کانال آگاهی اجتماعی
Open in Telegram
530
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
⏺نیویورک تایمز:
آیت الله خامنه ای یک لیست ۴ لایه ای برای هر پست تنظیم کرده که در صورت تـرور اون شخص چه کسی جانشینش بشه. در صورت تـرور خودش یا رئیس جمهور ۳ گزینه برای اداره کشور در لیست قرار دارن. لاریجانی؛ قالیباف و حسن روحانی.
https://t.me/rahimzayer
فرق دموکراسی و جمهوری
دموکراسی:
- اتخاذ تصمیم گیری ها به صورت مستقیم یا از طریق نمایندگان، بدون التزام به یک قانون ثابت.
- برتری یا استبداد اکثریت بر اقلیت
جمهوری:
- اتخاذ تصمیم گیری ها بر مبنای قوانین اساسی و مصوب نسبتا ثابت
- حافظ اقلیت در برابر اکثریت از طریق وجود قوانین ثابت
- محدود کردن قدرت دولت از طریق وجود قوانین ثابت
نمونه: امریکا
جمهوری خواهان:
حاکمیت قانون، حقوق فردی، و محدودیت های دولتی
دموکراتها:
افزایش مشارکت مردمی، برابری اجتماعی و اقتصادی، و نقش گسترده تر دولت در بهبود شرایط زندگی.
https://t.me/rahimzayer
کتاب مهمی اخیرا در حوزه منازعات ایران و آمریکا چاپ شده تحت عنوان "deterrence and escalation dynamics with Iran" یا "بازدارندگی و پویایی تشدید تنش با ایران".
کارشناس نظامی مایکل آیزناشتات به بررسی درگیریهای اخیر ایالات متحده و اسرائیل با ایران و نمایندگان آن میپردازد تا رویکرد گذشته جمهوری اسلامی در بازدارندگی و مدیریت تشدید را بهتر درک کند.
حرف کتاب اینه که، برای دههها، واشنگتن در مقابله با روش نامتقارن جنگ تهران که ریشه در عدم درک روش عملیاتی نظامی جمهوری اسلامی و ترس از یک «جنگ ابدی» دیگر در خاورمیانه داشت، دچار مشکل بود. با این حال، درگیری دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵، پیشبینیها مبنی بر اینکه حمله آمریکا به ایران واکنش گستردهای را به دنبال خواهد داشت، منجر به هزاران کشته آمریکایی خواهد شد و جنگ منطقهای «تمامعیار» را شعلهور خواهد کرد، را به چالش کشید. کتاب عنوان میکنه که ایران اراده و یا توان جنگ بزرگ رو نداره.
این درگیری همچنین سوءتفاهمهای دیرینه درباره توانایی ایالات متحده و اسرائیل در مدیریت تشدید تنش با ایران را آشکار ساخت.(میشه حمله کرد هزینه نداد)
این درسها اهمیت ویژهای دارند زیرا ایالات متحده در نظر دارد پس از کشتار هزاران معترض توسط رژیم، اقدام نظامی علیه آن انجام دهد.
کانال فلاخن
.
🔴 اگر بر اساس آنچه که آژانس خبری آکسیوس مدعی شده، هدف قرار دادن همزمان رهبری جمهوری اسلامی و جانشین بالقوه بعدی، از گزینه های پیشنهاد شده به رئیسجمهور ایالات متحده باشد؛ برنامه بعدی چیست؟
🟢پ.ن اسپهبد تپوری:
در جنگ ۱۲ روزه، آنچنان که خود ترامپ ادعا کرده، مخالف هدفقراردادنِ گرانیکاه نظام بوده، چرا که امید به تغییر یا دگردیسیِ رفتاری داشته و حتا در یک موضعگیری شگفتیساز و مستعجل، چین را به خرید نفت بیشتر از ایران ترغیب کرد.
اما؛ مواضع سختگیرانه رهبری ج.اسلامی آمریکا را متقاعد کرد که نمیتواند با رهبری فعلیِ نظام به توافق برسد و حتا اخیراً نیز آیتالله خامنهای با شاهدآوردن از عدم بیعت امام حسین با یزید بر استمرار چنین انگارهای تاکید کرد.
به باور من، ایالات متحده هنوز نسبت به فروپاشیِ کامل ساختار مستقر و تبعاتِ وخیم امنیتی آن، نگران است و آلترناتیو احتمالی را از دل گزینههای قابل دسترس بررسی میکند.
https://t.me/rahimzayer
حمله آمریکا؛ جراحی در رأس هرم قدرت و حفظ بدن: سناریویی که میتواند ایران را وارد وقفهای پرخطر کند
#حمید_آصفی
✍️ آنچه امروز در بسیاری از اتاقهای فکر غربی ــ و نه فقط در ــ در حال بررسی است، نه «تغییر رژیم کلاسیک» است و نه تداوم وضع موجود. با سناریویی روبهرو هستیم که چیزی میان این دو قرار میگیرد: جراحی در رأس قدرت، بدون فروپاشی کامل بدن سیاسی. مدلی که هدفش نه برهمزدن همهچیز، بلکه حذف لایههای پرهزینه و حفظ استخوانبندی قابلکنترل است.
