انسان در جستجوی معنا .عرفان و روانشناسی
Open in Telegram
روانشناسی .عرفان . و مردم شناسی . ادمین مریم طالبی .بیرجند ۰۹۱۵۱۶۱۱۵۲۰.https://chat.whatsapp.com/GPjsm1JkyOj7IsTk19Nmfu maryam. ایتا https://eitaa.com/manvdv اینستاگرام . maryam_mt999
Show more2 073
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+1830 days
Posts Archive
انتشار رتبهبندی جهانی میانگین IQ در سال ۲۰۲۶
ایران در جمع ۵ کشور برتر جهان
نصر: بر اساس تازهترین دادههای منتشرشده از سوی «International IQ Test» در سال ۲۰۲۶، فهرست میانگین ضریب هوشی (IQ) کشورهای جهان اعلام شد که در این میان، ایران جایگاه چهارم جهانی را به خود اختصاص داده است.
به گزارش نصر؛ طبق این گزارش، کشور کره جنوبی با میانگین IQ معادل ۱۰۶.۹۷ در رتبه نخست جهان قرار گرفته و پس از آن چین (۱۰۶.۴۸) و ژاپن (۱۰۶.۳۰) در رتبههای دوم و سوم ایستادهاند.
در این میان، ایران با میانگین IQ برابر با ۱۰۴.۸۰، در جایگاه چهارم جهان قرار گرفته و بالاتر از کشورهایی چون استرالیا و روسیه جای گرفته است.
۲۰ کشور برتر جهان از نظر میانگین IQ در سال ۲۰۲۶:
1. کره جنوبی – 106.97
2. چین – 106.48
3. ژاپن – 106.30
4. ایران – 104.80
5. استرالیا – 104.45
6. روسیه – 103.78
7. سنگاپور – 103.56
8. مغولستان – 102.61
9. نیوزیلند – 102.35
10. ویتنام – 102.26
11. اسپانیا – 102.24
12. قبرس – 102.12
13. کانادا – 102.09
14. بریتانیا – 101.57
15. سریلانکا – 101.22
16. اسلوونی – 101.15
17. بلاروس – 101.05
18. ایالات متحده آمریکا – 101.04
19. آلبانی – 101.00
20. سوئیس – 100.84
همچنین ترکیه با میانگین IQ برابر با ۹۷.۰۰ در رتبه ۶۹ جهان قرار گرفته است.
این رتبهبندی بر پایه دادههای بینالمللی آزمونهای IQ در سال ۲۰۲۶ تهیه شده و تصویری مقایسهای از میانگین ضریب هوشی کشورها ارائه میدهد. حضور ایران در میان پنج کشور برتر جهان، بازتابی از ظرفیتهای علمی، آموزشی و سرمایه انسانی کشور ارزیابی میشود.
https://telegram.me/ughfi
در فرایند تحلیل #یونگی گفته میشود از یه جایی به بعد ما با الگوهای ناهشیار خود مشورت می کنیم.
یعنی خیلی وقتها فکر میکنیم مشکل ما «آدمهای » زندگیمان هستند.
همسر و خانواده اش ، خانواده، همکار، پارتنر ، دوست و…
اما اگر دقیق تر نگاه کنیم، میبینیم در موقعیت های متفاوت، احساسات آشنایی در ما تکرار میشوند مثل احساس نادیده گرفته شدن، طرد شدن، بیارزش شدن، یا کنترل شدن و ...و یا کلا میگیم حالم بده ، بهم میریزم ، نمی دونم چکار کنم و یا فلانی حالمو بد میکنه ، رو اعصابمه و دیگه طاقت ندارم ...
پس مسئله فقط رفتار دیگران نیست.
🧠ذهن ما با مجموعهای از حساسیتها ، جراحت ها و انتظارات وارد هر رابطه میشود.
