en
Feedback
|•حَرفآی مَنطقی•|

|•حَرفآی مَنطقی•|

Open in Telegram

•|سَختِع دَرک حرفآمون چون ع مَنطق میگیم|• [96/7/2]

Show more
311
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-730 days
Posts Archive
‌امید‌ رهایی‌ نیست، وقتی‌ همه‌ دیواریم.

من از تو میمُردم، اما تو زندگانیِ من بودی.

من بودم بالابرتون ، میزارم حالا درتون

اگه تو 'همینیه که هست'، منم همونیه که بود!

‌فقط در یه صورت همه چی "درست" میشه...اونم این که واژه "درست" رو از لغت نامه حذف کنن!

خودتو باهیچکس مقایسه نکن خورشید و ماه رو هم باهم مقایسه نمیکنن، هرکدوم به وقتش میدرخشن.

اعتماد به آدما آخرین رسوایی انسان به خودش

هروقت نترسیدی اون موقع باید ترسید

‌ ‌‌ کرگدنم اما دلی نازک دارم؛ درختم اما تنگی نفس دارم، اسیرم‌ اما در بند نیستم؛ رنج میکشم اما نقاش نیستم، مچاله میشوم اما کاغذ نیستم؛ شکسته میشوم اما بغض نیستم، لگدمال میشوم اما پیاده‌رو نیستم؛ افسوس میخورم اما گرسنه نیستم، به ساز دنیا میرقصم اما رقاص نیستم.

چند شبی هست بیداری خوابمو دزدیده

‏«ادب» خوشگل‌ ترین، کاریزماتیک‌ ترین و یونیک‌ ترین ویژگی یه انسانه.

تابستون شبیه میوه‌ایه که از ظاهرش فکر میکنی شیرینه ولی وقتی گاز میزنی گس و نرسیده از آب در میاد؛ دقیقا مثل بعضی از آدم‌ها.

بردنی نبودی از قصد باختمت.

‌کاش غریبه بودی، آدم از غریبه نمی‌رنجه.

‌منم آدمم ممکنه حوایی شم!

رسیدن به بی‌خیالی، بعد از یه مدت طولانی که تموم ذهنت درگیرش بوده، حس بی‌نظیریه.

بعضی از آدم‌ها رو هم باید برداشت گذاشت تو شیشه مربا و درش رو محکم بست. بعد هم باید اون شیشه رو گذاشت تو بالاترین قفسه‌ی انباری؛ که نتونن برن بیرون، که پیدا نشن، که نتونن آسیب بزنن. بعضی از آدم‌ها رو باید تو یه شیشه‌ی مربا زندانی کرد چون دنیا براشون زیادی بزرگه.

‌ توی زندگیم همیشه عشق برای من اینجور تعریف شد که مثلا اون دلش آب خنک میخواست...من لیوانو چند میلیون بار باد میزدم که آبش خنک شه...بعد میدیدم یهو یه نفر درو باز کرد با یخ اومد تو...!

یکی تموم آرزوهای من رو خراب کرده و تبر رو گذاشته روی شونه من!

یکی از بازی‌های زندگی هم اینه که بعضی وقتا همه چی خوبه ولی رو به راه نیست!