en
Feedback
معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

معرفة الحقّ - احسان الله نیلفروش زاده

Open in Telegram

🍃 به مرحمت حقّ تعالی؛ نیّت تأسیس این کانال،ارائۀ دروسی برای «مبناسازی» معارف الهی است. و پیش از هر قدمی، معترف و مقرّ آنیم که؛آنچه نگاشته میشود اظهارنامۀ عجز ماست. و عاجزانه؛مستدعی نظر،و مستسقی رحمتِ حضرات آل‌الله علیهم السلام هستیم. ادمین: @ehsannil

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
692
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1130 days
Posts Archive
. #کینونت_آل_الله_ع_کینونت_خداست 🔶 در پیِ بیان بیست و پنجم، خواندنِ چند کلمۀ ذیل به نظر ضروریست: 🔹حساب حضرات آل الله (علیهم السّلآم) حساب "مِن دون الله" بودن نیست. ولیّ خدا، همه چیز خداست. اگر هم در روایاتِ متعدّدِ خلقت نوری، حضرتشان (علیهم السّلآم) می‌فرمایند: 💠 اوّلُ ما خَلَقَ اللهُ نوری 🔹اوّلینِ آنچه که خداوند خلق کرد، نور من بود. (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج‏ ۱، ص: ۹۷) 🔹یا : 💠 أوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْوَاحُنَا 🔹اوّلینِ آنچه که خداوند خلق کرد، ارواح ما بود. (📚عيونُ أخبار الرّضا عليه السّلآم، ج‏ ۱، ص: ۲۶۲) 👈اینها اصلاً و ابداً به این معنا نیست که ما نبودیم و بعد خلق شدیم؛ بلکه از بودن، به نمودِ خِلقَتی آمدن است. 🔷 حضرت امام جعفر صادق (علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠 کنا بِکِینُونِیَّتِه فِی «القِدَمِ و الأزل» 🔹ما به بودِ خداوند بودیم در قِدَم و ازل. (📚 الهدايةُ الكبرى، ص: ۴۳۴) 🔹این مربوط به قبل از خلقت است. همان ست که در زیارتنامۀ حضرت فاطمۀ زهرا (سلآم الله علیها) می‌خوانیم: 💠 السَّلآمُ عَلَيْكِ يا مُمْتَحَنَةُ قَدِ امْتَحَنَكِ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً 🔹سلآم بر تو باد اى امتحان شده که کسی که تو را خَلق کرد قبل از خلق تو، تو را امتحان کرد. پس برای آنچه به آن امتحان کرد، صابر یافت. (📚 وسائل الشيعة، ج‏14، ص: 367) 🔹بنابراین اگر گفته می‌شود که حضرات آل الله (علیهم السّلآم) آفرینندۀ عالم هستند، به این معنا است که از تَفَوُّقِ بر عالمین، آفرینندۀ عالمین هستند. 🔸شاید سؤال شود که آیا خودشان هم جزء عالمین هستند یا خیر؟! 🔷 ولیّ خدا، اطلاقِ وجودی دارد. به این معنا که از عالی تا دانیِ عالم را به یک حقیقت گرفته است. 🔹یعنی همان طور که در أعلی عِلّیین است و آورندۀ اعلی علّیین است، در اسفل سافلین هم هست و آورندۀ اسفل سافلین است. 🔹ذهن ما به علّت درگیر بودن با عالم تعیّنات و حدود، این طور تصوّر می‌کند که أعلیٰ علّیین هست و ولیّ خدا در آن است و ولیّ خدا را مظروفِ ظرفِ أعلیٰ علّیین می‌داند. اما این طور نیست چرا که قرآن فرمود: 💎 كلُّ شَيْيٍ اَحْصَيْناهُ في امامٍ مُبينِ 🔹"همه چیز" در امام مبین احصاء شده است. (سورۀ یس، آیۀ ۱۲) 🔹"همه چیز"، مظروفِ ظرفِ امام است. عالم نور است که بی‌حدّ است و لا تعیّن. اگر حضرات آل الله (علیهم السّلآم)، در أعلی علّیین به اشاره می‌آیند، نه از این است که مظروفی هستند که مُحاطِ ظرفِ علّیین است (یعنی در درونِ علّیین باشند)، بلکه مظروفی هستند که ظرف را می‌آورند. 🔹در ابتدا تصوّر این مطلب مهم است. زیرا ما تا می‌گوییم مظروف، ابتدا ظرف را در ذهن ترسیم می‌کنیم. وقتی می‌گوییم "عالِـــم"، «معلوم» را در ذهن ترسیم می‌کنیم. و وقتی می‌گوییم "خالق"، اوّل «مخلوقِ» این خالق را مجسّم می‌کنیم. اما حضرات آل الله (علیهم السّلآم) مظهر و ولیِّ خدایی هستند که: 💠 عالِمٌ إِذْ لَا مَعْلُومَ وَ خَالِقٌ إِذْ لَا مَخْلُوقَ وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبَ وَ إِلَهٌ إِذْ لَا مَأْلُوهَ 🔹او عالم است، هنگامی که معلومی نیست. و خالق است هنگامی که مخلوقی نیست. و ربّ است هنگامی که تربیّت شده‌ای نیست و "اله" است هنگامی که شیفته‌ای(مَألوه) نیست. (📚 التوحيد للصّدوق، ص: ۵۶) 🔹الآن هم همین طور است! یعنی با وجودی که عالمین هستند، عالمین به اعتبارِ آل الله (علیهم السّلآم) که تمامیّت الله هستند، عالمین است. 🔹حضرات آل الله (علیهم السّلآم) "رحمةً للعالمین" هستند نه اینکه عالمین باشد و رحمتی در آن یا بر آن یا برای آن در نظر بگیریم. بلکه رحمتی هستند که عالمین به آنها ایجاد شده و بطور ممدود بقایش و قوامش به آل الله (ع) است. 🔸همه به اعتبار آل الله (علیهم السّلآم) که تمامیّت الله هستند، هستند. خودِ آل الله (ع) به چه هستند؟! 🔹این سؤال مانند این است که العیاذُ بالله بگوئیم خدا به اعتبار چه کسی هست؟! 🔹حضرات آل الله (علیهم السّلآم) وجودی جدای از خدا ندارند. حضرات آل الله (ع) "مِن دون الله" نیستند. از این رو خلق هم که می‌شوند، خودشان، خودشان را خلق می‌کنند. 🔷 امام صادق (علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠 خلَقَ اللَّهُ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ 🔹خداوند مشیّت را به خودِ مشیّت خلق کرد و همه چیز را به مشیّت خلق نمود. (📚 التوحيد للصّدوق، ص: ۱۴۸) 🔹که در حدیث "طارق ابن شهاب" می‌خوانیم که مشیّت خدا، حضرات آل الله (علیهم السّلآم) هستند. (📚 بحار الأنوار، ج ۲۵، ص: ۱۷۴) 🔷 همین مطلب با این عبارت جامعۀ کبیره نیز برای ذهن مبارک خوانندگان قابل فهم است که فرمود: 💠 بکُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِکُمْ یَخْتِمُ 🔹به شما خدا آغاز کرد و به شما ختم کرد. 🔹خداوند به حضرات آل الله (علیهم السّلآم) هر چیزی را آغاز و هر کاری را ختم می‌کند.

