en
Feedback
مصطفی علوی

مصطفی علوی

Open in Telegram

تماس با من Telegram.me/mostafaalavi کانال اشعار مصطفی علوی

Show more
1 988
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
خاکی که خدای کدخدایش روسی ست شهری که بزرگِ قاریانش طوسی ست جایی که نظامِ سلطه اش موروثی ست لب دوختن و سکوت بی معرفتی ست #مصطفی_علوی @moalavi

بُرید گریه پس از رفتنت امانم را به خون کشید فلک،آب دیدگانم را تو نیستی و جهانم خراب شد،مادر تو نیستی و غمت سوخت استخوانم را چه آتشی ست که این غم به جان من زده است چه آتشی ست که سوزاند دودمانم را جهان چه جای غریبیست بعد رفتنِ تو خراب کرد فلک بر سر آشیانم را چه آرزوی محالی ست،اینکه دیگر بار فروغ روی تو روشن کند جهانم را چقدر صحبت ناگفته ماند در دل من پس از تو با که بگویم غمِ نهانم را #مادر #دلتنگی #مصطفی_علوی @moalavi

هر چه نان کمتر بیاید زیر دندان بیشتر کفر بالا می رود از بامِ ایمان بیشتر ما به حبل الله چنگ انداختیم و پاره شد قطر آن گویا نبود از بند قیطان بیشتر رزق و روزی می رساند در زمانِ وا شدن بند تنبان از خدای حیِّ سبحان،بیشتر معرفت این نیست،سنگ انداختن،وقتی که نیست هیچکس از حاجیان پابندِ شیطان بیشتر بین دین داران ندیدم رسم دینداری و هست در میانِ نامسلمانان،مسلمان بیشتر شیخ ما عِرقِ وطن دارد،از این رو سالهاست می فرستد پول ما را سمت لبنان بیشتر تا کلید خانه ی ملت به دست دزدهاست می رسد از پشت هم هر لحظه بحران بیشتر تارِ مویی حالِ مومن را مشوّش می کند هر کجا مویی پریشان تر،پریشان بیشتر شیخ دائم از خدا می گفت،اما در عمل باعثِ نزدیکیِ ما شد به شیطان بیشتر #مصطفی_علوی @moalavi #سپیده_رشنو

ای بسته به جسم و جان پوتین،جانت ای ساکن انگلیس،فرزندانت برگرد از این طریق کشورداری تا چوب نکرده ایم در تنبانت #مصطفی_علوی @moalavi

📈 فساد از آنچه مسئولین در آینه می‌بینند نزدیک‌تر است! خوشا به حال کسی که همیشه شنگول است حسابِ ارزی او از دلار و یِن، فول اس
📈 فساد از آنچه مسئولین در آینه می‌بینند نزدیک‌تر است! خوشا به حال کسی که همیشه شنگول است حسابِ ارزی او از دلار و یِن، فول است به لطف رابطه در رأس چند پستِ مهم بدون هیچ حضوری، به کار مشغول است اگرچه از دهنش بوی شیر می آید رئیس مرکز اعمالِ غیرمعمول است شبیه جن، همه‌جا هست و غایب از نظراست درست مثل شکر، توی آب محلول است به رغم ثروت چندین هزار میلیونی هنوز دغدغه اش جمع کردن پول است هم از حلاوت ساندیس می شود محظوظ هم اینکه عاشق نوشابه های رِدبول است جواب پرسش ما را نمی دهد، اما دلش خوش‌است به این‌ادعاکه مسئول است! شاعر: #مصطفی_علوی کارتونیست: #منصوره_دهقانی منتشرشده در ماهنامه طنز و کاریکاتور نیمروز شماره‌ی٣۴ 🗞️مجله طنز و کاریکاتور نیمروز @nimroozmag

راه اگر بیراهه شد،ره بَر نمی آید به کار در قفس دنیا بیایی،پر نمی آید به کار بار سنگینیست روی دوش مسئولان ما عقل وقتی نیست در سر، سر نمی آید به کار صفر تا صد را به لطف دست بوسی می روند دانش اندوزی در این کشور نمی آید به کار دزد و صاحب خانه تا وقتی سرِ یک سفره اند قفل و زنجیر و در و پیکر نمی آید به کار ای که در هنگام مداحیت،عوعو می کنی روز محشر عوعو و عرعر نمی آید به کار نیمه ی پایینِ مردان و زنان را حذف کن نیمی از احکام دین،دیگر نمی آید به کار حق اگر در این جهان پامال شد،در آن جهان انتقام حضرتِ داور نمی آید به کار هرچه می خواهد دل تنگت بگو شاعر،ولی خواندنِ یاسین به گوش خر نمی آید به کار #مصطفی_علوی @moalavi

