351
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-47330 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
June '25
June '250
in 2 channels
May '25
+2
in 1 channels
Get PRO
April '25
+3
in 1 channels
Get PRO
March '25
+3
in 2 channels
Get PRO
February '25
+1 001
in 3 channels
Get PRO
January '25
+11
in 1 channels
Get PRO
December '24
+12
in 3 channels
Get PRO
November '24
+3
in 2 channels
Get PRO
October '24
+6
in 3 channels
Get PRO
September '24
+1 008
in 2 channels
Get PRO
August '24
+8
in 1 channels
Get PRO
July '24
+11
in 1 channels
Get PRO
June '24
+6
in 1 channels
Get PRO
May '24
+1 141
in 1 channels
Get PRO
April '24
+3
in 1 channels
Get PRO
March '24
+4
in 4 channels
Get PRO
February '24
+3
in 1 channels
Get PRO
January '24
+1
in 1 channels
Get PRO
December '23
+6
in 1 channels
Get PRO
November '23
+4
in 2 channels
Get PRO
October '23
+4
in 2 channels
Get PRO
September '23
+2
in 0 channels
Get PRO
August '23
+9
in 0 channels
Get PRO
July '23
+1 011
in 0 channels
Get PRO
June '23
+6
in 0 channels
Get PRO
May '23
+7
in 0 channels
Get PRO
April '23
+504
in 0 channels
Get PRO
March '23
+1 786
in 0 channels
Get PRO
February '23
+2
in 0 channels
Get PRO
January '23
+3
in 0 channels
Get PRO
December '22
+5
in 0 channels
Get PRO
November '22
+1 006
in 0 channels
Get PRO
October '22
+1 989
in 0 channels
Get PRO
September '220
in 0 channels
Get PRO
August '22
+3
in 0 channels
Get PRO
July '22
+4
in 0 channels
Get PRO
June '22
+2
in 0 channels
Get PRO
May '22
+4
in 0 channels
Get PRO
April '22
+1 012
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2
in 0 channels
Get PRO
February '22
+1 005
in 0 channels
Get PRO
January '22
+4
in 0 channels
Get PRO
December '21
+5
in 0 channels
Get PRO
November '210
in 0 channels
Get PRO
October '21
+1
in 0 channels
Get PRO
September '21
+2 177
in 0 channels
Get PRO
August '21
+8
in 0 channels
Get PRO
July '21
+7
in 0 channels
Get PRO
June '21
+2
in 0 channels
Get PRO
May '21
+2
in 0 channels
Get PRO
April '21
+4 646
in 0 channels
Get PRO
March '21
+2
in 0 channels
Get PRO
February '21
+7
in 0 channels
Get PRO
January '21
+1
in 0 channels
Get PRO
December '20
+3 017
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 26 June | 0 | |||
| 25 June | 0 | |||
| 24 June | 0 | |||
| 23 June | 0 | |||
| 22 June | 0 | |||
| 21 June | 0 | |||
| 20 June | 0 | |||
| 19 June | 0 | |||
| 18 June | 0 | |||
| 17 June | 0 | |||
| 16 June | 0 | |||
| 15 June | 0 | |||
| 14 June | 0 | |||
| 13 June | 0 | |||
| 12 June | 0 | |||
| 11 June | 0 | |||
| 10 June | 0 | |||
| 09 June | 0 | |||
| 08 June | 0 | |||
| 07 June | 0 | |||
| 06 June | 0 | |||
| 05 June | 0 | |||
| 04 June | 0 | |||
| 03 June | 0 | |||
| 02 June | 0 | |||
| 01 June | 0 |
Channel Posts
رنج و سرمستی!، نگاهی به “فیلم کوتاهی دربارۀ عشق “ – سینمای بدون مرز
https://cinemabm.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d9%88-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%8c-%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%da%a9%d9%88%d8%aa/
| 2 | باشگاه مشتزنی| شنا در زمستان!
