211
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-330 days
Posts Archive
211
یه مفهومی هست به اسم دوگانگی جدایی (Duality of breakup). یعنی در عین حال که دلت براش تنگ میشه و یاد خاطرات خوب میافتی، همزمان احساس آرامش میکنی که رابطه تموم شده و میدونی نمیتونستی ادامه بدی.
رفتن همیشه اختیاری نیست؛ آدم یه جاهایی رو مجبوره!
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
من نسبت غریبی با زمان دارم. خیلی کندم. هرگز نمیتونم آنتایم باشم. حتی اگه یه کاری رو صدبار کرده باشم نمیتونم درست برآورد زمانی بکنم. درک درستی از سال و ماه و تاریخهای گذشته ندارم. اغلب حوادث گذشته به نظرم خیلی نزدیک میرسند و حتا عدد سن خودم هم یادم میره!
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
در عکس ها
در تختم
در خانه
همیشه یک نفر بودم
من،
تنهایی گوزنی هستم
که شاخ هایش نگذاشت
کسی را در آغوش بگیرد...
مهدی باجلان
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
میدونی؛ هر بار در تماس با تو که قرار میگیرم، غمی وجودم رو فرا میگیره که آرومم میکنه. تو «یک غمِ سر به راه» هستی!
من با غم تو هم آروم میشم و همین من رو تا مرز جنون میترسونه!
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
روی بخاری پوست پرتقال گذاشتم و اتاق بوی ادا و «در دنیای تو ساعت چند است؟» و «صبر میکنم، صبر نکنم چیکار کنم؟» گرفته. عشق میکنم.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
قوارهی فرهنگی سلطنتطلبها همین شاشیدنهاست؛ نشخوارِ لعنت و کینه و هپروت. با کیر متن تولید میکنند، بعد شاکیاند که چرا تاریخ تفالهشان را پرت کرده اینور آنور دنیا که پنج دهه واقواق کنند و اعانه جمع کنند.
چهل سال است طرف مُرده، هنوز زور ندارند یکخط بنویسند که زمینش بزنند.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
سلطنتطلبان رفتن به مزار ساعدی شاشیدن و فیلم گرفتن!
با ساعدی و براهنی و شاملو و فرهاد و هزار اسم دیگر مشکل داری؟ راهش این است که کون و دهن گشادت را همبکشی، شروع کنی به نوشتن. توی این گود منتظرتند و یک عمر فرصت داری.
اینکه بهجای نوشتن بشاشی، تأیید اعتراض همانهاست که: شما و اربابتان یکسری شاشوی بیعقل بیشتر نیستید.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
هرروز پا میشی یه زنی یه گوشهی این جهنم پرچم رو برداشته دهتا سنگر برده جلوتر و داره زیرش آواز میخونه و میرقصه و درس آزادگی میده. این بار پرستو احمدی.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
شما ببین ۲۰۲۴ در چه حد پرحادثه و شلوغپلوغ بوده که مرگ خندهدار و دلاورانۀ رئیسی توش کاملاً گمه!
یعنی به قدری سیر وقایع تندتند جلو رفت و هنیه و سنوار و نصرالله و ... که کسی باورش نمیشه از خورده شدن شهیدجمهور توسط خرسهای گرسنۀ ورزقان هنوز هفت ماه هم نگذشته.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
سوریه از چنگال یه دیکتاتور افتاد توی دامن یه گروه بنیادگرای جهادی! مصداق اون جمله که توی خاورمیانه آدم نمیدونه برای سقوط یک دیکتاتور شاد باشه یا ناراحت؟!
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
تو ادبیات غرب، گوزن بارزترین سمبل مالیخولیا تو حیوانات بوده. هم چون میتونه اشک بریزه و هم چون وقتی زخمی میشه انقد میدوه که زخمش بد و بدتر میشه.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
قانون کسشر عفاف و حجاب، یک اصل مهم را دوباره خاطرنشان کرد که «بدن زن، میآشوبد و میدان نبرد با رژیم جمهوری اسلامی، بدن زنان است». زنده باد ژن، ژیان، ئازادی
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
بعد از ورود تحریرالشام به حلب، ایرانشهریهای خجالتی و البته پرروهاشون هم عاشق داعش شدن!
این از مخالفت با بشار اسد نیست؛ از بغض روژئاواست!
چون کوردستان یک مستعمره بینالمللیه و این ارازل ترجیح میدن داعشیها بیان نصف ایران رو بگیرن اما کوردستان حتی تو بخشهای دیگر هم سر به تنش نباشه.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
محتوای اعتراض حسین رونقی را درک نمیکنم؛ اما این به آن معنا نیست که نگران سلامتی و قدردان شجاعتش نیستم.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
ایمان تسلی است و تسکین. دنیای ما آکنده است از مصائب نامتناهی. زیستن در این جهان ناپایدار و ناهموار عین رنج است و انسان - خلاف تمام رجزهای دیرینهاش - سخت ناچیز و ناتوان است. همین است که خود را به باورهایش تسلی میدهد.
یعنی شما گاهی آرزو نمیکنید که کاش میشد به چیزی باور داشت؟
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
حرفی نمیمونه؛
کیانوش سنجری از بالکن چهارسو پرید و به زندگیاش پایان داد تا شاید تلنگری باشد...
کانــــالِ ایگــــــــرگ
211
وقتی ستم و زورگویی از حد بگذرد، جنون در خدمت شهامت و شرافت قرار میگیرد. وقتی قوانین نانوشتهی بیمعنای مسخره برای سالهای سال بیعدالتی و ظلم را فراگیر میکند، عصیان در لحظهای دیوانهوار رهایی را فریاد میزند.
کانــــالِ ایگــــــــرگ