در عرش خدا،حوری و غلمان مستند یعنی همه در روضه ی رضوان مستند از شُربِ شراب نیست سر مستی شان از بوی دهان روزه داران مستند #مصطفی_علوی @moalavi

photo content

بجای این و آن از مردم ایران صیانت کن اگر مردی بیا از سفره ی بی نان صیانت کن اگر خیلی هنر داری و فکر مردمت هستی بیا از گور خوابان توی قبرستان صیانت کن مگر از یاد بردی روزهای رأی گیری را؟ که دائم وعده میدادی،برو از آن صیانت کن درون کاخ سعد آباد جا خوش کرده ای عمری بیا بیرون و از مردم در این بحران صیانت کن تو که در ده نهادِ مختلف مسئولیت داری کمی از نخبه ی بیکار سرگردان صیانت کن تمام مملکت بر شاخ چاه نفت می چرخد بجای روس و چین،از خاک خوزستان صیانت کن طواف کعبه با دستِ پر از خون باطل است ای شیخ برو حاجی خدا را ول کن از شیطان صیانت کن #صیانت #مصطفی_علوی @moalavi

#امروز_اوکراین_فردا_ایران

اصلاحِ مُلک،با سرِ نادان نمی شود قبلا چنین نبود و کماکان نمی شود از بس به این و آن هبه کردند بی حساب این خاک،خاک سابق ایران نمی شود مردم به زور اسلحه دین دار و مؤمنند کشتی نساز نوح،که طوفان نمی شود حاجی شما که شکر خدا سفره ات پر است موشک برای سفره ی ما نان نمی شود فاطی به وعده های مکرر مبند دل این حرفها برای تو تنبان نمی شود چین را به چینِ زلف خداوند بسته اند دیگر خدا حریف خدایان نمی شود باید دروغ گفت و ریا کرد و دزد بود هر کس چنین نبود،مسلمان نمی شود ماندم چرا شکوه وطن از نگاه شیخ همسنگ با بلندیِ جولان نمی شود؟ آه ای وطن چقدر غریبی که غیر اشک بر پرده ی نگاه تو اکران نمی شود #مصطفی_علوی @moalavi

«نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت» همین که پا به کرملین گذاشت،دکتر شد #مصطفی_علوی @moalavi

خسته ایم و از فشار ظلم دم نمی زنیم در قفس نشسته،حرکتی رقم نمی زنیم سر نمی کشیم و بال و پر به هم نمی زنیم ما نصیبمان همیشه ظلم بی حساب بود سفره ای که بود و سهم پابرهنه ها نشد معجری که پول خورد و مایه ی،شفا نشد ملتی که زیر بار ظلم ماند و پا نشد هر چه وعده داد شیخ شهر ما،سراب بود مردی از سرِ فشار زندگی کفن فروخت مادری برای رفع تشنگی بدن فروخت شیخ هم عقب نماند و این وسط وطن فروخت حال و روز ما همیشه اینچنین خراب بود ناودانیِ طلای مرده های عصر سنگ نان به سفره بردن از فروش قرص و گرد و بنگ شهرهای همچنان خراب از زمان جنگ چاره ی تمام مشکلات ما حجاب بود تن فروشیِ زنانِ سرپرستِ خانوار نعره های رود رودِ مادران داغدار نخبه های صف کشیده پشت چوبه های دار کشتن ستاره در نظام شب ثواب بود بی سوادیِ رییس ها و سرپرست ها بی نتیجه ماندن تمامی نشست ها پشتِ پرده ی کثیفِ بُردها،شکست ها ملتی که دائما اسیر اضطراب بود شب رسید و فاتح قلمروِ سپیده شد ردّ خون ما به خاک کوچه ها کشیده شد در جهان صدای ضجه های ما شنیده شد کدخدا ولی درون خانه مستِ خواب بود رفته رفته خنده اتفاق گاه گاه شد روزگارمان شبیه بختمان سیاه شد قبر،سرپناه مردمان بی پناه شد... این تمام داستان ما و انقلاب بود #176 #مصطفی_علوی @moalavi

