مطالعات خلیج فارس
Open in Telegram
﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad
Show more4 738
Subscribers
-224 hours
-47 days
+630 days
Posts Archive
4 738
🔻بر اساس تصاویر ماهوارهای منتشرشده، بخش فرآوری تأسیسات نفتی آرامکوی بقیق در شرق عربستان دچار خسارت قابلتوجه شده است؛ بخشی که هسته اصلی عملیات تثبیت و فرآوری نفت خام محسوب میشود و نقش کلیدی در آمادهسازی نفت برای انتقال و صادرات دارد. تحلیل تصاویر نشان میدهد محل اصابت در واحدهای فرآوری بوده، نه مخازن ذخیرهسازی؛ موضوعی که در صورت تأیید، از آسیب به تجهیزات حیاتی این مجتمع حکایت دارد. همچنین ستونهای دود و آثار آتشسوزی در تصاویر ماهوارهای این مجموعه بهوضوح دیده میشود.
🔻این ارزیابی با بیانیه رسمی عربستان مبنی بر رهگیری تمامی پهپادهای پرتابشده از عراق در آسمان شرق این کشور در تضاد است. ریاض در حملات مشابه گذشته نیز از رهگیری کامل اهداف خبر داده بود، اما شواهد بعدی روایت متفاوتی ارائه کرده بودند.
🔻دادههای ماهوارهای سامانههای مستقل NASA FIRMS و Sentinel-2 نیز وقوع آتشسوزی و خسارات در بخش فرآوری بقیق را تأیید میکنند. گزارشها همچنین از توقف فعالیت این مجتمع توسط آرامکو، اجرای فلرینگ اضطراری و آسیب احتمالی به خطوط انتقال گاز و میعانات و برخی مخازن تحت فشار حکایت دارند. در صورت تأیید نهایی، این خسارات میتواند بر عملکرد خط لوله راهبردی شرق–غرب، تأمین گاز به رأس تنوره و ظرفیت صادرات نفت عربستان اثر بگذارد.
🔻بقیق بزرگترین مرکز تثبیت و فرآوری نفت خام جهان است و روزانه نفتی معادل حدود ۵ تا ۷ درصد عرضه جهانی را فرآوری میکند. از این رو، هرگونه اختلال در فعالیت آن میتواند پیامدهایی فراتر از عربستان و بر بازار جهانی انرژی داشته باشد.
🔻همزمان، از دیگر سو، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد آتشسوزی در پالایشگاه جازان که چند روز پیش هدف حملات یمن قرار گرفته بود نیز، با گذشت 3 روز، و علیرغم ادعای دولت سعودی مبنی بر مهار آن، همچنان ادامه دارد و چند مخزن نفت خام، خطوط لوله و بخشهایی از تأسیسات فرآوری آسیب دیدهاند. دود غلیظ همچنین در پایانه جنوبی ینبع، یکی از مهمترین پایانههای صادرات نفت عربستان در ساحل دریای سرخ و نقطه اتصال خط لوله شرق–غرب، مشاهده شده است.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️شواهد ماهوارهای از خسارت به تأسیسات راهبردی نفت عربستان
🔻عليرغم ادعای وزارت دفاع سعودی مبنی بر انهدام پهپادها پیش از برخورد به تأسیسات نفتی، تصاویر ماهوارهای اما حاکی از آسیب چشمگیر به قلب صنعت نفت عربستان حکایت دارد.
بیشتر...
