en
Feedback
مائده نواب(سپید)

مائده نواب(سپید)

Open in Telegram

مرا با قلمِ ناخوبم، یاد کنید #مائده_نواب 🧡قلبِ نارنجی🧡 شعر/موسیقی/داستان/کتاب صفحه ی اینستاگرام: http://instagram.com/maedenavab لینک ناشناس https://t.me/Harfmanrobot?start=255219674 لینک خرید کتاب خودکشی لیلی به روایت پنج دیوانه www.360book.ir

Show more
301
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
به مناسبت روز جهانی بوسه ‏می‌دانی اولین بوسه‌ی جهان چه‌طورکشف شد؟ ‏ زمان‌های بسیار قدیم مرد دست‌هاش به کار بود‌ تکه نخی را به دندان کند به زنش گفت بیا این را از لب من بردار وبینداز زن هم دست‌هاش به سوزن و وصله بود آمدکه نخ را از لب‌های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کارکنم. ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند... عباس معروفی

چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی ...

اینکه آدما تو زمستون خوشگل‌ترنو که دیگه قبول دارید؟

به قول عباس معروفی: زمانی از دست دادن برایِ من فاجعه بود!‌ بعدها، آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم‌ دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم.

عزیزم ‏کسی که تو رو گریه انداخت یه روزی برات گریه میکنه.

‏تصور کن دختری رو از دست دادی که بی توجهیت واسش دردناکتر از بی پولیت بود؛ تو باختی پسر :)))

تیکه ای زیبا از کتاب کافکا در کرانه - هاروکی موراکامی «و هنگامی که طوفان به پایان برسد، به یاد نخواهی آورد که چگونه از آن گذشتی، یا چگونه توانستی زنده بمانی. حتی مطمئن نخواهی بود که آیا طوفان واقعاً تمام شده است یا نه. اما یک چیز قطعی است: ‏وقتی از طوفان بیرون بیایی، همان شخصی نخواهی بود که وارد آن شده بودی.تمام هدف این طوفان همین است.»

بعد این روزای سخت باهم حرف بزنیم… https://t.me/Harfmanrobot?start=255219674

‏خوشبحالتون اگه این روزا پیش کسی هستید که دوستش دارید یا حداقل میبینیدش

جهان تا هست خواهم بود اگر تو‌ جانِ من باشی برایم خانه باشی، خاک باشی وطن باشی … ایرانم💔

زندگی قبلا هم انقدر صدا داشت؟! موتورها انقدر صدا داشتن؟! همسایه‌ها انقدر می‌خوردن به در و دیوار؟! حرکت ماشین روی آسفالت از دور صدای موشک می‌داد؟! یخ‌ساز همچون پدافندی غرش می‌کرد!؟

من تورا دوست داشتم، در روزهایی که مسئله‌ی ما زنده ماندن بود، نه عاشق بودن.

برای ذهنی که انفجار را فالگوش ایستاده دیگر هیچ شبی شاعرانه نخواهد بود!

حقيقتا من هنوز تو دهنم نميچرخه بگم جنگ شد، يعني ميدونم شده ها اما نميتونم بگم. باورم نميشه.

‏هیچوقت تو زندگیم غم، ترس و احساس ناتوانی رو با این عمق تجربه نکرده بودم.

معنی «خوبی؟» عوض شده.

چشمان خیس‌ات را می‌بوسم نازنین دلواپسِ آینده نباش این شب‌ها می‌گذرد و می‌رسد روزی که در آغوشِ هم از سَرِ شوق گریه سر می‌دهیم . #علی_سلطانی @aliii_soltaniiii

خوشى دورمون زد بلا دورمون گشت…

وطن…💔

‏نه میلِ ماندن، نه شوقِ رفتن... میانِ خستگی و بی‌حوصلگی، معلقم.