https://7sobh.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-28/572139-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 | 910 |
| 3 | که یاران فراموش کردند عشق…
نگاهی به پنج فیلم انتخابی از #شاپور_قریب
✍ #حمید_رستمی
۱. شاپور قریب فیلم غریبه را در سال ۱۳۵۱ جلوی دوربین برد و بعد از ساخت دختر شاه پریون (۱۳۴۷) عروس بیانکا و رقاصه شهر (۱۳۴۹) کاکو و بدنام (۱۳۵۰) آرامآرام جای پای خود را در سینمای فارسی محکمتر کرد و سلایق شخصیاش را در فیلمسازی پی گرفت و از برخی مؤلفههای تکراری فیلمفارسی، همچون پایان خوش و صحنههای رقص و آواز و بزنبزن دوری کرد. غریبه داستان قاسم سیاه (با بازی #بهروز_وثوقی ) تازه از زندان رهیده را روایت میکند که برای رسیدن به زندگی نرمال ریسک بزرگی کرده ولی در ادامه دستش به خون آغشته شده و حالا فراریست! فیلم از بازی خوب #پرویز_فنیزاده در نقش عباس چاخان بهرهمند است و فضای باورپذیری از محیط و آدمها ارائه میدهد.
۲. قریب بلافاصله خروس (۱۳۵۲) را ساخت که یک تراژدی کامل بود از عشقهای بربادرفته و آدمهایی که جبر زمانه سرنوشتشان را تغییر میدهد. مشدی ( #داود_رشیدی ) که یک بار در جوانی دختر موردعلاقهاش را به رقیب عشقیاش باخته و در سکوت سرد خویش به عزا نشسته و بعد از بیست سال و مرگ شوهر عشقش هنوز چشمانتظار وصال است، تمام تلاشش را برای سر و سامان دادن زندگی علی و مادرش به کار میگیرد تا بلکه دل سنگ هر دو نرم شود و به این وصلت رضایت بدهند. هرچند در این میان علاقه دختر مشدی به علی هم مزید بر علت میشود تا اوضاع کمی به کام شود، اما رابطه پنهانی مادر علی با اللهیار و دوبههمزنیهایی که اللهیار برای از میدان به در کردن رقیب انجام میدهد در پایان به مرگ هر دو و زخمی شدن مشدی و دستگیری علی میانجامد تا ثابت شود عشق به تنهایی کافی نیست و عشق ۲۰ساله و یکطرفه مشدی در نهایت او را در چشمان مادر علی به ابلهی مانند کرده و حاضر است حتی به قیمت ریختن خون مشدی به حجله اللهیار برود، در حالیکه مشدی چنان در عشق راسخ است که حتی خیانت معشوق را هم به دیده خطاپوش میبخشد.
۳. ممل آمریکایی ( ۱۳۵۵) با بازی بهروز وثوقی و #گوگوش برای گیشه ساخته شده ولی با این حال فیلم خوشساخت و تروتمیزی است که ترانه جاودانه «کمکم کن» توسط گوگوش در آن خوانده شد و سالها بعد رسول ملاقلیپور فیلمی به این عنوان ساخت که داستان دختری عاشق خوانندگی و مهاجرت بود. ولی در ممل آمریکایی این جواناول آسوپاس و قالپاقدزد فیلم است که عشق مهاجرت به آمریکا و زدن پمپ بنزین و این حرفها دارد. فیلمی که ساختار قصه خیلی بیشتر از آنکه از منطق روایی پیروی کند عوامانه پیش رفته و همهچیز قابل حدس و پیشبینی است.
۴. هفتتیرهای چوبی فیلمی نیمهبلند که پر است از صحنههای بازتابنده فضای خاص دهه ۱۳۵۰. آنجا که مظاهر مدرنیسم آرامآرام به فضای سنتی خانوادههای ایرانی وارد میشود و آنها از شبنشینیهای همراه با قصههای مادربزرگها به سمت مواجهه با تلویزیون میل میکنند و خانهای که تلویزیون دارد تبدیل میشود به پاتوق همسایهها تا ساعتها در کنار هم تخمه پوست بکنند و چایی بخورند و تلویزیون تماشا کنند. همه اینها وارد زندگی روزمره بچهها میشود و هر کدام در قامت یک هفتتیرکش و دزد و پلیس ظاهر میشوند. بازیها و شیطنتهایشان رنگ عوض میکند. حالا هر کدام هفتتیر چوبی به کمر میبندند و ستاره حلبی به سینه میزنند و کلانتربازی میکنند و اوج آن در دزدیدن واگن و آن حرکت بازیگوشانه خطرناک بروز میکند و التهاب و استرس تمامنشدنی بزرگترها که در نهایت با چند دستوپای شکسته و سرهای بانداژشده ختم به خیر میشود. فیلمی که از نخستین محصولات سینمایی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است که هیچ نسبتی با سینمای رایج آن روزها ندارد و جایزه طلایی بهترین فیلم کوتاه را از اولین جشنواره فیلم قاهره هم کسب میکند.
