en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

AmirAslani

AmirAslani

Open in Telegram

هدف این کانال ارائه مطالب و اطلاع رسانی به دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد تهران جنوب است. آدرس ایمیل: amiraslani.k@gmail.com آیدی تلگرام:kouramina@

Show more
841
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
۷ آبان، یادآور نام کوروش بزرگ، پادشاهی است که نامش با آزادگی، مدارا و احترام به باورهای ملت‌ها در تاریخ گره خورده است. منشور
۷ آبان، یادآور نام کوروش بزرگ، پادشاهی است که نامش با آزادگی، مدارا و احترام به باورهای ملت‌ها در تاریخ گره خورده است. منشور منسوب به او، از نمادهای تاریخی گفت‌وگو درباره آزادی و حقوق انسان‌ها است؛ میراثی که امروز نیز ما را به پاسداشت کرامت انسانی، احترام به تفاوت‌ها و همزیستی مسالمت‌آمیز فرامی‌خواند. بزرگداشت کوروش، تنها یادآور شکوه گذشته نیست؛ دعوتی است به ساختن آینده‌ای که در آن آزادی، عدالت و حرمت انسان‌ها ارزش‌هایی همگانی باشند. ۷ آبان، روز کوروش بزرگ، با یاد ایران و آرمان‌های والای انسانی گرامی باد. 🌿

📕قابل توجه دوستداران کتاب/ مراسم رونمایی/جمعه ۸ آبان/۱۸-۱۶
📕قابل توجه دوستداران کتاب/ مراسم رونمایی/جمعه ۸ آبان/۱۸-۱۶

💯فایده ریاضیات!
💯فایده ریاضیات!

❗️کارت دانشجویی...

🚀خاطره: اعتراض به نمره
همیشه در آخر ترم دانشجویانی بودند که به سختی امتحان اعتراض داشتند. البته خود من هم به ویژه در سال‌های دورتر امتحاناتم را دشوار می‌گرفتم ولی در نمره دادن پارامتر دشواری امتحان را در نظر می‌گرفتم و دست بازتر نمره می‌دادم، چون فکر می‌کردم که اگر امتحان را آسان بگیرم و دانشجو خوب ننوشته‌باشد ، بهانه‌ای برای ارفاق بیشتر ندارم. یک بار ولی قضیه برعکس شد. دانشجویی به من مراجعه و اعتراض کرد که امتحانت خیلی آسان بود! البته لحنش اعتراض‌آمیز بود و من باب تشکر این را نمی‌گفت. معمولأ دانشجویانی که خوب درس می‌خوانند خود را همچون یک مسابقه ورزشی در رقابت می‌بینند و دلشان می‌خواهد که از بقیه جلوتر باشند. خود من هم در دوران دانشجویی این گونه بودم. البته در آن روزگار(که مربوط به اوایل انقلاب و دوران جنگ ایران و عراق است)، تقریبا کار دیگری غیر از درس خواندن وجود نداشت. نه اینترنتی بود. نه تلویزیون برنامه تفریحی مناسبی داشت و نه خیلی از چیزهایی که امروزه برای جوانان