✍️ واقعیت این است که برخلاف تصور رایج، علاقهای به فروپاشی بیمهار ایران ندارد. تجربه عراق، لیبی و افغانستان برای واشینگتن یک درس روشن داشته است: حذف یک ساختار بدون جایگزین قابل مدیریت، نه ثبات میآورد و نه منافع پایدار. از این زاویه، آنچه محتملتر به نظر میرسد، بازآرایی قدرت درون چارچوب موجود است؛ کنار رفتن لایههای ایدئولوژیک غیرقابل مذاکره و باقی ماندن بدنهای عملگرا، بوروکراتیک و تکنوکرات که بتوان با آن وارد معامله شد.
✍️ در این چارچوب، تصور غالب این نیست که یک دولت تمامعیار غربگرا در ایران متولد شود. چنین دولتی نه از دل جامعه بیرون میآید و نه ظرفیت بقا دارد. هدف محتملتر، رسیدن به نوعی ثبات حداقلی قابل پیشبینی است؛ نظمی که در آن ایران نه متحد استراتژیک غرب، بلکه بازیگری مهارشده، قابل معامله و فاقد جاهطلبیهای پرهزینه منطقهای باشد. از نگاه سیاستگذاران غربی، همین میزان کفایت میکند.
✍️ اما مسئله اصلی از همینجا آغاز میشود: آیا چنین سناریویی میتواند در داخل ایران ثبات و رضایت اجتماعی ایجاد کند؟ پاسخ صریح این است که لزوماً نه. حتی اگر توافقی با لایهای از تکنوکراتها و عملگرایان شکل بگیرد، بحران اصلی ایران حل نخواهد شد؛ زیرا مسئله، صرفاً سیاست خارجی یا ترکیب نخبگان نیست، بلکه بحران رابطه قدرت با جامعه است. بدون بازتعریف این رابطه، هر نسخهای فقط زمان میخرد، نه اعتماد.
✍️ نکته کلیدی آن است که غرب بهدنبال رضایت جامعه ایران نیست؛ بهدنبال مدیریت ریسک است. ثبات مطلوب در این نگاه، ثباتی برآمده از کنترل بحران است، نه آشتی ملی. از همین رو، ایرانِ نیمهناراضی اما قابل پیشبینی، برای آنها کمهزینهتر از ایرانِ بیثبات، رادیکال و غیرقابل مهار است.
✍️ در این میان، نقش و نیز تعیینکننده است. اگر این دو قدرت به این جمعبندی برسند که حذف یا تضعیف لایههای بالایی قدرت اجتنابناپذیر است، تلاش خواهند کرد نفوذ خود را در همان لایههای میانی و تکنوکرات حفظ کنند؛ نه برای نجات جمهوری اسلامی، بلکه برای جلوگیری از چرخش کامل ایران به سمت غرب. حتی نسخه پس از تغییر نیز میدان رقابت قدرتها خواهد بود، نه پروژهای برای رفاه یا رضایت اجتماعی.
✍️ جمعبندی نهایی تلخ اما واقعی است: سناریوی پس از تضعیف یا حذف لایه اول قدرت، میتواند یک وقفه موقت در مسیر بحران ایجاد کند، اما اگر با تغییرات واقعی در ساختار حکمرانی و رابطه دولت–ملت همراه نشود، نه ثبات پایدار میآورد و نه آرامش اجتماعی. در بهترین حالت، فقط تأخیر میخرد؛ تأخیری که اگر جدی گرفته نشود، دیر یا زود دوباره به همان نقطه انفجار بازخواهد گشت.
https://t.me/rahimzayer
✳️در وضعیتی هستیم که کشور نه راه پیش دارد نه پس
هر طرف رفتن فاجعه است.
اگر توافق کنیم حول آنچه آمریکا می خواهد، فاجعه است.
اگر توافق نکنیم و جنگ شود، فاجعه است.
اگر همین منوال مدیریت کشور ادامه یابد هم فاجعه است.
از سویی رابطه حکومت با مردم در بدترین و فجیعترین حال خود است.
نه با ملت بلد بودید رفتار کنید و آنها را تاراندید، میانشان اختلاف انداختید، شقه شقه شان کردید، توی سرشان زدید، نه با سایر کشورها توانستید رابطه متوازنی بسازید.