🌋وقتی اتفاقی در بیرون میافتد، چیزی در درون فعال میشود؛ و ما معمولاً به جای دیدن این فعال شدن، مستقیماً وارد واکنش میشویم.
اینجاست که رابطهها فرو می پاشند ...
.
فرایند درمان این نیست که مقصر پیدا کند.
بلکه اگاهی از الگوهای ناهوشیار و شناخت سایه های انها در روابط هستند
کمک میکند بفهمیم دقیقاً چه چیزی در ما فعال میشود، چرا، و چگونه میتوانیم بین «آنچه احساس میکنم» و «آنچه واقعاً در حال رخ دادن است» فاصلهای سالم ایجاد کنیم.
وقتی این فاصله شکل میگیرد،
انتخاب جای واکنش را میگیرد.
گفتوگو جای جنگ قدرت را میگیرد.
و رابطه از تکرار رنج، به فرصت رشد تبدیل میشود.
اگر احساس میکنید در یک الگوی تکراری گیر کردهاید،
اگر هیجانهایتان گاهی از موقعیت بزرگتر است، با یک مشاور و درمانگر صحبت کن
https://telegram.me/ughfi
این افراد در ازدواج شکست میخورند؛
- افرادی که صرفا برای رفع نیاز جنسی ازدواج میکنند.
- افرادی که هنوز رابطه قبلی رو فراموش نکردن و برای التیام روحشون ازدواج میکنند.
- افرادی که بخاطر آزادی بیشتر و مستقل شدن ازدواج میکنند.
- افرادی که بخاطر لجبازی با خانواده ازدواج میکنند.
https://telegram.me/ughfi
زندگی کردن یعنی انکار اخلاقیات اجتماعی، نفی طریقه ای که زندگی می کنیم - همین زندگیهای کوچک و محقر، همین وجود و اندیشیدنی که ژرفایی ندارد و رضایت خاطر سطحی از آنچه در ذهن انباشته ایم - بله، انکار همۀ اینها، البته نه به عنوان عکس العمل بلکه با دیدن حماقت محض و ماهیت مخرب این شیوه زندگی - زندگی نام دارد. دروغ را دروغ دیدن واقعیت دیدن است.
پس عشق چیست؟ آیا عشق لذت است؟ آیا عشق آرزو است؟ آیا عشق بستگی است، وابستگی است، مالکیت شخصی است که بر او غالب اید و دوستش دارید؟ آیا بیان گفته هایی است چون: «این به من تعلق دارد نه شما، ملک من است نه مال شما، حق جنسی من است نه مال شما». که با آن حسادت، نفرت، خشم و خشونت همراه است؟
از یک سو هم عشق به عشق مقدس و عشقی کفرآمیز، به عنوان جزیی از شرطی شدن های مذهبی، تقسیم شده؛ آیا به اینها عشق میگوییم؟ آیا می توان هم عاشق بود و هم جاه طلب؟ آیا شما میتوانید همسرتان را در عین جاه طلبی دوست داشته باشید؟ او چطور؟ آیا وقتی رقابت و سابقه برای توفیق وجود دارد، عشق هم وجود دارد؟
https://telegram.me/ughfi
کریشنامورتی
اگر دقت کنید، خواهید دید که ذهن، خودش بیشتر افکار را می سازد. آن ها تمام مدت در جریان هستند. فقط به خودتان در زیر دوش دقت کنید، وقتی در حال رانندگی هستید یا هرگاه دست از کار می کشید، می بینید که ذهن، پیوسته فکر می سازد. حتی وقتی کسی در حال گفت وگو با شماست شاید کلمه ها از درون حس هایتان بیایند، اما شما کاملاً به آنها گوش نمیکنید. شما در حال گوش کردن به واکنش ذهنتان به آنچه گفته شده نیز هستید. شما می اندیشید که «من با این موافق نیستم. هرگز به این صورت انجامش نمیدهم.» ذهنتان به جای اینکه این بحث را به گفته های فرد مقابل مربوط کند، آن را کاملاً به شما مربوط کرد.
