احســاس💕 زیبـــا 🎵
Open in Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
Show more713
Subscribers
-124 hours
-37 days
-530 days
Posts Archive
+3
ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق
همان رسید کز آتش به برگ کاه رسید
مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول
ز ورد نیم شب و درس صبحگــاه رسید
🍂حافظ
این جهان با توخوش است و
آن جهان با تو خوش است
این جهان بیمن مباش و
آن جهان بیمن مرو
شب ز نور ماه،
روی خویش را بیند سپید
من شبم تو ماه من
بر آسْمانْ بیمن مرو
🍂مولانا
چون کشتیِ بیلنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
🍂مولانا
هر آنکس که با تو نجوید به جنگ
پریشان مکن روزْ تاریک و تنگ
به هر جایگه یارِ درویش باش
همه راد با مردمِ خویش باش
ببین نیکْ تا دوستدارِ تو کیست
خردمند و اندُهگسارِ تو کیست
به بخشش بیارای و فردا مگوی
که فردا مگر تنگی آرد به روی
🍂فردوسی
نوید و بشارت فردوسی :
که گردون نگردد به جز بر بِهی
به ما بازگردد کلاه مِهی
آفتاب روشنای راهتان به هر لحظه
.
گرچه
مجنونم
و
صحرای
جنون
جای
من
است
لیک
دیوانهتر
از
من
دلِ
شیدایِ
من
است.
🍂فرخی یزدی
مرغ شب با سایهے مهتاب اڪَر سرخوش بود
من خوشم با سایهے زلف خیالانڪَـیز او
🍂....
از ازݪ تا به ابـــد
عشــــــق
احســاس قشنگیستـــ ڪہـ جریان دارد
🍂فــرزانــه_م
چقدر این دعوتنامهی آقای 🍂سعدی با صفا و صمیمیت و دوستداشتنیه:
نفسی بیا و بنشین، سخنی بگو و بشنو.......
یک نظر مستانه کردی عاقبت
عقل را ، دیوانه کردی عاقبت
با غم خود ، آشنای کردی مرا
از خودم بیگانه کردی عاقبت
در دل من گنج خود کردی نهان
جای در ویرانه کردی عاقبت
سوختی در شمع رویت جان من
چارهٔ پروانه کردی ، عاقبت
قطرهٔ اشک مرا ، کردی قبول
قطره را در دانه کردی عاقبت
کردی اندر کلّ موجودات سیر
جان من کاشانه کردی عاقبت
زلف را کردی پریشان خلق را
خان و مان ویرانه کردی عاقبت
مو به مو را جای دلها ساختی
مو به دلها شانه کردی عاقبت
در دهان خلق ، افکندی مرا
فیض را افسانه کردی عاقبت
🍂فیض کاشانی