۵. فیلم سه ماه تعطیلی (۱۳۵۶) ادامه منطقی هفتتیرهای چوبی با فضای بهشدت عاشقانه و لطیف با حضور عبدالله یاقوتی نوجوان فیلم قبلی و #فریبا_داودی_مهاجر که بعدها تبدیل به فعال اجتماعی و روزنامهنگار شد، حکایت دوستی دو نوجوان و درس خواندنشان در تعطیلات تابستان است و علی نوجوان پرشروشور و شیطان برای نزدیک شدن و دلبری از فرشته کوچولو مجبور میشود خود را پسری درسخوان جا بزند و هر روز سوار مینیبوس مسافرکش میشود تا از مردی مسافر هر روز یک درس از کتاب فارسی را یاد بگیرد که بتواند اشکالات فرشته را برطرف کند و خودی نشان بدهد. درسی که با شعر «چنان قحطسالی شد اندر دمشق…» شروع میشود و بعد از سه ماه ارتباطشان چنان ریشه دوانده که وداع تلخ پایانی اشک مخاطب را درمیآورد، اما در عوض علی سربههوا در امتحانات شهریور نمره عالی میگیرد و قبول میشود. هرچند عشقش به شهر برگشته و او را با بچههای همسنوسالش تنها گذاشته است!
کانال: #مقالات_حمید_رستمی🔻
@hamid_rostami_1354 | 1 137 |
| 4 | https://filmemrooz.com/6415/ | 682 |
| 5 | https://filmemrooz.com/6410/ | 471 |
| 6 | https://www.7sobh.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-28/557744-%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D8%AA | 566 |
| 7 | منبع : روزنامه #هفت_صبح روز سه شنبه تاریخ ۱۳ شهریور ماه سال ۱۴۰۳
پیشنهادهای کاربردی برای بحران برق
#حمید_رستمی
بخش دوم
۲- به عقیده بسیاری از کارشناسان ، استفاده از انرژیهای پاک و پنلهای خورشیدی به صرفه ترین روش برای تولید برق است ولی این نسخه مناسب کشورهایی ست که از ناترازی برق رنج نمی برند و برای اهداف محیط زیستی و صرفه اقتصادی به این سمت رفتند نه مثل ما که وضعیت اورژانسی داشته باشند و برای رفع مشکل باید کاری ضربتی با تولید انبوه و با اغماض نسبت به هزینه هایش انجام دهیم. چرا که هر مزرعه پنل خورشیدی در مساحت یک و نیم هکتاری فقط یک مگاوات برق تولید می کند آن هم اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند و بشود آن راندمان حداکثری را در خروجی دریافت کنیم. در نتیجه برای هر ۱۰۰۰ مگاوات معادل تولید یک نیروگاه گازی باید مزرعه پنل خورشیدی ۱۵ هزار هکتاری در نظر گرفت که خود این مساحت هم به تجهیزات بسیاری نیازمند است و هم هزینه اش کمتر از نیروگاه گازی نیست هم زمان بر است. این یک واقعیت تلخ است که با تمام تبلیغات چند ساله اخیر و اعطای تسهیلات کلان در این زمینه، کل برق تولیدی از انرژیهای خورشیدی و بادی و.... کمتر از ۵۰۰۰ مگاوات است که ۶- ۷ درصد پیک بار مصرفی ایران را هم شامل نمی شود .