اگر به آن افکاری که به صورت خودکار ساخته شده اند دقت کنید، خواهید دید که طیف گسترده ای از خنده دار تا ترسناک هستند. با وجود این، آیا هوشمندانه است که تمام مدت این نویز در سرتان باشد؟ اگر به خودتان زحمت توجه کردن به آن را بدهید، متوجه خواهید شد که هوشمندانه نیست.
هر بار که این افکار را تنها نظارهگر باشید ذهن آرامتر می شود و میبینید که بسیاری از افکار صرفاً گذرا هستند و هیچ قدرت واقعی بر زندگی شما ندارند.
با آگاهی و حضور در لحظه، میتوانید زندگی را آزاد و آرام تجربه کنید.
https://telegram.me/ughfi
.
🕷مرگ، انسانها را به هم نزدیک
اما زندگی انها را از هم دور میکند
زندگی ما در مسیری بیپایان و پرشتاب از کسب، رقابت و هویتسازی فردی میگذرد. این مسیر ما را به تدریج از خویشتن جمعیمان دور میسازد. درست مانند سنگری که هر یک از ما در آن پنهان شدهایم و دیوارههای دفاعی خود را میسازیم تا از آسیبپذیری وجود خود حفاظت کنیم. در این خفقان، گاه فراموش میکنیم که انسانها به تنهایی نمیتوانند به کمال برسند، و این که انزوای فردی، گاهی همانند دیواری عظیم میان ما و دیگران میسازد.
مرگ بهعنوان یک ترومای جمعی، گویی زلزلهای در بافت زندگی ما بهوجود میآورد. این تروما، لایههای دفاعی ما را میشکند و به ما اجازه میدهد گام در فضای امنی بگذاریم که در عمق وجودمان نهفته است: خانواده، عشق و پیوندهای ابتدایی. در سایه مرگ، دیگر نشانی از نقابهایی که بر چهره داریم، رنجشهای کهنه و فاصلههای سرد باقی نمیماند. به یاد میآوریم چگونه زمانی در دورهمیهای گرم خانوادگی، صدای خندههایمان چنان بلند بود که دیوارهای تنهایی را فرو میریخت.
در این زمان، گویی روح جمعی خانواده، در برابر سرمای نیستی، به یکدیگر پناه میآورد. این اجبار به نزدیکی، نشان از ترس ما از تنهایی در مواجهه با عدم دارد. به یاد بیاورید، زمانهایی که از دست دادن یک عزیز ما را وادار به تجدید نظر در روابط و گذراندن زمان بیشتر با یکدیگر کرده است؛ چگونه شبنشینیهای طولانی و گفتگوهای عمیق دوباره رنگ و زیبایی به زندگی بخشیدند.
مرگ نمایانگر «حقیقت محض» است که به ما نشان میدهد آنچه تحت عنوان «زندگی روزمره» میشناسیم، ممکن است فریبی بیش نباشد. در این راستا، زندگی ما را به سمت تفرد (Individuation) میکشاند، که غالباً با احساس تنهایی و جدایی همراه است. اما مرگ یادآور این نکته است که ریشههای ما در ارتباط و اتصال به یکدیگر نهفته است. داستانهایی که با دوستانمان میسازیم، یادها و خاطراتی که با خانواده به اشتراک میگذاریم، و عشقهایی که در دل داریم، همه و همه جزیی از این اتصال هستند.
این واقعیت، یک تراژدی زیباست که ما را در آغوش حقیقت تلخ مرگ، به سوی جستجویی عمیق در معنا و گرمای حقیقی وجود با هم میکشاند. در این فرایند، شاید بیاموزیم که زندگی ما به ارزش واقعیاش تنها در کنار یکدیگر معنا مییابد، و ما در درک این حقیقت به هم نزدیکتر میشویم.