اندوهگین، نگران و دلواپس ایران مانده ایم.
چشم انتظار حمله دشمن، عصیان داخل.
مانند تخته پاره ای بر موج... بی آینده، بی چشم انداز!
می شد اینها نباشد. می شد به ایستگاه کنونی نرسیم. می شد... می شد اما نکردید. می توانستید، اما نکردید!
سلمان کدیور
https://t.me/rahimzayer
بنده هشت سال معاون آقای ولایتی [وزیر خارجه] بودم و رئیسجمهور هم آقای هاشمی بود. بارها شد وقتی تلفن وزارتخانه زنگ میخورد، من برمیداشتم، و پشت خط رئیسجمهور بود. ولایتی به ما میگفت هر وقت رئیسجمهور زنگ زدند، حتماً هماهنگ کنید، اگر اذن آقا پشت آن هست، عمل کنید و الا فَلا! به همین صراحت، یعنی دستور داشتیم.
از خاطرات شفاهی علاالدین بروجردی
https://t.me/rahimzayer
نمی دانم یک فیلم از طبیعت زمستانی آن هم به این قشنگی، دیگه دیس لایک برای چیه؟ مطلب سیاسی نیست که بگیم خلاف نظام ذهنی و ضد ارزشها و باورهای شماست.
✳️ خلاصه مقاله مهم استیون والت در ارتباط با سیاست خارجی دولت آمریکا در دوره دوم ترامپ در مجله فارین افیرز با عنوان «هژمون غارتگر»
🔵هژمون غارتگر: ترامپ چگونه از قدرت آمریکا استفاده میکند
✍️ استیون ام. والت
🔻مارس/آوریل ۲۰۲۶ (منتشر شده در ۳ فوریه ۲۰۲۶)
▪️فارین افیرز
🔸استفان ام. والت، استاد روابط بینالملل «رابرت و رنی بلفور» در مدرسه کندی هاروارد است.
* تعریف هژمونی غارتگر: والت معتقد است استراتژی ترامپ فراتر از ملیگرایی یا انزواطلبی است. او آمریکا را به «هژمونی غارتگر» تبدیل کرده که هدفش نه ساختن نظمی پایدار، بلکه استخراج امتیاز، خراج و نمایشهای بندگی از سوی هر دو گروه متحدان و دشمنان است.
* نگاه حاصلجمع صفر: در این مدل، روابط بینالمللی مانند معاملات املاک نیویورک دیده میشود. ترامپ ترجیح میدهد شریکش ضرر کند تا او سود بیشتری ببرد، حتی اگر یک همکاری داوطلبانه میتوانست سود مطلق بیشتری برای هر دو طرف داشته باشد.
* استفاده از اهرم نظامی برای باجگیری اقتصادی: ترامپ به طور سیستماتیک چتر حمایتی ارتش آمریکا (در ناتو، تایوان یا اوکراین) را به امتیازات تجاری و سرمایهگذاری در آمریکا گره زده است. او از «غیرقابلپیشبینی بودن» به عنوان سلاحی برای واداشتن دیگران به اطاعت استفاده میکند.
* تضعیف نهادهای بینالمللی: این راهبرد آگاهانه از نهادهای چندجانبه (مثل سازمان تجارت جهانی یا سازمان ملل) دوری میکند و به دنبال مذاکرات دوجانبه است تا قدرت چانهزنی واشینگتن در برابر کشورهای کوچکتر به حداکثر برسد.
* بذرهای نابودی: والت هشدار میدهد که این رویکرد در درازمدت شکست میخورد زیرا:
1. رشد چین: چین اکنون رقیبی جدی است و کشورهایی مثل هند نشان دادهاند که اگر تحت فشار آمریکا قرار بگیرند، گزینههای جایگزین (روسیه و چین) را انتخاب میکنند.
2. کاهش وابستگی: متحدان سنتی مثل کانادا و اتحادیه اروپا در حال دور زدن آمریکا و امضای قراردادهای تجاری مستقیم با آسیا و آمریکای جنوبی هستند.
3. واکنش معکوس: تحقیر رهبران جهان و اجبار آنها به تملقهای مبالغهآمیز، خشم پنهانی ایجاد میکند که در اولین فرصت منجر به ضربه زدن به منافع آمریکا خواهد شد.
نتیجهگیری نهایی: والت معتقد است ترامپ در حال مصرف کردن اعتبار و نفوذی است که آمریکا طی ۷۵ سال جمعآوری کرده بود. این «سود کوتاهمدت»، به قیمت تضعیف دائمی جایگاه آمریکا در جهان تمام خواهد شد.
