|•حَرفآی مَنطقی•|
Open in Telegram
311
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
کمکم یاد میگیری باید باغ خودت رو پرورش بدی، به جای اینکه منتظر باشی کسی برات گل بیاره
میبینی که...دیگه هیچی برام مهم نیست...تو هم برو...
باتوام...
میگم با توام...
یه لحظه صبر کن دارم بات حرف میزنم!
من همیشه سعی کردم به آدمایی که میان تو زندگیم خوبی کنم و اونا هم همیشه سعی کردن بهم بفهمونن که دنیا پُر از آدمهای بیلیاقته
یه واقعیتی وجود داره اونم اینه تمام لحظاتی که داره تورو غمگین میکنه، مشغول شاد کردن یه نفر دیگهست.
میدونم خیلی غمانگیزه اما باید پذیرفت و باهاش کنار اومد.
یه دردایی هستن به اسم نمیدونم، این دکترای احمق فکر میکنن مشکلت افسردگیه یا سادیسم شدید و اسکیزوفرنی یا حتی مازوخیسم، ولی تو مشکلت فقط نمیدونمه. نمیدونما عجیب مزهی زهرماری دارن، یه چیزی تو مایههای خوردن بستنی وانیلی یخزده با دهن پر خون و سردرد میگرنی، اونم وقتیکه قشنگ حس میکنی یکی با متهبرقی رو مخت سمفونی خلق میکنه دقیقا همینقدر زجردهنده، دقیقا همینقدر نمیدونم!
