en
Feedback
SadeghaNEH

SadeghaNEH

Open in Telegram

مُردار بُوَد هر‌آنکه او را نکشند @sadeghdkarimi

Show more
823
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ای در سر زلف تو پریشانی‌ها واندر لب لعلت شکرافشانی‌ها گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی ای جان چه پشیمان که پشیمانی‌ها #مولانا #غزال
ای در سر زلف تو پریشانی‌ها واندر لب لعلت شکرافشانی‌ها گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی ای جان چه پشیمان که پشیمانی‌ها #مولانا #غزاله_چلابی

Repost from فلاسکا
@fllaska من چیزی از گناه سر در نمی‌آورم، و تازه مطمئن نیستم که اعتقادی هم به آن داشته باشم. شاید کشتن ماهی گناه بوده باشد. به گمانم گناه بود، حتی اگر برای این کشته باشمش که خودم را زنده نگه دارم و شکم چند نفر دیگر را سیر کنم. اگر اینجور باشد، هرکاری گناه است. به فکر گناه نباش. حالا برای فکر کردن دربارهٔ گناه خیلی دیر شده. تازه بعضی از مردم پول می‌گیرند تا به گناه فکر کنند. بگذار همان‌ها به فکر گناه باشند.‌ تو برای این به دنیا آمدی که ماهیگیر شوی! 📒 #پیرمرد_و_دریا 👤 #ارنست_همینگوی 🔃 #نجف_دریابندری @fllaska

هر عارضه‌ای که تسکین پیدا کند عارضه‌ای دیگر به وخامت می‌گراید، بشر یک چاه است با دو سطل، یکی پایین می‌رود تا پر شود، دیگری بالا می‌آید تا خالی شود... #ساموئل_بکت

مگر مرگ تحقق آزادی نیست؟ یعنی غنی‌ترین لحظه‌ی دلالت؟ و همچنین مگر مرگ نقطه‌ای پوچ در آن آزادی نیست، تجلی این امر که چنین آزادی‌ای هنوز انتزاعی، ایدئال، فقیر و کلیشه‌ای است. کسی می‌میرد، اما همه زنده‌اند و در حقیقت این بدان معناست که همه‌ی مردم مرده‌اند. اما همین‌ "مرده‌اند" وجه ایجابیِ آزادی است که به شکل جهان درآمده است. موجود همچون امر مطلق آشکار می‌شود. برعکس "مردن" فاقد اهمیت صرف است. رخدادی فاقد واقعیتی انضمامی که تمام ارزش فاجعه‌ی شخصی و درونی را از دست داده است، زیرا دیگر چیزی درونی وجود ندارد. در لحظه‌ای که من می‌میرم، یعنی برای منی که می‌میرم ابتذالی هست که نباید به آن توجه کرد. در دنیای آزاد و در این دقیقه‌هایی که آزادی ظهور مطلق است، مردن فاقد اهمیت است و مرگ عمق ندارد. ما این را از حکومت وحشت و انقلاب آموخته‌ایم نه از جنگ. #موریس_بلانشو مقدمه‌ی #عقل_ساد📕1949

Repost from فلاسکا
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست گردنده فلک نیز بکاری بوده است هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشم نگاری بوده‌ست #م
پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست گردنده فلک نیز بکاری بوده است هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشم نگاری بوده‌ست #مهسا_امینی

سلسله ی موی دوست حلقه‌ ی دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر
سلسله ی موی دوست حلقه‌ ی دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست #مهسا_امینی

Repost from BBCPersian
🔻در اثر برخورد قطار با کارگران راه آهن در نزدیکی ایستگاهی در ایتالیا دست کم ۵ نفر جان خود را از دست دادند. دو کارگر دیگر هم
🔻در اثر برخورد قطار با کارگران راه آهن در نزدیکی ایستگاهی در ایتالیا دست کم ۵ نفر جان خود را از دست دادند. دو کارگر دیگر هم مجروح شده‌اند که برای مداوا به بیمارستان منتقل شده‌اند. گفته شده که پس از برخورد قطار، برخی از قربانیان صدها متر در طول مسیر کشیده شدند. این کارگران که بین ۲۲ تا ۵۲ سال بودند به هنگام وقوع حادثه در حال تعویض بخشی از مسیر ریل در شهری کوچک در شمال شرقی تورین بودند. آن‌ها در حال کار برروی خط بین تورین و میلان بودند که قطار مسافربری که خالی از مسافر بود با سرعت ۱۶۰ کیلومتر در ساعت از این ایستگاه عبور و با این کارگران برخورد کرد. شهردار این شهر گفته که تحقیقات در این مورد در حال انجام است. شبکه راه آهن ایتالیا در بیانیه‌ای تاسف عمیق خود را در مورد این حادثه اعلام و با خانواده‌های قربانیان ابراز همدردی کرده است. 📸EPA-EFE/REX/Shutterstock https://bbc.in/44siBck @BBCPersian