باز همینجا دقت بفرمایید که فرمودند "«نحنُ» اصلُ کلِّ خَیر" و نفرمودند "«لنـــا» کلِّ خَیر" یعنی اینطور نیست که خیر چیزی باشد و آل الله (ع) به نحوِ مالکیّت اعتباری آنرا داشته باشند. بلکه بیانِ «نحن» اشاره به ذات حضرات (ع) دارد یعنی نه تنها ذاتِ مبارکشان "کلّ خَیر" است بلکه ذاتِ مبارکشان "اصل کلّ خیر" است. یعنی نه تنها رسالت عینِ ذاتشان است، بلکه ذات مبارکشان اصل و اساسِ رسالت است و بیرون از ذاتِ آل الله (ع) رسالت معنا نداشته و وجود ندارد. ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ ✅ نتیجهء مهم: 🔸فضائل حضرات آل الله (علیهم السّلآم) به بساطتِ وجود ایشان است. یعنی این طور نیست که جایی از وجودشان رسول باشد، جای دیگر رحیم باشد، جای دیگر وَدود باشد و... خیر! این غلط اندر غلط است. 🔹وجودِ جزءْ جزءْ داشتن، و مرکـّـب بودن، تمام نیاز است. جزئی به جزء دیگر محتاج است و با این حساب آنجا که رحیم است، وَدود نیست و آنجا که وَدود است، رحیم نیست و الی آخر. 🔹و کسی که سر تا پا نیاز است، نمی تواند دستگیر عالم باشد! 👈 الغَرَض همین که به لطف خداوند برای یک فضیلت از فضائل آل الله (علیهم السّلآم)، این مهم (ذاتی بودن فضائل) اثبات شد، سایر فضائل آل الله (ع) نیز به همین صورت است. بنابراین : ☀️فضائل آل الله (علیهم السّلآم) ذاتی است☀️ ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_پنجم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_پنجم_حقیقة_الولایة : رسالت، ذات رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) است 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔷 بعضی از مردم تصوّر می‌کنند که خداوند همه را خلق کرده است و بعد از بین مردم حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را به عنوان پیامبر (ص) انتخاب نموده است. نعوذ بالله مانند انتخاب مبصر یک کلاس! 🔹امّا حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) ذاتا ً رسول الله هستند. برای این مهمّ، دلائل مختلفی وجود دارد امّا در اینجا چند بیانی کفایت می‌کند: 🔶 بیان اوّل: 💎 ما كانَ «مُحَمَّدٌ» أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ «رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ» 🔹محمد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نيست، و ليكن فرستادۀ خدا و خاتم پيامبران است. (سورۀ احزاب، آیۀ ۴۰) 🔹«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ » یعنی: حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) یکی مثل شما نیست! 🔹«وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ» یعنی: حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) است و رسول الله و خاتم النّبی بودنشان... 🔸نام "محمّد" (ص) مربوط به چه زمانی است؟ 🔹می‌گوییم "محمّد" (ص) زمان ندارد. حدیث معرفت به نورانیّت و احادیث دیگر گویای این مطلب است. این طور نیست که قبل از چهل سالگی که به ظاهرِ بعثتِ حضرتشان مربوط است، "محمّد" (ص) نبودند! خیر! همیشه محمّد (ص) بودند. چه در این دنیا و چه قبل و چه بعد از این دنیا. 🔵 پس به نفس «محمّد» بودن (ص)، رسول الله و خاتم النّبی هستند. ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ 🔶 بیان دوّم: 💎 و ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُول 🔹محمّد (صلّی الله علیه و آله) نیست الّا رسول. (سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۴۴) 🔹توضیح : مانند بیان اوّل. ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ 🔶 بیان سوّم: 🔹در حدیث نبوی (ص) است: 💠 كنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمَ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّين 🔹من نبیّ بودم در حالی که آدم، بینِ آب و گل بود. (📚بحار الأنوار، ج ۱۸، ص: ۲۷۸) 🔹و یا فرمودند: 💠كنتُ نَبيّاً، مَبعوثاً مِن عِند اللّه، في العالمِ الرّوحاني إلى الأرواحِ البَشَريين و الملكيين و آدمُ بينَ الماءِ و الطِّين (📚مناقب - ابن شهر آشوب، ۱/۲۱۴) ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ 🔶 بیان چهارم: 💎 و ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ (سورۀ انبیاء علیهم السلام ، آیۀ ۱۰۷) 🔹"عالَم"، خودش اسمِ جمع است که به صورت جمع یعنی "عالَمین" آمده است. عالمین یعنی ما سِوی الله. همه جزء عالمین هستند. 🔹و "رَحْمَةً لِلْعالَمينَ" است که عالمین را می‌آورد و عالمین به این رحمت قابل اشاره اند. اگر رحمت نباشد، اصلا عالمینی بوجود نمی‌آید. 🔹"رَحْمَةً لِلْعالَمينَ" حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) هستند و عالمین به این رحمت بوجود آمده است که فرمود: 💠 لولاک لَما خَلَقتُ الأفلاک 🔹اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم. 🔹این رحمت، با رسالت آمده است: 💎 و ما «أَرْسَلْناكَ» إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ" و نه رسالت این و آن! بلکه با رسالت حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده است. 🔸اگر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) خلق شده باشند و بعداً در حیثیتِ رسالت که "رَحْمَةً لِلْعالَمينَ" هستند، بیایند، سؤال می‌شود که پس عالمین با چه رحمتی آمده است؟ 🔸آیا حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) جزءِ عالمین هستند امّا هنوز پیامبر نیستند، در حالی که عالمین به این رسالت -که رحمت است-، بوجود آمده است؟! 🔹اینکه تناقض است. 🔸یعنی تصوّر کرده‌ایم که حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) رسول نبودند و جزء عالمین بودند؟ 🔹اگر خود حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) جزءِ عالمین باشند در حالی که رسول نیستند، عالمینی نیست. 🔹با این طرز فکر اشتباه این طور می‌شود که؛ اصل و اساسِ عالمین -که رحمت است- نیست. برای اینکه می‌گوئیم حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) رسول نیستند و این خلاف آیه است. (جای دقّت دارد!) ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ 🔶 بیان پنجم: حضرات آل الله (علیهم السّلآم) می‌فرمایند: 💠 نحنُ اصلُ کلِّ خَیر 🔹ما اصل تمام نیکی‌ها هستیم. (📚 الکافی، ج ۸، ص: ۲۴۲) 🔹و رسالت، یکی از خَیرهاست. 🔹حالا دقّت بفرما که اگر رسالت را حضرت رسول اکرم (ص) نداشته باشند و بعد به حضرت (ص) داده شده باشد، با "اصلُ کلِّ خیر" بودن سازگار نیست. یعنی العیاذ بالله حدیثِ "نحنُ اصلُ کلِّ خَیر" مورد خدشه است. چون برای رسالت اصلِ دیگری غیر از آل الله (ع) در نظر گرفتیم که از آن اصل، حضرت رسول اکرم (ص) رسول شدند.

🔹 . #اسماء_الحسنی ، ظهورِ تامّۀ ذات هستند. حضرات آل الله (ع) که اسماء الحسنی میباشند، از اینکه در وحدتِ معنا هستند و عین معنا می‌باشند، اسماء الحسنی بوده که حضرت مولی علی (علیه السلام) می‌فرمایند: 🌸"أنا المعنى‏ الذي لا يقع عليه اسم و لا شبه‏"🌸 من آن معنی هستم که بر او اسمی و تصوّر و تشبیهی واقع نمیشود. (📚مشارق الأنوار ، ص: 269) اسماء الحسنی عین شخصی مسمّا هستند و از بیرون از مسمّا، بر مسمّا واقع نشدند. ما اسماء الحسنی را به مسمّا که ذات خداست واقع نکردیم بلکه ذاتِ خداوند آنطور است که اسماء الحسنی دارد. و آنهم داشتن و مالکیتِ حقیقی، که مملوک چیزی ورایِ مالک نیست. خداوند است و "اسماء الحسنـا"ی او. به نحو «مالکیتِ حقیقی» که خداوند، «خودش» را مالک است، این آیۀ شریفه را بخوانید که می‌فرماید: 🔴"اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى" (8 طه) "الله" کیست؟ 🔵میفرماید همان که "لا اله الا هو" است. همان "الله لا اله الا هو"، چگونه "لا اله الا هو"یی است؟ 🔵میفرماید اینگونه که "له الاسماء الحسنی" اسماء توقیفی مخصوص خداست و آن، اسماءالحسنی است که متوقف بر ذات است و «مِن دون الله» نیست. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. #اسماء_توقیفی 🔸2- اینکه #اسماء_الهی_توقیفی_است ، به چه معناست؟ 