en
Feedback
مکتب فرهنگ‌فر

مکتب فرهنگ‌فر

Open in Telegram
2 825
Subscribers
+224 hours
+167 days
+6530 days
Posts Archive
آرش فرهنگ‌فر عکس : جناب حسین هنریاری آبان ۱۳۸۳ @nfarhangfar
آرش فرهنگ‌فر عکس : جناب حسین هنریاری آبان ۱۳۸۳ @nfarhangfar

آرش فرهنگ‌فر عکاس : مادرم فهیمه هرندی پاییز ۱۳۵۴ سپاس از دوست نازنین و گرامی جناب مهندس محسن عزیزی که عکس را بازسازی کردند. @
آرش فرهنگ‌فر عکاس : مادرم فهیمه هرندی پاییز ۱۳۵۴ سپاس از دوست نازنین و گرامی جناب مهندس محسن عزیزی که عکس را بازسازی کردند. @nfarhangfar

استاد ناصر فرهنگ‌فر عکاس : حسین هنریاری تهران ۱۳۶۹ @nfarhangfar
استاد ناصر فرهنگ‌فر عکاس : حسین هنریاری تهران ۱۳۶۹ @nfarhangfar

از چپ : استاد ناصر فرهنگ‌فر ، محمد نوری ، ناشناس و استاد علی رهبری شهرری ۱۳۳۵ @nfarhangfar
از چپ : استاد ناصر فرهنگ‌فر ، محمد نوری ، ناشناس و استاد علی رهبری شهرری ۱۳۳۵ @nfarhangfar

خاطره دست گرفتن تنبک درود بر دوستان گرامی سال ۱۳۵۰ پیش از تولدم، پدر و مادرم تنبک کوچکی تهیه می‌کنند که من از بدو تولد با آن تنبک، انس و الفت داشتم. از دو سالگی با این تنبک می‌نواختم و در کنار اسباب‌بازی‌هایم با تنبک سرگرم بودم. جالب است بدانید تنبک را از کودکی سمت چپ می‌گرفتم!!! همه می‌دانند پدرم تنبک را سمت راست می‌گرفتند. فروردین ۱۳۶۰ بود که به طور جدی ساز تنبک را نزد پدرم آغاز کردم و اصول و مبانی تنبک‌نوازی را نزد پدر آموختم. زندگی با پدر و گفتگو با ایشان برایم کلاس درس بود و من فقط تنبک نیاموختم بلکه گفتار نیک، کردار نیک و اندیشه‌ی نیک را از پدر آموختم؛ از آن‌روز من تنبک را سمت راست گرفتم و به طور جدی تا این لحظه نواختم. جالب است بدانید پسرم هیربد هم تنبک را سمت راست می‌گیرد. نکته‌ای که باید به علاقمندان ساز تنبک بگویم این است، اگر نوازندگان راست دست، تنبک را سمت راست بگیرند و نوازندگان چپ دست، تنبک را سمت چپ بگیرند، بهتر است؛ ولی دقیقا همه برعکس می‌گیرند!!! نود در صد راست دست‌ها تنبک را سمت چپ و نود در صد چپ دست‌ها تنبک را سمت راست می‌گیرند. تنبک سازی‌ست که باید با هر دو دست نواخته شود؛ هر دو دست در نوازندگی دخیل است و دو دست سالم و توانا نیازمندیم. اگر ما دست قوی و قدرتی خود را دست هفت ( بالا ) قرار دهیم به نظرم منطقی است چون دست غیرتخصصی ما ( دست هشت یا دست پایین)، می‌تواند پرتحرک و چالاک باشد. اگر نوازنده روز نخست با من کار کند این را اعمال می‌کنم ولی به هیچ وجه اجبار نمی‌کنم و می‌گذارم هر سمت که راحت است تنبک بنوازد. البته برای کسانی که تنبک کار کرده‌اند و مبتدی نیستند، هیچگونه تغییری نخواهم داد. البته به نوازندگان توصیه می‌کنم گاهی بر عکس نوازندگی کنند؛ البته به دو شکل : یک ) تنبک را بر عکس بگیرند و مطالب را تمرین کنند. دو ) تنبک را همان سمت همیشگی بگیرند ولی همه تکنیک‌ها را برعکس با دست مخالف اجرا کنند. برای همه‌ی نوازندگان و هنرجویان تنبک و موسیقی، سلامت، پیروزی و بهروزی آرزومندم. با مهر و ارادت آرش فرهنگ‌فر ۱۴۰۵/۵/۹ @nfarhangfar