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ آسیبپذیرترین کشور در جنگ؛ چگونه کویت به میدان اصلی پاتکهای لایهای پساجنگ تبدیل شد؟
🔻 گزارش «احمد العمران» در روزنامه فایننشال تایمز (۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶)، به کالبدشکافی وضعیت اضطراری کویت در جریان نبرد جاری میپردازد. کویت که پس از تجربه تلخ اشغال ۱۹۹۰ توسط صدام، دههها از جنگ فاصله گرفته بود، اکنون با شلیک بیش از ۱۴۰۰ موشک و پهپاد توسط ایران و گروههای متحدش در عراق (دومین رتبه پس از امارات)، به اصلیترین و «آسیبپذیرترین سیبل منطقه» بدل شده است. شکست آتشبس موقت و همجواری جغرافیایی این کشور با ایران و پادگانهای آمریکا، آسیبپذیری ساختاری آن را برملا ساخت. نویسنده دلایل هدفگیری متمرکز کویت را در سه محور تحلیل میکند:
🔻 یک: تراکم اهداف، همجواری جغرافیایی و آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی:
حضور ۱۳,۵۰۰ نیروی نظامی آمریکا در پایگاههای کویت در کنار مساحت کوچک جغرافیایی، این کشور را به سیبلی راحت برای موشکهای کوتاهبرد ایران و پهپادهای گروههای عراقی تبدیل کرده است. اصابت مستقیم حملات به فرودگاه، تاسیسات نفتی، نیروگاههای برق و آبشیرینکنها (که تامینکننده ۹۰ درصد آب آشامیدنی هستند)، کشور را در گرمای ۵۰ درجه با بحران قطعی انرژی روبرو ساخت. از سوی دیگر، تولید نفت کویت از ۲.۵ میلیون بشکه به ۵۰۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد و انسداد هرمز و اختلال در واردات، تورم شدیدی به شهروندان تحمیل نمود.
🔻 دو: فروپاشی دکترین بیطرفی و خشم از مدل زیست خلیج فارس:
شدت حملات موجب شگفتی ناظران شد؛ چرا که کویت بر خلاف امارات و بحرین، رویکردی هجومی علیه تهران نداشت و میزبانی پروازهای زیارتی شیعیان را حفظ کرده بود. بدر السیف، استاد دانشگاه کویت، تاکید میکند این حجم از هجمه فراتر از یک درگیری نظامی است؛ ایران مدل زیست خلیج فارس به عنوان «واحه ثبات و رفاه» را هدف قرار داده است. با وجود دفاع سامانههای پاتریوت، نزدیکی به مرزهای شمال و حوادثی چون سرنگونی اشتباهی دو جنگنده اف-۱۵ آمریکا در ماه مارس، روزنههای عمیق پدافندی کویت را عیان کرد.
🔻 سه: زنده شدن ترومای ۱۹۹۰ و انقباض امنیتی:
حملات برمرزی گروههای عراقی و بازداشت چند افسر سپاه در قایقهای ماهیگیری، ترومای تاریخی اشغال ۱۹۹۰ را در حافظه جمعی کویتیها زنده کرده است. کریستین دیوان، پژوهشگر ارشد اندیشکده خلیج فارس، تاکید میکند که خوف اصلی شهروندان تنها صدای انفجارها نیست، بلکه ترس از دست دادن «احساس امنیت پایدار» در امنترین نقطه منطقه است. با وجود پشتیبانی مالی صندوق ۱ تریلیون دلاری KIA و انحلال مجلس توسط امیر کویت برای سرعتبخشی به تصمیمات، جغرافیا نشان داد کویت در برابر دکترین فشار حداکثری منطقه خاکستری تا چه اندازه شکننده است.
https://www.ft.com/content/341d3e1b-f619-486d-9fd3-79d1906d9283?syn-25a6b1a6=1
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ عربستان: سرنگونی چند پهپاد در شرق و ریاض
🔻 وزارت دفاع عربستان سعودی اعلام کرد چند پهپاد که به ادعای این کشور از خاک عراق برخاسته بودند، پیش از اصابت به تأسیسات نفتی در مناطق شرقی و ریاض رهگیری و منهدم شدند.
🔻ریاض همچنین مدعی شد این حمله توسط «شبهنظامیان وابسته به ایران» انجام شده و تأکید کرد حق پاسخگویی را در زمان و مکان مناسب برای خود محفوظ میداند.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️پولیتیکو: اجماع کشورهای عربی برای پایان جنگ؛ اختلاف بر سر راهکارها
🔻تارنمای «پولیتیکو» در گزارشی نوشته که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اگرچه همگی خواهان پایان جنگ و باز ماندن تنگه هرمز هستند، اما بر سر شیوه تحقق این هدف اختلافات جدی دارند؛ اختلافاتی که به گفته دیپلماتها و مقامهای آمریکایی، مانع شکلگیری موضعی واحد در شورای همکاری خلیج فارس شده است.