🔷 پاسخ : یعنی متوقف به ذات است و از بیرون از ذات برای ذات قرار داده نشده است. با مثال ان شاء الله بهتر معلوم میشود : ما برای صدا زدن هر چیزی اسمی بر روی آن قرار می‌دهیم. اسم، در عموم اسم این طور است که از بیرون بر معنایی یا شیئی گذاشته میشود. مثلا شیئی کُرَوی، با طعمی دلپذیر که بوئی خوش دارد و محصول درختی است که در فلان فصل این شیء را به عنوان میوه ثمر میدهد و این شیء خوشمزه، ویتامین دارد و چه و چه. خب برای هر بار رساندن این مطلب به مخاطب باید یک صفحه حرف زد که شاید متوجه شود و یا اشتباه متوجه شود! از این رو بجای یک صفحه صحبت، اسم را جایگزین می‌کنیم. 🍎 پس از بیرون این شیء، ما برای آن اسم می‌گذاریم و قرارداد می‌کنیم که بین ما و شما از این به بعد به این شیء، "سیب" بگوییم. این یک اسم‌گذاری وضعی است که اسم را بر مسما وضع میکنیم. یعنی اسم را بر مسما واقع میکنیم. 🍏پس حالا برای صدا زدن و اشاره به این شیء در ذهن و یا در عالم خارج، هر بار می‌گوییم "سیب"، تصوّر سیب و معنایش تداعی می‌شود. این قاعدۀ عموم اسم است. اسماء وضعی که از بیرون مسما بر آن واقع میشوند، طبق روایات بیان شده است که "الاسم غیر المسمّیٰ" (الكافي ،ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 87). 🔸حالا سؤال این است: آیا حضرات آل الله (علیهم السّلآم) که اسماء الحسنای خدا هستند نیز اینطورند؟ 🔹خیر. اسم خداوند مانند اسماء اشیاء نیست که از بیرون او به او واقع شود که حضرت امام علی بن موسی الرضا (ع) میفرمایند "لَا شَيْ‏ءٌ يَقَعُ عَلَيْهِ اسْمُ شَيْ‏ءٍ مِنَ الْأَشْيَاءِ " (خداوند شیئی نیست که اسم چیزی از چیزها بر او واقع شود / تحف العقول، ص: 423). او «لیس کمثله شیء» است.پس اسماء الحسنای او بر او واقع نشدند. اگر اسمی را از بیرون خدا تصوّر کردیم و بر خدا واقع نمودیم، مخلوقِ ماست. حتّی اگر حضرات آل الله (ع) را اسماء الحسنی بدانیم ولی عینِ ذات خداوند ندانیم، پس بیرون از ذات دانستیم، پس معرفتی که به خدا پیدا کردیم، ساخته و پرداختۀ ذهن ماست که حضرت صادق (ع) میفرمایند : 💠"كُلُّ مَا وَقَعَ عَلَيْهِ اسْمُ شَيْ‏ءٍ مَا خَلَا اللَّهَ فَهُوَ مَخْلُوقٌ"💠 هر آنچه نام «چيز» بر او واقع شود جز خدا ، پس آن مخلوقست. چرا جز خداوند؟ زیرا خداوند، صمد است. پس بیرون ندارد. بنابراین واقع شدن اسم بر او، "واقع" بودن و "حقیقت" بودنِ خودش است. نه اینکه اسماء الحسنی بر او واقع شدند. آنچه هست، همین اسماء الحسناست. اسم خداوند، از خودِ خدا مشتق شده است (🔻"عَلِيٌّ اشْتُقَّ مِنَ الْعَلِي‏"🔺). مثال میزنم: ذات خداوند حقیقتاً رحیم است و اسم "رحیم"، از شدّت رحیم بودنِ ذات اوست. 🔹ممکن است کسی در عالم، اسمش رحیم باشد؛ ولی اصلاً رحم و مروّت در وجود این شخص محقّق نباشد. این اسم رحیم، با مسمّایش دو تا هستند و اسم «رحیم» را بصورت جعلی و وضعی بر این شخص واقع کردند. امّا رحیم بودن، ذات خداست. از اینکه ذاتش عین رحیم است، اسمش "رحیم" است. به همین صورت؛ از اینکه ذاتش وَدود است، اسمش "وَدود" است. از اینکه ذاتش علیم است، اسمش "علیم" است و مانند آن. پس اسمای حق تعالی متوقف بر ذات اوست و بیرون از ذات نباید دنبالش گشت. 🔹اینها اسماء الحسنای حقّ تعالی است که به "حُسنی" (مونث أحسن به معنای نیکوترین)، تحت قانون عمومی اسم و مسمّا واقع نمی‌شود. بلکه اگر در عِداد و کنار اسمای دیگر می‌آید، برای ترسیم و ایجاد و خلق اسماء دیگر است و خودش فراتر از اسماء عمومی است. حضرات علیهم السلام میفرمایند: 💠 نحن -واللهِ- الأسماء الحسنی💠 به خدا قسم ما اسماءالحسنی هستیم. (📚الكافي ج1، ص: 144) اگر حضرت حقّ فی ذاته "العلی العظیم" است، حضرت مولی امیرالمومنین که اسماء الحسنی هستند، علی العظیم (ع) هستند. یعنی همان علی العظیم بودن مسمّا (یعنی ذات) به حضرات آل الله(ع) ظاهر است. همانجا که در آیة الکرسی میخوانیم "وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ" (255 بقره). این مسمّا عین اسمش است که حضرت مولی (ع) میفرمایند : ☀️"أنا العلي‏ العظيم"☀️ (📚مشارق الأنوار ، ص: 257) (📚مشارق الامان، ص: 153) اگر حضرت حق،ّ ذاتش رئوف و رحیم است، حضرت مولی (ع) میفرمایند : ☀️"محمّد الرءوف الرحيم"☀️ (📚مشارق الأنوار ، ص: 257) (📚مشارق الامان، ص: 153) اگر حضرت حقّ تعالی 🔹"هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ "🔹 (حدید 3) ، اسماء الحسنای او، حضرت مولی امیرالمومنین (ع) میفرمایند : 🔷"انا الاول و الآخر و الظاهر و الباطن"🔷 (📚 الإختصاص، ص: 163) 🔹

. 🔶 سوالاتی در پیِ بیان بیست و چهارم: 🔸1- حضرت موسی ابن جعفر (علیهما السّلام) فرمودند: «فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ الْعَالَمِينَ» 🔸منظور از #مقام_چیست ؟ یعنی چرا مستقیماً نفرمودند: «فَهُمَا رَبِّ الْعَالَمِينَ»؟ 🔷 بحمد الله به بیانهای دیگر، "ربُّ العالمین" بودن حضرات آل الله (علیهم السّلآم) اثبات شده است؛ ولی ان شاء الله از این کلام هم، جواب سؤالی که فرمود‌ه‌اید، داده می‌شود و ربّ العالمین بودنِ حضرات آل الله (علیهم السّلآم)، اثبات. 🔹ما در عالم حدود، تخته بندیم و تا زمانی که با معیارهای عالم حدود به سراغ معارف می‌رویم، دچار اشکال می‌شویم. مانند اینکه با باسکول چند تنی بخواهیم چند مثقال طلای بسیار ارزشمند را وزن کنیم. 🔹بایستی معیارهای عالم پائین را برای عالم بالا -که اِشراف و تفوُّق بر عالم حدود دارد- ، بکار نبریم. 🔷 با این مقدّمه وقتی گفته می‌شود: "مقامُ ربّ العالمین"، ذهنِ محدود ما "ربّ العالمین" را در جایی در نظر می‌گیرد و آنگاه "مقام ربّ العالمین" را چیزی جدا از ربّ العالمین می‌داند و یا در حیثیتِ فرق به آن نگاه می‌کند. 🔹امّا مطلب این است که مقام، محلِّ اقامه است و تا محلِّ اقامه نباشد، اصلاً ربُّ العالمینی نخواهد بود. 🔹من می‌گویم "جواد". اما شما هیچ مسمّایی برای این اسم در نظر نگیرید! حالا "جواد" چه جایگاهی دارد جز اینکه یک کلمه است و هیچ چیزی را تداعی نمی‌کند؟! 🔹دقیق شوید که دیگر "جواد"، اسم هم نیست. زیرا اسم، حتماً مُسمّی می‌خواهد و مسمّی حتماً اسم می‌خواهد. و الّا "جواد" تنها یک لفظ است. اما وقتی گفتیم "جواد" و مثلاً آقا جواد، دوستِ شما را نشان دادیم یا تصوّر کردیم، آنگاه "جواد" یک کلمه نیست، بلکه اسم است و اشاره به مسمّایی می‌کند. 🔹"ربُّ العالمین" هم همین طور است. "ربُّ العالمین" اولاً اسم است و به نفــْـسِ اینکه اسم است، حضرات آل الله (علیهم السّلآم) هستند که فرمودند: 💠 نحنُ و اللهِ الأسماءُ الحُسنی. 🔹ثانیاً "ربُّ العالمین" جایگاهی برای اقامه دارد؛ یعنی بایستی در مقامی تجلــّـی کند. آن مقامِ تجلّی، "مقام ربّ العالمین" است. 🔸حالا شاید یک سؤال به ذهن مبارک شما یا کسی خطور کند و آن این است که شما می‌فرمایید "من بودم و پدرم نام مرا جواد گذاشت"، پس حتماً خدا بود و آل الله (علیهم السّلآم) را بعداً اسم خود قرار داد؟ 🔹عرض می‌کنم که اسماء حضرت حقّ، «توقیفی» است. و از بیرون حضرت حقّ نیست که بر حضرت حقّ گذاشته شود؛ بلکه از خودِ حضرت حقّ بر حضرت حقّ واقع می‌شود. و از بین متوقف بر ذات حق تعالی است و در نتیجه اسم توقیفی است. 👈🏻این نکته همان است که هر چند کوتاه، امّا اگر به لطف خدا درست فهم شود، بسیاری از اشکالات، حل شده و دیگر حضرات آل الله (علیهم السّلآم) را بیرون از الله یا در دوئیّتِ با الله نخواهیم دید. 🔷 یکی دیگر از سخنانی که برای اثباتِ رَبّ بودنِ حضرات آل الله (علیهم السّلآم) می‌توان بیان کرد، در این آیۀ قرآن است: 💎 و أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها 🔹و زمين به نور پروردگارش روشن گردد. (سورۀ زمر، آیۀ ۶۹) 🔹امام صادق (علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠 «رب الأرض يعني إمام الأرض» (📚 البرهان في تفسير القرآن، ج ۴، ص: ۷۳۳) 🔹و در جامعۀ کبیره نیز می‌خوانیم: 💠 و أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِكُم. و زمين به نور شما آل الله (علیکم السّلآم) روشن گردد. