1 792
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-830 days
Posts Archive
1 792
مثلا قضیهی این صد ریالی پدر و پسر از این قراره که تو سوم راهنمایی من معلم یار همهی درسها بودم و تو کلاسها سلطنتی داشتم برای خودم…
یه روز بعد از امتحان درس تاریخ، معلم همهی برگهها رو میده به من تا ببرم خونه و تصحیح کنم؛ یه همکلاسیم که اوضاع درسیش تعریفی نداشت اومد بهم گفت هوای من رو داشته باش، من هم برات اسکناس قدیمی میارم(از رگ خواب من خبر داشت).
فرداش با این اسکناس اومد و من هم جای خالی سوالهاش رو با دست خط خودش نوشتم و نمرهی ۸ اون رو کردم ۱۸.
کلا از قدرت سواستفاده میکنم :)
🔶 @NIT_rogen
1 792
پدر عشق بسوزه…
فریدون رو که یادتونه؟
فریدون پیش یه چوپون که ۵ سال از من بزرگتر بود کار میکرد، کار که چه عرض کنم، چوپونه سگ گله نداشت عوضش فریدون رو میگرفت با خودش میبرد به دشت و صحرا…
صبحها میاومد دنبالش و غروبها هم میرسوندتش خونه؛
تو این رفت و آمدها رو حساب رفاقتی که با فریدون داشتم، من هم با چوپونه دوست میشم.
گذشت و گذشت تا این که یه روز چوپونه از دختر همسایهمون خوشش میاد و در به در میفته دنبال شمارهی دختره…
وقتی دید از فریدون آبی گرم نمیشه، اومد سراغ من؛
بهم گفت که اگه شمارهی طرف رو واسش گیر بیارم، بهم یه شیرینی مشتی میده!
من میدونستم که چوپونه مثل خودم قدیمی بازه برای همین وقتی دیدم خیلی طالب شمارهست، در کمال جدیت گفتم:
شیرینی نمیخوام، پول قدیمی یا خارجی میخوام، اسکناس و سکه هم واسم فرقی نداره.
فرداش چوپونه با این اسکناس و یه سکهی خیلی داغون از دوران محمدعلی شاه قاجار اومد؛
گفت یه دونهش رو بگیر و شماره رو بده!
من هم دیدم سکهی قاجاری خیلی صافه و اسکناسه هم خیلی بزرگ و خفنه، اسکناس رو برداشتم و شمارهی دختره رو از تو گوشی مادرم کش رفتم و بهش دادم…
یکم بعدتر بابای دختره خبردار میشه و چوپونه دمش رو میذاره رو کولش و میره، همه هم فهمیدن شماره رو من دادم و برای همین یه فصل کتک آبدار از مادرم خوردم :)
• این اسکناس کمیاب در فروردین ۱۳۱۷ چاپ شده و از آخرین اسکناسهایی هست که با واحد پول پهلوی، رضاخان بدون کلاه و شماره سریال لاتین توزیع شده.
• چند ماه پیش یه نسخهی با کیفیت بهتر از همین اسکناس تو یه حراجی آنلاین به قیمت ۱۶ میلیون تومن به فروش رفت.
• آهای پسر چوپان ارزشش را داشت؟!
🔶 @NIT_rogen
1 792
یکم از بیماری خودم بگم:
عاشق پولهای قدیمی و کشورهای خارجی هستم، از بچگی علاقهی شدیدی به جمعآوری اینها دارم و البته تا الان تونستم یه کلکسیون ناز از پولهای قدیمی ایران و جهان جمع کنم و هنوز هم که هنوزه دنبالشم…
در حدی که حتی از حضور تو حراجیها و فروشگاههای آنلاینش هم لذت میبرم.
تک تک اعضای کلکسیونم داستان خودشون رو دارن، عنوان داستان این برگ اسکناس ۸۵ ساله “پدر عشق بسوزه” هست :)
تو پست بعدی داستانش رو میگم.
🔶 @NIT_rogen
1 792
امروز به انباری رفتم تا یه سری به کتابها و وسیلههایی که از بچگی نگهشون داشتم، بزنم.
کتاب دینی سال دوم راهنمایی رو داشتم ورق میزدم که چشمم خورد به داستان سعد بن معاذ… یادتون اومد؟!
همونی که پیامبر میگفت سعد به خاطر بد رفتاری با خونوادهش فشار قبر سختی در پیش داره…
رفتم تو فکر؛
واقعا این داستانهای ترسناک چی بود در گوش ما بچهها میخوندن؟
واقعا راه بهتری برای بیان اهمیت خوش رفتاری با خونواده وجود نداشت؟
اصلا چرا تو دوران تحصیلیمون انقدر کتابهای دینی گذروندیم؟
ما حتی تو دانشگاه هم ۱+۱۳ واحد معارف پاس کردیم!
هر سال قرآن داشتیم، پیامهای آسمانی داشتیم، دین و زندگی داشتیم، عربی داشتیم؛
حتی تو ادبیاتمون هم کم و بیش مسائل دینی مطرح میشد.
اکثر مطالبش هم در مورد آخرت و برزخ و دوزخ بود…
چرا آخه؟!
به نظرم ما در حالی که باید تو دوران مدرسه، درست زمانی که ذهن خامی داشتیم، زندگی کردن یاد میگرفتیم، حفظ شدیم بهشت هفت طبقهس و جهنم هشت طبقه!