دستگاه ماهور استادان : محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر و نصرالله شیرین‌آبادی تهران ۱۳۶۲ @nfarhangfar

امیدوار چنانم که کارِ بسته برآید وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آید من از تو سْیر نگردم وگر ترش کنی ابرو جوابِ تلخ ز شیرین مقابلِ شکر آید به رغمِ دشمنم ای دوست سایه‌ای به سر آور که موشِ کور نخواهد که آفتاب برآید گُلم ز دست به در بُرد روزگارِ مخالف امید هست که خارم ز پای هم به درآید گرَم حیات بمانَد نمانَد این غم و حسرت وگر نمیرد بلبل درختِ گُل به بر آید ز بس که در نظر آمد خیالِ رویِ تو ما را چنان شدم که به جهدم خیال در نظر آید هزار قرعه به نامت زدیم و بازنگشتی ندانم آیتِ رحمت به طالعِ که برآید ضرورت‌ست که روزی به کوه رفته ز دستت چنان بگرید سعدی که آب تا کمر آید سعدی شیرازی @nfarhangfar

معرفی کتاب سرود سیاوش استاد محمدرضا شجریان در آینه‌ی مطبوعات ۱۳۴۵-۱۳۵۷ پژوهش : دکتر کیوان یداللهی انتشارات گهگاه چاپ نخست زمس
معرفی کتاب سرود سیاوش استاد محمدرضا شجریان در آینه‌ی مطبوعات ۱۳۴۵-۱۳۵۷ پژوهش : دکتر کیوان یداللهی انتشارات گهگاه چاپ نخست زمستان ۱۴۰۴ @nfarhangfar

معرفی کتاب سرود سیاوش استاد محمدرضا شجریان در آینه‌ی مطبوعات ۱۳۴۵-۱۳۵۷ پژوهش : دکتر کیوان یداللهی انتشارات گهگاه چاپ نخست زمس
معرفی کتاب سرود سیاوش استاد محمدرضا شجریان در آینه‌ی مطبوعات ۱۳۴۵-۱۳۵۷ پژوهش : دکتر کیوان یداللهی انتشارات گهگاه چاپ نخست زمستان ۱۴۰۴ @nfarhangfar

آرش فرهنگ‌فر و دکتر بهمن بنی‌هاشمی چهارشنبه ۱۴۰۵/۵/۷ کافه گالری دوست @nfarhangfar
آرش فرهنگ‌فر و دکتر بهمن بنی‌هاشمی چهارشنبه ۱۴۰۵/۵/۷ کافه گالری دوست @nfarhangfar

استاد محمود فرهمند، آرش فرهنگ‌فر و رضا طیبی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ۱۳۷۸ @nfarhangfar
استاد محمود فرهمند، آرش فرهنگ‌فر و رضا طیبی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ۱۳۷۸ @nfarhangfar

خاطره با استاد شاپور رحیمی سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ پدرم با گروه مولانا همکاری داشتند. در آن سالها کانون چاووش تعطیل شد و گروه عارف عملا فعالیتی نداشت و پدر کنسرت‌هایی در تالار وحدت ( رودکی ) با گروه مولانا داشتند. اعضای گروه استادان : ناصر فرهنگ‌فر، شاپور رحیمی، نصرالله شیرین‌آبادی، محمدعلی کیانی‌نژاد، محمدجلیل عندلیبی ( سرپرست گروه )، هادی منتظری، مینو افتاده، بهنام وادانی بودند. این گروه در بزرگداشت استاد محمود کریمی به اجرای برنامه پرداختند و در پایان استاد مهدی خالدی به روی سن رفتند و هنرمندان گروه بر دستان این پیشکسوت موسیقی ایران بوسه زدند؛ من که یازده ساله بودم از دیدن این صحنه، درس بزرگی گرفتم تا همیشه و در همه حال به بزرگان و پیشکسوتان هنر احترام بگذارم. استاد شاپور رحیمی از دوستان پدر بودند و من به ایشان عمو شاپور می‌گفتم و با پدر به منزل ایشان می‌رفتیم؛ سال ۱۳۶۸ من از ایشان خواستم برایم چند کار ضبط کنند؛ عمو شاپور چند کاست برایم ضبط کردند، یکی دونوازی استاد جلیل شهناز با تنبک استادان امیرناصر افتتاح و جهانگیر ملک و دیگری دو آواز از استاد اکبر گلپایگانی ( افشاری با پیانو استاد مرتضی محجوبی و سه‌گاه با ویولن استاد حبیب‌الله بدیعی) بودند و کاست‌ها را برایم امضا کردند. در همان سال یکی از دوستان عمو شاپور از آمریکا به ایران آمدند که می‌خواستند پیش پدرم تنبک بنوازند که پدر فرمودند : شما پیش آرش کار کنید و بنده درس‌هایی برای دوست عمو شاپور ضبط کردم که مورد توجه ایشان قرار گرفت؛ عمو شاپور فرمودند : دوستم نخست ناراحت شد و گفت که استاد من رو فرستاد پیش یک نوازنده‌ی نوجوان، ولی متوجه شدم ایشان با وجود نوجوانی بسیار خوب و پخته می‌نوازند و مطالب خوبی برایم ضبط کردند که باید به دقت تمرین کنم. استاد شاپور رحیمی سال ۱۳۷۷ ریاست مرکز حفظ و اشاعه شدند و من سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۸ در مرکز تنبک تدریس می‌کردم‌. این اواخر بیشتر با ایشان تلفنی و در فضای مجازی بسیار تماس داشتم و خیلی خوشحال هستم دو بار در سال ۱۴۰۳ با جناب بهزاد طیبی و دکتر احمد اخوان‌عطار به دیدن عمو شاپور رفتیم. یادم هست استاد شاپور رحیمی تصنیفی در دستگاه چهارگاه به روی شعر مولانا ساخته بودند و با صدای دلنشین خوانده بودند که بسیار لذت بردیم. ایشان از ردیف‌دانان برجسته، نوازنده‌ی عود، خواننده بودند و گاهی نیز آهنگ و تصنیف می‌ساختند. من ایشان را بسیار دوست داشتم و به صدای لطیف، پر حالت و زیبای ایشان بسیار علاقمند بودم. روان استاد شاپور رحیمی شاد و یاد عمو شاپور گرامی باد با مهر و ارادت آرش فرهنگ‌فر ۱۴۰۴/۵/۸ @nfarhangfar