۳- جلو کشیدن ساعت در شش ماهه اول سال یکی از بدیهی ترین روشهای کنترل مصرف برق در تمام دنیا ست که از دو سال پیش به بهانه های نه چندان منطقی لغو شده و در همان حال دولت تصمیم گرفته که با تغییر ساعت اداری از ساعت ۶ تا ۱۳ این خلا را پر کند که خروجی اش در پایین آمدن مصرف روزانه طبق گفته سخنگوی صنعت برق در بهترین حالت ۱۴۰۰ مگاوات بوده که ۲ درصد مصرف پیک روزانه هم نیست و با این همه مشخص نیست که چه انگیزه ای برای تداومش موجود است که کارمندان دولت ۶ صبح سر کار باشند در حالی که کسبه و ارباب رجوع زودتر از ساعت ۱۰ صبح رغبتی به حضور در ادارات و محل کسب خود ندارند و به هم ریختن برنامه زندگی چند میلیون کارمند فقط برای صرفه جویی ۲ درصدی از منطق و پشتوانه کافی برخوردار نیست. در حالی که با تغییر رسمی ساعت، پیک بار شبانه خود به خود یک ساعت پایین آمده و شب به جای آنکه از ساعت ۲۰ شروع شود از ساعت ۲۱ آغاز می شود و از ساعت ۲۳ به بعد شیب مصرف نزولی شده و چیزی حدود بیست هزار مگاوات بین مصرف ساعت ۲۳ و ۲۴ تفاوت وجود دارد که رقمی قابل توجه از مصرف است و پیک بار شبانه که بالاترین مصرف خانگی را شامل می شود نهایتاً ۳ ساعت طول می کشد در حالی که در دو سال اخیر همواره بیش از ۴ ساعت از شبانه روز را شامل شده است. منطق غلط استناد شده به لغو تغییر ساعت در نیمه اول سال در برخی از کشورها نمی تواند در ایران جاری و ساری باشد چرا که آن کشورها مشکلی به عنوان ناترازی انرژی ندارند و گاهی به قدری اضافه تولید دارند که برای جلوگیری از استهلاک ناشی از قطع و وصل نیروگاه ، لامپهایی پرمصرف در زیر پل ها تعبیه کرده اند که با بالا بردن صوری مصرف هم در روشنایی محیط بکوشند و هم نیروگاه را الکی روشن و خاموش نکنند در حالیکه ما برای صرفه جویی بخش های زیادی از روشنایی معابر و خیابانها را خاموش می کنیم تا مثلا یک درصد از ناترازی کاسته شود و کاری هم به مردم بیچاره یی که در آن تاریکی باید با ترس و لرز عبور و مرور کنند نداریم چرا که این ما هستیم که از تصمیمات منطقی برای برطرف کردن مشکل ناترازی پیروی نمی کنیم و سه سال طول می کشد تا مسولین باور کنند که ملت با معضلی به اسم "خاموشی" دست به گریبانند و مدیریت مصرف یا هر چه که اسمش را بگذاریم نان ملت گرم و آبش سرد نمی شود.
*مهندس برق و روزنامه نگار
کانال: #مقالات_حمید_رستمی🔻
@hamid_rostami_1354 | 71 |
| 8 | منبع : روزنامه #هفت_صبح روز سه شنبه ۱۳ شهریور ماه سال ۱۴۰۳
پیشنهادهای کاربردی برای بحران برق
✍#حمید_رستمی *
بخش اول:
از روزی که #محرابیان وزیر سابق نیرو خط قرمز خود را خاموشی خانگی اعلام کرد مجموعه تحت امرش تمام تلاش خود را به کار بستند تا با انتقال ناترازی برق به سمت صنایع ، هم اسباب رضایت توده های مختلف جامعه که تمام جزئیات ریز و درشت زیست شان وابسته به برق است را جلب کنند و هم خود را قهرمان جلوه دهند و در پیشگاه بالادستی ها سینه ستبر کرده و دولت قبلی را ناکارآمد بنامند اما این راه حل مقطعی نهایتاً برای یکی دو سال می توانست جوابگو باشد و بالاخره صدای صاحبان صنایع که ساعتها و روزهای زیادی را به بطالت می گذراندند و جایزه هم می گرفتند درآمد و از طرف دیگر به دلیل پایین آمدن شدید تولید، قیمتها در بازار به صورت سرسام آوری افزایش یافت تا زیان و تاثیر منفی این ناترازی بر سفره های مردم بصورت پنهان، خیلی بیشتر از خاموشی های چند ساعته و گیر افتادن در اسانسور باشد این در حالی بود که در مناظرات انتخابات #ریاست_جمهوری برخی ها از رفع مشکل برق به عنوان یکی از برگهای برنده دولت قبل یاد می کردند و آنگاه که نتایج انتخابات دیگرگون شد؛ دولتمردان ناراضی از واکنش سیاسی مردم به سرعت سمت و سوی رفع ناترازی را تغییر داده و خاموشیهای خانگی دوباره به سیاق قبل بازگشت.
