نوای سبزخاصکول
Open in Telegram
نوای سبزخاصکول |خاصکول سرزمین بزرگا ن نام اور زنده یاد بهنام جلوه کاپیتان تیم ملی والیبال وزنده یاد دکتر سیده زهرا تکریمی از نخبگان گیلان (داروساز) میرمصطفی جوادی قهرمان جهان دروزنه برداری ومهدی جلوه عضو تیم ملی والیبال https://telegram.me/khaskool
Show more1 197
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
1 197
بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی
یادِ یارِ مهربان آیَد هَمی
ریگِ آموی و دُرشتیهای او
زیر پایم پَرنیان آیَد هَمی
آبِ جیحون از نشاطِ روی دوست
خِنگِ ما را تا میان آیَد هَمی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زیْ تو شادمان آیَد هَمی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سویِ آسمان آیَد هَمی
میر سَرو است و بخارا بوستان
سَرو سوی بوستان آیَد هَمی
آفرین و مَدح سود آیَد هَمی
گر به گنج اندر زیان آیَد هَمی
رودکی سمرقندی
دوستان درود
سه شنبه ۹ دیماه ۱۴۰۴
برایتان بهترین ها را
در این روز سرد زمستانی
آرزو داریم
تصمیمهای کوچک ،
نجاتدهنده اند
پیروزی،
گاهی با مراقبتِ جزئی
اما
پیوسته آغاز میشود.
به تصمیمهای کوچکی که
هر روز میگیریم
احترام بگذاریم؛
آینده از همانجا
ساخته میشود.
1 197
مراسم یادبود سومین روز درگذشت پدری مهربان وهمسری فداکار زنده یاد علی قنبری روحش شاد ویادش گرامی
1 197
Repost from انارکول(خانه پدری)
⬛️مراسم چهلمین روز درگذشت مادری مهربان و همسری دلسوز مرحومه مغفوره هایده صفری انارکولی
📆 پنجشنبه ۱۰/۱۱/ ۱۴۰۴
⏰ ۱۴ الی ۱۵:۳۰
🕌مسجد جامع انارکول
@anarkool_village
1 197
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندی
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بینهایت
ای آفتاب خوبان میجوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت
هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
همراهان گرامی درود
دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴
روزی پر تلاش،
با اشتیاق رسیدن به اهداف
داشته باشید
بزرگترین اشتباهی که ما مردم،
مرتکب میشویم
این است که بجای آنکه
مراقب
رفتار و اعمال و پندار خود باشیم
نگران رفتار و اعمال دیگرانیم ...
1 197
تمام حساب بانکیم خالی شد به همین راحتی. هک شدم
یه پیام تو تلگرام از استادم اومد زدم روش. پولم رفت
پیام پلیس فتا رو که قبلا داده بودم چک نکرده بودم
فتا هم شکایت کردم قلبم درد میکنه
📛دوستان جدی بگیرید خیلیا حسابشون خالی شده
1 197
مراسم یادبود
اولین سالروز درگذشت پدری مهربان وهمسری فداکار زنده یاد حاج سید اکبر حسینی روحش شاد ونامش ماندگار
1 197
خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
راحت جان طلبم و از پی جانان بروم
گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب
من به بوی سر آن زلف پریشان بروم
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت
رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم
چون صبا با تن بیمار و دل بیطاقت
به هواداری آن سرو خرامان بروم
در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت
با دل زخم کش و دیده گریان بروم
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا در میکده شادان و غزل خوان بروم
به هواداری او ذره صفت رقص کنان
تا لب چشمه خورشید درخشان بروم
تازیان را غم احوال گران باران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم
ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون
همره کوکبه آصف دوران بروم
درود دوستان
یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴
گذشته را نمیشود تغییر داد،
اما میشود
اجازه نداد فرمانِ امروز را
در دست بگیرد.
آنچه گذشته، تجربه بوده؛
نه حکمِ قطعی برای آینده.
گذشته درس است،
نه محلِ اقامت.
1 197
خدایا در سکوت این شب آرام
دوستانم و همهی عزیزان دلم را
به آغوش امن خودت میسپارم
که هیچ پناهی مهربانتر از تو نیست...
شبتون لبریز از آرامش و نگاه پرمهر خدا💖
1 197
بعداز دیدن این ویدیو به این نتیجه میرسید که دیگه هیچ عکس و فیلمی رو به راحتی باور نکنید.
سواد رسانه ای خودمون را افزایش بدیم
1 197
زیگموند فروید در نامهای خطاب به دخترش آنا مینویسد:
آنای عزیز، وقتی از افرادی که بیشتر به آنها اعتماد دارید، آسیب میبینید به این معنی نیست که ضعیف هستید.
طبق قوانین فیزیک، اگر جسمی که به آن تکیه میکنید ناگهان از بین برود، تو هم به آن سمت خواهی افتاد.
پس این ربطی به ضعفِ تو ندارد...
1 197
🔴📚-- چرا شاهنامه اینقدر خاص است؟
✍دکتر سید قاسم موسوی
🔸فردوسی در شاهنامه دو خط قرمز دارد؛ دو ستونی که در آن خفقانِ سنگین، با تمام
🔸وجود فریاد میزند: ایراندوستی و خردگرایی. کمتر کتابی در تاریخ اینچنین پیدرپی در ستایش خرد سخن گفته. شاهنامه با این ابیات آغاز میشود:
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
🔸از نظر فردوسی خدا یکتاست، اما راهِ رسیدن به او خرد است. خرد، خط قرمز فردوسی است؛ و اگر دیو و اژدها و جادو در نگاه نخست با خرد ناسازگار مینمایند، او از همان آغاز میگوید:
تو این را دروغ و فسانه مدان
به رنگ فسون و بهانه مدان
از او هرچه اندرخورد با خرد
دگر بر ره رمز معنی بَرَد
🔸در شاهنامه، هیچ چیز سفید مطلق نیست؛ نه قهرمان بیعیب داریم نه شرور مطلق! پادشاهان و پهلوانان، ترکیبی از سفیدی و سیاهیاند و با سنجش عشق به ایران و خرد، در ذهن مخاطب ستودنی یا ناپسند جلوه میکنند. از این جهت شاهنامه، آینهٔ زندگی واقعی مردمان این سرزمین است.
