en
Feedback
•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ࿇ Mᴘʀ FɪC ࿇ •‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

•‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ࿇ Mᴘʀ FɪC ࿇ •‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Open in Telegram

࿇ Oɴ Gᴏɪɴɢ Fɪᴄs : #KING ࿇ ࿇Sᴇᴀʀᴄʜ : #List ࿇ ࿇Instagram : Mpr_ArtWorks & LuCifer_Mpr ࿇ ࿇YouTube : https://youtube.com/@lucifer_mpr ࿇ ࿇Whatpad : Mpr_Fic ࿇ •‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝟗𝟗/𝟏𝟎/𝟑 •‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

Show more
989
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-1230 days
Posts Archive
چه حسی داره وقتی #خیانتو♻️ 🩸با جفت چشمات ببینی؟! اون تخت با اون ملافه های سفیدش، زمانی تخت امپراطوریش به حساب میومد. امپراطو
چه حسی داره وقتی #خیانتو♻️ 🩸با جفت چشمات ببینی؟! اون تخت با اون ملافه های سفیدش، زمانی تخت امپراطوریش به حساب میومد. امپراطوری ای که به همه جای اون تسلط داشت و باهر #نوازشش🚫، قسمتی از بدن چان رو فتح میکرد. حالا با وجود یه معشوقه ی دیگه حس میکرد تبدیل به #کثیف❌ ترین جای دنیا شده. اونقدر کثیف که میخواست همونجا، رد تمام #بوسه🚫 هاش با چانیول رو از رو لباش پاک کنه، گرد و غبار آغوش های پاکی که داشتن رو از رو تنش برداره. دختر با دیدن بکهیون سریع از روی چانیول بلند شد و پتو رو ترسون جلوی #سینه❗️ های خودش گرفت، هینی کشید و کنار تخت ایستاد. _ چااا....چاان!

ویدئو های لیک شده بنگتن توی فرودگاه بعد برگشت از نیویورک رو هنوز ندیدی؟😱‼️ سریع جوین بده تا ادمین چنلو پرایوت نکرده 🔥🤫 @bangtangalexyy

ویدئو های لیک شده بنگتن توی فرودگاه بعد برگشت از نیویورک رو هنوز ندیدی؟😱‼️ سریع جوین بده تا ادمین چنلو پرایوت نکرده 🔥🤫 @bangtangalexyy

من چیزی نمیگم شما خودت بیا ببین جین چکار کرده 😂😂😂😂 بیشترین کمیک های بی تی اس در کمیک دونی بی تی اس 🤓😋 اینجارو بزن و جوی
من چیزی نمیگم شما خودت بیا ببین جین چکار کرده 😂😂😂😂 بیشترین کمیک های بی تی اس در کمیک دونی بی تی اس 🤓😋 اینجارو بزن و جوین شو 😀

فیکشـن ”دبیرستان مخرب🔞“ فیک فوق پیشنهادیِ #ادمین_اصلی با کاپل #چانـبک ، #هونهـان و با ژانر #اسمـات🇦🇱🗒. •┈••••┈••┈••••┈••┈••••┈• نگاه بیخیالی به #مدیر⚠️ که شکه به نظر می‌رسید انداخت و با لحن #ترسناکی♻️🩸 گفت: میدی اینجا رو #تمیز ❗️کنن جناب لی....تو که نمیخوای از کار بیکارت کنم هوم؟ به مدیر که دیوار گرفته بود تا سقوط نکنه خیره شد : تو هیچی از #سکس💦🔪 امروز منو بیبیم ندیدی روشن شد؟ بک که حسابی از روی جدید و #هات❌ دوست پسرش داشت لذت میبرد #ناله⚠️ ای زیر گوشش کرد : اهههههه #ددی♻️🩸 خیلی هات به نظر میرسی نیخشندی زد : حس میکنم بازم# خیس شدم💦🚫 •┈••••┈••┈••••┈••┈••••┈• #سکس توی مدرسه اونم روی میز #معلم⚠️؟؟؟؟جلوی چشم #مدیر؟؟؟🔞🔥 #سرکش ترین دانش آموز های که #دبیرستان❗️ جگوک تا حالا به خودش دیده💦🚫 •┈••••┈••┈••••┈••┈••••┈• #Deadly_high_school🔥🔞