مملکت امن و امان بود،خرابش کردند اصفهان نصف جهان بود،خرابش کردند ابر،باران سخاوت به زمین می بارید رودِ زاینده روان بود،خرابش کردند باورِ مردم این مملکت از روز معاد خالی از حدس و گمان بود،خرابش کردند پول ما وقفِ فلان کشور همسایه نبود سفره ها خانه ی نان بود،خرابش کردند اهل فتوا غم ما داشت نه دولت،دین هم دور از شکل دکان بود،خرابش کردند با وجود همه ی دلهره های کم و بیش زندگی در جریان بود،خرابش کردند تا مبادا که به لبخند لبی باز شود هرچه را عشق در آن بود،خرابش کردند #وطن #اصفهان #مصطفی_علوی @moalavi

دکان دارانِ دین از کفر و ایمان نان درآوردند و کفرِ خلق را از واژه ی ایمان درآوردند جماعتهای دوزاری،به لطف کرسی مجلس سر از باغات بالا شهر در تهران درآوردند نمی شد پول بیت المال را آسان چپاول کرد حدیث تازه رو کردند و از قرآن درآوردند یکی بالای منبر صورتش چون ماه می تابید ولی از زیر بالا پوش او شیطان درآوردند نباریدند حتی ابرها در طول این چل سال به این اندازه که از چشم ما باران درآوردند زنی موهاش پیدا بود،تا ون خِرکِشش کردند دو ساعت بعد،او را کاملا بی جان درآوردند... نباید بیش از این پا کرد در نعلین بعضی ها که هر کس شاخ شد،از پای او تنبان درآوردند #مصطفی_علوی @moalavi

ای مثل حباب بر سرِ آب سوار دارید یکی یکی یکی می ترکید #مصطفی_علوی

خسته و درمانده،شب می آیم از کاری که نیست مهر می ورزد به من با خنده،دلداری که نیست چشم یاری داشتن از یار،کاری بیخود است خب توقع هم نباید داشت از یاری که نیست صبح تا شب در خیابانهای بعد از انقلاب در پی آزادی ام با شوق سرشاری که نیست پیش چشم اهل حق،حق را به مسلخ می برند چشم یاری دارم از وجدان بیداری که نیست شاه جسمش خاک شد،اما کماکان مشکلات ریشه دارد در همان دوران و درباری که نیست شیخ در اطراف ما دیواری از دشمن کشید دائما در حال برخوردم به دیواری که نیست ای خدا،با اینکه می دانیم و می دانی،ولی الامان،الغوث،خلّصنا من الناری که نیست #مصطفی_علوی @moalavi

ابلاغ زدیم کار را ساده کنند یک کار بزرگِ خارق العاده کنند با نیّت انتقامِ سخت از کرونا روزانه هزار قبر آماده کنند #کرونا #نامسئول #مصطفی_علوی @moalavi

i

درون سینه جای دل،هتل دارد فلان آقا به هر کس میرسد،سودای رِل دارد،فلان آقا به قدرِ نیم جو مخ توی بالا خانه اش هم نیست پُزی بالاتر از کانت و هگل دارد فلان آقا اگرچه هیکلش سرجمع ده شاهی نمی ارزد ولی در جیب شلوارش،اَپل دارد فلان آقا شبیه اژدها دود از دهانش می دهد بیرون بلانسبت دهانش بوی هل دارد فلان آقا تمام دافها را جمع کرده داخل گوشیش در این بازار حقّ آب و گل دارد فلان آقا شنیده اهل عرفان چهره های فلسفی دارند از این رو ریشِ پر پشت و شنل دارد فلان آقا اگرچه شعرهای بند تنبانیش معروف است خودش یک کارگاه مستقل دارد فلان آقا دو نخ مو اینطرف روییده،چندین تار آن ور تر برای بستن موهاش،تل دارد فلان آقا تمام شهر میدانند انسان شریفی نیست خبر دارند جای دل هتل دارد فلان آقا #مصطفی_علوی @moalavi