🔻به نوشته این رسانه، عمان و قطر همچنان بر میانجیگری و تعامل با ایران تأکید دارند، در حالی که امارات رویکردی سختگیرانهتر در پیش گرفته و حتی گزارشهایی از مشارکت نظامی آن علیه ایران منتشر شده است. عربستان نیز موضعی میانه اتخاذ کرده است. پولیتیکو همچنین خروج امارات از اوپک در آوریل را یکی از نشانههای تشدید اختلافات داخلی میان کشورهای شورای همکاری در پی جنگ ایران دانسته و به نقل از یک دیپلمات عرب مدعی شده این اقدام خشم عربستان را برانگیخته است.
🔻این گزارش میافزاید تفاوت منافع و میزان آسیبپذیری کشورهای منطقه نیز بر این شکافها افزوده است؛ بهطوریکه قطر، کویت و بحرین وابستگی بیشتری به تنگه هرمز برای صادرات انرژی دارند، در حالی که عربستان، امارات و عمان مسیرهای جایگزین در اختیار دارند. با این حال، به نوشته پولیتیکو، این مسیرها و پروژههای جایگزین انتقال نفت نیز در صورت ادامه جنگ از حملات ایران مصون نیستند؛ چنانکه حملات اخیر یمن به نفتکشها، درباره امنیت خطوط لوله و مسیرهای جایگزین نیز تردیدهایی ایجاد کرده است. به گفته منابع این رسانه، برخی کشورهای عربی خواهان فشار بیشتر بر ایران هستند و برخی دیگر، اولویت را بازگشایی تنگه هرمز میدانند.
🔻پولیتیکو در پایان مینویسد با وجود نبود وحدت کامل، کشورهای عربی خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که برای جلوگیری از آسیبپذیری بیشتر در برابر ایران، ناچار به افزایش هماهنگیهای امنیتی و سیاسی هستند و همزمان خواستار حضور و نقشآفرینی در هرگونه توافق یا ترتیبات آینده درباره جنگ شدهاند.
🔗 Politico
#امارات #عربستان #کویت #قطر #عمان #بحرین
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️واشنگتنپست: تجربه امارات، پیوستن عربستان به توافق ابراهیم را با تردید مواجه کرده است
🔻روزنامه واشنگتنپست در گزارشی نوشت که با گذشت شش سال از امضای توافق ابراهیم، امارات همچنان از مزایای امنیتی و اقتصادی عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی بهرهمند است، اما جنگ غزه و درگیریهای اخیر با ایران، نارضایتی از رژیم را در میان بخشی از جامعه و حتی برخی مقامهای اماراتی افزایش داده و آینده گسترش این توافق را با ابهام روبهرو کرده است.
🔻به نوشته این روزنامه، در حالی که دونالد ترامپ تلاش میکند عربستان سعودی را نیز به پیوستن به توافق ابراهیم وادارد، تجربه امارات نشان میدهد تحقق این هدف آسان نخواهد بود. به گفته تحلیلگران، جنگ رژیم صهیونیستی در غزه، لبنان و ایران، حمایت اولیه از عادیسازی روابط را تضعیف کرده و بسیاری از کشورهای منطقه را نسبت به پیوستن به این توافق مردد ساخته است.
🔻واشنگتنپست در عین حال مینویسد حملات ایران به امارات در جریان جنگ، همکاری امنیتی ابوظبی و تلآویو را تقویت کرده است. به گفته مقامها و تحلیلگران، رژیم صهیونیستی در هفتههای نخست جنگ با ارائه سامانهها و اطلاعات دفاعی به امارات برای مقابله با حملات موشکی و پهپادی ایران کمک کرد؛ اقدامی که از نگاه برخی مسئولان اماراتی، یکی از مهمترین دلایل حفظ توافق ابراهیم است.