اون دو پسر #وحشیانه⚠️ به جون #لب❗️ های یکدیگر افتاده بودند #دندون💯 هاشون بافت لزج لب هاشون هدف قرار داده بود بک #چنگی♻️🩸 به
اون دو پسر #وحشیانه⚠️ به جون #لب❗️ های یکدیگر افتاده بودند #دندون💯 هاشون بافت لزج لب هاشون هدف قرار داده بود بک #چنگی♻️🩸 به مچ چان زد و لب هاشو به دندون گرفت: منو......اهههه...... به فاک بده......#ددی🔞🔥 با باز شدن ناگهانی در سر جفتشون به سمت شخصی که وارد شد چرخید #مدیر⚠️ لی با چشم های گرد شده و دهانی که باز مونده بود به شاگرد های برترش که در حال #سکس💦روی میز #معلم❗️ بودن خیره شد با پیدا کردن نقطه #حساس❌🔪 پسر ضربه محکمی زد که بکهیون با تمام جونی که داشت #ناله♻️🔥 بلندی کرد و رنگ از رخ مدیر لی پروند بک چنگی به #سینش💯🚫 زد و سرشو عقب برد : فاک فاک......اههههههه......#ددی🔞💦 من نزدیکم

چه حسی داره وقتی #خیانتو♻️ 🩸با جفت چشمات ببینی؟! اون تخت با اون ملافه های سفیدش، زمانی تخت امپراطوریش به حساب میومد. امپراطو
چه حسی داره وقتی #خیانتو♻️ 🩸با جفت چشمات ببینی؟! اون تخت با اون ملافه های سفیدش، زمانی تخت امپراطوریش به حساب میومد. امپراطوری ای که به همه جای اون تسلط داشت و باهر #نوازشش🚫، قسمتی از بدن چان رو فتح میکرد. حالا با وجود یه معشوقه ی دیگه حس میکرد تبدیل به #کثیف❌ ترین جای دنیا شده. اونقدر کثیف که میخواست همونجا، رد تمام #بوسه🚫 هاش با چانیول رو از رو لباش پاک کنه، گرد و غبار آغوش های پاکی که داشتن رو از رو تنش برداره. دختر با دیدن بکهیون سریع از روی چانیول بلند شد و پتو رو ترسون جلوی #سینه❗️ های خودش گرفت، هینی کشید و کنار تخت ایستاد. _ چااا....چاان!

🔞🩸 RED EMBRACE 🔞🩸 💦میگه حتی بابام هم حق نداره لمست کنه. بکهیون که اسیر یک مرد حسود و متعصب شده 😱🔞🔞 ▪️ لخت شو . شلوارت
🔞🩸 RED EMBRACE 🔞🩸 💦میگه حتی بابام هم حق نداره لمست کنه. بکهیون که اسیر یک مرد حسود و متعصب شده 😱🔞🔞 ▪️ لخت شو . شلوارتم درار. شورتت...اونو هم درار بکهیون با چشم های گشاد بازوی چانیول رو گرفت ▪️ منظورت چیه که #لخت شم؟ تو بهم شک داری؟ من پیش پدرت بودم💋👀 چانیول بین پاهای بکهیون رو چنگ زد ▪️_ هیچ کس حق نداره لمست کنه . حتی پدرم . بکهیون از این دیوانگی چانیول فقط تونست بخنده اما چانیول محکم به دیوار کوبیدش ▪️ حق نداری بخندی . اگه کسی لب های خوردنیتو ببینه چشم هاش رو کور میکنم. قانون جدید ──᭝྅ NEHAN_FIC ᭝𝀊── ──᭝྅ NEHAN_FIC ᭝𝀊── ──᭝྅ NEHAN_FIC ᭝𝀊──