از آنجایی که برق قابلیت ذخیره سازی آنچنانی ندارد و در هر لحظه باید تولید و مصرف مثل کفه یک ترازو مساوی باشند در نتیجه با بالا رفتن دمای هوا و به مدار آمدن سیستم های خنک کننده و پاسخگو نبودن تولید نیروگاههای موجود و کسری بیش از ۲۰ هزار مگاواتی در مصرف پیک ۸۰ هزار مگاواتی با صرفه جویی در مصرف و خاموش کردن ۴ تا لامپ خانگی امکانپذیر نبوده و نیست و باید فکر عاجل و عمیق تری برای حل این بحران به کار بست.
#وزارت_نیرو به عنوان متولی اقتصاد برق باید از چنان پشتوانه ای در تولید برق برخوردار باشد که حتی مشتریانش را به افزایش مصرف تشویق کرده و پولش را دریافت کند نه اینکه با ریخت و پاش و برگزاری جشنواره هایی کذایی مثل #با_انرژی یا وعده جایزه "ماشین" برای "خوش مصرف" ها تمام تلاشش را برای پایین آوردن مصرف به کار برد. صاحب هیچ کسب و کاری ولو در حد یک نانوایی به خاطر کمبود آرد مشتریانش را تشویق به خرید کم نمی کند بلکه در بدیهی ترین حالت بر میزان آرد انبارش اضافه کرده و شبانه روز پخت می کند تا هم مشتریانش را راضی نگه دارد و هم بنگاهش را به سودآوری بیشتری برساند. همان کاری که مخابرات در بحث فروش بسته های اینترنتی انجام می دهد و تمام تلاشش را برای بالا بردن حجم فروش به کار می بندد.
اقتصاد برق زمانی به مرز ورشکستگی رسید که قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق تولیدی به دو سه هزار تومان و فروش آن به کمتر از ۱۰۰ تومان رسید. به نظر شما با این سیستم قدیمی و فرسوده شبکه برق چقدر می توان ادامه داد؟ در نتیجه وزیر جدید که سالیان سال در بدنه وزارت نیرو بوده و هم در حوزه برق و هم در حوزه آب تجربیات بسیاری دارد باید طرحی نو در اندازد تا در سریعترین زمان ممکن با کمک گرفتن از سایر بخشهای حاکمیت این ناترازی ۳۰ درصدی را جبران کند. کار دشواری است می دانم، ولی تنها راه حلهای ممکن است که البته خیلی در جلسات اداری که همه در تلاش برای گل و بلبل نشان دادن وضعیت موجود و ارائه راه حلهای حداقلی خوشایند بالادستی ها هستند کمتر می شود سراغی از آنها گرفت:
۱- مهمترین شیوه برای بالا بردن قابل لمس تولید نیروگاهها استفاده از نیروگاههای گازی ست که هر کدام می توانند نزدیک ۱۰۰۰ مگاوات به شبکه برق تزریق کنند. اگر همین امروز کلنگ ۳۰ #نیروگاه_گازی در ۳۰ استان کشور زده شود تا دو سه سال آینده بیش از ۲۰ هزار مگاوات به ظرفیت تولید انرژی کشور افزوده خواهد شد. دولت باید با استفاده از هر روشی از جمله سرمایه گذاریهای خارجی، فاینانس و یا حتی برداشت از صندوق ذخیره ارزی به راحتی می تواند هم بودجه آن را پیش بینی کند و هم با بهبود مناسبات با کشورهای خارجی مسیر ورود تجهیزات به روز را تسهیل کند. شاید برخی ها کمبود گاز در زمستان را بهانه کنند و آن را به صرفه ندانند یادمان باشد که همین نیروگاههای فعال حاضر ، برای روزهای عادی سال جوابگو هستند و به دلیل وسایل سرمایشی برقی در ایران با بالا رفتن دما و استفاده زیاد از خنک کننده ها انرژی مصرفی کشور در روزهای گرم تابستان ۳۰ درصد افزایش می یابد در تابستان هم که کمبود خاصی در حوزه گاز مشاهده نمی شود و همین نیروگاهها به راحتی توان پاسخگویی به نیاز شبکه را دارند.