عادی است موجود بود. در نتیجه درس خواندن را به یکی از تفریح‌های خود تبدیل کردم! یکی از نتایج این تفریح حس رقابتی بود که در آخر ترم از مقایسه نمرات خود با بقیه داشتیم. به یاد دارم که در ترم اول کارشناسی تنها یک دختر همکلاس ما بود و بقیه پسر بودیم. در نتیجه به اقتضای سن حواسمان به او بود. البته فکر بد نکنید! منظورم از نظر درسی است. او دختری ریزنقش بود که به قولی شاید ۴۰ کیلو هم نبود! وقتی در آخر آن ترم ،نمرات را در تابلو اعلانات گذاشتند ، دیدم که در همه دروس نمره او از من بالاتر است ، خوب کمی ناراحت شدم ولی وقتی دیدم که در کارگاه جوشکاری و ورقکاری که من نمره متوسطی گرفته بودم او ۲۰-۱۹ گرفته بود دادم به هوا رفت که" بابا این که جونی نداشت که کارهای کارگاهی را انجام بده" و در نتیجه مثل همه پسرها معتقد شدم که استادها هوای دخترها را بیشتر دارند! البته از شانس ما، همین یک دختر هم بعد از ۳-۲ ترم تغییر رشته داد و به رشته برق که دانشجویان دختر بیشتری داشت منتقل شد و در نتیجه یکی از اهداف رقابتی من کاسته شد. این را هم بگویم که در ترم‌های اول کارشناسی نمرات من متوسط بود ولی از یک ترمی به بعد من جهش قابل ملاحظه‌ای در نمرات خود داشتم که علت آن سوای درس خواندن به موارد دیگری هم بر می‌گشت. مثلا ورقه خود را همیشه مرتب و خوش خط می‌نوشتم. ورقه بدخط و نامرتب همیشه برای استاد دافعه دارد و ممکن است استاد نتواند یا حوصله نکند که آن را به دقت بخواند و در نتیجه ممکن است حق دانشجو زائل شود. همچنین اگر پا می‌داد در حل مسائل ابتکاراتی به خرج می‌دادم تا باعث شوم استاد با دید مثبتی به بقیه مسائل من توجه کند(در مورد دانشجویان خودم هم بارها با چنین اشخاصی برخورد داشتم). برگردیم به بحث اعتراض به نمره دانشجوی مذکور که از امتحان من نمره ۲۰ گرفته بود(فکر کنم درس توربین گاز و موتور جت بود) . ایشان به من می‌گفت که امتحانت زیادی آسان بوده. پرسیدم چرا؟ گفت من یک ترم درس شما را خواندم تا ۲۰ شدم ولی فلان دانشجو که دم امتحان اشکالاتش را از من پرسیده‌بود هم ۱۸ شده؛ این یعنی امتحان شما خیلی آسان بوده! برایش لیست نمرات را نشان دادم و گفتم ببین! چند نفر از بچه‌ها از این درس افتاده‌اند بنابراین چندان هم آسان نبوده. به نظر می‌رسد آن رفیق شما به جز سوالاتی که از شما پرسیده از جاهای دیگری هم کمک گرفته که نمره‌اش خوب شده و ربطی به سادگی امتحان نداشته.

