en
Feedback
کولی

کولی

Open in Telegram

قصّه یه هودی سفید که سفر میره. اینجا می‌تونیم معاشرت کنیم؛ (پلک بسته) http://t.me/HidenChat_Bot?start=51268195

Show more
770
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
با وضعیت اینترنت امروز و اعتیاد تماشای انیمه همراه غذا، برای ۸۰ مگ، غذام سرد شد.

حالا که آبادِ همیم.

chuck e.myers sea Ho3.01 MB

کجای زمانی، بی‌زمان؟

از گرگان کسی هست؟ 🙄

فومن یا ماسال هم اگه بودین، خوشحال میشیم ببینیمتون.

رشت کسی هست، هاستمون بشه؟ یه زوجیم.

چند سال اخیر، فاصله بین سفرهام، بیشتر از یک فصل نمی‌شد. سفر امسال، درست یکسال بعد از سفر قبلیه. امیدوارم سفر برگرده به من.

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

خیلی دوست دارم ببینم، بشنوم، دریافت حسی داشته باشم و در حد خودم فکر کنم و کمی بگم. شاید شکلی از بحران سی سالگی بوده برام، همه‌ی این تقریبا شش ماه، که همراه اون دوست داشتن، حجم زیادی از زندگی رو می‌بینم روبه‌روی خودم و فرصت کمی که انگار باقیه. همین نگرانم می‌کنه که هرچقدر هم بدوم، پایان همیشه پشت سرمه. نه اینکه از مسیر لذت نبرم. احساس اشتباه دیدن مسیر و هر چی در اون هست، تجربه‌ی مورد نیازها و توهم عدم وجود تازگی و اتفاق نسبت به تکرارهای زندگی، ساده‌ترین و دلخواه‌ترین فعل زندگی، نظاره‌گری رو هم ازم گرفته. فکر می‌کنم تا حد خودم، زندگی کردن و دیدن رو بلدم و خوب می‌تونم کیف و حظش رو ببرم، ولی یه چی، خودم، مانعش می‌شیم.

این قسمت رو رد کردم؛ و قراره دوماد شم. ❤️

دلم تنگ اومده.mp34.82 MB

سه ساعت و نیمه، یه قسمتی از بازی فعلیم گیر کردم و دیوانه شدم.

فستیوال موسیقی کوچه | بوشهر • حسین @terriblemess

و این true mastery شامل حال من نمیشه، نمی‌دونم با تموم و متوقف شدن ایگوی فردی، چی حاصلم میشه.

photo content

1398198541_dün. - The Waltz Of Utopia.mp33.10 MB

اینطوری رفتم تو غارم.
اینطوری رفتم تو غارم.

ما اینجا هستیم‌ منتظر؛ منتظر کلامی، سازی، آوازی، گرمی حضوری، نشانه زندگی‌ای...

به‌ شدت ذهنم شلوغ شده یهو امشب و دلیلی پیدا نمی‌کنم براش هرچی فکر می‌کنم. بی‌خواب شدم. سعی کردم و نشد. به وان‌پیس پناه می‌برم. یه رشته‌ای که پیدا کردم تو این افکار، این بوده که من به شدت از جدی گرفتن به معنای مثبتِ تقریبا همه چی فراریم و اطرافیانم خلافش رو بهم منعکس می‌کنن. شبیه به اینه که دارم از منظره و مسیر لذت می‌برم که یهو یکی رد میشه و میگه بدو بدو، عقب نیفت، انگار مسابقه است و این واقعا من رو بی‌چاره و بی‌خواب می‌کنه.