Vaheed Abbasi
Open in Telegram
• Minimalist • Long Exposure photographer • Contact with me • https://instagram.com/vaheedabbasi
Show more2 812
Subscribers
-124 hours
-117 days
-4030 days
Posts Archive
2 812
برای تمام کردن امشب
به صبحهای بیشتری نیاز داریم
خوابم نمیبَرَد
و تو فقط یک لالایی بلدی...
#معین_دهاز
@vaheed_abbasi
2 812
زمین
نباید گرد باشد!
وگرنه
تو از راهی که رفتهای
باید به من میرسیدی!
#آنژیلا_عطایی_پیرکوه
@vaheed_abbasi
2 812
همه چیز، خاطره، گفتگوها، بوسهها، همه چیز میگذرد!
ولی تماس ارواحی که که یکدیگر را لمس کرده و در میان انبوه اشکال زودگذر، یکدیگر را شناختهاند هرگز زدوده نمیشود.
#رومن_رولان
#ژان_کریستف
@vaheed_abbasi
2 812
هر بار که میخواهم به سمتت بیایم، یادم میافتد
دلتنگی، هرگز بهانه خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست !
#آنا_گاوالدا
@vaheed_abbasi
2 812
نه چتر با خود داشت
نه روزنامه
نه چمدان
عاشقش شدم!
از کجا باید میدانستم مسافر است؟
#مژگان_عباسلو
@vaheed_abbasi
2 812
چیزایی که بهت آسیب زدن رو فراموش کن
ولی هیچوقت درسی رو که بهت یاد دادنُ از خاطر نبر...
@vaheed_abbasi
2 812
اولين بارى كه فهميدم دلتنگى يعنى چى ،
آخراى پاييز بود ،
تو كوچه پس كوچه هاى محلمون داشتيم قدم ميزديم ،
هوا سرد شده بود ،
دستشو از سرما كرده بود تو جيب كاپشن من و دستمو گرفته بود ،
يه عادتى داشت وقتى ميخواست حرف مهمى بزنه دستمو فشار ميداد ،
وسط خنده هامون شروع كرد به جدى حرف زدن ؛
...
آغوش گرم خوبه ،
خيال راحت خوبه ،
اينكه يكى دوست داشته باشه و دوسش داشته باشى خيلى خوبه ...
ولى من ديگه نميتونم ادامه بدم ...
...
دستمُ فشار داد و از جيبم در آورد و
آروم آروم قدم زد و رفت ...
بُهت زده وايساده بودم همونجا ...
تو دلم گفتم برميگرده نگاهم ميكنه و مياد سمتم و بغلم ميكنه و ميگه ،
شوخى كردم !
ولى رفت ...
اونروز براى بار اول دلم تنگ شد ،
براى نگاهش ،
كه يه بار برگرده و نگاهم كنه ...
چند سالِ كه آخراى پاييز ، كوچه پس كوچه هاى محلمون قدم ميزنم و هر بار سر اون كوچه بُهت زده وايميسم و نگاه ميكنم ...
امروز داشتم قدم ميزدم كه يه صورت آشناى غريبه ديدم و سرمُ انداختم پايين و رفتم ...
با سرعت چرخيدم نگاهش كردم ،
آشنا بود ،
خودش بود ...
آغوش گرم داشت ،
خيالش راحت بود ،
و دوست داشتن همديگرو ...
دلتنگى تموم شد ،
ديدمش ...
ولى كاش هيچوقت نميديدمش ...
#وحيد_رضاخاني
@vaheed_abbasi
2 812
هر بار ازش میپرسیدم چیزی شده؟چرا انقدر بهم ریخته ای، میگفت نمی تونم ببخشم... یه بار ازش پرسیدم از کی ناراحتی؟ چرا نمی تونی ببخشیش؟ گفت از خودم، خودم رو نمی تونم ببخشم ... بعد تو چشمام نگاه کرد و گفت شنیدی میگن از یه سوراخ دو بار گزیده نشو؟ من صد بار گزیده شدم... اولین باری که از کسی ضربه خوردم و واقعا دلم شکست، اون آدم رو از زندگیم گذاشتم کنار ولی دوباره برگشت به زندگیم ، چون بخشیدمش... با تعجب بهش نگاه کردم و گفتم خب بخشیدن کجاش بده؟ خندید و گفت هیچ جاش ! می دونی برای چی حالم خرابه ؟ برای اینکه نمی تونستم حال خرابش رو ببینم و زود اشتباهاتش رو می بخشیدم ولی فکر می کنی اون چیکار می کرد؟ جبران می کرد؟نه ، دوباره و دوباره همون اشتباه رو تکرار می کرد ... هر بار می گفت این بار فرق داره ولی هیچ فرقی نداشت، منم هر بار می گفتم این آخرین باری هست که می بخشمش ولی آخرین بار نبود... اون آدم برای من تموم می شد اما هر بار نمی دونم از سر عادت یا دوست داشتن، با بخشیدنم دوباره همه چی رو شروع می کردم... حالا فهمیدی چرا نمی تونم خودم رو ببخشم؟ نگاش کردم و گفتم خب تو که اشتباهی نکردی؟ یه نفس عمیق کشید و گفت چه اشتباهی بالاتر از زیاد بخشیدن!
ببین رفیق هر آدمی رو تو زندگیت یه بار ببخش ، دو بار ببخش ، سه بار ببخش... ولی وقتی یکی رو زیاد بخشیدی یه روزی می رسه که دیگه خودت رو نمی تونی ببخشی...
#حسین_حائریان
@vaheed_abbasi
2 812
ما را ميگردند
ميگويند همراه خود چه داريد ؟
ما فقط
روياهايمان را با خود آوردهايم
پنهان نميكنيم
چمدانهاي ما سنگين است
اما فقط
روياهايمان را با خود آوردهايم.
#سید_علی_صالحی
@vaheed_abbasi
2 812
اگه افکارت درباره ی کسی تغییر کرد، هیچوقت خودت رو فریب نده. در مقابل حقیقت مقاومت کردن احمقانه ترین کاری هست که می تونی انجام بدی. حقیقت رو قبول کن و به خودت بگو هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی. هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی. هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی.
#حسین_حائریان
@vaheed_abbasi