🔻این گزارش همچنین به تغییر فضای اجتماعی در امارات اشاره میکند و مینویسد فعالیتهای علنی جامعه یهودیان که پس از امضای توافق ابراهیم گسترش یافته بود، پس از جنگ غزه و آغاز جنگ ایران و رژیم صهیونی محدود شده است. کنیسه «خانه ابراهیمی» از ۲۸ فوریه تاکنون تعطیل است و بسیاری از یهودیان امارات نیز به دلیل نگرانیهای امنیتی، مراسم مذهبی خود را بهصورت خصوصی برگزار میکنند. واشنگتنپست نتیجه میگیرد که اگرچه همکاری امنیتی میان امارات و رژیم صهیونیستی ادامه یافته، اما چشمانداز پیوستن کشورهای جدید، از جمله عربستان سعودی، به توافق ابراهیم نسبت به گذشته بسیار دشوارتر شده است.
🔗 WP
#امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️بازار املاک دبی زیر سایه جنگ؛ قیمتها تا ۲۰ درصد کاهش یافت
🔻جنگ ایران و تحولات امنیتی منطقه، پس از چند سال رونق، بازار املاک دبی را با رکود نسبی و کاهش قیمتها مواجه کرده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، حملات موشکی و پهپادی ایران به اهدافی در امارات در ماههای نخست جنگ، از جمله برج العرب و جزایر نخل جمیرا، به تصویر دبی بهعنوان مقصدی امن برای زندگی و سرمایهگذاری آسیب زده و قدرت چانهزنی را از فروشندگان به خریداران منتقل کرده است.
🔻بنابه این گزارش، قیمت املاک در دبی بسته به منطقه بین ۵ تا ۲۰ درصد کاهش یافته، در حالی که این قیمتها از سال ۲۰۲۱ تاکنون ۸۲.۹٪ افزایش یافته بود. همچنین حجم فروش مسکن در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۳۱٪ و ارزش معاملات ۴۵٪ کاهش یافته است.
🔻با وجود این، گزارش حاکی از آن است که نشانههایی از بهبود بازار در هفتههای اخیر نمایان شده است. شرکت اماراتی «اعمار» در ژوئن از اجرای پروژهای ۵۵ میلیارد دلاری با ظرفیت حدود ۱۵۰ هزار نفر خبر داد و شرکت «بنغاطی» نیز دو واحد لوکس را به ارزش بیش از ۵۴ میلیون دلار و ۱۹ میلیون دلار فروخت. مدیرعامل شرکت Betterhomes نیز از افزایش دوباره تقاضا از ژوئن خبر داد.
🔸این رونق تا حد زیادی مرهون این نکته است که حملات ایران به امارات، برخلاف ماههای نخست جنگ که دبی بارها هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفت، در ماههای اخیر بهشدت کاهش یافته و در برخی مقاطع تقریباً متوقف شده است؛ موضوعی که در مقایسه با تداوم و تشدید حملات ایران به کشورهایی مانند کویت و بحرین، به بهبود نسبی فضای روانی بازار املاک امارات کمک کرده است.
#امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ امید بربادرفتهی خلیجیها به پکن؛ سود تجاری بدون مسئولیتپذیری امنیتی
🔻 تحلیل «محمد السدیری»، «آندرئا گیزلی» و «آرون گلاسرمان» در نشریه فارن افرز، به بررسی فروپاشی انتظارات امنیتی کشورهای عربی از چین در جریان جنگ جاری میپردازد. اگرچه جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران ناامیدی اعضای شورای همکاری از توان حمایتی واشینگتن را تشدید کرد، اما اتخاذ دکترین «دسترویدست گذاشتن» توسط پکن و امتناع آن از اعمال فشار بر تهران، پادشاهیهای عرب را از خواب خرگوشی «تکیه بر چین به عنوان وزنه توازن امنیتی» بیدار ساخت. نویسندگان ابعاد این گسل استراتژیک را در سه محور تبیین میکنند:
🔻 یک: توهم «ضامن چین» و رویای توسعه:
تا پیش از جنگ فوریه ۲۰۲۶، پادشاهیهای خلیج فارس با تکیه بر آمارها—از جمله اختصاص ۳۶ درصد از واردات نفت خام چین به شورای همکاری و مبادلات تجاری ۳۰۰ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ که از کل تجارت با آمریکا و اروپا فراتر رفت—امیدوار بودند که پکن برای صیانت از سرمایهها و انرژی خود، تهاجم ایران را مهار کند. نقشآفرینی پکن در میانجیگری ۲۰۲۳ میان ریاض و تهران و مانورهای رسانهای در حمایت از دکترین چشمانداز ۲۰۳۰، این توهم را ایجاد کرد که چین به یک «ذینفع فعال امنیتی» تبدیل خواهد شد.