منابع:
• [Yalom, I.] Existential Psychotherapy
• [Winnicott, D.W.] Playing and Reality
🕷نمونهی واقعی
در زندگی روزمره، هر یک از ما مانند بازیگرانی در یک نمایش هستیم، که بر صحنهای بزرگ در حال رقابت برای جلب توجه و تعریف هویت فردی خود هستیم. فراموش میکنیم که درون خود، همگی به یکدیگر وابستهایم. اما مرگ، همچون یک میهمان ناخواسته، به ناگاه ظاهر میشود و ما را با واقعیتی تلخ روبهرو میکند.
تصور کنید خانوادهای را که سالها در سایه اختلافات و مشغولیتهای روزمره از هم دور شدهاند. هر یک در دنیای خود غرق شده و با مشغلههای زندگی شخصی، ساعاتی از شبانهروز را به هم میگذرانند، بدون آنکه به عمق روابط خود بیندیشند. اما زمانی که یکی از اعضای خانواده به طور ناگهانی از دنیا میرود، فضایی از سکوت ناخواسته بر فضای خانه حاکم میشود. در این سکوت، همه چیز به احتمال قریب به یقین تغییر میکند.
مرگ آن عزیز، همچون چکشکاری بر دیوارههای سنگی تنهایی، آنها را وادار میکند به یادآوری لحظات شیرین گذشته و اتحادهای از دست رفته. بیاختیار در کنار هم جمع میشوند، خاطرات را مرور میکنند، و در اینجا است که مفهوم نزدیکی و پناه جستن از سرمای نیستی را درمییابند.
https://telegram.me/ughfi
🕷زیگموند فروید در مقالهٔ معروف خود به نام «سوگ و مالیخولیا» که در سال 1917 منتشر شد، به تحلیل و بررسی واکنشهای روانی افراد نسبت به فقدان میپردازد. او سوگ را بهعنوان یک واکنش طبیعی به از دست دادن یک «ابژهٔ عشق» در نظر میگیرد؛ این ابژه میتواند شامل فرد خاص، رابطه، یا حتی آرمانهایی باشد که برای فرد معنی و ارزش دارند.
مفهوم سوگ و مالیخولیا از دیدگاه فروید:
در مراحل اولیه سوگ، فرد به تدریج انرژی روانی (لیبیدو) خود را که به فرد یا چیز از دست رفته متصل بوده، پس میگیرد. این فرایند به فرد اجازه میدهد تا به زندگی عادی خود بازگردد و به انتخابهای جدید بپردازد.
هنگامی که فرایند سوگ مختل میشود و فرد نمیتواند انرژی روانی خود را به طور مؤثر بازیابی کند، ممکن است دچار مالیخولیا شود. این حالت به افسردگی عمیق و احساس سرزنش خود منجر میشود. فرد در این وضعیت احساس میکند که ارزش خود را از دست داده و دنیای او خالی است.
در سوگ: دنیای فرد تهی و خالی به نظر میرسد، اما هنوز امید و امکان بازگشت به زندگی عادی وجود دارد. در مالیخولیا: فرد نه تنها دنیای بیرونی را خالی میبیند، بلکه احساس میکند که خود او نیز بیارزش و تهی است.
https://telegram.me/ughfi
گاهی شما در حال انجام یک کار عادی هستید؛ مثلاً ظرف شستن ، پیاده روی ، حتی مدیتیشن ، و ...
اما ناگهان ضربان قلب بالا میرود، نفس کوتاه میشود و بدن وارد حالت هشدار میشود؛ گویی خطری جدی در حال وقوع است.
در حالیکه خطری بیرونی وجود ندارد.
این تفاوت ترس و اضطراب است:
ترس واکنش به خطر واقعی و حاضر است.
اضطراب واکنش به خطری پیشبینیشده یا درونی است که بدن آن را واقعی تلقی میکند.