کانال فلاخن
https://t.me/rahimzayer
ژنو در کما؛ سنتکام در آماده باش
#یدالله_کریمی_پور
بهگمانم دیپلماسی میان ایران-امریکا در ژنو به کما رفته و برعکس، آرایش نظامی از وضعیت مانور به حالت عملیاتی درآمده است. چشم انداز ظاهری جنگی بین دو کشور در خطرناک ترین وضعیت طی ۱۴۰۴ قرار دارد. در صورت به نتیجه نرسیدن دور سوم مذاکرات، احتمال یک درگیری نظامی محدود(غیر همه جانبه)، ولی سنگین کم نیست.
ورود ۵۰ جنگنده جدید F-35, و F- 15E, که دقیقا برای غلبه بر سیستم های پدافندی پیشرفته و زدن اهداف نقطه ای در اعماق سرزمین است به میدان آمده اند.
گزارش ای بی سی بر ان است که ترامپ مهلت ۱۴ روزه ای به ایران داده تا پیشنهاد همه جانبه قانع کننده ای ارائه دهد. هم چنین بر خلاف دفعات پیش، مقامات پنتاگون با شکستن سکوت نظامی، به روشنی سخن از آمادگی برای یک کارزار نظامی می دهند. ترامپ نیز تحت فشار مشاوران تندرو و نیر اسراییل، برای ورود به جنگ است و مذاکرات را تله زمانی تهران قلمداد می کند.
در کل ترامپ در موقعیت دو قطبی خطرناکی قرار دارد. از سویی دلبسته و بلکه دلباخته موفقیت برای بستن توافق قرن است و از سوی دیگر، از این که او ضعیف به نظر برسد، متنفر. چنانچه احساس کند ایران در مذاکرات در پی وقت کشی است، دستور یک عملیات جراحی سنگین را خواهد داد.
البته هنوز از دیدگاه لجستیک، زمان انجام حمله سنگین و مستمر نتیجه مند نرسیده است. برای چنین عملی باید ۳ برابر امکانات موجود بیشتر شود. ولی به احتمال بسیار بالا. بین دو تا ۴ هفته دیگر، با فرض عدم پیشرفت مذاکرات، جنگ محتمل است.
لب کلام
هم اکنون ما در فاز دیپلماسی اجباری هستیم. ترامپ در حال آزمایش این فرض است که تهران به توافق بزرگتر از برجام تن می دهد یا نه؟ چنان چه تهران پیشنهاد جدیدی ارائه ندهد، ریسک وقوع یک درگیری محدود سنگین چند روزه، بسیار بالا خواهد بود.
https://t.me/rahimzayer
خلاصه مطلب وطن دوستی عادت شده و فکرشده
دکتر حسین قاضیان
وطن، مفهومی چند لایه است: اولین لایه آن خاک (Soil) یا سرزمین (Homeland) است که همان جسم وطن به شمار میرود. دومین لایه آن کشور (Country) است. یعنی مردمی که در یک سرزمین مشترک زندگی میکنند. سومین لایه ، دولت (State) است. آن نیرویی که هم پاسدار مرزهاست و هم گذرنامه صادر میکند. دوست داشتن وطن به مفهوم لایههای سه گانه را "وطن پرستی عادت شده" مینامند.
اما در حکومتهای امروزی در قالب دولت -ملت ( Nation-State)، ملت به دولت وکالت میدهد تا نماینده کشور باشد. اما اگر دولتی به ملتش اجازه نظارت بر دولت را ندهد و به طور مسالمت آمیزی قدرت را واگذار نکند؛ آنگاه دولت دیگر نماینده کشور به حساب نمیآید. در این صورت آن دولت، کشور را به زور تصاحب کرده و ملت حق دارد، کشور را بازپس گیرد و برای بازپس گیری کشور اگر چارهای جز کمک گرفتن از کشور دیگر را نداشته باشد، می تواند به آن راه متوسل شود. لذا این امر نه مصداق وطن فروشی بلکه "وطن دوستی فکر شده" است.
البته به نظر اینجانب دکتر قاضیان می توانست تعبیر بهتری به جای وطن دوستی عادت شده و فکرشده استفاده کند. مثلا وطن دوستی هویت گرا و وطن دوستی آزادی گرا
https://t.me/rahimzayer
.
🔰ناوگانهای زیبا به صف شدهاند، پیرمرد دریای ارنست همینگوی، قلاب را به کدام برکه انداخته؟
🖊غلامرضا علیزاده
صدها جنگنده و دهها ناوشکن در طول روزهای اخیر، خود را به آبها و آسمانِ مشرف به خاورمیانه رسانیدهاند. و دریاسالاران به ترامپ اعلام کردهاند، آخر هفته آمادگیشان به مرز ۱۰۰٪ رسیده و تنها منتظر سوت فرمان اویند تا کُن و فیکون کنند.