بقیه در بخش دوم
کانال: #مقالات_حمید_رستمی🔻
@hamid_rostami_1354 | 54 |
| 9 | https://7sobh.com/content/%d8%aa%da%a9%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%da%af%d9%84%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d9%88%d8%ad%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%84%db%8c/ | 918 |
| 10 | https://7sobh.com/content/%d9%86%d8%b4%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%aa-%d9%86%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%84%da%98%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d8%a8/ | 919 |
| 11 | هفت صبح | باشگاه مشتزنی| خاطرات رامسر محاله یادم بره!
https://7sobh.com/content/%d8%a8%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b4%d8%aa%e2%80%8c%d8%b2%d9%86%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%84%d9%87-%db%8c%d8%a7/ | 782 |
| 12 | سوژه هفته؛ کلنجار با زبان| مگه تموم عمر چند تا بهاره؟
https://7sobh.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AA%DA%A9-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-28/565099-%D8%B3%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%84%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%AF%D9%87-%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%85-%D8%B9%D9%85%D8%B1-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%87 | 780 |
| 13 | https://filmemrooz.com/6302/ | 587 |
| 14 | https://filmemrooz.com/6284/ | 596 |
| 15 | https://filmemrooz.com/6277/ | 311 |
| 16 | https://filmemrooz.com/6274 | 279 |
| 17 | باران عشق
نگاهی به پنج موسیقی متن برگزیده از #ناصر_چشمآذر
✍ #حمید_رستمی
۱. ناصر چشمآذر، در سال ۱۳۲۹ در #اردبیل به دنیا آمد و نخستین آموزشهای هنری را زیر نظر پدرش اسماعیل چشمآذر گذرانده است. در کودکی ساز آکاردئون را برگزید و در دوازدهسالگی همراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران شد و در ۱۷سالگی رهبری کنسرت ترتیبدادهشده در سفارت ایران در عراق را بر عهده گرفت. آهنگسازی ترانههای ماندگار زیادی را برای معروفترین خوانندههای پاپ ایران انجام داد. تا اینکه در سال ۱۳۵۷ به مدت پنج سال جهت تکمیل دوره موسیقی جاز و موسیقی فیلم به آمریکا رفت و پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۶۳ با ساخت موسیقی متن تاراج ( #ایرج_قادری ) فعالیت خود را در زمینه موسیقی فیلم آغاز کرد و سریع تبدیل به یکی از پرکارترینهای این زمینه شد و موسیقی متن فیلمهایی چون اجارهنشینها، شیرک، لنگرگاه، طوبی، سفر عشق و… را کار کرد تا اینکه رسید به ساخت موسیقی متن فیلم شاهکار #هامون و به خاطر این اثر نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن جشنواره فیلم فجر شد. موسیقی منحصربهفردی که در انتقال حسوحال سورئالیستی و سرگشتگی #حمید_هامون موفق عمل میکرد و بر اساس تمهایی از یوهان سباستیان باخ ساخته شده بود.
۲. چشمآذر همزمان با هامون، موسیقی متن فیلم ای ایران ( #ناصر_تقوایی ) را ساخت، فیلمی که در ستایش موسیقی و بهخصوص تصنیف بهیادماندنی «ای ایران» بود و کل فیلم مربوط به روند تشکیل گروه سرود مدرسهای در ماسوله، آن هم در بحبوحه انقلاب ۵۷ است که اتفاقات و انگیزههای انقلابیگری را در مختصات کوچکی بازسازی کرد. در این میان بچههای مدرسه که قرار است سرود ملی/ میهنی «ای ایران»، ساخته #روحالله_خالقی بر اساس شعر ماندگار #حسین_گلگلاب را تمرین کنند، اهمیت بالایی دارند. تم کلی حاکم بر فیلم از ملودی این تصنیف گرفته شده و صحنه پایانی که بچههای مدرسه یکصدا این تصنیف را میخوانند نمادی از همبستگی سراسری ایرانیان در زمستان ۵۷ است که صدای زمینهای شورش مردان کوچه و خیابان علیه دیکتاتوری گروهبان مکوندی قرار داده شده و از احساسیترین و برانگیزانندهترین صحنههای سینمایی است.