🚗ماشین ایلان ماسک در ترافیک تهران( خلاصه این که ایرانی‌ها هم از آینده جا نمی‌مانند!)

رسماً وارد آینده شدیم!
کسی که امروز پشت فرمان خودرو جدید تسلا پرنده نشسته و آن رانندگی کرده،ربات اپتیموس ایلان ماسک بوده!
@Akhbar_montakhab

توضیح: خودروی رودستر (Roadster) نوعی خودروی سواری اسپرت است که به‌طور سنتی دارای دو صندلی، سقف باز یا جمع‌شونده و طراحی با تأکید بر رانندگی اسپرت است.

+1
🛸تسلا از نسل جدید رودستر رونمایی کرد؛ خودرویی با قابلیت پرواز و شتاب صفر تا ۱۰۰ در کمتر از ۰.۶ ثانیه
تسلا از نسل جدید رودستر رونمایی کرد؛ خودرویی با پیشرانه‌های گاز سرد ساخت اسپیس‌ایکس که به گفته این شرکت، قابلیت پرواز محدود و حرکت وارونه دارد. نسخه پرچم‌دار این خودرو شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت را در کمتر از ۰.۶ ثانیه ثبت می‌کند و به حداکثر سرعت بیش از ۳۷۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد. برد حرکتی آن نیز بیش از ۴۸۰ کیلومتر اعلام شده است. تولید این خودرو برای سال ۲۰۲۸ برنامه‌ریزی شده، اما قیمت نهایی آن هنوز مشخص نیست
.