آیا، اینها همه شرایط عینیِ روی بسترِ پرآشوب خاورمیانه است؟
حقیقت آنست که بخشی از پیشنهادات مقامات جمهوری اسلامی، هیات حاکمه آمریکایی را به تامل واداشته، اما بخش اعظم آن که بتواند متحد منطقهای اورا راضی نگاه دارد همچنان مغفول مانده است.
بیتردید ترامپ چند روز دیگر نیز صبر پیشه خواهد کرد تا اولاً آمادگی نیروهایش به آستانهی عملیاتی برسد و از آن مهمتر ناو هواپیمابرِ جرالد فورد به آبهای شرقی مدیترانه برسد. این چند روز اما چند هفتهای نخواهد بود که کریولاین لیویت گفته و مقامات وزارت امورخارجه ج.اسلامی را برای نگارش پروپوزال تسلیم دنبال نخودسیاه فرستاده است!
آبهای خلیج فارس و دریای عمان آرامند و پیرمرد بیخیال داستان ارنست همینگوی قلابش را به آب انداخته و در حالیکه قطعهای از جیپسیکینگ را زیر لب نجوا میکند، مشغول ماهیگیری است، اما در یک آن ممکن است ورق برگردد و زمین و زمان زیر و رو گردد.
اگر تا چند روز پیش احتمال جنگ به صلح را ۷۰٪ پیشبینی کرده بودم الان آن را به ۹۰٪ افزایش میدهم. آن ۱۰٪ چیست؟
این احتمالیست که به هیچکدام از کشورهای میانجی بستگی ندارد، تنها به شیوه مواجهه تصمیمسازان جمهوری اسلامی بستگی دارد؛ بدینمعنا که یکبار برای همیشه تصمیم بگیرند که همچنان میخواهند روی موج آرمانها و پندارهای ایدئولوژیک سوار شوند یا نه، برای همه فصول با آن خداحافظی خواهند کرد و تمام انرژی و توانمندی خویش را برای رشد و توسعه کشور بکار خواهند گرفت.
باور من اینست که این حجم از تغییر ذهنیت و دگردیسی در دکترین سیاست خارجی، در این بازه زمانی سخت و جانفزا خواهد بود و این امروز و فردا کردن و خریدن زمان برای گرفتنِ ضربآهنگِ تهاجم ائتلاف آمریکایی-عبری ثمری نخواهد داشت و ۲۰ روز بعد باید در خصوص فصلی نو از روابط بینالملل نوشت و چکامه سر داد.
بنابر این به تعبیر قاآنی:
اگر قبول ملک افتد این چکامه ٔ نغز
به آب سیم نگارمش بر صحیفه ٔ زر
https://t.me/rahimzayer
📄 اصلاحطلبان؛ مهمترین بخش مکمل و دلیل بقای جمهوریاسلامی
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
سالها چنین فهمی وجود داشت که اصلاحطلبان بخشی از جامعهاند که میکوشند با حضور در ساختار جمهوریاسلامی، برای بهبود رفتار حکومت با مردم چانهزنی کنند. اما از استثنائات که بگذریم آنچه امروز از عملکرد و مواضع این جریان دیده میشود، این پرسش را جدیتر از گذشته پیش میکشد که:
- آیا واقعاً چنین نقشی داشتهاند؟
و
- آیا این نقش همچنان برقرار است؟
یا
چنین نقشی دچار دگرگونی شده است؟
جابهجایی نقش؛ از نمایندگی جامعه تا میانجیگری برای حکومت
حتی اگر بتوانیم بپذیریم که اصلاحطلبان چنین نقشی داشتهاند - یعنی بخشی از جامعه بوده و میکوشیدهاند با حضور در ساختار جمهوریاسلامی، برای بهبود رفتار حکومت با مردم چانهزنی کنند؛ بهنظر میرسد در عمل، نوعی جابهجایی نقش رخ داده باشد؛ به این معنا که اصلاحطلبان در بسیاری از بزنگاهها، نه واسطهی مطالبات جامعه در برابر حکومت، بلکه واسطهی توضیح و تفسیر سیاستهای حکومت برای جامعه شدهاند.
در واقع، اصلاحطلبان الان در تلاش برای اصلاح مردم هستند نه اصلاح حکومت.
اصلاحطلبان درون ساختار، نه بیرون از آن
از این منظر، میتوان گفت اصلاحطلبان بیش از آنکه جریانی بیرون از جمهوریاسلامی باشند، بخشی از درون این ساختار هستند؛ بخشی که منطق کنش سیاسیاش درون همین ساختار تعریف میشود و فاصلهاش با هستهی قدرت، بیشتر اجرایی و تاکتیکی است تا ساختاری.
