دکتر فریبا بشر دوست
Open in Telegram
1 075
Subscribers
-124 hours
-27 days
-530 days
Posts Archive
1 075
صبح که میشه بابا مثل همیشه
زود از خواب پا میشه
بابا میره خیابون برامون بخره نون
کره،عسل،مربا،نون گرم تافتون
من بیدارم اما تو رختخوابم، عروسکم کنارم
مامان میاد اتاقم
میگه عزیز نازم،صبح شده بلند شو
آفتاب زده بازم
دست و رومو میشورم
لباسامو می پوشم
مامان و بابا رو می بوسم
میگم به اونا ســلام
آی بچه ها آی بچه ها
اینو بدونین شماها
بهترین دوستای ما
مامان و بابان آآآ مامان و بابان
1 075
Repost from ياران جامع
+3
.
با هم می سازیم
🔹عملیات کمک رسانی به روستاهای آسیب دیده از سیل شروع شد.
🔹متاسفانه سیلاب دوم کار حفر چاه را متوقف و تا فرونشست آب و خشک شدن زمان برد.
انجمن یاران، روستاهایی که بیشترین آسیب را دیده اند بعد پایش توسط یاران جوان منطقه انتخاب کرده است.
🔹مرحله اول:
🔸روستای دلگان ملا فقیر با حفر ۲۰ چاه فاضلاب
🔸روستای دلگان عبدالله با حفر ۱۱ چاه فاضلاب
این چاه ها با کمک اهالی روستا
احداث می شوند.
#دشتیاری
#سیستان_بلوچستان
#انجمن_ياران_جامع
@yaranjaame
1 075
راننده تاكسي گفت: «هر روز از ساعت پنج و نيم صبح ميام ميشينم پشت فرمون تا يك ظهر. ساعت يك ناهار ميخورم و تا سه و نيم ميخوابم، بعد دوباره ميشينم پشت فرمون تا نه و نيم شب. نه و نيم تازه شام ميخورم، ده و نيم هم ميخوابم.» گفتم: «خيلي كار ميكنيد، معلومه خرج بچهها خيلي زياده.» راننده گفت: «بچه ندارم، يعني يكي دارم كه نيست. خارجه.».
گفتم: «عيال نميگن اينقدر كار نكنيد.» راننده گفت: «تنهام.» پرسيدم: «پس چرا اينقدر كار ميكنيد؟» راننده گفت: «تنهايي حوصلهام سر ميره، بهترين كار همينه. از اين ور به اون ور، از اون ور به اين ور، موقع موشكباران پشت فرمون بودم، موقع آزادي خرمشهر پشت فرمون بودم، تونل حكيم را كه زدن پشت فرمون بودم، پل صدر را كه ميساختن پشت فرمون بودم، پلاسكو كه آتش گرفت پشت فرمون بودم، سانچي كه آتش گرفت پشت فرمون بودم، اين هواپيما كه سقوط كرد پشت فرمون بودم، پشت اين فرمون چه چيزها كه نديدم، پشت اين فرمون چقدر گريه كردم.
گفتم: «منم بعضي شبها يه گوشه تنها ميشينم گريه ميكنم.» راننده نگاهم كرد و گفت: «شبها كه من هر شب گريه ميكنم... شبها براي خودم گريه ميكنم.» پرسيدم: «تنهايي اذيتتون ميكنه؟» مرد گفت: «زندگي همينه ديگه.» گفتم: «پس چرا گريه ميكنيد؟» راننده گفت: «گريه ميكنم كه سبك بشم، فرداش بتونم بشينم پشت فرمون.»
| سروش صحت |
حکایت زندگی روزمرگی این روزها که انتخاب خیلی از ما شده 😔😔😔
https://t.me/DrBashardoost
1 075
نیمی از مردم جهان افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند
و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند، اما همیشه در حال حرف زدن هستند …
رابرت_فراست
https://t.me/DrBashardoost
1 075
♻️ نمیدونم منبع این گفتار کجاست ولی التقاطی هست
🌹"من يك روانشناسم "
گاهی باید مثل کارل راجرز باشم
مهربان
عاشق انسانها
برای آنها و دردهایشان گریه کنم
آنها را در آغوش بگیرم
و به هیچ چیز فکر نکنم...
و گاهی چون فردریک پرلز
جسور
مطمئن و با ایمان به گفته هایت
کوتاه نیایم
تا بتوانی مراجعانم را از فرو رفتن نجانت دهم...
گاهی آدلر
درس بدهم
و برایم، عنوان و پرستیژ مهم نباشد...
و گاهی چون فروید
با آنها زندگی کنم
درد بکشم
محکوم شوم
وقضاوت شوم
و فقط یک چیز برایم مهم باشد:
کمک به انسان...
گاهی باید عمرم را قمار کنم
و دنیا را بگردم وحتي در دنياي درون خويش تا مرز افسرگي براي خودشناسي پيش روم و دنياي تاريك دورن خود و را كشف كنم براي روشني بخشي به انسانها
چون یونگ...
و گاهی اعتراف کنم به شکست هایم چون یالوم...
مثل واتسون کارگري کنم
بی پولی و فقر بکشم
آرزوهایم را در صندوقچه ایی زندانی کنم
تا روزی بتوانم آزادشان کنم...
و گاهي مثل اسکینر مسخره عام و خاص شوم
تا روزی حرف هایم شنیده شود..
ولی هیچ گاه هیچ گاه و هیچ گاه پشیمان نشوم...
چون به من امید بسته اند
و این مسئوليت و افتخاری بی نظیر است.
همین...
https://t.me/DrBashardoost
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
