|•حَرفآی مَنطقی•|
Open in Telegram
311
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
امیدوارم یه روزی اونقدر صبور بشم که به همهی آدمها بابت تمام رفتارهایی که دارند حق بدم. اونقدر صبور باشم که دیگه از خودم علت رفتار آدمهارو نپرسم و دائم توی سرم پر از سوال و چرا نباشه.
من یه روح ابدیم که تورو سمت خودم میکشم ولی بهت هشدار میدم که اگه روح آلوده من رو لمس کنی، تا ابد شرارت من رو با خودت به دوش میکشی!
یادآوری به خودم: تا زمانی که ذوق یک چیزی رو داری ازش لذت ببر و بهش بپرداز؛ خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو بکنی قراره ذوقت تموم بشه
برای فردات آرزو میکنم:
بدون خوابآلودگی از خواب بیدار شی،
قهوهی صبحت مزهی بهشت بده،
آدمی که دوسش داری باهات تماس بگیره، خبری که خیلی وقته منتظرشیرو بالاخره بشنوی، غذای موردعلاقتو بخوری، لباسی که خیلی وقته نمیدونستی کجاست پیدا کنی،
اتفاقی بیفته که حس کنی از خوشی قلبت داره از جا کنده میشه، یکی اون موزیکی که دوسش داری رو واست بفرسته و کل روز عمیق بخندی.
مدت ها ازش گذشته ها اما نگذشته!
به این جمله که رسیدم ، کتابو بستم!
چقدر از این جمله وحشت داشتم! اینکه برای فراموشیِ حسی، عمرت رو بزاری و در آخر وقتی یادش بیوفتی مثل روز اول برات تر و تازه باشه!
فرقی نمیکنه اون حس تنفر یا عشق باشه!
مهم ضربه ای که از اون حس خوردی. و تو بعد از اون اتفاق دیگه آدم قبل نشدی!
میدونی هیچ آدمی توی زندگیت موندگار نیست و همه یه روزی با پای خودشون یا به وسیله مرگ تورو تنها میزارن
اما چیزی که از اون آدم ها به جا میمونه ، حسیه که در قلب تو به یادگار گذاشتن.
با تداعی اسم اون شخص، تنها چیزی که زنده میشه حس تنفر یا علاقه ایه که در قلب تو کاشته .
شاید به همین دلیله که میگن آدم هارو موقع خداحافظی بشناسین! چون میدونن دیگه قرار نیست شمارو ببین پس خود واقعیشونو نشون میدن!
حواست به خودت باشه، تو جز خودت هیچکسو نداری که باید هرجوری شده ازش مراقبت کنی.