نسبت اصلاحطلبان با رهبری
در گذشته تصور میشد اصلاحطلبان با حضور در قدرت میتوانند بر تصمیمات کلان، از جمله نسبت دولت با رهبری، اثرگذار باشند یا دستکم نوعی تعادل ایجاد کنند. اما تجربهی سالهای اخیر نشان میدهد نقش غالب آنها بیشتر در جهت حفظ ثبات ساختار و جلوگیری از تشدید بحرانها بوده است، نه تغییر مسیر بنیادین.
سیاست خارجی و اصلاحطلبان
همچنان اسرائیلستیز و غربستیز
در حوزهی سیاست خارجی نیز برداشت مشابهی وجود داشت؛ اینکه اصلاحطلبان حامل نگاهی متفاوت و کمهزینهتر نسبت به جهان بوده و هستند. اما در عمل دیده شد که فاصلهی این جریان با چارچوبهای اصلی سیاست خارجی در جمهوریاسلامی، بسیار شبیه بوده و هست. آنطور که من اصلاحطلبان را میفهمم این گروه با محوریت اسرائیلستیری و غربستیزی متشکل میشوند. شاید گاهی از این استراتژی بهصورت مصلحتاندیشانه دوری کنند ولی واقعیت این است که این گروه از این آرمان نمیگذرند.
دو طیف، یک افق
میتوان اصلاحطلبان را به دو دستهی کلی تقسیم کرد:
گروهی که در ساختار رسمی قدرت حضور دارند و گروهی که در مقاطعی بیرون از قدرت قرار میگیرند، اما همچنان خود را در افق بازگشت یا حمایت از نظم موجود تعریف میکنند.
این تفکیک نشان میدهد که حتی «خارجبودن از قدرت» لزوماً به معنای فاصلهگرفتن از منطق حاکم نیست.
جمعبندی
اصلاحطلبان امروز بیش از آنکه نیروی تغییر باشند، به نیروی مکمل و تنظیمکنندهی وضعیت موجود تبدیل شدهاند؛
نقشی که ممکن است از منظر ثبات قابل بررسی باشد، اما از منظر تحول سیاسی، همچنان محل تردید است. در هر حال؛ جمهوریاسلامی عجیب است اگر از همکاران و حامیان اصلیاش به موقع قدردانی نکند.
https://t.me/rahimzayer
🔺 مذاکرات ژنو: مسیر توافق یا راه منتهی به جنگ!
#صلاح_الدین_خدیو
اگر کلی گویی های عراقچی و استفاده از عیارات همیشگی برای توصیف فضای مثبت مذاکرات را در کنار سکوت طرف آمریکایی بگذاریم، جای چندانی برای خوش بینی نمی ماند.
واقعا اگر پیشرفتی وجود داشت، از همین حالا تاریخ دور بعد تعیین می شد و گفتگوهای کارشناسی بر سر جزئیات و ریزەکاری ها منتظر دیدار بعدی مقامات سیاسی نمی ماند. علاوه بر آن به صورت نمادین هم که باشد، انتقال ادوات و تجهیزات نظامی به منطقه محدود یا متوقف می شد.
به نظر می رسد که هدف طرفین از مذاکره، بیش از رسیدن به توافق، نیت خوانی و درک ذهنیت راهبردی یکدیگر است.
شروطی که آمریکا معین کرده، عملا راه را بر هر گفتگوی معنادار می بندد و جنگ را به امری محتوم تبدیل می سازد. از این رو راهبرد ایران عمدتا مبنی بر این است که زمان گسست نهایی را هر چه بیشتر به تعویق بیندازد.
برخی منابع خبری امروز گفتند که ایران یک بستەی پیشنهادی روی میز گذاشته که شامل موارد زیر است: تعلیق غنی سازی و آزمایش های موشکی به مدت سه سال، ترک مخاصمه با اسرائیل به صورت اعلام نشده و پیشنهاد یک مشوق پانصد میلیارد دلاری برای شرکت های آمریکایی جهت حضور در صنعت نفت و معادن ایران و خرید هواپیما و خودرو.
اگر این پیشنهاد دقیق باشد، به معنای آنست که ایران با کار روی روان شناسی ترامپ دنبال آنست که یک راه خروج آبرومندانه از مخمصه برایش پیدا کند و فرصت اعلام پیروزی را به وی بدهد.
اگر این طرح از سوی کاخ سفید پذیرفته شود، ایران هم دستکم به مدت سه سال نفس راحتی می کشد و مانند دورەهای تنش زدایی میان آمریکا و شوروی در جنگ سرد، با اجتناب از جنگ، نفسی تازه می کند.
نکتەی اصلی همین محدودیت سه سالەای است که بر غنی سازی و توسعەی موشکی وضع شده، یعنی دقیقا انقضای آنها با رفتن ترامپ از کاخ سفید همزمان می شود.