📊خاطره: چی فکر می‌کردم چی شد؟
من همیشه حساب و کتابم دقیق است. مثلا ًخیلی از دوستان وقتی فیش حقوقی خود را می‌گیرند زیاد به جزییات آن توجه نمی‌کنند ولی من همیشه دقت می‌کنم که چیزی از قلم نیفتاده و خدای نکرده چیزی بی‌خودی کسر نشود. البته اگر برعکس چیزی را اضافه بدهند طبعا خوشحال می‌شوم ولی خیلی این اتفاق نمی‌افتد. ضمن این که اگر هم چیزی اضافه بدهند بعدا در حسابرسی‌ها معلوم می‌شود و آن را پس می‌گیرند. مثلا در همین شرکتی که این روزها در آن کار می‌کنم، در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و تیر دیدم که حقوق پرداختی خیلی بیشتر از مبلغ مورد انتظار است(شاید ۵۰ تا ۸۰ درصد بیشتر!) ولی چون مخارج خیلی بالا رفته فکر کردم شاید شرکت هم حق‌الزحمه‌ها را زیاد کرده!! خودم هم می‌دانستم که بعید است ولی پیش خود گفتم که حداقل این اضافه پرداختی مثل وام بدون بهره است؛ هر موقع که فهمیدند خودشان کسر می‌کنند. ولی همچنان در ته دل خود امیدوار بودم که این روند ادامه داشته باشد. در نتیجه بدون این که بخشی از آن را پس انداز کنم(چقدر هم که این روزها می‌شود پس‌انداز کرد!) همه را خرج کردم. خلاصه سرتان را درد نیاورم، الان دو ماه است که از شرکت حقوق نمی‌گیرم!!! چون در حسابرسی فصلی متوجه شدند و مبلغ اضافی آنقدر بود که با دو ماه حقوق مرداد و شهریور جبران شد! البته من ته دل خود به این هم راضیم. چون در ماه‌هایی که اضافه می‌دادند حسابی لُردی زندگی کردم! البته خاطره اصلی مربوط به دوران دانشگاه است که یک بار از ساختمان ایرانشهر زنگ زدند که در چند ماه پیش پولی را به من اضافه داده‌اند و گفتند که باید این مقدار از حقوقت کم شود و تاکید کردند که پنجشنبه به آنجا بروم تا موضوع بررسی شود. با توجه به این که چنین چیزی را بعید می‌دانستم خیلی ناراحت و عصبانی شدم. در آن ایام پنجشنبه ها دانشگاه برقرار بود و ما در محل دانشکده فنی و مهندسی،جلسه گروه داشتیم. پس از اتمام جلسه بلافاصله با ماشین خودم به سمت ایرانشهر حرکت کردم. در حالی که همچنان از این موضوع عصبانی بودم در بین راه دائم در ذهن خود با مسئول مربوطه بگومگو می‌کردم و سوال و جواب‌های احتمالی را مرور می‌کردم که اگر طرف فلان حرف را گفت من فلان جواب را می‌دهم و ... همینطور در تخیلات خود از خجالت او در می‌آمدم! وقتی وارد دفتر مسئول شده و کنارش نشستم خیلی سریع گفت که بعله، پس از بررسی که کردیم، معلوم شد به جای فلان مقدار که به شما گفته بودم باید کسر شود، به خاطر طلبی که شما از بابت یک مورد دیگر داشتید ما آن بدهکاری را تسویه کردیم و دیگر نه تنها چیزی از حقوقتان کسر نمی‌شود ، چون مبلغ طلب شما خیلی بیشتر از بدهیتان بود، یک چیزی هم اضافه خواهید گرفت. با این حرف ابرهای تیره ذهنم پاک شد و آرامش عجیبی وجود مرا در بر گرفت. انگار نه انگار که این من بودم که همین چند دقیقه پیش همچون بمبی در حال انفجار وارد دفتر شده بودم. پس از این موضوع ناگهان به خاطر آوردم که الان چند ترم است که حق‌الزحمه پروژه و کارآموزی را نداده‌اند. این پولی بود که به جز حقوق ماهانه، معمولا در انتهای هر ترم دریافت می‌کردیم و آنقدر پرداخت آن به تاخیر افتاده بود که فراموش کرده‌بودم. آن موقع (که به نظرم اواخر دهه ۱۳۷۰ یا اوایل دهه ۸۰ بود) پرداخت‌ حق‌الزحمه پروژه و کارآموزی،الکترونیکی نبود و چک می‌دادند. وقتی این موضوع را با مسئول در میان گذاشتم، دفتری را آورد که داخل آن تعداد زیادی چک بود. شروع به گشتن کرد و هر چند تا چکی که مرور می‌کرد یک چک هم به نام من می‌یافت! شاید شش هفت چک پیدا کرد که جمع مبلغ آن ۳-۲ میلیون شد که برای آن موقع مبلغ خوبی بود. بیش از من مسئول مربوطه ذوق کرده‌بود و در نتیجه وقتی که مرور چک‌ها تمام شد گفت که بگذار یک بار دیگر هم بگردم! که من مانعش شدم! در زندگی بسیار پیش می‌آید که مسائلی ذهن ما را درگیر می‌کند ولی در بسیاری از موارد، درگیری فکری آن از خود مسئله بیشتر اذیت می‌کند. دلیل آن این است که معمولا بدترین سناریو را برای خودمان تصور می‌کنیم؛ در حالی که خیلی وقت‌ها، مثل این ماجرا، آن چیزی که رخ می‌دهد با تصورات ما در تضاد است.