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_چهارم_حقیقة_الولایة : ربّ العالمین، مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh 🔵 به لطف خدا، در مورد ربّ العالمین بودنِ حضرات آل الله علیهم السلام و پاسخ به برخی از شبهات این خصوص، در مجموعه‌ مقالاتی مطالبی روزی شده که ان شا الله در آینده در این کانال خواهید خواند. امّا در اینجا در حدّ این بیانها، به اشاره‌ای اکتفا میکنیم: 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 ربُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنهَمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ 💎 قلْ هُوَ نَبَأٌ عَظيمٌ 💎 أنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ 🔹پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست كه توانا و آمرزنده است. 🔹بگو: او خبرى بزرگ است. 🔹[كه] شما از آن روی‌گردانيد. (سورۀ ص، آیات ۶۶ تا ۶۸) 🔷 قلْ «هُــــوَ» نَبَأٌ عَظيمٌ 🔸کدام «هُــــوَ»؟ 🔹 «هُــــوَ» ضمیر است و به مرجع قبل خود برمی‌گردد؛ یعنی همان که در آیۀ قبل فرمود: 💎 ربُّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا بَيْنهَمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ 🔸حالا این «نبأ عظیم» کیست که ربُّ السَّماواتِ و الأرض و آنچه میان آنهاست می‌باشد و او «العَزیزُ و الغفار» است؟ 🔷 قرآن می‌فرماید: 💎 عمَّ يَتَساءَلُونَ 💎 عنِ «النَّبَإِ الْعَظِيمِ» 💎 الَّذِى هُمْ فِيهِ مخُتَلِفُونَ 🔹دربارۀ چه چيز از يكديگر مى‌پرسند؟ 🔹دربارۀ آن خبر بزرگ. 🔹همان كه همواره در آن اختلاف دارند. (سورۀ نبأ، آیات ۳-۱) 🔹در حدیث ذیل این آیه آمده است که نبأ عظیم، حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السّلآم) هستند. 💠 كان أمير المؤمنين عليه السّلآم. (📚 تفسیر روایی برهان، ج ۵، ص: ۵۶۴) 🔷 حرف برای اهلش تمام است! اما بر این شیرینی‌ها بیشتر بیفزایید: حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلآم) در وصف حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) و مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠 ظاهِرُهُمَا بَشَرِيَّةٌ وَ بَاطِنُهُمَا لَاهُوتِيَّةٌ، ظَهَرَا لِلْخَلْقِ عَلَى هَيَاكِلِ النَّاسُوتِيَّةِ حَتَّى يُطِيقُوا رُؤْيَتَهُمَا وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَى: 💎 و لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبـسُونَ... 👈 «فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ الْعَالَمِينَ». 🔹ظاهر آن دو (حضرت رسول اکرم ص و حضرت مولی علی ع) بَشَری و باطنشان لاهوتی است. در میان مردم به «شکل مردمانِ» این عالم ظاهر می‌شدند تا تحمّل دیدن آنها را داشته باشند و این قول خدای متعال است: 🔹«و بر آنان همان لباسى كه مردمان بپوشند، مى‌پوشانيم» پس این دو مقام ربّ العالمین هستند. 👈 «فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ الْعَالَمِينَ» (📚 البرهان في تفسير القرآن، ج ۴، ص: ۱۹۲) 🔷 "ربُّ العالمین"، اسمی است از اسماء الهی. و اسماءُ الحُسنی، حضرات آل الله (علیهم السّلآم) هستند. 🔸چطور اینگونه می‌شود؟ 🔹قبلاً این مطالب گذشته امّا به جهت یادآوری عرض می‌کنم: 🔵 به همان ولایت کلیۀ مطلقۀ الهیّۀ حضرات آل الله (علیهم السّلآم) که عینِ ولایت خداوند است(عین شخصی و نه عین تطبیقی) و مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠 ولايَتي ولايةُ اللَّه 🔹ولایت من، ولایت خداست. (📚 الأمالي للصدوق، ص: ۶۰۶) حضرات آل الله (علیهم السّلآم) ربّ العالمین هستند. ای از عــلـــوِّ ذات، حـجّـــت بـــر سمـــاوات و زمیــن مَر ذاتِ خود را از غنا،هم مُستعان هم مُستعین مَربوبِ مستغرَق به ربّ، بر غیر ، «ربّ العالمـین» الغوث یــا نعـمَ المُعیــن ، ایّاکَ نعــبد نســتـــعین هـــو یــا غیــاثَ المستغیثین ، یا امیــرالمـؤمنین! ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_چهارم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶۳- چرا باید حدیثی باشد که این فضیلت عظیم را منحصر کند به روز عرفه (زمان) و به حرم امام حسین (علیه السّلآم)؟ 🔸چرا نفرمودند هر زمان، هر امام معصوم (ع) را در حرمش زیارت کنید، خدا را در عرش زیارت کرده‌اید؟ 🔸البته باز شَرف مکان قابل توجیه است، ولی شَرف زمان چگونه است؟ پاسخ: [پاسخی که داده می‌شود با در نظر گرفتن این مرتبه از معارف است که تا بدینجا بیان شد] 🔷 این به خاطر امام نیست، به خاطر خود ماست. 🔹در فلان زمان این مائیم که بلوغ یافته‌ایم و تمام وجودمان در طلبِ آن مطلوب مهیّا می‌شود. پس وجهش را در خودمان باید ببینیم. 🔹امام، وجودِ متغیّر نیست. وجود ثابت است. البته ثابت حقیقی. هیچ مکان و زمانی برای او فرقی نمی‌کند. حتّی وقتی می‌گوئیم کربلا شرافت دارد، خودِ کربلا به امام شرافت نمی‌دهد بلکه این امام است که کربلا را شریف کرده است. منتها چون موضوع، ظاهر شدنِ تامّۀ وحدت از آن خلوت به جلوت است، باید همه برای کسب شرافت به کربلا بروند. و این مطلب گوشه‌ای از بیان "کلُّ ارض کربلا"ست. 🔹در مورد زمان: مثلاً زیارت امام حسین (علیه السّلآم) در عرفه و پانزده شعبان آن قدر شرافت دارد، که در روایت است که اگر زیارت کردی، برو که هر چه بود، داده شد (نقل به مضمون). 🔸چرا در عرفه؟ 🔹چون در این زمان، من و شما در مسیرِ عرفانِ حقّ تعالی هستیم. 🔵 عرفه، شناخت مولی امیرالمؤمنین (علیه السّلآم) است و کربلا، «معلّیٰ» به «علی» علیه السلام است. پس به زیارت سرّ مولی، یعنی حضرت سید الشهدا علیه السلام در کربلای معلّیٰ می ‌رویم تا حقیقت حق، مولی امیرالمؤمنین علیه السلام را بشناسیم. 🔹در حدیث هست که حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) در روز عرفه به معراج رفته (یکی از معراجها) و در هجدهم ذی الحجّه، ولایت حضرت مولی علی (علیه السّلآم) را ابلاغ فرمودند. (📚 أمالي الصدوق، ص: ۳۵۴) 🔹و اسراری در این حدیث است که اگر خدا خواست، بیانش روزیمان می‌شود. 🔹پس در این مرتبه از پاسخ عرض می‌شود که این ما هستیم که در زمان و مکان می‌رسیم. حضرات آل الله (علیهم السّلآم ) تحت هیچ قیدی نیستند. هیچ قیدی! 🔹قبلاً در بحث معیار بودنِ حضرات آل الله (علیهم السّلآم)، خداوند مطالبی را مرحمت کرد و عرض شد که حضرات آل الله (علیهم السّلآم) معیارند، نه ذوالمعیار (بیان یازدهم همین مقالات). یعنی تحتِ تطبیق با هیچ امر و شیئی نیستند؛ چون فوق خودشان چیزی نیست. یــک جــــــــــرعـه بنـــوش از لـــبِ ساغـــــــر ما تــــا ره بــبـــــری بـــــه کـــوچـــــــــۀ دلــبـــــــــر ما هی در نزن این خانه و آن خـانه که نیست خـــــوشـــــتـــــر ز در مـیــکــــــدۀ حیــــــــــدر ما ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 . 💠 فأَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ذَلِكَ النُّورَ أَنْ يُشَقَّ فَقَالَ لِلنِّصْفِ كُنْ مُحَمَّداً وَ قَالَ لِلنِّصْفِ كُنْ عَلِيّاً فَمِنْهَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيٌّ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ عَلِی 🔷 دقّت بفرمایید که قبل از نصف شدن و نامگذاری، یک نور بودند. از این وحدت خارج نشوید. 🔹هنوز هم "کُلُّهُم نورُ واحد" هستند و هر یک از معصومین (علیهم السّلآم)، تمام خصوصیت معصوم دیگر را به تمامیّت دارا هستند. منتها در عالم تعیّنات و اشارات که ما درگیر آن هستیم، حساب کار فرق می‌کند. 🔹پس به بیان ساده و در مرتبه‌ای از معرفت عرض می‌کنم که به حسب ما فرق می‌کنند نه به حسب حضرات آل الله (علیهم السّلآم)🔹 🔹پس مختصراً و در نتیجه گیری این طور عرض می‌شود که مثلاً اگر حضرت امام حسین (علیه السّلآم) را سیّدالشهداء خطاب می‌کنیم، این به این معنا نیست که مثلاً امام حسن مجتبی (علیه السّلآم) در شهادت، نعوذ بالله چیزی کم از امام حسین (علیه السّلآم) دارند که فرمود: 💠 الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا 🔹امام حسن (علیه السّلآم) و امام حسین (علیه السّلآم)، دو امام هستند چه ایستاده و چه نشسته. 