_ #لخت شو. باید تنبیه شی!💦 چشم های #چانیول به #شاهزاده ی چموش خیره موند و لبخند کجی زد 😏که باعث #عصبانی تر شدن #شاهزاده شد.
_ #لخت شو. باید تنبیه شی!💦 چشم های #چانیول به #شاهزاده ی چموش خیره موند و لبخند کجی زد 😏که باعث #عصبانی تر شدن #شاهزاده شد... _ این #استراتژی #ولیهعد برای #تنبیه خدمتکارهاشه یا برای #دیدزدن بدنشونه؟؟😈 #شاهزاده از روشدن دستش به شدت #خشمگین شد و #فریاد زد.😡 _ یک نگهبان بی ارزش چطور جرات میکنه با چنین گستاخی به #ولیعهد تهمت بزنه؟ #لبخند پر منظورش #شاهزاده رو ترسوند. _ #رازتون پیش من در امانه #شاهزاده. _ کدوم راز؟ _ این که شما به #بدن مرد ها علاقه دارید #بکهیون اونقدر #خشمگین شد که خنجر طلایی رو از روی میز چنگ زد و سمت اون #نگهبان ناچیز رفت که دست های قوی #چانیول، با قدرت به کمرش #چنگ زد.💦 _ این دستوره #ولیعهده که من #برهنه شم🙊🔞 پس مجبورم #اطاعت کنم اما قبلش میخوام از شر لباس های #ولیعهد هم خلاص بشم💦🔞

___ با اون لب های خوشگلت برام ساک بزن 💦👄 بکهیون ، خواست #سیلی محکمی به صورت چانیول بزنه اما چانیول دستش رو محکم گرفت ___ مگ
___ با اون لب های خوشگلت برام ساک بزن 💦👄 بکهیون ، خواست #سیلی محکمی به صورت چانیول بزنه اما چانیول دستش رو محکم گرفت ___ مگه نمیخوای #عشقت رو نجات بدم؟؟پس باید لب های داغت رو دور #عضوم حس کنم🕸👄 بکهیون با چشم های #خیس، جلوی چانیول زانو زد🗣🌈 . چانیول پاهاش رو از هم #باز کرد💧 ____ آفرین دزد کوچولو . میخوام با دست های خودت شلوارمو پایین بکشی🥥🍸 دستش رو توی دهن داغ و خیس بکهیون #فرو کرد 🥎🥣 سر بکهیون رو بین پاهاش فرو کرد ___ میخوام با آب #دهنت، حسابی خیسش کنی 🏄‍♀🏆با لذت #مکش بزن تا عشقت رو نکشم.🥁 میخوام صدای مک زدنت رو #بشنوم🎲♟ 💦 RED EMBRACE_آغوش سرخ💦 ❌❌❌❌بکهیون ، دزد بیچاره ای که اسیر هوسباز ترین پلیس زندان میشه🔥☘🍁 https://t.me/joinchat/UeaMarV-7yOcoVq3 https://t.me/joinchat/UeaMarV-7yOcoVq3 https://t.me/joinchat/UeaMarV-7yOcoVq3

_برای #ددی ساک بزن بیبی بوی💦 +چشم ددی! سرشو پایین برد و #دیکش رو توی دستش گرفت.#زبونشو آروم روش کشید و با #انگشتش لمسش کرد.⭕
_برای #ددی ساک بزن بیبی بوی💦 +چشم ددی! سرشو پایین برد و #دیکش رو توی دستش گرفت.#زبونشو آروم روش کشید و با #انگشتش لمسش کرد.⭕️ لبای #برجستشو روی دیکش کشید و بعد تماما وارد #دهنش کرد و شروع کرد به #ساک زدن برای ددیش🔺 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔞خودشو با سرعت #داخلش کوبید و چند دقیقه که گذشت بدون اینکه ازش بیرون بکشه بلندش کرد و سمت میز آرایش بردش. #جیمین رو نشوند روی #میز و دوباره #واردش شد و شروع کرد به ضربه زدن #سریع و محکم...🔥 #Dont_Play_With_Me 💯💯💯💯 https://t.me/joinchat/Vl9mxm83bx403qa6