«برای روز مبادا؛ یاد آورم باش. پناهم باش» • علی مراد فدایی نیا 🎧 @kkm59s 🦋🌙

#ستاره_تاجیک
#ستاره_تاجیک

دوستِ خالص کجا یابم، که دوستی‌های این روزگار چون بازرگانی شده است. دیباچهٔ رسالة الطیر شیخ شهاب الدین سهروردی

Repost from فلاسکا
اصلا انتظار یعنی چه؟ انتظار افیون است، هرلحظه انتظار، در حداکثر، مانند مستی خوش آغازِ باده پیمایی‌ست. بعد بالا می‌آوری، در ان
اصلا انتظار یعنی چه؟ انتظار افیون است، هرلحظه انتظار، در حداکثر، مانند مستی خوش آغازِ باده پیمایی‌ست. بعد بالا می‌آوری، در انتظار بودن، یعنی نبودن در وقت. 📒 #مد_و_مه 👤 #ابراهیم_گلستان @fllaska

Repost from فلاسکا
من هرگز در زندگی راهنمایی نداشته‌ ام. کسی مرا تربیت فکری و روحی نکرده است. هرچه دارم از خودم دارم و هر چه ندارم تمام آن چیزها
من هرگز در زندگی راهنمایی نداشته‌ ام. کسی مرا تربیت فکری و روحی نکرده است. هرچه دارم از خودم دارم و هر چه ندارم تمام آن چیزهایی است که می‌توانستم داشته باشم اما کج‌ روی‌ها و خودنشناختن‌ ها و بن‌ بست های زندگی نگذاشته است که به آنها برسم. @fllaska 👤 #فروغ_فرخزاد 👤 #ابراهیم_گلستان

🎧 @kkm59s 🦋🌙

برتری پلیس مخفی بر دستگاه ارتش نشانه ی بسیاری از حکومت های سرکوبگر است و منحصر به بیدادگری توتالیتر نیست.اما در مورد حکومت تو
برتری پلیس مخفی بر دستگاه ارتش نشانه ی بسیاری از حکومت های سرکوبگر است و منحصر به بیدادگری توتالیتر نیست.اما در مورد حکومت توتالیتر باید گفت که چیرگی پلیس مخفی و لباس شخصی نه تنها نیاز به سرکوب مردم در داخل می باشد بلکهبا داعیه ی فرمانروایی جهانی! آن نیز متناسب است.زیرا آشکار است آن هایی که سراسر زمین را سرزمین آینده شان می دانند بر ارگان زور داخلی تاکید می ورزند و بر سرزمین فتح شده شان بیش تر با نیروها و روش های پلیسی فرمانروایی می کنند تا با ارتش. از این روست می بینیم نازی ها برای حکومت کردن بر بیگانگان از قوای اس اس استفاده می کردند و هدف نهایی شان این بود که سرانجام نیروهای نظامی و انتظامی را تحت رهبری اس اس در آورند. #توتالیتاریسم #هانا_آرنت ترجمه محسن ثلاثی

Repost from mimetic
. لورکا: می‌توانی به من بگویی چرا تمام سیاستمدارانی که تو کاریکاتورشان را می‌کشی، چهره قورباغه دارند؟ باگاریا: چون اغلبشان در
. لورکا: می‌توانی به من بگویی چرا تمام سیاستمدارانی که تو کاریکاتورشان را می‌کشی، چهره قورباغه دارند؟ باگاریا: چون اغلبشان در باتلاق زندگی می‌کنند. در سایه‌سار ماه و مرگ - واپسین گفتگو با فدریکو گارسیا لورکا - لوئیس باگاریا @mimetic_art

Fereydoun Farrokhzad Sharghie Ghamgin.mp32.07 MB

Repost from فلاسکا
هرکسی حداقل یکی از فضیلت‌های مهم را برای خودش قائل است و فضیلت من این است: "من یکی از معدود آدم‌های باصداقتی‌ام که در عمرم شن
هرکسی حداقل یکی از فضیلت‌های مهم را برای خودش قائل است و فضیلت من این است: "من یکی از معدود آدم‌های باصداقتی‌ام که در عمرم شناخته‌ام". 📒 #گتسبی_بزرگ 👤 #اسکات_فیتزجرالد 🔃 #کریم_امامی @fllaska

ما همگی به سمت ویرانی می‌رویم: هر کس به شیوه‌ی خودش، با شجاعت و شهامت، یا با ترس و بزدلی، با چشمان باز یا بسته، اما حتی‌الامکان در دوستی، با دوستی. از نامه موریس بلانشو به مارگریت دوراس