en
Feedback
Too Loud a Solitude

Too Loud a Solitude

Open in Telegram

اينجا تنهايى پُرهياهوى من است_ سُ.شاه

Show more
4 363
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
I cried a river… https://t.me/ToooLoud

Because I'm going deeper and deeper Harder and harder Getting darker and darker Looking for love In all the wrong places On my own again… https://t.me/ToooLoud

آدم باید آدمِ به موقع باشد. آدم به موقع رفتن، آدم به موقع سکوت کردن، آدم به موقع بوسیدن، آدم به موقع رقصیدن، آدم به موقع ماند
آدم باید آدمِ به موقع باشد. آدم به موقع رفتن، آدم به موقع سکوت کردن، آدم به موقع بوسیدن، آدم به موقع رقصیدن، آدم به موقع ماندن، آدم به موقع مردن حتی. بعد یک وقتی هست که موقع تو با موقع کسی که دوستش داری هم‌زمان نیست، تو به موقعی اما او یا دیر است و یا زود. مواقع جمع نمی‌شود، جفت نمی‌شود، جور نمی‌شوید و اندوه از همه ابرها بر جان انسان می‌بارد. پس بگذار که حرفم را تصحیح کنم: آدم نه فقط باید به‌موقع که باید خوش‌موقع هم باشد و الا عاقبتش بیت‌الاحزان است برادر... آن آخرش همه چیز انگار بر سر زمان است. امیرحسین کامیار https://t.me/ToooLoud

انگار می‌خواهی از خاطرم بروی با سایه خیالت پشت سرم واژه‌هایی را که چون نامه ردوبدل کردیم نگاه ندار اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود را به خاطر بسپار گاهی به یادت خواهم بود وقتی سربرگردانم و تو هنوز بی‌هیچ لبخندی در انتظار به من بگویی: زمان همه‌چیز را حل می‌کند صدایت را نمی‌شنوم و آنگاه که گام برمی‌دارم به سوی بازوانت ناپیدا می‌شوی بعدها این می‌شود پاره‌ای از یک شعر اما تو همچنان پا می‌فشاری عشق، ما را از میان زندگی ندا می‌دهد وادارمان می‌کند چشم بربندیم به بی‌قراری روح و قربانی کنیم تن را برای ساختن خاطره نونو ژودیس | مترجم: احمد پوری Mashrou' Leila - Ma Tetrikini Heik @owrsi https://t.me/ToooLoud

در من باش، چون خُموشیِ همیشگیِ بادهای بی‌بهار، نه چون خندیدنِ کوتاهِ گل‌های فراموش‌کار. مرا نگاه دار، در یگانگیِ سترگِ صخره‌ه
در من باش، چون خُموشیِ همیشگیِ بادهای بی‌بهار، نه چون خندیدنِ کوتاهِ گل‌های فراموش‌کار. مرا نگاه دار، در یگانگیِ سترگِ صخره‌های بی‌خورشید و سُکوتِ آب‌های خاکستری. بگذار ایزدان، در روزگاران پسین، به نرمی از ما یاد کنند و گل‌های خاموشِ دوزخ، تو را به یاد آرند. ازرا پاوند https://t.me/ToooLoud

از یه نقطه‌ای صدای رفتار آدمها اونقدری واست بلند میشه که دیگه صدای حرفاشونو نمی‌شنوى . https://t.me/ToooLoud

به قول عالیجناب سعدی : یاری آن است که زهر از قِبَلش نوش کنی نه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی https://t.me/ToooLoud

با من که برای تو به جنگ ها رفته‌ام، ستیز مکن https://t.me/ToooLoud

دل از خلوت به جمع آمد و بی‌تابی فزود میان خلق چون موجم که بر ساحل نزد نه در تنهایی‌ام یک دم قرارم می‌دهد رنگ نه در آئینه‌ی جم
دل از خلوت به جمع آمد و بی‌تابی فزود میان خلق چون موجم که بر ساحل نزد نه در تنهایی‌ام یک دم قرارم می‌دهد رنگ نه در آئینه‌ی جمع از خودم حالی بدست بیدل دهلوی https://t.me/ToooLoud

فقط آنقدر شجاع باش که بگذاری آن‌هایی که قلبت را سرگردان و آشفته می‌کنند، بروند… آنچه را که در قلبت می‌دانی، نادیده نگیر. http
فقط آنقدر شجاع باش که بگذاری آن‌هایی که قلبت را سرگردان و آشفته می‌کنند، بروند… آنچه را که در قلبت می‌دانی، نادیده نگیر. https://t.me/ToooLoud

عمری دگر بباید بعد از فراق ما را کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری https://t.me/ToooLoud
عمری دگر بباید بعد از فراق ما را کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری https://t.me/ToooLoud