در نگاه تحلیلیِ #یونگ آنچه در روان نادیده گرفته میشود، از بین نمیرود؛ بلکه به شکل نشانههای بدنی یا اضطراب بازمیگردد. که همان سایه ها هستند
اضطراب اغلب زبان بخشی از ما هست که هنوز شنیده نشده است.
https://telegram.me/ughfi
در دیدار بین مرد و زن اگر عقده مادر به فضای این دیدار رنگ داده باشد شاهد مرگ برخی از ظرفیتهای لطیف و زیبا خواهیم بود. در دیدار بین دو نفر، تنها چند لحظه برای عقده مادر بس است تا یک امکان درخشان را به سکوتی زشت تبدیل کند. در چنین وضعیتی هر یک از طرفین در جستجوی راهی پذیرفتنی برای پایان دادن به این دیدار پرتنش است آنچه میتوانست به تجلی شادمانه این دو شخصیت بیانجامد، میتواند با عقده ،مادر در یک چشم برهم زدن، بی اثر شود. دکتر یونگ میگفت یک ناخودآگاه آلوده، میتواند مانند یک توده مه سمی میان دو نفر یا میان یک جمع وجود داشته باشد؛ در چنین
شرایطی تمامی خلاقیت به ناگهان میخشکد.
https://telegram.me/ughfi
خطرناکترین نشانهی روانی نه وحشت است نه خشم نه حتی اندوه.
بلکه آرامش غیرطبیعی است آن لحظهای که دیگر انسان آنچه باید احساس کند را حس نمیکند.
https://telegram.me/ughfi
#کارل_گوستاو_يونگ
#سایه
در فرایند تحلیل #یونگی گفته میشود از یه جایی به بعد ما با الگوهای ناهشیار خود مشورت می کنیم.
یعنی خیلی وقتها فکر میکنیم مشکل ما «آدمهای » زندگیمان هستند.
همسر و خانواده اش ، خانواده، همکار، پارتنر ، دوست و…
اما اگر دقیق تر نگاه کنیم، میبینیم در موقعیت های متفاوت، احساسات آشنایی در ما تکرار میشوند مثل احساس نادیده گرفته شدن، طرد شدن، بیارزش شدن، یا کنترل شدن و ...و یا کلا میگیم حالم بده ، بهم میریزم ، نمی دونم چکار کنم و یا فلانی حالمو بد میکنه ، رو اعصابمه و دیگه طاقت ندارم ...
پس مسئله فقط رفتار دیگران نیست.
🧠ذهن ما با مجموعهای از حساسیتها ، جراحت ها و انتظارات وارد هر رابطه میشود.
🌋وقتی اتفاقی در بیرون میافتد، چیزی در درون فعال میشود؛ و ما معمولاً به جای دیدن این فعال شدن، مستقیماً وارد واکنش میشویم.
اینجاست که رابطهها فرو می پاشند ...
.
فرایند درمان این نیست که مقصر پیدا کند.
بلکه اگاهی از الگوهای ناهوشیار و شناخت سایه های انها در روابط هستند
کمک میکند بفهمیم دقیقاً چه چیزی در ما فعال میشود، چرا، و چگونه میتوانیم بین «آنچه احساس میکنم» و «آنچه واقعاً در حال رخ دادن است» فاصلهای سالم ایجاد کنیم.
وقتی این فاصله شکل میگیرد،
انتخاب جای واکنش را میگیرد.
گفتوگو جای جنگ قدرت را میگیرد.
و رابطه از تکرار رنج، به فرصت رشد تبدیل میشود.
اگر احساس میکنید در یک الگوی تکراری گیر کردهاید،
اگر هیجانهایتان گاهی از موقعیت بزرگتر است، با یک مشاور و درمانگر صحبت کن
https://telegram.me/ughfi
تو اینجا هستی 🌱💫
ملکوت؛ جایی که رنج و شفقت به هم گره میخورند✨
✨ملکوت خداوند جایی نیست که در آن هیچ رنجی وجود نداشته باشد.