۳. موسیقی متن سریال قصههای مجید (کیومرث پوراحمد) از روی ملودی معروف «بهار دلنشین» ساخته شده است. «بهار دلنشین» یا «بهار آرزو» یکی از تصنیفهای بهاری و کلاسیک ایرانی است که نخستین بار در اوایل دهه ۱۳۳۰ با آهنگسازی روحالله خالقی و صدای استاد #غلامحسین_بنان اجرا شد و از معدود ترانههای خاطرهانگیز است که هنوز از پس سالیان، توانسته جذابیت خود را در میان مردم حفظ کرده و چشمآذر هم با اتکاء به این پیشزمینه ذهنی، توانسته از ملودی این تصنیف برای تیتراژ اصلی قصههای مجید و همچنین صحنههای حساس سریال استفاده کند و به دلیل بار عاطفی موجود در داستان و موسیقی، همچنین نوستالژیای مستتر در هر دو، و از آنجایی که خود #کیومرث_پوراحمد هم از عاشقان موسیقی سنتی ایران است، توانسته در این سریال بهخوبی از این ویژگی استفاده کرده و موجب برقراری ارتباط هرچه بیشتر مخاطب با سریال باشد.
۴. موفقیت همکاریهای قبلی پوراحمد و چشمآذر باعث شد که این دو در فیلم خواهران غریب هم – که شخصیت اصلی آن یک آهنگساز است – با هم همکاری کنند. داستان این فیلم از روی رمانی نوشته اریش کستنر اقتباس شده بود که البته پوراحمد و چشمآذر تمام تلاش خود را برای ایرانیزه کردن این رمان به کار بستند و جز تم اصلی و خلاصه داستان، شباهت چندانی به منبع اصلی خود وجود ندارد. یکی از بزرگترین تغییرات مربوط به پدر دوقلوها میشد که شغلش را آهنگسازی انتخاب کردند که نقشش را #خسرو_شکیبایی بازی میکرد و به تبع شغلش، در جاهای مختلف فیلم از نوازندگی و خوانندگی بازیگران، بهخصوص خود شکیبایی استفاده شد و یکی از بهیادماندنیترین ترانههای سینمای ایران، «مادر من» در این فیلم با آهنگسازی چشمآذر و صدای شکیبایی خلق شد که تا امروز طراوت و جذابیت خود را حفظ کرده و یکی از محبوبترین ترانههای مربوط به مادران است. موسیقی متن این فیلم در جشنواره فجر نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد و در جشنواره فیلم مالزی جایزه بهترین موسیقی متن جشنواره را به خود اختصاص داد.
۵. فیلم قارچ سمی اولین و آخرین همکاری دو هنرمند اردبیلی یعنی #رسول_ملاقلیپور و ناصر چشمآذر بود که به دلیل رگ و ریشه مشترک و حالوهوای داستان و شخصیتهای فیلم، موسیقی متن آن با پسزمینه و نگاهی به موسیقی آذربایجان خلق شد و در بیستمین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن را برد و در هفتمین دوره جشن خانه سینما نامزد دریافت جایزه بهترین موسیقی متن شد.
کانال: #مقالات_حمید_رستمی🔻
@hamid_rostami_1354 | 1 241 |
| 18 | هفت صبح | چوب معلم | زمزمهای که پرده گوش را پاره میکرد!
