en
Feedback
خوشه چین

خوشه چین

Open in Telegram

در نوشته‌های ادبی "خوشه چین" کسی است که از حاصل کار، دانش، هنر یا خرمن کسی اندکی برگیرد، که از هر جا برای خود چیزی اندوخته کند. اینجا گوشه‌ی دنجِ من ✨ از ۵ شهریور ۱۳۹۵

Show more
380
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست ور تو را، بی ما صبوری هست ما را تاب نیست!

01 El Hodn Shok.mp38.91 MB

می‌دانم که پایان‌ها همیشه بوی اندوه می‌دهند؛ می‌دانم که پذیرفتن‌شان زخمی است که دیر بهبود می‌یابد. اما آنچه این زخم را در من عمیق‌تر می‌کند، این حسِ همیشگی است که بارِ این اندوه تنها بر شانه‌های من افتاده. انگار دیگران آمده‌اند تا ببرند و بروند، و من مانده‌ام با ویرانه‌ای از خودم؛ انسانی که نه از بیرون، که از درون غارت شده است.

1|1 - Bana Bakmayın - Nahide Babashlı (320).mp37.66 MB

بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست چون صلح می‌کنند مهیّای جنگ باش

Dani Khorsandi Avaz and Meditation Ft Mohammadreza Shajarian.mp328.06 MB

Repost from N/a
تو در غیاب آنکه دوستش داری یتیم خواهی ماند حتی اگه تمام دنیا تورا در آغوش بگیرند.

اما عزیز من... من از امیدوار شدن می‌ترسم! حقیقت این است که از امیدواری‌هایم بیش از ناامیدی ها زجر کشیدم.

1|1 - Before You Go (Piano Version) - Lewis Capaldi (320).mp38.54 MB

1|3 - Daylight (Acoustic) - David Kushner (320).mp38.10 MB

ولی سرنوشت آدمی را جغرافیا می‌سازد؛ یکی در جایی متولد می‌شود که رویا حق طبیعی اوست و دیگری در جایی که حتی امید داشتن هم شجاعت می‌خواهد.

"سنَحیا بعد کُرباتنا ربیعا، کاننا لم نذق بالأمس مُراً" پس از اندوه‌هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد، انگار که هرگز مزه‌ی تلخی را نچشیدیم.

من هرگز نمی‌توانم نوشتن و گریستن درباره‌ی دو چیز را متوقف کنم؛ «تو» و این «سرزمین».

Jang ava bi kalam.mp312.28 MB

‏توی داستان ها، عشق باعث میشه حس شجاعت و نجابت به آدم دست بده. اما توی زندگی واقعی، عشق فقط یه عذرِ بدتر از گناه واسه تمام رفتارهای خودخواهانه‌ست. میتونی دروغ بگی، عذاب بدی و بهشون آسیب بزنی و آخرش بهشون بگی بذار رو حساب عشق و دوست داشتن!

بنگر چه جان‌های گرامی رفته‌اند از دست! دردیست چون خنجر یا خنجری چون درد این من که در من پیوسته می‌گرید... در من کسی آهسته می‌گرید.

آری، قطعا دوستت دارم وگرنه در وطنی غمگین و غارت شده چه می‌توانستم بکنم؟!
عبدالعظیم فنجان

من انسانِ خوبی نیستم نمی‌توانم بابت آسمانِ آبی ذوق‌زده شوم وقتی شپش‌ها در جیبم می‌لولند. مثبت‌اندیش نیستم، نمی‌توانم صدای گنجشک‌ها را بشنوم و شکرگزارِ موهبت زندگی باشم وقتی در سرما، کودکانِ کار نان‌آورِ خانواده‌اند. از تمام نسخه‌های جهان‌شمولِ «لبخند بزن» عذر می‌خواهم. من لبخندهایم را فروخته‌ام تا نان به دست آورم… #فاطمه_اندربای (گریزان)

Mehdi Yarrahi Vedae Baed Az Raftan Piano Version.mp311.10 MB

مگر چه می‌خواهم از وطن؟ جز لقمه‌ای نان و خیالی آسوده. چه می‌‌خواهم؟ جز تکه‌ای آ‌فتاب و بارانی که آهسته ببارد. جز پنجره‌ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود؟! مگر چه خواستم از وطن که از من دریغش کرد؟
شیرکو بیکس