برعکس، هر جا ذهنآگاهی و شفقت حضور داشته باشد، همانجا ملکوت است حتی در دل درد.
بودا، یونگ و اگزیستانسیالیستها همگی بر این نکته توافق دارند:
🪷 بدون رنج، آگاهی و عشق امکانپذیر نمیشود.
رنج، بخش تاریکی از روان ماست که ترجیح میدهیم نبینیم
اما همان سایه و تاریکی هاست که منبع رشد، خلاقیت و آگاهی میشود.
فرار از رنج = فرار از ملاقات با سایه.
مواجهه با رنج = ورود به فرآیند «فردیت» و شکلگیری شفقت.
📌عقدهها از تجربههای حلنشده ساخته میشوند.
بدون لمس این دردها، عقدهها فعال میمانند و رفتار ما را درگیر میکنند.
رنج، نقطهی ورود ما به «باز کردن» این گره هاست.
👩💻کییرکگور، هایدگر و یالوم میگویند:
انسان در مواجهه با اضطراب، مرگ، تنهایی و رنج است که به اصالت میرسد.
بهشتِ بدون رنج = زندگیِ بدون عمق.
وقتی با رنج روبهرو میشویم، «ادراک» و «شفقت» در ما شکل میگیرد.
بدون ادراک، عشق واقعی نمیتواند زاده شود.
👈پس جهانی بدون رنج یک «فانتزی» است؛
فانتزیای که بیشتر به ما آسیب میزند تا کمک کند.
https://telegram.me/ughfi
#اوبونتو_چیست
یکی از پژوهشگران حوضه ی مردمشناسی، که برای تحقیق به آفریقا سفرکرده بود، روزی در یکی از قبایل به تعدادی از بچههای بومی، یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به سبد برسد، آن میوههای خوشمزه را برنده میشود.
هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچهها دستان یکدیگر را گرفتند و باهم دویدند و در کنار درخت خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
پژوهشگر که از رفتار بزرگ منشانهی بچهها هاج و واج بود، علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: درحالی که یک نفر از شما میتوانست به تنهایی همه میوهها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند:*اوبونتو*
به این معنا که: "چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحتند"؟
کاش یک روز همه ما آدمها اینطوری باشیم.
*اوبونتو* در فرهنگ *ژوسا* به اين معناست:
*من هستم، چون ما هستيم*
خوبى را براى همه بخواهيد تا اثرش به خودتان برگردد ،
در دنيا همه چيز مثل يك پژواك عمل میکند.
https://telegram.me/ughfi
باهم باشیم .
برای ترک عادات بد، بهویژه عادات طمعکارانه، مقدار قابلتوجهی انضباط فردی لازم است. اما از بین تمام اعتیادهای دنیا، کنترل جاه طلبی سختترین آنهاست، زیرا برخلاف اعتیاد به نوشیدن، جامعه به آن پاداش میدهد. ما به افراد موفق توجه میکنيم. از آنها نمیپرسیم که چه میکنند یا چرا این کار را انجام میدهند، فقط میپرسیم که چگونه این کار را انجام میدهند. بهراحتی نادیده میگیریم که آنها رضایت چندانی از دستاوردهایشان ندارند، بیشترشان بدبختاند و آن قدر مستأًصلاند که دوست دارند همه ی اطرافیانشان را هم بدبخت کنند.
https://telegram.me/ughfi
#سرنوشت_سازhttps://telegram.me/ughfi
#رایان_هالیدی
#بیتا_مظاهری
#صفحه۱۷۹
برخی از ما هرگز زندگی نمیکنیم،
بلکه همیشه در انتظار زندگی هستیم.
ما بجای اینکه همین امروز خوشحال باشیم، به امید یک آینده خوب و خوش نشسته ایم و به همین خاطر امروزمان را از دست می دهیم.