🔸معیار فردوسی از شخصیتهای شاهنامه فعل آنهاست نه نژادشان. از اغریرث ترکزبان، پیران ویسهٔ وزیر توران، مرداس پدر ضحاک و مهراب کابلی عرب به نیکی یاد میکند، اما بیخردی کیکاووس و گشتاسپ ایرانی او را به خشم میآورد.
🔸فردوسی حتی در میدان جنگ، خردگراست؛ دشمن را کوچک نمیشمارد و بارها درایت و مردانگی پهلوانان تورانی را ستایش میکند.
🔸در سالهای سرودن شاهنامه، ایرانِ بعد از ورود تازیان، نه زبان دارد، نه تاریخ، نه اسطوره. هرچه میگویند اینهاست: «موسی از نیل نجات یافت»، «نوح کشتی ساخت»، «ابراهیم در آتش نسوخت»، «یوسف و زلیخا عاشق شدند».
🔸در همان شرایط، حکیمی از طوس برخاست که با زیرکیِ دیوانهوار برای هر روایتِ غیرایرانی، نسخهای ایرانیِ اصیلتر را به شعر درآورد؛ روایتهایی که قلب را به لرزه و روح را به پرواز درمیآورند.
🔸او به ایرانیان یادآور میشود پیش از داستان فرعون و موسی، داستان ضحاک و فریدون وجود داشت: ضحاک همه نوزادان پسر را میکشد، فریدون در جنگل با شیر گاو بزرگ میشود و به جادو و ظلم ضحاک پایان میدهد.
🔸در برابر قالیچهٔ سلیمان، جمشید با جام جادوییاش به آسمان پرواز میکند؛ و به فرمان ایزد در برابر طوفان برف سهمگین جفتی از هر حیوان را به بهشت زیرزمینی میبرد، داستانی مشابه کشتی نوح و جالب اینکه عمر جمشید هم ۹۰۰ سال است!
🔸جمشید در نهایت ادعای خدایی میکند (مانند نمرود) و در درختی توسط ضحاک به دو نیم میشود، شبیه زکریا نبی (دو نیم شدن با اره توسط ابلیس).
🔸انتخاب ایرج، پسر کوچکتر فریدون، به پادشاهی ایرانزمین؛ سپس کشتهشدن او به دست برادران حسود؛
و نابینایی فریدون از شدت اندوه مرگ پسر؛
🔸این رویدادها، آینهای تمامنما از داستان یوسف و یعقوب است، همان برادركشیِ پنهان در سایه حسد، همان نابینایی پدر از غم جدایی، برادركشیِ ایرج به دستِ سلم و تور، تراژدیِ خونینی که مرزهای خانوادگی را به آتش میکشد، در برابر هابیل و قابیل؛ پسرکشیِ رستم و سهراب، در برابر ابراهیم و اسماعیل؛ سزارینِ رستم در برابر سزارین سزار؛ زنده بودن کیخسرو، شاهِ عارفی که عدالت را اجرا خواهد کرد، در برابر یحیی؛ و قدرتِ پهلوانیِ رستم و قارن در مقابل قدرت اسطورههای اقوام دیگر!
🔸از همه گیراتر، داستان سیاوش: شاهزادهای پاکتر از برف و معصومتر از صبح. در برابر عشق حرام سودابه میایستد و میگوید: «من پسر کیکاووسم، اما پیش از آن، پسر ایرانم.» برای اثبات پاکی، از آتش میگذرد؛ شعلهها میرقصند، اما دودی نمیگیرد؛ همان آتش ابراهیم!
🔸فردوسی با زیرکیِ بیهمتا، بیآنکه روایتهای دیگر را رد کند، نسخههای ایرانی را کهنتر و اصیلتر میداند؛ شاهکاری که روح پارسی را جاودانه ساخت. در شاهنامه میگوید: «اینها را فسانه مدان»؛ اینها روایتهای حقیقی یک ملتاند که به شعر درآمدند. اگر تقلیدی هست، دیگران تقلید کردهاند!
🔸علاوه بر این شاهنامه پراست از داستانهای جذاب و پندآموز: عشق ممنوعهٔ زال و رودابه از دو نژاد دشمن؛ ضحاک ماردوش، نماد پلیدی با مارهایی که مغز جوانان ایرانی را میبلعند و هوش ملت را میمکند؛ هفتخوان رستم، قیام کاوه آهنگر که با پیشبند چرمین زنجیر ظلم را پاره میکند؛ نبرد هاماوران؛ رویینتنی اسفندیار و...
🔸فردوسی مسلمانِ شیعه بود، اما ایران برایش از هر چیز گرانقدرتر بود.
با شاهنامه ثابت کرد:
ایران نه فقط یک سرزمین، بلکه مادرِ همهٔ اسطورههای جهان است.
🔸این است شاهنامه.
نه یک کتاب،
بلکه سندِ هویتِ یک تمدن.
🔸اگر در تمام عمر فقط یک کتاب بخوانید،
بگذارید همین باشد.