🚂طرز کار موتور لوکوموتیو (دیزل الکتریک)/ امروزه طرز کار گروهی از خودروهای هیبریدی که به آن‌ها بردافزا یا فرابرد(extended range) می‌گویند نیز تقریبا بر همین اساس است. سازندگان این خودروها مدعی هستند که می‌توان با یک باک ۴۵-۴۰ لیتری بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر پیمایش داشت.

📜خاطره: برگه‌های ترمودینامیک
در سال‌های اولیه تدریس در دانشگاه هنوز رسم نبود که برگه‌های امتحانی توسط دانشگاه بایگانی شود و اصولا دانشگاه با تغییر نمره توسط استاد مخالف بود تا احیانا تخلفی(مثلا دادن رشوه جهت خرید نمره) صورت نگیرد و اگر هم اساتید اعلام می‌کردند که در دادن نمره یا جمع نمرات اشتباه کرده‌اند متاسفانه راه برگشتی وجود نداشت. البته در سال‌های بعد هم که این کار( تحویل برگه توسط اساتید به دانشگاه )صورت می‌گرفت باز هم آنقدر سختگیری از طرف دانشگاه صورت می‌گرفت که همچنان اساتید، بسیار به سختی می‌توانستند نمره‌ای را تغییر دهند. دانشگاه می‌گفت که اگر نمره‌ای پس از اعلام نمرات توسط اساتید تغییر می‌کند باید استاد حتما اعلام کند که اشتباه توسط او بوده‌است و روی درج اجباری کلمه اشتباه تاکید داشتند و اگر هم که استاد این کار را انجام می‌داد به استاد تذکر یا توبیخ می‌دادند و به همین دلیل اساتید کمتر زیر بار تغییر نمره می‌رفتند. تازه این تغییر نمره باید توسط مدیر گروه، شورای دانشکده و شورای دانشگاه هم تایید می‌شد که فرآیند زمانبری بود. یک بار به خاطر دارم که یکی از اساتید دروس عمومی پذیرفته بود که نمره دانشجو را کمتر داده و درخواست افزایش نمره داشت. آن زمان من به عنوان مدیر گروه مکانیک در شورای دانشکده هم بودم. در جلسه بررسی،شورا اعلام کرد که چون استاد از لفظ "اشتباه" استفاده نکرده نمی‌تواند تغییر نمره را مورد پذیرش قرار دهد و در نتیجه تقاضا رد شد. هفته‌ بعد باز این تقاضا با نظر جدید استاد آمد ولی همچنان واژه اشتباه در نظر اعلام شده استاد نبود در نتیجه مجددا رد شد. در سومین جلسه دیدیم که استاد نوشته:"بابا غلط کردم! نمره دانشجو را تغییر دهید". همه اعضای جلسه خندیدند ولی باز هم به دلیل عدم استفاده از واژه "اشتباه " این بار هم رد شد! خلاصه تا زمان برقراری شرایط کرونا این گرفتاری وجود داشت. البته از یک طرف خوب بود که باعث جلوگیری از هجوم دانشجویان برای نمره بالاتر می‌شد ولی در مواقعی که استاد اشتباه کرده‌بود یا موارد خاص دیگر دست اساتید بسته بود. بعد از برقراری کرونا که تقریبا مصادف با آمدن آموزشیار بود و گزینه درخواست تجدید نظر توسط دانشجو و تغییر نمره توسط استاد در آن پیش بینی شده بود، هر چند که این گزینه‌ها قابل غیر فعال شدن بودند ولی به دلیل عدم آشنایی اساتید و دانشجویان در دریافت و ارسال برگه امتحانی بسیار پیش می‌آمد که علیرغم شرکت دانشجو در امتحان برایش غیبت رد شده بود یا اشتباه شده بود که ما از این فرصت استفاده کرده و بالاخره در تغییر نمره تسهیل فراوانی صورت گرفت. البته موضوعی که می‌خواستم تعریف کنم مربوط به اوایل دهه ۷۰ است که برگه‌ها پیش استاد می‌ماند.یک بار دیدم که برگه‌های چند ترم گذشته حجم زیادی را در خانه اشغال کرده و تصمیم گرفتم که آن‌ها را دم در خانه بگذارم تا شهرداری جمع کند(آن زمان سطل زباله در کوچه‌ها نبود).چند بار طول کشید که این برگه‌ها را انتقال دهم ولی هر بار که با برگه‌های جدید به در خانه می‌آمدم، می‌دیدم که برگه‌های قبلی غیبت شده! فکر کردم که شاید مأمور شهرداری این کار را می‌کند. دیوار به دیوار منزل ما یک خوار و بار فروشی بود(آن موقع خیلی سوپر مارکت مثل الان نبود). بعدها فهمیدم که این همسایه ما است که برگه‌ها را برده‌است. در آن موقع مسائل بهداشتی کمتر رعایت می‌شد و برخی از اجناس مثل پنیر و حلوا ارده را در کاغذ باطله می‌پیچیدند. یک بار که از مغازه همسایه پنیر گرفته‌بودیم دیدم که آن را در برگه امتحان ترمودینامیک یک دانشجوی من پیچیده! در آن روزگار، چون اوایل دوران تدریسم بود بسیار سختگیرتر بودم و تازه ترمودینامیک بدون سختگیری هم درس بد نمره‌ای است. از شانس من پنیر در همان صفحه نمره پیچیده شده بود که آن هم یک نمره تک رقمی بود. آنقدر از خودم شرمنده شدم که حد نداشت. پیش خودم فکر کردم الان همسایه‌های دیگری که پنیر می‌خرند، وقتی اسم استاد را دربالای برگه می‌بینند راجع به من چه فکر می‌کنند و آن وقت بود که افسوس خوردم که کاش نمره بالاتری داده‌بودم! این شد که بعد از آن به جای این که شیوه نمره دادن خود را تغییر بدهم، هر از چند گاهی که برگه‌ها جمع می‌شد آن‌ها را در ماشین بار می‌زدم و به جایی می‌بردم که کاغذ باطله خریداری می‌کرد تا هم دیگر شرمنده نشوم، هم آثاری که باعث عذاب وجدان می‌شد را امحا کنم و هم بابت این کار پول بگیرم!!!