دونوازی و بداهه‌نوازی تمبک آرش فرهنگ‌فر و حسن کیانی‌نژاد ۱۳۷۹/۱۲/۵ تهران @nfarhangfar

جمعی که به هم گرسنگی می‌خوردیم با هم به گرسنگی به سر می‌بردیم چون سیر شدیم دور گشتیم ز هم ای کاش که در گرسنگی می‌مردیم لاادری @nfarhangfar

ویدئویی کوتاه از کتاب به درخواست دوستان عزیز استعلام و تهیه‌ی کتاب: 09397672496 @SoroudeSiavash

«سرود سیاوش»؛ نگاهی به آغاز راه شجریان/ روایت سال‌های شکل‌گیری یک صدای ماندگار کتاب «سرود سیاوش» روایتی مستند از فعالیت‌های ه
«سرود سیاوش»؛ نگاهی به آغاز راه شجریان/ روایت سال‌های شکل‌گیری یک صدای ماندگار کتاب «سرود سیاوش» روایتی مستند از فعالیت‌های هنری محمدرضا شجریان بین سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷ منتشر شد. «سرود سیاوش» اثری پژوهشی است که به بررسی دوره‌ی شکل‌گیری و آغاز فعالیت‌های هنری محمدرضا شجریان می‌پردازد. این کتاب با تکیه بر اسناد تاریخی، تصاویر دیریاب و داده‌های مستند، تصویری دقیق از نخستین سال‌های حضور او در عرصه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی ارائه می‌دهد. در این اثر مجموعه‌ای از جدول‌ها و نمودارهای تحلیلی درباره اجراها و فعالیت‌های هنری شجریان ارائه شده و طراحی و گرافیک یکپارچه و منسجم آن به خواننده کمک می‌کند تا تصویری روشن از روند رشد و تثبیت جایگاه این هنرمند برجسته، در آستانه‌ی تحولات مهم سال ۱۳۵۷ به‌ دست آورد. «سرود سیاوش: محمدرضا شجریان در آینه‌ی مطبوعات ۱۳۵۷-۱۳۴۵» را کیوان یداللهی تالیف و نشر گهگاه آن را در 360 صفحه در قطع رحلی با چاپ نفیس منتشر کرده است.