🔞زبونش رو روی سوراخ #تنگ جیمین کشید و باعث شد بلرزه.لپای #باسنش رو از هم فاصله داد و زبونش رو به آرومی روی #سوراخش به حرکت درآورد و باهاش #بازی کرد. #جیمین آهی کشید و چشماشو روی هم فشرد. هم از اینکه جونگ کوک داشت برای مرحله ی اصلی آمادش میکرد #استرس داشت و هم از کشیده شدن زبون #داغش روی ورودیش #لذت میبرد!💦 بدنش رو کم کم شل کرد و اجازه داد جونگ کوک ادامه بده.جونگ کوک به آرومی شروع به #ضربه زدن کرد و وقتی #جیمین بهش عادت کرد سرعتش رو کمی بیشتر کرد. جیمین بعد از چند دقیقه حس کرد دیگه نمیتونه توی اون #حالت بمونه.هرچی جونگ کوک #سرعت ضرباتش رو بیشتر میکرد حس و حال پاهاش کمتر و سست تر میشد!❌ #One_Night_In_Dubai ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 😈Read the story👇🏻❌ https://t.me/joinchat/Vl9mxm83bx403qa6

#جیمین با حس عضو #تحریک شده و سفت #هوسوک داخل خودش ناله ی بلندی کرد و ملافه رو توی دستاش فشرد. قطره #اشکی از چشماش سرازیر شد که باعث شد قلب هوسوک به درد بیاد. خم شد و همینطور که اشکای جیمین رو پاک میکرد زمزمه کرد: _ #بیبی اگه نمیتونی تحملش کنی ادامه ندم هوم؟ سرش رو به نشونه ی #منفی تکون داد و لب زد: +آه...نه...ادامه بده... دستاشو دور گردن هوسوک #حلقه کرد و ادامه داد: +میخوام #مال تو بشم...✨ #Sweetest_Doll ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ JOIN❗️ https://t.me/joinchat/Vl9mxm83bx403qa6

🔞گونه هاش از گرما کمی #قرمز شده بود و موهای #پریشونش باعث شده بود چهرش بیش از حد #خواستنی و #جذاب بشه! دستش رو نوازشگونه روی
🔞گونه هاش از گرما کمی #قرمز شده بود و موهای #پریشونش باعث شده بود چهرش بیش از حد #خواستنی و #جذاب بشه! دستش رو نوازشگونه روی گونه ی گر گرفته و #داغ تهیونگ کشید و لب زد: _با این حالت زیبایی که پیدا کردی کارو واسم سخت تر کردی #عشقم...این چشمای #خمارت داره دیوونم میکنه! +زودباش جونگ کوک...من میخوام زودتر حست کنم...منتظرم نذار عضوش رو روی ورودی #تهیونگ تنظیم کرد و یه ضرب واردش شد که باعث شد بلند ناله کنه! بالاخره شروع کرد به حرکت کردن #داخل حفره ی تنگ و #داغ #معشوقش... #The_Other_Side 💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯💯 ادامه ی داستان💢 https://t.me/joinchat/Vl9mxm83bx403qa6

دستش از زیر روی #دیــک بکهیون کشید و باعث شد اون مرد به خودش #بـلـرزه _چندبار #خـودارضـایی🧼 کردی؟ +هـزار‌بـار اونقدری که از
دستش از زیر روی #دیــک بکهیون کشید و باعث شد اون مرد به خودش #بـلـرزه _چندبار #خـودارضـایی🧼 کردی؟ +هـزار‌بـار اونقدری که از دستم در رفته _احـمـق دستاش سمت دیک👅👾 بکهیون برد و عقب و جلو کرد. #نـالـه های مرد بلند تر می شد و کم کم کـامـش شروع به #چـکـه💧 کردن کرد +لعنت بهت چانیول #لعنت بهت _فوقش بعدا یه #سـوراخ پیدا میکنم کنی توش، یکی ام باید به تو #لـذت بده...