🫧نایلون حباب‌دار، وسیله‌ای برای افزایش ایمنی در بسته‌بندی

🔥 اینو بچه‌های تحصیلات تکمیلی می‌فهمند!
🔥 اینو بچه‌های تحصیلات تکمیلی می‌فهمند!

🍷چه شد که از بطری‌های پلاستیکی برای نوشابه استفاده‌ شد.

🍭سخن امروز! با سلام خدمت دوستان، شرایط فعلی شاید خیلی دل و دماغی برای پست گذاشتن نگذاشته باشه و من هم مطمئن نبودم(البته هنوز هم نیستم) که آیا در این اوضاع و احوال اصلا مناسب هست که چیزی ارائه دهم یا نه. فکر می‌کردم که بهتره که دکان خود را تخته کنم، چون بعد از گذشت ۴ سال از بازنشستگی طبعا دیگه به دلیل عدم وجود ارتباط مستقیم(به جز برخی از دوستان که هنوز به من محبت دارند) شاید دیگه لزومی به ادامه کار نباشه. تا این که یکی دو هفته قبل دیدم در ایمیل آکادمیک من پیامی آمده و دانشجویی از من پرسیده که استاد من نتونستم انتخاب واحد کنم، اگه بیام پیشت میتونی برام واحد برداری! و دیدم که نخیر هنوز مشتری دارم. واقعا اگه دسترسی داشتم براش کاری می‌کردم ولی فقط راهنمایی کردم که به کجا مراجعه کنند. از طرف دیگه هنوز اسامی تعداد زیادی از دانشجویان قدیم در فون بوک گوشی من ذخیره است و گاهی که اسامی اعضای کانال را نگاه می کنم، اسم این دوستان در ابتدای لیست قابل مشاهده است و دیدن این اسامی آشنا باعث میشه که به هوای دوران گذشته بروم، همین باعث شد که هفته گذشته چند پست بگذارم و فکر کردم حالا که هنوز دوستانی لطف دارند و سری به کانال می‌زنند من هر از گاهی مطالبی بگذارم و حداقل خودم را برای لحظاتی در جمع شما فرزندان دل‌انگیز خودم ببینم. پس فعلا هر موقع حوصله کردم یا مطلب جالبی پیدا کردم چیزکی را قرار می‌دهم. ممکن است در گذاشتن پست‌ها فاصله بیفته و یه مقدار به شرایط هم بستگی داره ولی من فقط میخوام که محبتی که همیشه در دل خود نسبت به شما داشته و دارم را مجددا ابراز کنم(وقتی می‌بینم که یکی از بچه‌ها پیام می‌ده یا گاه تماس می‌گیره که استاد چند وقته که به یادت هستم و از این قبیل صحبت‌ها ، من هم می‌فهم که در گوشه قلب خیلی از شما جایی دارم). پس این پیام را می‌گذارم که من هستم. مثل همه شما منتظر بهبود اوضاع هستم و امیدوارم که فراز ونشیب روزگار در انتها ما را به آرامش قلبی برسونه و انشاءالله اگر هم فرصتی دست داد در جایی دیداری تازه کنیم(در گذشته که شرایط بهتر بود و بعضی مواقع همراه خانواده به خارج از کشور و به ویژه ترکیه می‌رفتیم، اغلب اوقات در محوطه هتل یک دانشجو پیدا می‌شد که: سلام استاد! و باعث می‌شد که بقیه سفر را دست به عصا باشم که خیلی دست از پا خطا نکنم! ولی الان که اصلا نمی‌شه تکون خورد و متاسفانه حتی از این قبیل فرصت‌ها هم دیگه پیش نمیاد.). شاد و تندرست باشید ❤️‍🔥❤️‍🩹❤️

🐂گاو اینشتین
وقتی یک حیوان یا انسان داخل سیل می‌افته، اولین واکنشش از روی ترس، شنا کردن مستقیم به سمت ساحل مقابله. اما اگه این گاو هم این کار رو می‌کرد، قطعاً غرق می‌شد!چون وقتی عمودی حرکت می‌کنی، تمام پهلوی بدنت رو جلوی سیلی با اون همه سرعت و فشار قرار میدی. این کار دو تا بلای بزرگ سرت میاره: اول اینکه آب تمام نیروش رو وارد می‌کنه تا چپت کنه و سرت بره زیر آب، دوم اینکه انرژی شخص در عرض چند ثانیه تلف میشه و آب اونو میبره . اما گاو مغولستان چه کرد؟ اون بدنش رو مورب و زاویه‌دار کرد. با این حرکت هوشمندانه چند تا اتفاق افتاد: اول بدنش مثل سینه کشتی آب رو شکافت و فشار سیل روی بدنش خیلی کمتر شد. دوم به جای اینکه با آب بجنگه، گذاشت آب اونو به سمت پایین‌دست هل بده، گاوها و گاومیش‌های مناطقی مثل مغولستان که مدام با رودخانه‌های خروشان و سیلاب‌ سر و کار دارند، این مهارت رو از اجدادشون به ارث بردن. این یک واکنش کاملاً غریزی برای حفظ بقاست که در علوم نظامی و قایق‌رانی هم دقیقاً به عنوان یک تکنیک نجات آموزش داده میشه. در نهایت، گاو بدون انرژی زیاد، از انرژی خودِ سیل برای رسیدن به ساحل استفاده کرد.

0️⃣2️⃣نمره دادن استادها

🫟کلاس مجازی

🧑‍🎓استاد دروس عمومی vs استاد دروس تخصصی زیرنویس: شاید اغراق آمیز باشه ولی در کل به نظر من همین طوره!