🔷 یا برای حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) بدانیم: 🔹در پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) باید تمام سیزده معصوم دیگر را ببینید. مگر نفرمودند: 💠 لحمُهُم لَحمی و دَمُهُم دَمی لحمِ(گوشت) که بیان ظاهر است و دَم (خون) که بیان باطن است، دو متقابل هستند و همهٔ موارد را میگیرد. 🔹یا فرمودند: 💠 انّهم مِنّی و أنا مِنهم 🔷 این عبارات، بیانگرِ این حقیقت است که اگر رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) را دیدی، باید تمام اهل بیت (علیهم السّلآم) را در آن حضرت بیابی و این مطلب برای هر یک از حضرات آل الله (علیهم السّلآم) صادق است. 🔹یک نور واحد بودن یعنی همین. 🔷در آخر به آیۀ ۴۸ سورۀ زخرف دقّت بفرمائید: 💎 و ما نُريهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلاَّ هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها 🔹و ما هيچ آيه‌ای را به ايشان ننموديم مگر آنكه از آيۀ قبلى بزرگتر بود. 🔸سؤال می‌شود که کدام آیه را می‌فرماید؟ 🔹هر آیه را اشاره کنی، خود آن آیه است که نازل شده است. یا هر آیه‌ای را که اشاره کنی، آن اُختی (خواهری) است که اکبر است. پس هر آیه‌ای اکبر است. یعنی اصغر ندارد. اکبر در اکبر است. بزرگتر در بزرگتر است. 🌕 از خدا بخواهیم که "معرفت به نورانیّت" آل الله (علیهم السّلآم) را نصیبمان کند. که معرفت به حضرات آل الله (علیهم السّلآم) جز بالنورانیّة ممکن نیست. و تا وقتی در عالم حدود و تعیّنات تصوّر می‌کنیم، ذهنمان مشوب به حدود است و در نتیجه فهم عالم نور، نشدنی است. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔶 ۲- چرا فقط زیارت امام حسین (علیه السّلآم) تحت قبۀ مطهّرشان ملاقات با خدا در عرش است؟ 🔸با این بیان زیبای حضرتعالی، زیارت در حرم هر امامی در هر زمان باید همین باشد، این طور نیست؟ 🔷 در مورد زیارت و افضلیتِ حضرات آل الله (ع) بر یکدیگر در مباحثِ #معرفة_بالنورانیة در آینده خواهید خواند. در اینجا توضیح مختصری داده میشود: 🔹تصوّر افضلیت برای ما همیشه بین دو چیز است که با هم مقایسه شود؛ ولی در عالم نور و بی‌حدّی، مطلب فرق می‌کند. عالم اطلاق و بی‌حدّی یعنی چیزی مقابلش نیست. 🔹حتّی صفات ضد هم به یک جا جمع اند. مثلا غضب و رحمت خداوند، عین شخصی هم هستند و دو مطلب جدا از یکدیگر نیستند که جایی رحمت باشد و تمام شود، و بعدش غضب شروع شود. چرا که وجود خداوند، وجود مُرکّب نیست که اجزاء داشته باشد که در وصف حقّ تعالی فرمودند "اللَّهُ وَاحِدٌ لَا مُتَجَزِّئٌ" (📚 الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 116). حقّ تعالی وجود بسیط است و اسماء و صفات خداوند، #عین_شخصی هم و عین شخصی ذات هستند. 🔹چون ما در عالم کثرت و تعیّنات هستیم و در همین عالم محدود، طالب معرفت حضرات معصومین (علیهم السّلآم) می‌باشیم، به تعدّد و حدّ، حضرات (علیهم السّلآم) را دیده‌ایم. مثلا می‌گوییم «چهارده» معصوم (ع)، یا می‌گوییم حضرت جعفر ابن محمّد (علیه السّلآم)، صادق هستند یا حضرت محمّد ابن علی التّقی (علیه السّلآم)، جواد هستند و یا حضرت محمّد ابن علی الباقر(علیه السّلآم)، باقر العلوم هستند یا امام حسین (علیه السّلآم) سیّدالشهداء هستند. 🔹یا می‌گوییم زیارت آن امام، افضل است و یا حتّی در احادیث این افضلیت را می‌خوانیم امّا بخاطر آلوده بودن ذهن به معیارات عالم کثرات، متأسّفانه دچار دوئیّت و شرک بین حضرات آل الله (علیهم السّلآم) می‌شویم! 🔸آیا این مطلب به این معنی‌ است که بقیۀ حضرات معصومین (ع) صادق نیستند؟ یا جواد نیستند؟ یا باقر العلوم نیستند؟ یا سیّدالشهداء (علیه السّلآم) نیستند؟ یا در صادق بودن از حضرت جعفر ابن محمد (عليه السّلآم) کم دارند؟! یا در جواد بودن از امام محمد تقی (علیه السّلآم) کم دارند؟! و ... العیاذ بالله اگر چنین باشد. نقص و کمبود به هیچ عنوانی در هیچ یک از حضرات آل الله(ع) معنا ندارد. حضرات معصومین(ع) کمالِ مطلق و مطلقِ کمال می‌باشند. 🔸پس مشکل کجاست؟ 🔹بر حسب زمان و مکان و شئونات دیگر، هر یک از ائمه اطهار (علیهم السّلآم) در ظهورِ فضیلتی برجسته‌تر جلوه کرده‌اند و این به این معنا نیست که سایر ائمه (علیهم السّلآم) آن خیر را نداشتند. چرا داشتند، امّا به ظهور نیاوردند. 🔸چرا به ظهور نیاوردند؟ 🔹این از وحدتشان است. همین که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نبوّت و رسالت را به ظهور آوردند، دقیقاً به این معناست که مولی علی (علیه السّلآم) نبی هستند و حضرت زهرا (سلآم الله علیها) و سایر آل الله (علیهم السّلآم) نیز. 🔹اگر وحی به پیامبر (صلّی الله علیه و آله) شده و به حضرت زهرا (سلآم الله علیها) صُحُفی داده می‌شود، دقیقاً یعنی به سایر آل الله (علیهم السّلآم) وحی شده و صحف داده شده است. 🔹این حدیث خیلی مهم است که فرموده‌اند: 💠 اوَّلُنا محمّد و اَوسَطُنا محمد و آخِرُنا محمّد و کُلُنّا محمّد 🔹یعنی یک نور که فرمود: 🌕 کلُّهم نُور ٌ واحد 🔹اگر جویای معرفت، به حدّ و تعیّن در عالم اشارات مانده باشد و در عین حال، قصد معرفت حضرات معصومین (علیهم السّلآم) کند، ذهن آلوده به معیارات عالمِ حدود، مانع از معرفت خاصّ به حضرات معصومین (علیهم السّلآم) می‌شود. معیارات و مقیاسات عالم اشارات، با معیارات عالم حقیقت و لااشارهٔ نوری متفاوتند. حقیقت را بایستی به خودش شناخت. 🔹حضرات آل الله (علیهم السّلآم ) حقیقت نوری هستند. در حقیقتِ نوری، حدّی ملحوظ و مفروض نیست. که العیاذ بالله بگوییم نور امامی شروع می‌شود و به جایی ختم می‌گردد، و آنگاه نور امام دیگری شروع می‌شود. که تصوّر کنیم، امام بعدی خصوصیات امام قبلی را ندارد. 🌕 پس این چهارده نور شدن، تعدّد و کثرت ظلمتی -که در عالم اعداد با آن آشنا هستیم- نیست. بلکه جوشش و تجلّی نوری حضرات است که در عالم تعیّنات، به شماره می‌آیند. 🔆 «چهارده» نور که می‌شماریم، #تعدد_نوری است، نه تعدّد حدّی و به عبارت قرآنی "نورٌ علی نور" است. 🌈 قضیۀ "منشور" را قبلاً عرض کرده‌ام و ان شاء الله خاطرتان هست (که یک نور واحد است امّا جلَواتِ متعدّد و در واقع تعدّد نوری در تابیدن به منشور، متجلّی می‌شود. و مطلب، فوق این مثال است). 🔹در احادیث خلقت نوری، حضرات معصومین (علیهم السّلآم) فرموده‌اند که ما نور واحدی بودیم که از نور خداوند مُشتق شدیم و بعد، این نورِ واحد نصف شد و خداوند به نصف آن فرمود: 💠 "محمّد (ص) باش" 🔹و به نصفی دیگر فرمود: 💠 "علی (ع) باش" 🔹و از این رو رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: علی (علیه السّلآم) از من است و من از علی (ع) هستم. 🔹

