804
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1430 days
Posts Archive
804
فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
دست منست و دامن یار قدیم خویش
دانستنی است سر محبت نه گفتنی
بگذار فهم نکته به طبع سلیم خویش
@ReZarfian
804
فردا که هر غنیم نماید غنیم خویش
دست منست و دامن یار قدیم خویش
دانستنی است سر محبت نه گفتنی
بگذار فهم نکته به طبع سلیم خویش
@ReZarfian
804
بخون من دو زبر دست همزبان شده اند
نگاه مست یکی چشم میگسار یکی
یکی دو کرده غمم را فریب وعده تو
بلای هجر یکی درد انتظار یکی
@ReZarfian
804
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
@ReZarfian
804
خال به کنج لب یکی طره مشکفام دو
وای بحال مرغ دل دانه یکی و دام دو
وعده وصل میدهی لیک وفا نمیکنی
من به جهان ندیده ام مرد یکی و کام دو
@ReZarfian
804
مرا تا جان بود جانان تو باشی
زجان خوشتر چه باشد آن تو باشی
دلِ دل هم تو بودی تا به امروز
وزین پس نیز جان جان توباشی
@Rezarfian
804
مرا راحت از زندگی دوش بود
که آن ماهرویم در آغوش بود
چنان مست دیدار و حیران عشق
که دنیا و دینم فراموش بود
@ReZarfian
804
خواب در عهد تو در چشم من آید هیهات
عاشقی کار سری نیست که بر بالین است
همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت
وآنچه در خواب نشد چشم من و پروین است
@ReZarfian
804
خبرت هست که بیروی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق اینهمه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
@ReZarfian