خاطره با استاد درویش‌رضا منظمی ششم امرداد ۱۳۶۴ بود که پدرم فرمودند : به منزل عمو شیرین ( استاد نصرالله شیرین‌آبادی ) برو و بگو استاد درویش‌رضا منظمی به تهران آمدند و دوستان شب منزل ما گردهم خواهند آمد. مهمانی آن شب برگزار شد و استادان درویش‌رضا منظمی، نصرالله ناصح‌پور، نصرالله شیرین‌آبادی، جواد جوادی‌پور، محمد جوادی‌پور، حمید طهرانی‌آزاد و ... حضور داشتند و به دفعات برنامه‌ی موسیقی اجرا کردند. من هم با فرزندان استاد منظمی ( شهرام و شهریار ) و فرزندان استاد شیرین‌آبادی ( پدرام، پرهام و پیام ) در سمتی دیگر پنالتی می‌زدیم و حسابی شلوغ کرده بودیم که دستور آمد بازی کم سر و صدا انجام بدهیم و ایروپولی بازی کردیم. استاد منظمی گاهی از خرم‌آباد به تهران می‌آمدند و به خانه‌ی ما می‌آمدند. سال ۱۳۶۹ ما به خرم‌آباد رفتیم و مهمان خانواده‌ی جناب زهرایی بودیم و در آن سفر با هنرمندان خرم‌آباد، استاد منظمی و استاد فرج علیپور دیدارهایی داشتیم و ساز نواختیم و استاد منظمی، پدر و خانواده‌ی ما را به رستورانی در خرم‌آباد دعوت کردند. سال ۱۳۷۰ استاد منظمی به تهران آمدند و در دانشکده هنرهای زیبایی دانشگاه تهران درس موسیقی داشتند؛ از آن سالها ایشان را بیشتر دیدم و از سال ۱۳۷۳ در تمرین‌های گروه شیدا ایشان را می‌دیدم. سال ۱۳۷۵ به اتفاق به صداوسیما رفتیم و به من فرمودند : شرایط مساعد است و می‌توانی استخدام بشوی؛ من گفتم با پدر مشورت خواهم کرد و پدرم فرمودند : به صداوسیما نرو چون آنجا آینده و پیشرفتی نخواهی داشت و ...؛ استاد منظمی به ردیف و موسیقی دستگاهی احاطه و تسلط کامل داشتند و در کمانچه و ویولن شاگرد استاد بهاری و استاد حسین یاحقی بودند؛ به موسیقی محلی لری و کردی، اشراف کامل داشتند، آهنگسازی می‌کردند و گاهی اوقات من در ضبط‌های ایشان شرکت داشتم. ایشان چند سال مدیر گروه موسیقی دانشکده موسیقی هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودند و پس از سال‌ها تدریس، بازنشسته شدند. یک بار سال ۱۳۷۵ با گروه استاد منظمی در صداوسیما ضبط داشتیم که ۴۵ دقیقه ما را از درب جام‌جم راه نمی‌دادند و می‌گفتند موی سرتان بلند است!!! و بالاخره پس مدتی که ما را منتظر گذاشتند ما به داخل سازمان رفتیم و در استودیو کار ضبط کردیم. استاد منظمی بسیار خوش‌تیپ و خوش لباس بودند و کت، شلوار و پیراهن در رنگ‌های متنوع و بسیاری داشتند و در محافل رسمی بسیار زیبا و آراسته ظاهر می‌شدند. خاطرات بسیاری از استاد درویش‌رضا منظمی دارم که در آینده به آنها خواهم پرداخت. روان استاد درویش‌رضا منظمی شاد و یادشان گرامی باد با مهر و ارادت آرش فرهنگ‌فر ۱۴۰۴/۵/۷ @nfarhangfar

چهار مضراب افشاری استادان : محمدرضا لطفی، ناصر فرهنگ‌فر و نصرالله شیرین‌آبادی سال اجرا ۱۳۶۲ @nfarhangfar

دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش که آن شکاریِ سرگشته را چه آمد پیش چو بید بر سرِ ایمانِ خویش می‌لرزم که دل به دستِ کمان ابرویی‌ست کافِرکیش خیال حوصله‌یِ بحر می‌پزد هیهات چه‌هاست در سرِ این قطره‌یِ محال‌اندیش بنازم آن مژه‌یِ شوخِِ عافیت‌کُش را که موج می‌زندش آبِ نوش بر سرِ نیش ز آستینِ طبیبان هزار خون بچکد گرَم به تجربه دستی نهند بر دلِ ریش به کویِ میکده گریان و سرفِکنده رَوَم چرا که شرم همی آیدم ز حاصلِ خویش نه عمرِ خِضر بِمانَد نه مُلکِ اسکندر نزاع بر سرِ دنییِ دون مَکُن درویش بِدان کمر نرسد دستِ هر گدا حافظ خزانه‌ای به کف آور ز گنجِ قارون بیش حافظ شیرازی @nfarhangfar

بداهه‌نوازی بیات ترک ( زند ) استادان : جلیل شهناز و امیرناصر افتتاح اجرای خصوصی پالایش : کلاسیک ایرانی @nfarhangfar