. 🔶 در پی بیان بیست و سوّم، ذکر نِکات و سؤالات ذیل، به نظر ضروریست: 🔸 ۱- اگر مطلب فوق را به قسمت اوّل و دوّم تقسیم کنیم، هر دو قسمت درست، اما چطور می‌شود نتیجه گیری کرد که منظور از 🔻"مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً"🔺 همان قسمت دوّم بیان باشد؟ 🔸شاید چیز دیگری‌ست که "مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً" باشد؟ 🔷 پاسخ: 🔷 ابتدا، این عبارت را می‌فرمایند: 💠 آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ 🔹تا اینجا را می‌فرمایید که هر چیزی می‌شود تصوّر کرد. تا اینجای عبارت، برداشتتان صحیح است. اما زیارت دنباله دارد و آن این است: 💠 طأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ...وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُم 🔹این جملات خیلی مهم است و جای دقّت دارد. هرچند جواب را در دنباله فرمودند ولی بیشتر توضیح می‌دهم. 🔷 دو حالت پیش می‌آید: 1️⃣ حالت اوّل: دنبالۀ زیارت، توضیحِ "آتاکم الله..." باشد. یعنی آنچه خدا به شما عنایت فرموده است، این است که "طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ...وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُم". که در این حالت "ذلّ کلّ شیء لکم" همه چیز را می‌گیرد. 2️⃣ حالت دوّم: دنبالۀ زیارت کاری به "آتاکم الله ..." نداشته باشد. یعنی آنچه خدا به شما عنایت فرموده است، یک چیز است و "طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ...وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُم" هم چیز دیگری است. در این حالت هم باز "ذَلَّ کلُّ شیء لکم" همه چیز را می‌گیرد. 🔹بنابراین "ذَلَّ کلُّ شیء لکم" مطلب مهمی است. یک مطلب عام است و اگر خداوند متعال العیاذ بالله از آل الله (علیهم السّلآم) جدا باشد، خدا را هم می‌گیرد چون حقّ تعالی نیز به نصّ روایات "شیء" است و بلکه حقیقت اشیاء است. 🔸پس اوّلِ زیارت در عبارت "آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ" چه چیزی به حضرات داده است که ذلیل حضرات نباشد؟ 🔸آیا جز خدای متعال، چیزی هست که ذلیل حضرات آل الله (علیهم السّلآم) نباشد؟! 🔺خیلی دقت بفرمایید! 🔹هر چیزی تصوّر کنید، که بفرمایید ذلیل آل الله (علیهم السّلآم) نیست و خدا هم نیست، آن چیز اصلِ خَیر در عالم می‌شود و با فرمایش حضرات آل الله (ع) که فرموده‌اند: 💠 نحن اصل کلّ خَیر. 🔹ما اصل تمام خَیرها هستیم. (📚 الكافي، ط - دارالحديث، ج‏ ۱۵، ص: ۵۵۳) بلا شک منافات دارد. 🔹هر چیزی که خدا نباشد، و ما فوق آل الله (علیهم السّلآم) باشد، آن واسطۀ الهی است و اصل تمام خیرات است. 🔹پاسخهای فراوان دیگری هم برای این سؤال حاضر است اما در این مجموعه مقالات سعی بر ایجاز و ساده بیان کردن است و امیدوار هستم که رعایت این مهمّ صورت بگیرد. 🔷 "کلُّ شَیء" را رها نکنید. که هر چیزی را که در نظر بگیرید، در بر می‌گیرد. خیلی مطلب ظریفی است. 🔵 از خوانندگان این مطالب خواهش می‌کنم عجله نکنند! آن قدر این مطلب مهم است که جا دارد مدّتها روی آن وقت بگذارید و فکر کنید. به صورت جزء جزء قبلاً در بیاناتِ #حقیقة_الولایة مثالهایی از خیرات برایتان ثابت شده است که خارج از وجود حضرات آل الله (علیهم السّلآم) نیست؛ مانند وحی. 🔹اگر لازم باشد، باز از اوّل شروع بفرمائید🔹 ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔷 #حقیقة_الولایة 🔹#ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_سوم_حقیقة_الولایة : هر چیزی نزد حضرات آل الله (علیهم السّلام) کوچک است 🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹 https://www.facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh قرآن می‌فرماید: 💎 و آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمينَ 🔹و به شما چيزهايى داد كه به هيچ كس از جهانيان نداده بود. (سورهٔ مائده، آیۀ ۲۰) 🔷 در جامعۀ کبیره می‌خوانیم: 💠 آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ 💠 طأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ وَ بَخَعَ كُلُّ مُتَكَبِّرٍ لِطَاعَتِكُمْ وَ خَضَعَ كُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِكُمْ وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُم 🔹خدا به شما چیزی را عطا كرد كه به احدى از اهل عالم عطا نكرد. 🔹هر صاحب شرافتى، برای شَرفِ شما سر فرود آورد. و هر سركش متكبّرى به اطاعت شما سر نهاد و هر جبّار گردنکشی برای فضل و كمال شما خاضع شد و همه چيز پيش شما فروتن گشت. دقت بفرمائید! 🔷 آتَاكُمُ اللَّهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعَالَمِينَ: 🔸این چیست که به احدی از عالمین نداده است؛ در حالی که هر چه داده باشد، جزءِ عالمین است؟ 🔹دست روی هر چیزی بگذاری، در مقابل حضرات آل الله(علیهم السّلآم) ذلیل است. 🔸چه چیز به آنها داده است در حالی که "طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ" و "ذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُم"؟ 🔹آن چیز حضورِ خود عطا کننده است تا حضرات آل الله (علیهم السّلآم). یعنی خدا خودش را داده است. 🔵 نه به این معنا که حضرات بودند و بعد خودش را به آنها داد. هیچ دوئیتی ملحوظ نیست. به همان ولایتی که باطن توحید خدا و حضرات آل الله (علیهم السّلآم) است، حضور خداوند در حضرتشان مشهود است. 🔷 در اذن دخول دوّم مشاهد مشرّفه (در مفاتیح الجنان) می‌خوانیم: 💠 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِحُكَّامٍ «يَقُومُونَ مَقَامَهُ» لَوْ كَانَ حَاضِرا فِي الْمَكَان 🔹شکر خدایی را که بر ما منّت گذاشت به حــُکّامی (یعنی آل الله ع) که مقام خودش (خودِ خدا) را برایشان اقامه فرمود، اگر خدا حاضر در این مکان (یعنی حرم مطهر حضرات ع) بود. 🔵 اگر خداوند قرار بود در مکانی حاضر باشد، چهارده معصوم (علیهم السّلآم) بود. در حالیکه هیچ مکانی خالی از خداوند نیست و حاضر مطلق اوست. 🔷 حضرت موسی ابن جعفر (علیه السّلآم) در وصف حضرت خاتم الانبیاء رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) و مولی امیرالمؤمنین علی(علیه السّلآم) می‌فرمایند: 💠اصْطَفَاهُمْ لِنَفْسِهِ وَ جَعَلَهُمْ خُزَّانَ عِلْمِهِ وَ بُلَغَاءَ عَنْهُ إِلَى خَلْقِهِ «أَقَامَهُمْ مَقَامَ نَفْسِهِ» (📚 تفسیر روایی برهان، ج۴، ص: ۱۹۲) 🔵 «أَقَامَهُمْ مَقَامَ نَفْسِهِ» یعنی خداوند، مقام خودش را برای حضرات آل الله (علیهم السّلآم) اقامه فرموده است. ┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅ 🔷 پناه بر خدا اگر بخواهیم حضرات آل الله (علیهم السّلآم) را با بهترین مؤمنینِ خدا هم مقایسه کنیم، ولی برای فهم بیشتر عرض می‌کنم که مگر برای مؤمنین نخوانده‌ای که فرمودند: 💠 من کانَ لِلّهِ، کانَ اللهُ لَه 🔹هرکس برای خدا بود، خدا برای اوست. (📚 بحار الأنوار، ج ۷۹، ص: ۱۹۷) ﻭ اﻟﺤﻤﺪ ﻟﻠﻪ ﺭﺏّ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ. #ﭘﺎﯾﺎﻥ_ﺑﯿﺎﻥ_بیستم_و_سوم_حقیقة_الولایة 🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔸6-ذکر شد حضرات آل الله علیهم السلام صرفاً مخلوق نیستند. امّا پیشتر بیان کردید حضرات آل الله (ع) هم مخلوقند، و هم خلق ، و هم خالق. این مطلب را بیشتر باز کنید. و در مورد "هو معکم" توضیح بیشتری دهید. 🔹 پاسخ : حضرات آل الله علیهم السلام، مطلق هستند. « #مطلق » یعنی بدون قید. اگر در قیدِ «مخلوق» یا در قیدِ «خالق» باشند، دیگر مطلق نیستند. بلکه از لا قیدی و لا تعیّن بودن، در نهایتِ تعیّن می‌آیند و باز به اطلاق و لا تعیّنی خویش باقی‌اند. این چیزی از عصمتِ مطلقۀ حضرات آل الله (ع) است که در مظنۀ رجس و ظلم و تعیّن قرار میگیرند ولی چون به اطلاق، در تعیّن آمدند، ملبّس به تعیّن و قید نمی‌شوند که قرآن در وصفشان فرمود: 🌸"الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ "🌸 كسانى كه ايمان آوردند و ايمان خود را با ظلم نپوشانيدند . (سورۀ انعام آیۀ 82) "لم یلبسوا" یعنی در مَظَنّه و متنِ ظلم، یعنی عالم کثرات (شرک و دوئیت) آمدند، ولی چون با ایمان آمدند، به امنِ ایمانی و عصمت خویش باقی ماندند. ✅ خیلی خیلی جای دقت دارد که اگر حضرات آل الله (ع) در مظنّۀ رجس (یعنی عالم کثرات) نیایند، اصلاً عالم کثرات شکل نمی‌گیرد. آن نقطۀ حیات و قوّت و ذاتِ هر شیئی، حضرات آل الله (ع) هستند که در #ﺑﯿﺎﻥ_پنجم_حقیقة_الولایة تحتِ عنوانِ « #قیومیت_معیه » از آن صحبت شد. 🍃 در قرآن و روایات به وفور به این مطالب اشاره شده است ولی متاسفانه توجّه کمی به آن شده است! به عنوان نمونه اشاره میکنم : 💠 1- "الله نور السموات و الارض" (آیۀ 35 نور) نورِ هر شیئی، حقیقتِ آن شیء و شیئیت آن است و نقطۀ حیاتِ شیء و ذاتِ شیء است. نه اینکه شیء چیزی باشد و نور در آن نفوذ کرده باشد. 