en
Feedback
کولی

کولی

Open in Telegram

قصّه یه هودی سفید که سفر میره. اینجا می‌تونیم معاشرت کنیم؛ (پلک بسته) http://t.me/HidenChat_Bot?start=51268195

Show more
770
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
photo content

امشب صحبتش شد.

تو نسبت‌های خویشاوندی تا اینجا، «دایی» بودن بهترین بوده.

صبح‌های زیادی رو به بهونه‌ی مدرسه، دانشگاه، کار، طبیعت و صبحونه و این اواخر، سربازی زودتر از تایم ساعت بدنم بیدار شدم. امروز ولی خودخواسته‌ترین بیدار شدنمه. قراره داعی رو ببرم مهد.

اینکه سرم رو بذارم روی پای مامان و کنارش سریال ببینم، یه معنیش آروم بودن اوضاعه واسم و خیال راحتی. امشب بعد خیلی وقت، اینطوری بود.

8.12 KB

دور تا دور تشکم رو بطری‌های آب فراگرفته، همراه یک عدد رادیو.

photo content

13. Nissim.mp310.47 MB

گر نبودی، جذب های و هوی تو

خاک را هایی و هویی کِی بُوْدی؟

۶۹۸ روز خدمت، تموم شد.

ولی خب این روزا فک نکنم بشه طولانی استراحت کرد چون باید سریع فکر پول و کار بود =)

برنامه‌ی من احتمالن بی‌برنامگی می‌بود تا یه مدت که فکرم هوا بخوره و دوباره بتونم کم کم خارج از چارجوب فکر کنم

نمیدونم ولی قطعا اول اون دو تا کشو از پام درمی اوردم

من دارم همین الان برگه سبز سربازی میگیرم اما برنامم برای بعدش قطعا مهاجرت از این کشور بی صاحب

این دو سال بارها به اطرافیانم می‌گفتم که اگه سربازی من جایی جز مشهد و شرایطی جز روز برگی می‌بود، نمی‌تونستم و کشش نداشتم. من اندازه‌ی چند نفر، محدودیت رو نمی‌تونم!

برای جذب و گزینش در شغل نظامی، به حداقل‌ترین مدرک تحصیلی که همون دیپلمه نیازه و درسته مدرک تحصیلی شعور و درک و فرهنگ و فهم نمیاره به صورت کلی، ولی به شدت مسئله‌ی مهمیه و طی این دو سال خیلی زیاد، تاثیرش رو با گوشت و خون لمس کردم. گذروندن چیزی حدود یک سوم شبانه روز تو این فضا و با این افراد، به شدت مغز و روح و روان من رو مستهلک کرد و نمی‌دونم چقدر، ولی به زمان درست و کافی‌ای واسه دوباره خودم شدن، احتیاج دارم.

در پاسخ این پیام نوشت: نمی‌دونم من خودم وقتی از زیر یه بار سنگینی بیرون میام میگم از این به بعد برنامه فقط عشق و حال و فَساد گسترده، البته خب من هیچ وقت سربازی نرفتم ولی الان که دارم زیر فشار درس و کار له میشم فکر میکنم یه سفر برم شمال، یا یه کنسرت خوب، البته اینا فقط در حد چند ساعت و چند روزه 🤷🏻‍♀