https://7sobh.com/content/%da%86%d9%88%d8%a8-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%85/ | 82 |
| 19 | https://filmemrooz.com/6242/ | 371 |
| 20 | برای #منوچهر_نوذری؛ همیشه در اوج
#حمید_رستمی
منوچهر نوذری ستاره بود آن هنگام که هنوز ستاره بودن مُد نبود. او در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه هفتاد بعد از یک دوره محرومیت از فعالیت، با اجرای برنامه «آشنایی با مشاهیر جهان» در برنامه کودک و نوجوان شبکه اول عصرهای جمعه به خانهها میآمد و در حالیکه هنوز برای نسل جدید چندان شناختهشده نبود، کارش را در رادیو و برنامه پرطرفدار «صبح جمعه با شما» و تیپهای جذاب و پرمخاطب «آقای دستودلباز» و «آقای ملون» و تکیه کلامهایی چون «اول و وسط و آخر آدمها خودتی!»، «دارمت!» و… کل برنامه را در دست گرفت صبح جمعهها خواب از چشم خلایق ربود. کمی بعد، اجرای برنامه «مسابقه هفته» او را تبدیل به یک سلبریتی کامل کرد. برنامهای که شاید امروزه کاملاً بدون جذابیتی خاص تلقی شود، در آن دورانِ فقر رسانهای یکباره تبدیل به پربینندهترین برنامه تلویزیون – در آن برهه – شد که درصد بالایی از موفقیتش به اجرای مسلط و بانمک و حاضرجوابیها و سربهسر گذاشتنهای نوذری با شرکتکنندگان برمیگشت، چرا که تا آن زمان اغلب مجریهای تلویزیون خشک و عصا قورتداده مقابل دوربین ظاهر میشدند و متن از قبل نوشتهشده را روخوانی کرده و از قاب تصویر کنار میرفتند. ولی نوذری آن قالب رسمی را شکست و با بداههپردازی و شوخیهای جذاب و بهموقع یک برنامه سنجش معلومات را تبدیل به برنامه مفرحِ آموزشی کرد. یادمان باشد که پیش از او، مسابقه «نامها و نشانهها» در همان باکس آخروقت پنجشنبه شبها با اجرای کاملاً رسمی رضا معینی و صدا و تصویر منحصربهفردش روی آنتن میرفت و علیرغم داشتن مخاطب، هرگز به گرد پای محبوبیت «مسابقه هفته» نرسید. حالا علاقهمندان سینما میتوانستند با کمی فشار به حافظهشان او را با دوبله نقش جک لمون، بهخصوص در دو فیلم آپارتمان و ایرما خوشگله، دو شاهکار مسلم #بیلی_وایلدر به خاطر بیاورند که درصد بالایی از ماندگاری این دو فیلم در ایران به دوبله منوچهر نوذری بازمیگشت که صدایش کاملاً روی چهره جک لمون مینشست و معصومیت و بلاهتش را همزمان به نمایش میگذاشت.
نوذری هرجا رفت نقش اول بود و ستاره. چه در رادیو چه در دوبله و چه در اجرای برنامههای تلویزیونی. هرچند که در سوابق او حتی کارگردانی سینما در پیش از انقلاب هم مشاهده میشود. او به عنوان بازیگر فیلمهایی مانند لاله آتشین (محمود نوذری، ۱۳۴۱)، افق روشن (مهدی امیرقاسمخانی، ۱۳۴۴)، امیرارسلان نامدار، حسین کرد، گوهر شبچراغ و غروب بتپرستان (همه ساخته اسماعیل کوشان، بهترتیب ۱۳۴۵، ۱۳۴۶ و ۱۳۴۷)، میوه گناه (محمود کوشان، ۱۳۴۹)، آسمون بیستاره (حمید مجتهدی، ۱۳۵۰)، و خیالاتی (۱۳۵۲)، و به عنوان کارگردان فیلمهای ایوالله (۱۳۵۰)، خیلی هم ممنون (۱۳۵۱)، خیالاتی و الو من گربه هستم (۱۳۵۶) را در کارنامه داشت.
وی در سالهای آخر عمر در فیلم چند میگیری گریه کنی؟ (شاهد احمدلو، ۱۳۸۴) بازی کرد که دلیل ماندگاریاش به شخص منوچهر نوذری برمیگشت. چون فیلم در مورد برگزاری مراسم تدفین پیرمرد پولداری بود که همه قوم و خویشش به خارج رفته و میخواهد فیلمی از مرگ و خاکسپاری خود گرفته و برایشان بفرستد. نقشی که نوذری بازی میکرد و توأم شدنش با فوت خود او، این قرابت را تشدید میکرد.
کمی پیشتر از فوتش بازی در سریال طنز کوچه اقاقیا ( #رضا_عطاران ، ۱۳۸۲) را تجربه کرد که به نوعی دلجویی عطاران بود از این بازیگر پیشکسوت، زیرا در برنامه «ساعت خوش» شوخیهای زیادی توسط مهران مدیری و خود عطاران با برنامه «مسابقه هفته» و نوع اجرای نوذری صورت گرفته بود و به اعتقاد برخی موجبات دلخوری شدیدش را فراهم آورده بود. نوذری در این سریال در نقش پدر مهربان یک خانواده پرسودا، با فرزندانی که هر یک داستان خاص خودشان را دارند ظاهر شد که از نخستین گامهای سریالسازی عطاران محسوب میشد ولی اتمسفر دلنشینی داشت.
کانال: #مقالات_حمید_رستمی🔻
@hamid_rostami_1354 | 1 103 |