تو ایران اگه همهی نسلها سوخته هستن به خاطر نظام آموزشی افتضاحمونه.
ای کاش اون موقعها عوض اینکه بهمون بگن اگه این ور بد باشی، اون ور میری جهنم؛
میگفتن اگه این ور خوب باشی، همین ور بهشت میشه…
🔶 @NIT_rogen
1 792
Repost from بگو آ
شما وقتی که یکی از اعضای خونوادهت رو از دست میدی، تا آخر عمر بیش از پیش سایهی مرگ رو حس میکنی…
حتی تو خوشحالترین دقایق زندگیت، باز هم از ته قلبت عزاداری؛
عزایی با این مضمون که اگه مثلا برادرم زنده بود، الان شادتر بودیم…
شاید اغراقآمیز باشه ولی به نظرم آدم یه چیزی رو از اول نداشته باشه بهتر از اینه که داشته باشه و بعدها از دست بده؛
مثلا #میگم، یه نابینای مادرزاد راحتتر از یه نابینایی که قبلا بینا بوده، زندگی میکنه…
#شنیدم
1 792
اول برید متنی که ۱۶۰ روز پیش براتون نوشتم رو بخونید و بعد این خبر پائینی رو.
• دارکترین خبری که میتونستم تو ۱۴۰۲ بشنوم…
گویا دیروز تو یه شرکتی تو بندپی بابل، سه نفر در اثر گازگرفتگی میمیرن؛
پدر یکی از این سه نفر وقتی از موضوع با خبر میشه، از فرط غم در حضور جمعیتی که برای دلداری به خونهش رفتن، آرزو میکنه قبل از رسیدن جنازهی پسرش بمیره!
اون امروز صبح تموم کرد و قراره با پسرش تو یه قبر دفن شه…
• پسره سه تا بچه داشت و پدره پنج تا، شما فقط تصور کن در اثر یه اتفاق چند خانواده اول سالی دچار مصیبتی به این بزرگی شدن.
1 792
این نامه را فقط لیلا(دانشجوی عمران) بخواند…
با سلام و احترام خدمت تمامی دانشجویان عزیز دانشکده مهندسی عمران، با توجه به اهمیت شورای صنفی تصمیم گرفتیم یک کانال رسمی برای فعالیت و اطلاع رسانی بهتر داشته باشیم:
• @Nit_Civil_Senfi
همچنین برای مشارکت بیشتر شما در تصمیم گیریها و فعالیتهای شورای صنفی، شما میتوانید در این گروه نظرات، پیشنهادات و مشکلات خود را برای ما ارسال کنید و پیگیر درخواستهای خود باشید.
در این گروه طبق روال گذشته ما پاسخگوی مسائل شما هستیم:
• @Nit_Civil
با تشکر
شورای صنفی دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی #نوشیروانی بابل
1 792
Repost from NITrogen
یادش بخیر ماه رمضونهای دانشگاه...
ساعت که یازده و نیم میشد، دانشجوها به دو دسته تقسیم میشدن:
دستهی اول روزه دارهایی بودن که به مسجد میرفتن و بعد از نماز یه چرتی میزدن.
دستهی دوم هم روزه خوارهایی بودن که روبروی دانشکدهشون برای رفتن به پروتئینی لامع مشغول یارگیری میشدن؛ بعد از غذا خوردن هم میاومدن تو محوطه و تا ساعت ۲ زیر سایهی درختها لم میدادن.
🔶️ @NIT_rogen
1 792
دیشب هر چه قدر که بد شروع شد اما پایان خوبی داشت.
بیداری تا صبح و دیدن این منظره؛
از صدای بارون و پرندهها لذت ببرید…
🔶 @NIT_rogen
1 792
چرا رضا عطاران؟!
• عاشق بازیگری و نویسندگی بودم، کلا هنر رو خیلی دوست داشتم و دارم…
واقعا نمیدونم تو برق دارم چه گهی میخورم؟
اصلا دلقکی تو سیرک رو ترجیح میدادم به سختترین رشتهی دنیا :(
والا بخدا… چه چیزی با ارزشتر از خندوندن ملت؟
آخ که نمیدونید وقتی ریاکشن خندهتون رو میبینم چه قدر خوشحال میشم.
به قول عبید زاکانی:
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
صد سال اگر درس بخوانی همه هیچ است
آدم شاید بتونه الکی گریه کنه ولی خندیدن حتما دلیل میخواد، من میگم دلیل خندیدن هم باشیم، نه اشک ریختن هم.
رضا عطاران اَبَربازیگر تاریخ ایرانه چون حتی با اومدن اسمش هم شما میتونی بخندی.
کیه که ساختههاش بعد از نزدیک به بیست سال هنوز خنده به لب مردم میآره؟
کیه که بعد از این همه مدت هنوز ساختههاش برگ برندهی صدا و سیماست؟
آرزوی بچگیم این بود که یه روزی مثل این بشم :)
من این جا تموم سعیام رو کردم که بخندید؛
من عکس پروفایل خیلیهاتون رو دیدم، بعضیهاتون واقعا کیری هستید اما مطمئنم وقتی میخندید خوشگل میشید… بخند :)