همین امر پرده از هدف اصلی بر می دارد. زیرا نشان می دهد که تهران از راهبرد قبلی خود مبنی بر صیر و مقاومت استراتژیک تا پایان دورەی ترامپ انصراف نداده، بلکه در شرایط تهدید نظامی و فشارهای ویرانگر اقتصادی صرفا آن را روزآمد و کادوپیچ نموده است.
طرف دیگر معادله زوج امنیتی آمریکا - اسرائیل است. دور از ذهن است که آنها به امضای یک برجام دیگر رضایت دهند. شواهد و قرائن نشان می دهد که تصمیم خود را برای جنگ و بازتعریف معادلات امنیتی گرفته اند.
با این نگاه مذاکرات برای آنها بیشتر ابزاری جهت مشروعیت سازی سیاسی و تکمیل آرایش نظامی است. شاید تنها تفاوت آنها با ایران در بازەی زمانی مورد نیاز است.
آنها بجای سه سال دنبال زمان هایی کوتاه در حد چند هفته و چند ماه هستند.
البته اگر ترکیب فشارهای نظامی و اقتصادی ایران را به عدول از خطوط قرمز خود وا دارد، طبعا از آن استقبال و پس از دریافت هزینەهای لشکرکشی از قطر و عربستان، گزینەی نظامی را کنار می گذارند!
در هر صورت بدون وقوع معجزه یا اتفاقی نادر امکان رسیدن به توافق چندان محتمل نیست.
در سال های اخیر، بسیاری از ناظران، از بازگشت معادلات سیاسی و امنیتی جهان به قرن نوزده و قبل از جنگ جهانی اول می گویند.
داوری کاملا درست و واقع بینانه. جالب این است که در این مورد خاص درست مشابه ابتدای قرن بیست، یک خوش بینی مفرط و مکانیکی هم وجود دارد: همه قبول کردەاند کە بازتنظیم نظم شل شده تنها از راه جنگ ممکن است و جنگی کوتاه و پر شور و شوق هم در پیش است!
قدرت های اروپایی با این نگاه و بر سر یک رخداد ناگهانی پا در جنگ اول گذاشتند. اما جنگ شش سال طول کشید و به مرگبارترین نبرد تاریخ جهان تا آن زمان مبدل شد.
شباهت های دراماتیک داستان ایران با آمریکا و اسرائیل با این تجربه انکارناپذیر است.
دوران 46 سالەی نه جنگ و نه صلح میان ایران و آمریکا به پایان رسیده و باید یکی از دو گزینه انتخاب شود.
قضیه فقط این نیست که اختلافات به نقطەی جوش رسیده، بلکه روابط بین المللی پای در مسیر تحولی اساسی نهاده است. آمریکا در رقابت با چین و جهت حفظ امپراتوری جهانی اش، به عقب نشینی و پیش روی های حساب شده می پردازد و ایران از مواردی است که در راهبرد جدید آن در دائرەی اهدافی قرار دارد که باید تعیین تکلیف شود.
https://t.me/rahimzayer
Repost from FactNameh | فکتنامه
📝 الگوی سرکوب خیابانی: بررسی تصاویر رادیولوژی مجروحان اعتراضات ۱۴۰۴
🔹گزارش پیشرو کار مشترک فکتنامه و روزنامه گاردین است که به بررسی ۷۸ تصویر اختصاصی رادیولوژی از مجروحان ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ یک بیمارستان در یکی از شهرهای بزرگ ایران میپردازد.
🔹این تحقیق با تکیه بر تحلیل نظاممند تصاویر رادیولوژی، تلاش کرده بدون اتکا به شهادتهای شفاهی یا روایتهای سیاسی، الگوی بهکارگیری سلاح گرم علیه معترضان در دی ۱۴۰۴ را مستند کند.
🔹مجموعه دادهها شامل ۵۹ مورد معتبر بود که پس از راستیآزمایی دقیق زمانی، آناتومیک و فنی انتخاب شدند و امکان بررسی الگوهای تکرارشونده جراحت را فراهم کردند.
🔹یافتهها نشان میدهد که شاتگانها، بهویژه با مهمات بردشات گیج ۱۲، بیشترین سهم را در جراحات ثبتشده داشتهاند و در کنار آن، موارد مشخصی از اصابت گلولههای جنگی کالیبر ۳۹×۷/۶۲میلیمتری نیز دیده میشود.
🔹توزیع آناتومیک جراحات، تمرکز بالایی بر سر، صورت، قفسه سینه و شکم را نشان میدهد و در برخی موارد، نشانههایی سازگار با شلیک از فاصله نزدیک مشاهده شده است.
👈 در فکتنامه بخوانید
🌐 @Factnameh
ما ایرانیها اسکندر را با تملّق به روزی انداختیم که تمام سران لشکرش را کشت که تملّق او را نمیگفتند.
