و میگذره و باز همه چیز فراموش میشه…