💠 2- در کتاب شریف اقبال الاعمالِ مرحوم سیّد بن طاووس (ره) در ادعیۀ ماه مبارک رمضان می‌خوانیم: 🔅"اللَّهُ‏ نُورُ كُلِ‏ شَيْ‏ء" (📚إقبال الأعمال ، ط - القديمة، ج‏1، ص: 38) 💠 3- "هُوَ حَيَاةُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ نُورُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ " (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 129) خداوند به ولیّ الله (ع) قرابت با اشیاء دارد. ذات حق تعالی وقتی ظاهر میگردد، و اشیاء را می‌آورد، به جلوۀ چهارده معصوم (ع) ظاهر می‌شود که در اذن دخول دوم مشاهد مشرفه، در مفاتیح میخوانیم : 🔻"الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِحُكَّامٍ يَقُومُونَ مَقَامَهُ لَوْ كَانَ حَاضِرا فِي الْمَكَان " 🔺 شکر خدایی را که بر ما منّت گذاشت به حــُکامی (یعنی حضرات آل الله -ع- ) که مقام خودش (یعنی خودِ خدا) را برایشان اقامه فرمود، هر چند در این مکان (یعنی حرم مطهر حضرات -ع-) بودند. (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج‏99، ص: 116) حضرت امام محمد باقر (ع) می‌فرمایند: "كَانَ‏ اللَّهُ‏ وَ لَا شَيْ‏ءَ مَعَه‏" (📚التوحيد - للصدوق، ص: 67). پس خدا با همۀ اشیاء هست از آنجایی که حقیقتِ اشیاء است و شیئیتِ اشیاء است که فرمودند : 🔻"هو حیاة کلّ شیء و نور کلّ شیء"🔺 (📚 الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 129) و نیز فرمودند: 🔻"انّه شیء بحقیقة الشیئیة"🔺 (📚 الكافي، ط - الإسلامية، ج‏1، ص: 80) اما هیچ چیزی نمی‌تواند با خدا باشد زیرا در نقطۀ ابتدای اشاره به آن، هیچ است، هیچ. یعنی اشیاء مِن قِبَلِ خودشان چیزی نیستند که بخواهند با چیز دیگری همراه باشند. برای همین آیۀ "هو معکم" نمی‌فرماید "انتم مع الله" بلکه می‌فرماید او با شماست از آنجایی که شیئیتِ شماست. شما با او نیستید زیرا شما در تعیّنِ «شما بودن»، نیستید که نیستید. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔸5- بیان کردید "حضرت حق نسبتی با مقید ندارند". مگر نفرمودید حضرات آل الله من دون الله نیستند؟! پس آیا نتیجه میشود که حضرات آل الله هم نسبتی با مخلوقات محدود ندارند؟ 🔹 پاسخ : اگر در تعیّن بخواهیم بررسی کنیم، بله همین است که میگویید. ما با بیانِ "مِن دون الله" نبودنِ آل الله (ع) تعیّن وجودِ حقّ و تعیّن وجودِ مطلق را برداشتیم و در لاتعیّنی آن حقیقت را دیده و وحدتشان را مسجّل و قطعی دانستیم. پس تحلیل جدیدی درست شد و در این تحلیل دو وجود مطرح شد: یکی وجودِ حقّ و یکی وجودِ مقیّد حالا اگر مقیّدات در تعیّنِ مقیّد بودن که نیستی و عدم است بخواهد بررسی شوند، هرگز با هستی و وجود نسبتی ندارند. امّا می‌خواهیم بگوییم که مقیّدات می‌خواهد با وجود حقّ مرتبط باشد، چه کند؟ عرض میشود که مقیّد در تعیّنِ «قید»، محدود به «قید» خودش است و راه به لاحدّی و لا قیدی یعنی وجود حقّ ندارد. بلکه باید خودِ حقّ تعالی، وجودِ مقیّد را بگیرد. چطور بگیرد؟ چطور ندارد! هر وقت خداوند ظاهر شود، در نقطۀ ظهور، آل الله (ع) است. حضراتِ آل الله (ع) مَظهرِ تامّه و مطلقۀ حضرت حقّ هستند. در حالیکه خوب می‌دانیم که ذاتِ خداوند "هو الظاهر و الباطن" است. و همینجاست که دوباره عرض میکنم که آل الله (ع) عینِ شخصیِ ذات خداوند هستند و دوئیتی در کار نیست. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

🔹 ⭕️ معیّت قیّومیه همین را بیان میکند ( رجوع به 👈 https://t.me/ehsannil1/75 ). که کوچکترین ذرۀ شیء و نقطۀ کینونتِ شیء، خودِ حقّ تعالی است. و اشیاء ، جلواتِ اویند. حضرات آل الله (ع) که "مِن دون الله" نیستند ( رجوع به 👈 https://t.me/ehsannil1/111 )، تمامِ صفات حقّ تعالی و از جمله صمدیّت حقّ می‌باشند. بنابراین هرجا که می‌خواهیم در تحلیل؛ به خداوند در مقامِ خلوت اشاره کنیم، «حضرتِ حقّ» می‌گوییم . و اگر می‌خواهیم به خداوند در مقامِ جَلوت اشاره کنیم، «حضرات آل الله علیهم السلام» منظور است. ☘️ وگرنه حضرات آل الله (ع) که وجودِ مطلق نامیده میشوند با خداوند که وجودِ حقّ نامیده میشود، دو وجود نیستند. یک وجود است و یک ذات. که چون آن ذات ظاهر شود، به حجّت و ولیّش، یعنی به آل الله (ع) ظاهر می‌شود. و چنانچه در خفا از آن یاد شود، با «ذات» از آن نام برده میشود. 🔲 وجود مقیّد هم، تماماً قید است. و قید در نفْسِ قید بودنش، نیستی و معدوم است. پس وقتی بیان میشود که حضرت حقّ نسبتی با مقیدات ندارد، هر دویِ این دو وجود را در تحلیل و اشاره و تعیّن بررسی کردیم. یعنی حضرت حقّ در تعیّنِ ذات دیده شده است. و وجودِ مقیّد در تعیّن مقیّد بودن. خب معلوم است که وجود مقیّد که صِرفِ نیستی است و معدوم است. و حضرت حقّ، صِرفِ هستی و وجود است. آیا در این تعیّن؛ وجود با عدم نسبتی دارد؟! هرگز نسبتی ندارد. 🔸 حالا پس چطور "هو معکم" هست؟ 🔹[به زبان ساده] از آنجایی که "هو" از خلوتِ خویش (یعنی ذات مخفی - یعنی "کنز مخفی") بیرون بیاید و ظاهر شود. در همان نقطۀ ظهور، به جلوۀ حضرات آل الله (ع) ظاهر میشود. و نه اینکه حضرات آل الله (ع) شخصیتهایی بودند و بعد خداوند از بین مردم ایشان را برگزید. خیر! بلکه خداوند در ظهور که بیاید، به جلوۀ آلِ خود و خلیفۀ خود ظاهر میشود. حالا که ظاهر شد، ارکانِ و قوّت هر شیئی خودِ خداست که در فرمایشات آل الله (علیهم السلام) آمده است که خداوند 🔻"الْقُوَّةُ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ "🔺 است (التحصين لأسرار- سید ابن طاووس ، ص: 579 ). پس اگر در جایی از ادعیه و روایات و زیارات بیان میشود که خداوند هر چیزی را پُر کرده است، درست است. و اگر بیان شود حضرات آل الله (ع) هر چیزی را پُر کرده‌اند، درست است ("درست است" یعنی ان شا الله فهمش را خدا روزی فرمود). زیرا حضرات آل الله (ع) و خداوند دو شخص نیستند و آل الله (ع) وجودی "مِن دون الله" ندارند. این است که در مناجات رجبیه (در مفاتیح هست) و سایر ادعیه (که بسیار است) میخوانیم : ☀️" فَبِهِمْ «مَلَأْتَ» سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت" ☀️ به آل الله (ع) آسمان (عالم لا اشاره) و زمین (عالم اشاره) را پُر کرد تا ظاهر شد که «نیست خدایی جز تو». 🍀 اوّلاً : خدایی که خودش صمد است به آل الله (ع) عالم را پُر کرده است. که از همینجا [و دهها دلیل دیگر ] ثابت میشود که حضرات آل الله (ع) صمدیّت خدا هستند. 🍀 ثانیاً : «مَلَأْتَ» یعنی پُر کردنِ خداوند، مطلق است یعنی قید و حدّی ندارد. بنابراین اشیاء حتّی ذاتی کنارِ ذاتِ خداوند نمی‌توانند داشته باشند زیرا ذرة المثقالی اگر برای ایشان تصوّر شود، ملئیتِ خداوند از اطلاق ساقط میشود و در حقیقت خداوند صمد نخواهد بود. این مطلب است که در دعای کمیل بصورتِ دیگری می‌خوانیم : 🌼"بِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيْء"🌼 ارکانِ شیء که خودیّت شیء است هم جایی ندارد جز اینکه به اسماء الله پُر شده است که اسماء الله، حضرات آل الله (ع) هستند که فرمودند ("نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى" / 📚الكافي ، ج1، ص: 144). 🍃 رکن شیء، ذاتِ شیء است. خودیّت شیء است. و پُر شدنش از آل الله (ع) همان پُر شدنش از خداست. صمدیّت خدا، جا برای کنار و جوف نمی‌گذارد. وجودِ مقیّد صِرف اعتبار است و چیزی نیست جز جلواتِ خداوند. 🍀 ثالثاً : "حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْت" اگر مقیّدات چیزی در کنار خداوند بودند و بعد از اینکه چیزی بودند، قرار بود خدا را [بواسطۀ وجودِ آل الله (ع) در خودشان] نشان دهند، در همان نقطۀ کینونت، ذاتِ اشیاء خالی از خدا بود و به همین اندازه خدا را نشان نمیداد. و در نتیجه "ملأت"ی که در دعا فرمود، مطلق نبوده یعنی عالم به هر حال از خداوند پُر نبود. و مترتّب آن، خداوند العیاذ بالله جوف داشت (یعنی جای خالی) و در نتیجه صمد نبود. ان شا الله به زودی به لطف خدا در مباحث #توحید این مطالب، مفصلاً با آیات و روایاتش باز میشود. فقط خوانندگان عزیز صبور باشند و با استقامت. مبادا شانه از معرفت خالی کنیم. 💠 صبر و ادب، رسم عبودیّتِ طریقِ معرفت است. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .

