en
Feedback
|•حَرفآی مَنطقی•|

|•حَرفآی مَنطقی•|

Open in Telegram

•|سَختِع دَرک حرفآمون چون ع مَنطق میگیم|• [96/7/2]

Show more
311
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
زیادی بساز بودن مخربه.

وقتی خدا رنگ واقعی آدم‌ها رو بهت نشون داد، سعی نکن دوباره رنگ آمیزیشون کنی.

تو اینطوری فکر کن که همه قراره ناامیدت کنن، اینجوری دردش کمتر میشه.

آخر سر ميفهمی که اصلا لازم نبوده چيزی رو دو دستی بچسبی!

قلب من انقدر شکسته که دیگه همه جا بدون احتیاط حملش میکنم

هنوز نفهمیدم چرا دلمو شکستی، آدم مگه خونه خودشو خراب میکنه؟

بعضی وقتا همه‌چیز از دور قشنگه، نزدیک که میشی کور میشی.

خوش|بختی که توراه موند|

کم‌کم یاد میگیری باید باغ خودت رو پرورش بدی، به جای اینکه منتظر باشی کسی برات گل بیاره

‌دهنت قرصه، من سردرد دارم!

میبینی که...دیگه هیچی برام مهم نیست...تو هم برو... باتوام... میگم با توام... یه لحظه صبر کن دارم بات حرف میزنم!

از یه جایی به بعد دیگه یا هیچی یا بهترینش.

من همیشه سعی کردم به آدمایی که میان تو زندگیم خوبی کنم و اونا هم همیشه سعی کردن بهم بفهمونن که دنیا پُر از آدم‌های بی‌لیاقته

‌کیفم کوکه و ساعت 25 زنگ میزنه.

یه واقعیتی وجود داره اونم اینه تمام لحظاتی که داره تورو غمگین می‌کنه، مشغول شاد کردن یه نفر دیگه‌ست. می‌دونم خیلی غم‌انگیزه اما باید پذیرفت و باهاش کنار اومد.

هنوزم لب تر کنی من پیدام میشه.

یعنی چی که چرا باهام بد حرف میزنی، مگه نمی‌بینی گرمه؟!

‌ ‏یه دردایی هستن به اسم نمیدونم، این دکترای احمق فکر می‌کنن مشکلت افسردگیه یا سادیسم شدید و اسکیزوفرنی یا حتی مازوخیسم، ولی تو مشکلت فقط نمیدونمه. نمیدونما عجیب مزه‌ی زهرماری دارن، یه چیزی تو مایه‌های خوردن بستنی وانیلی یخ‌زده با دهن پر خون و سردرد میگرنی، اونم وقتی‌که قشنگ حس می‌کنی یکی با مته‌برقی رو مخت سمفونی خلق می‌کنه دقیقا همین‌قدر زجردهنده، دقیقا همین‌قدر نمی‌دونم!

‌زانوی غمم، بغلم کن

‌پوست کلفتم اما سرطان دلِ نازک دارم