ما وقت بیشتر میخواهیم، پول بیشتر می.خواهیم،
شغل بهتر میخواهیم، بازنشستگی میخواهیم،
مسافرت و تعطیلات میخواهیم
و امروز برای همین از دست خواهد رفت
و ما به این مسئله اصلا توجهی نمیکنیم.
مهم نیست در آینده چه چیزی پیش میآید.
اگر امروز میتوانی غذا بخوری ، از نور خورشید تابان لذت ببری و با دوستانت بگویی و بخندی پس خدا را شکر کن و از امروزت لذت ببر.
به خاطرات بد گذشته نگاه نکن
و نگران آینده نباش .
تو فقط در این لحظه، از زنده بودن خود مطمئنی، پس این شانس بزرگ را از دست نده و قدر آن را بدان...
https://telegram.me/ughfi
هیچ موجودی بیعلت وارد هستی نمیشود. امکانِ وجود هر چیز، خود نشانهی پذیرفتهشدن در رحمت الهی است. رحمت پیش از خواستن و عملکردن، و متناسب با ظرفیت هر موجود جاری میشود. بنابراین آنچه هرکس تجربه میکند، بیرون از رحمت نیست؛ بلکه صورت خاص همان رحمت است که با استعداد و ظرف وجودی او هماهنگ شده است.
https://telegram.me/ughfi
مرحله سوم: لمس نور پنهان
وقتی درد را دیدی، و تاریکی را شناختی، نوری کوچک درونت بیدار میشود. نوری که همیشه آنجا بوده، اما صدایش را نمیشنیدی.
این نور همان توانایی شفاست، توانایی مهرورزی به خویشتن.
در این مرحله، انسان آهسته میآموزد خودش را نه قضاوت، بلکه درک کند.
تمرین درونی:
به تصویری از کودکیات نگاه کن. به چشمانش. بگو: «میفهممت. دیگه تنها نیستی.»
هر بار خشم گرفتی یا غمگین شدی، اول به دل خودت پناه ببر، نه بیرون.
https://telegram.me/ughfi
#یونگ میگوید:
◽️سایهی ما آن کسی است که ترجیح میدهیم مانند او نباشیم.
میتوانیم سایه را در یکی از اعضای خانوادهمان مشاهده کنیم که بیشتر دربارهی او قضاوت میکنیم، در مقامات دولتی که رفتارشان را محکوم می کنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان میدهیم.
◽️اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایهی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکنندهی دیگران و خودمان است، یکه میخوریم و به این حقیقت هوشیار میشویم که؛
"هر چیزی که سعی داریم از افراد مورد علاقه مان پنهان کنیم و همهی آن چیزهایی که نمیخواهیم دیگران دربارهی ما بدانند، سایهی ماست."
https://telegram.me/ughfi
#دبی_فورد
📚راز سایه
وقتی ذهنت را چنان تنظیم کردی
که کاری انجام دهد ،
می توانی انجامش دهی.
خدا حاصل جمع مجموع همه چیز است
و تصویر او در درون توست.
او می تواند همه کار بکند ،
و تو نیز اگر که بیاموزی خودت را
با ذات جاودانه او هویت دهی...
https://telegram.me/ughfi
#پاراماهانسا_یوگاناندا
تو اینجا نیامده ای که گم شوی
آمده ای تا به یاد بیاوری.
هر آنچه اکنون در زندگی ات جریان دارد
بخشی از طرحی بزرگتر است
که روحت پیش از تولد انتخاب کرده.
وقتی مسیر تاریک میشود ،
یعنی در آستانه ی بیداری هستی.
به ترسها گوش نده ؛
آنها نگهبانان دروازه ی آگاهیاند.
اعتماد کن…
تو دقیقاً در زمان درست
در جای درست ،
و با تواناییهایی بسیار فراتر
از آنچه فکر می کنی ،
قرار گرفته ای.
#دولارس_کانن
https://telegram.me/ughfi