. 🔸4- در این مورد توضیح بیشتر بدهید : بیان کردید که وجود حق از وجود مقید دور است. و اشاره کردید که قرآن می‌فرماید "هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ " (آیۀ 4 حدید). و اینکه "مع"، ظهورِ مطلق حضرت حق است. و هیچ انفکاکی با حضرت حق ندارد. و نتیجه شد که وجود حق در معیّت همیشگی با وجود مقید است. 🔷 🔅 عالم نور، عالمِ وحدت است. یعنی عالمی که یک حقیقت در آن است و آن حضرتِ احد عزّ و جلّ است. وقتی می‌خواهیم در مورد عالم نور صحبت کنیم، در قدمهای اوّل برای آموزش بایستی وارد تحلیل شویم. چرا که طالب معرفت، هنوز فانی در عالم نور نشده است که نور را به خودِ نور بشناسد. در نتیجه معارف را تحلیلاً بیان می‌کنیم. ☘️ در مقالۀ اخیر؛ «وجود» ، برای تحلیل و شناختن در سه مرتبه معرفی شد که "وجود حقّ، وجودِ مطلق، وجودِ مقیّد" است. این در حالی است که اصلاً یک وجود در عالم هست و آن حضرت حقّ تعالی است و لاغیر. امّا چرا سخن از دو وجودِ دیگر یعنی مطلق و مقیّد میزنیم؟ 🔹 چون طالب معرفت، با عالم خارج مواجه است و چیزی که میبیند عجالتاً با حواسّ ظاهری و ادراکاتِ عقلیِ جزئی است. از این رو به یکباره وارد مبحثِ توحید و یگانه بودنِ «وجود» نمی‌شویم. بلکه به روشِ جدال احسن، از یافته های خودش بهره می‌گیریم. مانند حضرت ابراهیم (ع) که وارد بر ستاره پرستان و ماه پرستان و خورشید پرستان شد و بعد با افولِ ستاره و ماه و خورشید به ایشان نشان داد که خدایشان ساختگی و افول پذیر است. پس بنابراین حرف اصلی و سخن درست مافوقِ تحلیل است و تحلیل را برای مراتب آموزش بکار می‌گیریم. و مطلب حقیقی که ان شا الله بطور دقیق در مباحثِ " #حقیقة_التوحید " خواهید خواند، یکی بودنِ وجود است که آن وجودِ حقّ تعالی است. در تحلیل که هستیم وقتی اشاره به وجودِ حقّ در جایی و اشاره به وجود مقیّد در جای دیگر می‌کنیم، تعیّن وجودِ حقّ و تعیّن وجودِ مقیّد مورد اشارۀ ماست. بنابراین وقتی گفته میشود "وجود حقّ از وجود مقیّد دور است"، چون وجودِ حقّ، نَفْسِ قُرب است و وجودِ مقیّد، نَفْسِ بُعد است. "قُرب" و "بُعد" با هم نسبتی ندارند. ✅ تذکّر : عالم دنیا، عالم ابعاد است. هر شیئی "ابعاد" دارد یعنی دارای پارامترهای طول و عرض و عمق (ارتفاع) است که هرکدام از دیگری در بُعد و دوری است. حتّی در هر کدام از پارامترها، بُعد وجود دارد. هر قطعۀ طول، در خودش، ریز به ریز در بُعد است. ریزی از آن از قطعۀ بَعدی در بُعد است. تا جایی که میرسیم به اینکه عالم تعیّنات، محضِ بُعد و دوری است و بلکه نیست که نیست که نیست. خودِ ابعاد، خبر از نیستی مَحض میدهد. امّا عالم نور، عالم صمدیّت و پُری و قُرب است. نفسِ "قرب"، خبر از هستیِ محض میدهد. امّا پس چطور قرآن می‌فرماید "هو معکم" این چطور معیّتی است. نام حضرت حقّ تعالی "هو" است. "هو" اسمِ عَلَم برای ذاتِ الهی است که حضرت امام محمد باقر (ع) در بیان آیۀ نخست سورۀ توحید یعنی "قل «هــــو» الله احد"، برای کلمۀ "هـــــو" می‌فرمایند: 🌸 " «هُـــــــوَ» ؛ اسْــــــمٌ مَكْنِيٌّ مُشَارٌ إِلَى غَائِب"🌸 «هـــــو» اسمــــی سرپوشیده است که اشاره به سوی غایب دارد. (📚توحید صدوق، ص: 88) پس وقتی قصدِ «اشاره» به خداوند داریم، خداوند به اشاره نمی‌آید و غائب از اشاره است. امّا دقت لازم دارد که حرف از اشارۀ ماست که امکان اشاره به حضرت "هو" نیست. همانطور که به حضرت موسی (ع) که از خداوند، طلبِ رؤیتش را کرد ، حضرت حقّ تعالی فرمود "لَنْ تَراني‏" (اعراف 143) یعنی تا تو موسائی و من خدایم (یعنی هر دو در تعیّن و دوئیت هستیم)، امکان اشاره هم نیست، چه برسد به رؤیت. این شد که خداوند به کوهی تجلّی کرد و موسی (ع) مُرد. تا موتش رسید، دیگر به عنوانِ موسی (ع) نماند. یعنی مُشیر (اشاره کننده) لباس تعیّن خود را کَند. اینطور که شد، خداوند از بیحدّی خود تا حدّ و تعیّن موسی (ع) ، خود را رؤیت کرد. و بعد موسی (ع) را زنده کرد و موسی (ع) به خدا عرض کرد " أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنينَ" (143 اعراف) . تمام انسانها در موقعی که موتشان برسد، حقیقتِ حقّ تعالی که حضرات آل الله (ع) هستند را رؤیت می‌کنند که مولی امیرالمومنین (ع) فرمودند " #من_یمت_یرنی " (هرکس بمیرد، مرا میبیند / 📚الأمالي - للمفيد، ص: 7). #موت ، غیر از فوت است. موت، خاموش شدنِ تعیّنات نفسانی است. که در همین دنیا هم با تسلیم شدن در برابر حقّ (به لطف خدا) حاصل میشود. 🍃 غرض اینکه : اگر خداوند در طرفی باشد و مقیّدات در طرفی دیگر، هرگز به اشاره هم نمی‌آید، چه برسد به اینکه بخواهد به معیّت با اشیاء باشد. امّا مطلب اینطور نیست. یعنی موجودات، چیزی نیستند، جز جلواتِ حقّ تعالی. 🔹

. اگر همه کوه می‌شدند و بحر می‌شدند، جای سؤال بود! چرا که متجلّی، "احد"ی است که "واحد" است و در تجلی نیز واحد است. 🔹و هر ذی اشاره‌ای فعلِ و ظهورِ آن "احد واحد" است. 🔹یکی کم عقل است و یکی عاقل. اما آنکه از عقل حظّ کمتری یافت، در حدّ همان عقل کوتاه از او می‌خواهند (و در این کمی و زیادی نیز مختار بوده است و هیچ جبری در کار نبوده). پس بر کم گذاشتنِ او حَرَجی نیست. اما عاقل اگر در تکلیفش کوتاهی کند، عقابش شدید است که: 💎 لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها 🔹خدا هيچ كس را جز به اندازهء توانش تكليف نمى‌كند. (سورۀ بقره، آیۀ ۲۸۶) 🔹بنابراین کمال در "مقایسه" است که مراتب پیدا می کند اما در خودش، هر جا حاضر شد، تماماً حاضر است. 🔹تا اینجا اگر ان شاء الله درست تبیین شده باشد، جهت تشنگی قلوب اشاره‌ای به مطلب مهمی می‌شود تا به لطف حق، توضیح مفصلش در بیانی روزی گردد: 🔸آنجا که می‌گوییم: "حیــدر کــــرّار" مگر نمی‌گوییم "کـــــرّار"، پس این چه تکراری است در حالیکه فرمود: "لا تکرار فی التجلی"؟ پس چرا تجلّی‌اش کرّار شد؟! 🔹همان جا که غــنــی مطــلـــق است، "الفــقــر فخری" می فرماید. همان جا که "غفّار" است، "انا المذنب" می‌فرماید. همانجا که "معبود" است، "انا العبد" می‌فرماید. همانجا که "ربّ" است، "انا المربوب" می‌فرماید. همانجا که "خالق" است، "انا المخلوق" می‌فرماید و همین طور ... همانجا که احد است و "لم یلد و لم یولد" است، ولیّ او که ظهورِ تامّۀ اوست به «چهارده» جلوه آمده و زائیده می‌شود و هم می‌زاید و باز به قوّت خود باقی است که فرمود: 💠 "[یا علی!] مثلک مثل قل هو الله احد" (📚المحاسن، ج‏1، ص: 153) 🔹این چیزی از درک وجودِ مطلق علی الاطلاق است، که واجب و ممکن را در قامتِ جمع الجمعی خویش به ظهور آورده است. فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است تا آب مــا که منبـعــش "الله اکــبــــر" است پس "کرّار" بودنِ حضرتِ حیدر علیه السلام، تکرار در خود است و "نورٌ علی نور" می‌باشد. ولیّ الله (ع) وجودِ مطلق است و قید و حدّ و حدود ندارد که "کرّار" بیرونِ او (به فرض اگر بیرون داشته باشد) تصوّر کنیم. ─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ 🆔 @ehsannil ✍️ 🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق 🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة 🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋 ‎‌‌‌‌‌‎─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─ .