حالا تو هم به سنگینی کوه خوابیده‌ای. در خواب و خاموشی با کوه و‌ زمستان و در عدم با تمامی هستی یکی شده‌ای. تقلای من بی‌ثمر است
حالا تو هم به سنگینی کوه خوابیده‌ای. در خواب و خاموشی با کوه و‌ زمستان و در عدم با تمامی هستی یکی شده‌ای. تقلای من بی‌ثمر است، این خواب عمیق را نمی توان آشفت. تو به ندای من جوابی نمی‌دهی. کوه نیستی که اگر اسم تو را فریاد کنم دست کم صدای خودم را باز بشنوم. تو مرگ کوهی، صدا را نمی‌گیری و انعکاس آن را باز نمی‌گردانی. یعنی که « از این دو راهه منزل» گذشته ایم و دیگر نمی توانیم به هم برسیم، آدمیزاد یک‌بار به دنیا می‌آید اما در هر جدایی یک‌بار تازه می‌میرد. مرگ دردی‌است که درمانش با خود دارد. چون وقتی برسد دیگر دردی نمی‌ماند تا درمانی بخواهد. اما جدایی «دردی ست غیر مردن، کان را دوا نباشد پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن» شاهرخ مسکوب https://t.me/ToooLoud

احساس تعلق نداشتن، قدرت عجیبی داره؛ هم در نجات دادن هم در ویران کردن_ https://t.me/ToooLoud
احساس تعلق نداشتن، قدرت عجیبی داره؛ هم در نجات دادن هم در ویران کردن_ https://t.me/ToooLoud

So leave my broken bones I'll take a load off your skin Throw me all your stones We need a sinner, I'm in https://t.me/ToooLoud

انگار می‌خواهی از خاطرم بروی با سایه خیالت پشت سرم واژه‌هایی را که چون نامه ردوبدل کردیم نگاه ندار اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود را به خاطر بسپار

“انگار می‌خواهی از خاطرم بروی با سایه خیالت پشت سرم واژه‌هایی را که چون نامه ردوبدل کردیم نگاه ندار اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود را به خاطر بسپار” Don't leave me like this, searching for you At the bottom of each empty glass, between the beds of others Imagining your face, calling your name As if it is tattooed on my lips with poison Written by a demon with deadly There is no cure for the disappointment of emptiness Baby stay, and everything will be better We'll drink juice, and light the world up with your light I'll pick the stars for you, and make you a crown with them…, behind clouds If you leave take my consciousness with you All my dreams are already with you, leave me with nothing but bitterness https://t.me/ToooLoud

ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر آری شود، ولیک به خون
ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود گویند سنگ لَعل شود در مقامِ صبر آری شود، ولیک به خونِ جگر شود خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود https://t.me/ToooLoud

هر آدمی به دفعات در زندگی‌ ‌اش دچار احساس یاس و اندوه یا « افسردگی » می‌شود. علت و معلول هم گاهی مشخص است و گاهی بسیار پیچیده و عمیق ناپیدا است … هیچ معیار و متری هم برای سنجش عمق و اندازه این رنج وجود ندارد جز ظرف وجودی هر فرد و زندگی ای که آن را زیسته است . قطعا هیچ نسخه یکسانی هم برای مواجهه یا گذر از آن نیست … اگر می‌خواهیم مرهم باشیم مثلا گاهی دستش را بگیریم و به قدر یک قدم زدن ساده‌ی بدون حرف، بین او و سیاهی بلعنده‌ی روزهایش فاصله بندازیم ، یا حداقل رنجش را محترم بشماریم با حضورهای ساده و کوتاه یادآوری کنیم که تنهایی نامرئی‌اش نکرده … و هزاران کار کوچک و ساده که ممکن است برایش باریکه‌ی نوری باشد … اگر در توانمان نیست ، بلد نیستیم و یا به هر دلیلی نمی‌خواهیم حداقل حرف‌های تکراری و نسخه‌های نخ نمایی که بی‌شک خودش هزاربار پیچیده ولی در این احوال از انجامش عاجز است را مدام در گوشش نخوانیم و به او احساس ناتوانی و ضعف را هم تحمیل نکنیم این اتفاق احتمالا بیشتر او را به سمت سیاهی هول می‌دهد. https://t.me/ToooLoud

انگار می‌خواهی از خاطرم بروی با سایه خیالت پشت سرم واژه‌هایی را که چون نامه ردوبدل کردیم نگاه ندار اما نور غروب را که در چشمانت پناه گرفته بود را به خاطر بسپار گاهی به یادت خواهم بود وقتی سربرگردانم و تو هنوز بی‌هیچ لبخندی در انتظار به من بگویی: زمان همه‌چیز را حل می‌کند صدایت را نمی‌شنوم و آنگاه که گام برمی‌دارم به سوی بازوانت ناپیدا می‌شوی بعدها این می‌شود پاره‌ای از یک شعر اما تو همچنان پا می‌فشاری عشق، ما را از میان زندگی ندا می‌دهد وادارمان می‌کند چشم بربندیم به بی‌قراری روح و قربانی کنیم تن را برای ساختن خاطره نونو ژودیس | مترجم: احمد پوری Mashrou' Leila - Ma Tetrikini Heik @owrsi https://t.me/ToooLoud

تنها یک بار می‌توانست در آغوشش کشند، و می‌دانست - آن‌گاه - چون بهمنی فرو می‌ریزد و می‌خواست به آغوشم پناه آورد. نامش برف بود
تنها یک بار می‌توانست در آغوشش کشند،  و می‌دانست - آن‌گاه - چون بهمنی فرو می‌ریزد و می‌خواست به آغوشم پناه آورد. نامش برف بود تنش برفی قلبش از برف و تپشش صدای چکیدن برف بر بام‌های کاهگلی. و من او را چون شاخه‌ای که زیر بهمن شکسته باشد دوست می‌داشتم. بیژن الهی https://t.me/ToooLoud