آوای روستا
Closed channel
هموطن بی سروسامانی ام اهل دهستان پریشانی ام دیدمش آنجا,طرف خیس شهر عاشق آن لحظه ی بارانی ام .... مجموعه ی اشعارم
Show more397
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
397
مرا ببر به سحرگاه پُر طراوت و نور
بهدشت صبح بهاری،بهصبح شوق و سرور
برقص مثل خدانور از وفا سیراب
بخند آینهها را بهرقمِ زخم صبور
#مهدی_زکی_زاده 🔥🖤😭
397
هوا سردست وگرمست وملایم
زمین در چنگِ خونریزِ بهایم
بخوان از قصهی جاوید نامان
نماند چشم و گوشی باز نائم
#مهدی.زکی زاده 💚🖤❤️🌹
397
ببخشی هم نمیبخشم خدایا
ستمکاران خونریز از جفا را
کهدنیا را بهغم دادند و بردند
بهمسلخ عشق شادی آشنا را
بهجای شعرِتر ،چشمانِتر بین
جهان راغرق درشَرّ وشرر بین
غزالستان خود را پُر خطر بین
عزادارِ عزیزان بختِ ما را
#مهدی_زکی_زاده❤️🖤💚
397
این رخت سیاه میشود باز سپید
داریم به لب ترانهی درد و امید
خورشید دمد به باغِ ایران بهار
برلالهی خونجوانه خواهد تابید
#مهدی_زکی_زاده💚🖤❤️🌹
397
خدایا بر سیهکاران عطا کن روسیاهی را
برآنانیکه میخواهند در ایران تباهی را
شب اوهام وحشت را بهصبح نور وشادی بر
بهار آور در آبادی و عطر عشق خواهی را
#مهدی.زکی زاده 🔥❤️🖤💚
397
بر دیار شیرها ، خورشید ، تابان میشود
بیشهی خشکیده روزی باز باران میشود
پرچم سرخ و سفید و سبزمان در اهتزار
بادهایِ کِشته ی اندوه ، طوفان میشود
داستان روزگار سوز و سرمایِ سیاه
باحضور نور و گرما رو بهپایان میشود
شک ندارم روزی از خون جوانان وطن
لالهزاری خُرَّم این شوره بیابان میشود
مرغهای عشق میخوانند باشور ونشاط
بوسه بالبخند پای سفره مهمان میشود
هرکه میخواهد بهکین آبادی مارا خراب
ازحسادت عاقبت خودخانهویران میشود
از میان آتش بیداد و اندوه زمان
پَر زنان، ققنوس عزتمند ایران ، می شود
#مهدی.زکی زاده 🌹🔥❤️🖤💚
397
شادی و امید زنده باید
در باور کودکان فردا
در آینه نورعشق ورزی
درخاطرههاشکوه رویا
گیرم که زمین اسیرِسرماست
گیرم که کشیده پرده را شب
خورشید دوباره میتراود
لبخند بغل بگیرد از ما
#مهدی_زکی_زاده💙❤️✨️
397
در کوچه لباس باورش را میبافت
با خون ، غزل شناورش را میبافت
پیغمبر شاعران بی دیوان شد
آن مرد که موی همسرش را میبافت
#مهدی_زکی_زاده🖤😭✨️
به یاد جاوید نام #امیر_احمدوند
شما با سرزمین ما چه کردید
خدا را کشته،با رویا چه کردید
به تیغ و تیر و داغ و دار و تزویر
دلِ هرکوچه خون دریاچه کردید
#مهدی_زکی_زاده🖤🥀😭
397
در کوچه لباس باورش را میبافت
با خون ، غزل شناورش را میبافت
پیغمبر شاعران بی دیوان شد
آن مرد که موی همسرش را میبافت
#مهدی_زکی_زاده🖤😭✨️
به یاد جاوید نام #امیر_احمدوند
397
از کوچهی مرگ ، سرد برگشت پسر
خوشخنده بهرقمِ درد برگشت پسر
نالید پدر * سپهر کجایی بابا ؟ *
با زخم گلوله ، مرد برگشت پسر
#مهدی_زکی_زاده 😭🖤😭🔥
397
این قصه به سر میرسد ، این معرکه پایان
ویران نشود خانهی شیرانِ یل ، ایران
هر برهی ما هست حریف دو سه تن گرگ
بر گله زد از پشت سگِ هارِ نگهبان
مام وطن از داغ جگرگوشه دلش خون
گریانِ دلِ خونم و گیسوی پریشان
داد از که بخواهیم در این دورهی بیداد
از بادِ فروکِشته بروید گلِ طوفان