_خوشت میاد وقتی #داخلت میکوبم؟ #سوراخت💌🩸 پاره میکنم و تنت با بوسه هام #لک میکنم. میخوام همه بفهمن تو جز عروسک #سکسی🎈🧧 هیچ
_خوشت میاد وقتی #داخلت میکوبم؟ #سوراخت💌🩸 پاره میکنم و تنت با بوسه هام #لک میکنم. میخوام همه بفهمن تو جز عروسک #سکسی🎈🧧 هیچ چیز نیستی... ارزش تو حالا از #ارزش زن های دربار هم کمتره دو #کیونگسو. ارزوی خوابیدن با ملکه🔗 رو به گور به بر و به خوابیدن با امپراطور #راضی باش کیونگسو در اغوش امپراطور لرزید و #ناله ای کرد. کای همینطور درونش محکم⛓🔖 می‌کوبید. _اشت..اشت...باه کردم #سرورم من... من ببخشید. _ فقط #لذت ببر کیونگسو ســـکــشـــی تـــریــن فــیــکشـــن تـــاریــــخـــی کـــایــــســــو🍑🍼 ____________|•𝙄𝙌𝙐𝙀𝙇𝘼•|___________ https://t.me/joinchat/TXAUB8oFBqSskk9J https://t.me/joinchat/TXAUB8oFBqSskk9J

دستش از زیر روی #دیــک بکهیون کشید و باعث شد اون مرد به خودش #بـلـرزه _چندبار #خـودارضـایی🧼 کردی؟ +هـزار‌بـار اونقدری که از
دستش از زیر روی #دیــک بکهیون کشید و باعث شد اون مرد به خودش #بـلـرزه _چندبار #خـودارضـایی🧼 کردی؟ +هـزار‌بـار اونقدری که از دستم در رفته _احـمـق دستاش سمت دیک👅👾 بکهیون برد و عقب و جلو کرد. #نـالـه های مرد بلند تر می شد و کم کم کـامـش شروع به #چـکـه💧 کردن کرد +لعنت بهت چانیول #لعنت بهت _فوقش بعدا یه #سـوراخ پیدا میکنم کنی توش، یکی ام باید به تو #لـذت بده...

+تا دیروز #مـعـتـاد🥂 مواد بودی و الان معتاد دیک من ㅤ╮ 🩸_____رد پــای خـونــیـن بکهیون پاهاش از هم باز کرد و اجازه داد چانیو
+تا دیروز #مـعـتـاد🥂 مواد بودی و الان معتاد دیک من ㅤ╮  🩸_____رد پــای خـونــیـن بکهیون پاهاش از هم باز کرد و اجازه داد چانیول انگشت هاش ᨆ هاش توی ورودی خیسش💦🎣 فرو کنه. _بجای انگشتات اون بزرگه🌪૭  رو فرو کن نگاهش #مـظـلـوم کرد و چان اروم التش🍑🍼 وارد کرد و ناله بک توی اتاق پیچید. #ضـربـه هاش محکم می زد و همزمان الت بک توی دست هاش #پمپاژ💈 می‌کرد. ㅤ╮  🩸_____رد پــای خـونــیـن _اه یول محکم تــر +بیشتر از این #کـمـر ᨆ برام نمی مونه بکهیون بکهیون دست هاش توی دهنش برد و هوم غلـیظی🧼૭  گفت.