اسدالله علم، ۳ مرداد ۱۳۵۲
https://t.me/rahimzayer
مذاکرات فردا در ژنو؛ آزمونِ زمان، نه آزمونِ نیت | دیپلماسی با تایمر روشن؛ ژنو فردا، مذاکره یا آغاز شمارش معکوس؟
#حمید_آصفی
✍️ آنچه فردا در میان ایران و آمریکا آغاز میشود، نه یک نبرد نهایی است و نه صحنه تولد یک توافق بزرگ. مسئله اصلی، برخورد دو منطق متفاوت با «زمان» است؛ از یکسو منطق معاملهگری فشردهای که نتیجهای سریع و قابل عرضه میخواهد، و از سوی دیگر منطق بقای جمهوری اسلامی که سالهاست دیپلماسی را به ابزاری برای تعلیق تصمیمهای سخت تبدیل کرده است. ژنو، بیش از آنکه میدان مصالحه باشد، آینهای است که نشان میدهد کدام منطق در این مقطع دست بالا را دارد.
✍️ اعزام گسترده ناوهای جنگی، ناوهای هواپیمابر و تجهیزات دریایی و هوایی آمریکا به خاورمیانه را نمیتوان حاشیه مذاکرات دانست. این آرایش نظامی نه نشانه اعتماد است و نه مقدمه یک توافق آرام، بلکه ابزار فشار واقعی است. یک ماه فرصتی که اعلام شده، «زمان آزاد» نیست؛ ضربالاجلی است که پشت آن گزینه سخت ایستاده. این استقرار همزمان سه پیام دارد: فشار مستقیم به تهران، مهار متحدان منطقهای و پایان دادن به این تصور که مذاکره میتواند بیهزینه و بیانتها ادامه پیدا کند.
✍️ برخلاف روسایجمهور پیشین آمریکا، رویکرد فعلی به سیاست خارجی علاقهای به فرایندهای طولانی ندارد. معیار، خروجی است؛ آن هم خروجی سریع و قابل فروش در سیاست داخلی. از این منظر، اگر مذاکرات ژنو قرار باشد پیش برود، نه با منطق اعتمادسازی تدریجی، بلکه با بدهبستانی محدود اما فوری حرکت میکند: مهار نسبی بخشی از پرونده هستهای در برابر امتیاز اقتصادی کوچک اما ملموس. این همان نقطهای است که وزن اقتصاد بر سیاست میچربد.
✍️ در مقابل، تهران همچنان با پیشفرض خرید زمان وارد گفتوگو میشود. نرمشهای کنترلشده در حوزه نظارت، کاهش تنش لفظی و پذیرش گفتوگوی مرحلهای، بیش از آنکه نشانه حرکت بهسوی یک توافق پرریسک باشد، تلاشی برای دور ماندن از بنبست کامل است. جمهوری اسلامی بهخوبی میداند که توافق جامع مستلزم تصمیمهایی با هزینه داخلی سنگین است؛ بنابراین مذاکرات فردا نه حل کامل مسئله، بلکه قابلمدیریت نگهداشتن آن در مسیر حرکت شتابان بهسوی توافق نهایی است.
✍️ اینجاست که سوءبرداشت خطرناک شکل میگیرد: این تصور که شروع دور جدید مذاکرات بهمعنای صفر شدن ساعت است. در منطق طرف مقابل، هر دوری که بدون خروجی ملموس بگذرد، نه زمان ذخیره، بلکه بدهی راهبردی تولید میکند؛ بدهیای که در سیاست خارجی با بهره بالا تسویه میشود. ناوها برای جنگ فوری نیامدهاند، اما برای واقعیکردن تهدید آمدهاند.
✍️ محتملترین سناریو برای ژنو، فعلاً نه توافقی همهجانبه است و نه فروپاشی آنی دیپلماسی. خروجی واقعبینانهتر، شکلگیری یک نقشه راه میانی است؛ چارچوبی که در آن فشار و مذاکره بهطور همزمان پیش میروند. این مدل به طرف آمریکایی امکان میدهد ادعا کند مسیر تازهای گشوده و به تهران اجازه میدهد بدون عقبنشینیهای پرهزینه، از تشدید بحران جلوگیری کند.
✍️ جمعبندی روشن است: ژنوِ فردا پایان بازی نیست، اما میتواند آغاز شمارش معکوس باشد. اگر مذاکره به نشانهای روشن از پیشرفت، کاهش واقعی تنش و توافقی قابل راستیآزمایی نرسد، دیپلماسی بهسرعت از سپر به ماشه تبدیل میشود. در آن نقطه، وقتکشی دیگر ابزار چانهزنی نیست؛ محرک تصمیم است.
https://t.me/rahimzayer