کار دل خونین شده از گریه گذشتهست
در سوگ جگرگوشه به رقص آمده خندان
فردا که شب سرد زمستان بهسر آید
خورشید بتابد به دل داغ بهاران
از خون جوانان وطن لاله بپوشد
پیراهنی از عاطفه بر قامت ایران
شبپردهی اندوه به لبخنده درانیم
در شهر برقصیم همه شاد و غزلخوان
#مهدی_زکی_زاده 🌹🥀🖤✨️💙❤️
397
شب طی شد و بر مرکه خورشید که تابید
برسوگ جگرگوشهی دلخون شده رقصید
شرمنده شد از رنگ رخش لالهی در باغ
چون خون جوانان وطن سرخ نرویید
#مهدی_زکی_زاده🖤😭🌹🥀
397
چهکردند باما کهغم بیشمارست؟
زمستان عزادارِ داغ بهار ست
خیابان خیابان ، غم تیر باران
زمین خشکسال و هوا پُرغبارست
نه گیسو به شانه،نه صبح ترانه
شب آشوب رگبار،سحرسوگوارست
سپیدارِ بیدار بر دار خفتهست
تبر در گلستان به کار شکار ست
لب شاعران را به تحقیر دوزند
زمانه زمانِ خروش شعار ست
نماندهست روشن چراغ امیدی
دلم داغدار از سیه روزگار ست
#مهدی_زکی_زاده🖤😭🔥
397
رها به تیر خلاصم کن از جهان دروغ
نزن نمک به دل زخمی از زبان دروغ
و بی خدا نکنید آسمان ایمان را
به ابر تیرهی بیداد و باد نان دروغ
قرار بود که دشمن به خاکمان نزند
نگوکه اینهمه دادند خون وجان دروغ
وطن کجاست؟همانجاکه عشق وشادی هست
که مرگ و غصه نشیند در آشیان دروغ
زمین زمینهی اندوهمان فراهم کرد
در این زمانه که وا میشود دهان دروغ
بهحکم بادهی آنان که راستی مستند
ببوس جام لب خون ، نه استکان دروغ
#مهدی.زکی زاده✨️🔥💙😔
397
هر گوشه کنار ، درد همراه من ست
دی رفته ، بهار ، درد همراه منست
سه با ده و سی مگر چه فرقی دارد
بعد از تو هزار درد همراه من ست
بیگانه کجا دلش به حالم سوزد؟!
تا کارگزار درد همراه من ست
#مهدی_زکی_زاده 🔥🖤😭
397
ورق ورق شدهست اگرچه دفتر ترانهها
بریدهاند شاخه را و خاک شد جوانهها
دهان کوچه را اگر گلوله دوز کردهاند
بخوان بهیاد دوستان ،بهنام جاودانهها
بهگرگها بگو که هر غزالِ کُشتهی وطن
غزل غزل شود،بهگوش دشتها،کرانهها
برای زخمهای هم بهمهر مرهم آوریم
وموی چنگخورده را دهیم دست شانهها
جهنمست این زمین، زمانه دوزخی اگر
بهشت پُربها شود ، نه از پیِ بهانهها
شبِ غریب کینه و ستم بهصبح میرسد
دوباره گل کنیم در بهار عاشقانهها
قفس نشین نمیشود امید مرغ عشمان
ورق ورق شدهست اگرچه دفتر ترانهها
#مهدی_زکی_زاده🖤😭✨️❤️💙
397
بر روی لبش فشرد دندانش را
*بر دوش گرفته بود ایرانش را*
شلیک،گلوله،سرخ شدپیرهنش
میریخت بهپای هموطن جانش را
#مهدی.زکی زاده 😭🖤🔥
397
ما مردم خونین دل بر سوگ دچاریم
با این همه غم زنده به امید بهاریم
رقصان شده بر گور عزیزان خود اما
در گوشهی تنهایی خود ناله گساریم
گیریم که از ششجهت این را ببندند
رودیم که روزن به دل سنگ درآریم
شب پرده اگر دوخته بر شوکت مهتاب
مشتاق سحر ،مرکب خورشید سواریم
طوفان بلا آمده ، دریا متلاطم
موجیم که در معرکه آرام نداریم
داغ دلمان را نکند سرد ، زمستان
ققنوس ترینیم که مشتاق شراریم
گل میدهد این شاخهی دل سوخته روزی
با این همه غم ، زنده به امید بهاریم
#مهدی_زکی_زاده💙😔✨️ 🖤🔥
397
امام و مقتدایم حرف حقست
سرودِ همصدایم حرف حق ست
بهگوش جان چوجویم معرفت را
نوایِ آشنایم حرف حق ست
#مهدی_زکی_زاده 💙❤️
