در مدح مولا علی (ع)
Open in Telegram
وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي
Show more804
Subscribers
+224 hours
+27 days
+1430 days
Posts Archive
از عشق چاره نیست وصال تو نوبتیست
مردن برای عشق تو حکم حکومتیست
آتش در آب مینگرم این چه حکمتیست
رخسار آتشین تو از بس که غیرتیست
آیینه آب میکند آیینهدار را
محمد سهرابی
@managheb110
شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست
واژه در دست من آنگونه که میخواهم نیست
من که حیران تو حیران توام میدانم
نه فقط من که در این دایره سرگردانم
همه عالم و آدم به تو میاندیشد
شک ندارم که خدا هم به تو میاندیشد
@managheb110
مرا شأنی که مخفی مانده است از انبیا این است
نمی دانم که در جنت کدامین است دربانش
معنی زنجانی
@managheb110
عدهای مشغول تحصیلاند در شهر نجف
بحث مستی زیرِ ایوان از دروس حوزوی است
@managheb110
مساحت را در این جا ساحتی از جنس اعجاز است
به عرض و طول، جنت جا شود در چشم گلدانش
محمد سهرابی
@managheb110
به مریض دل نرسد شفا ز دوای بوعلی از خدا
مگر از محبّت مرتضی، مرض دلی به شفا رسد
@managheb110
مردان، طواف جز سر حیدر نمیکنند
سجده به غیر خادم قنبر نمیکنند
قومی چو ما مراوده زین در نمیکنند
خورشید و مَه، ملاحظهات گر نمیکنند
بر من ببخش گردش لیل و نهار را
محمد سهرابی
@managheb110
نه به کعبه رو، نه به دیر رو، نه به فکر رو، نه به سیر رو
ز منیت ار گذرد کسی، ز ره علی به منا رسد
@managheb110
قال الإمام جعفر بن محمد الصادق (ع)
من تصدّق في شهر رمضان بصدقة، صرف الله عنه سبعين نوعاً من البلاء.
.
(ثواب الأعمال ص128)
#النجف_الأشرف
t.me/ImamAliNet
نرسد اگر به علی کسی، به کجا رود؟ به کجا رسد؟
به خدا قسم که اگر کسی به علی رسد، به خدا رسد
سوی انبیا، سوی اولیا، ز طریق حُبّ و ولا بیا
که به جایی ار برسد کسی، ز طریق حُب و ولا رسد
(مفتون همدانی)
#شعر #مدح
@managheb110
مدح (بنویسید مرا بنده سلطان نجف)
مراسم مناجات شب بيستودوّم ماه #رمضان
هیأت رایةالعباس (عليهالسّلام)
با مداحى #حاج_محمود_كريمى
شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳۹۹
www.fotros.ir
#امام_علی #مرثیه_امام_علی
@shere_aeini
کس نمی داند چها بر قلب مولا میگذشت
لحظه های آخرش با یاد زهرا میگذشت
دخترش را کرد آرام و سپس در را گشود
گفت کاش آن روز زهرایم به پشت در نبود
در که شالش را گرفت از دل قرارش را گرفت
یادش آمد میخ در دار و ندارش را گرفت
شال خود محکم ولی در را علی آهسته بست
یادش آمد ضربِ در پهلوی زهرا را شکست
تا قدم در کوچه ها زد لرزه بر پایش فتاد
یاد آن روزی که بین کوچه زهرایش فتاد
یادش آمد باز تنها یاورش را میزدند
دستهایش بسته بود و همسرش را می زدند
تا در مسجد فقط میکرد مولا زمزمه
فاطمه یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه
گریه میکرد و دعا می کرد یارب یا مجیر
که علی را دیگر از این مردم دنیا بگیر
سجده آخر دعای مرتضی شد مستجاب
تیغ اشقی الاشقیا بشکست فرق بوتراب
خورد با صورت زمین شیر خدا از حال رفت
در همان لحظه دلش یک لحظه تا گودال رفت
دید در گودال آن خدّالتریب افتاده است
بین یک لشکر حسین او غریب افتاده است
یک طرف در بین مقتل دست و پا میزد حسین
یک طرف بر روی تل زینب صدا میزد حسین
دور تا دورِ حسینش چشم تا می کرد کار
نیزه بود و نیزه بود نیزه بود و نیزه دار
گفت ای نامرد کمتر بین خون تابش بده
یا مَبُر سر از تنش یا لااقل آبش بده
🔸شاعر:
#عبدالحسین_میرزایی
______________________________
🔹اشعار ناب آئینے🔹
@shere_aeini
رزقِ همه اینجاست و رزاق همینجاست
والله درِ خانهی حاتم خبری نیست
@managheb110