🔻 دو: انفلونزای پکن؛ از وساطت بیخطر تا انفعال مطلق:
اما خشونت نبرد ۲۰۲۶ نشان داد چین هیچ برنامهای برای پذیرش مسئولیت امنیتی ندارد. پکن نه تنها از ابزارهای فشار ارزی و سیاسی خود بر تهران برای مهار حملات موشکی به اعضا استفاده نکرد، بلکه با وتوی قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل نیروی بینالمللی صیانت از هرمز و گزارشهای مربوط به ارائه دیتای ماهوارهای به ایران، خشم شدید ریاض را برانگیخت. انفعال چین برآمده از دکترین سنتی «پرهیز از تعهدات نظامی و هزینهکردهای فرامرزی» است؛ پکن ترجیح میدهد تماشاچی فعال باشد تا اینکه خود را وارد باتلاق خاورمیانه کند.
🔻 سه: آینده روابط؛ تجارت بدون تضمین و دوراهی سخت اعضا:
نویسندگان نتیجه میگیرند روابط اقتصادی چین و خلیج فارس در حوزه انرژی، تکنولوژیهای سبز و هوش مصنوعی تداوم خواهد یافت، اما این شراکتی بر پایه «ضرورتهای مادی» است و نه «توقعات استراتژیک». جنگ ۲۰۲۶ اعضای شورا را در یک دوراهی سخت قرار داده است: پادشاهیهایی مانند عمان با سرخوردگی، خواستار ایجاد یک «نظم پساامریکایی» با حضور بومی ایران و عراق هستند، در حالی که کشورهایی مانند امارات، بحرین و کویت در غیاب جدی چین، مجبورند کماکان تحت دکترین پرریسک واشینگتن پناه بگیرند؛ شبیهترین حالت به یک معاملهی بیروح که در آن، چین سود تجارت را میبرد اما هزینهی امنیت را به عهده دیگران میگذارد.
https://www.foreignaffairs.com/china/gulfs-china-problem
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ سه سناریوی آینده برای تنگه هرمز؛ زوال دکترین ناوبری سنتی در خاورمیانه
🔻 تحلیل «واسای میر» در نشنال اینترست، به کالبدشکافی عمیقترین بحران ترانزیتی جهان در پساجنگ میپردازد. میر استدلال میکند تفاهمنامه ۱۷ ژوئن میان دونالد ترامپ و ایران، تنها سه هفته دوام آورد و با اعلام پایان آتشبس توسط ترامپ در اجلاس آنکارا، هرمز بار دیگر به ساحل ناامنی بازگشت. علت شکست، عدم حل هسته اصلی منازعه بود: ایران انسداد را حقی برای اعمال حاکمیت و اخذ عوارض میداند و آمریکا بر آزادی مطلق آبراه بینالمللی اصرار دارد. از آنجا که هیچ خطلوله جایگزینی توان پوشش ترانزیت روزانه ۲۰ میلیون بشکهای هرمز را ندارد، جغرافیا بار دیگر اراده نظامی قدرتها را منکوب ساخته است. نویسنده سه سناریوی پیشرو برای آیندهی این تنگه حیاتی را تبیین میکند:
🔻 یک: انسداد گزینشی و مدیریت عبور توسط تهران:
این سناریو هماکنون عملیاتی شده است. ایران با رد ناوبری بر پایه نرخهای بازار، یک سیستم عبور مدیریتشده و مبتنی بر همراستایی سیاسی ایجاد کرده است. کشتیهای چین، روسیه، هند، پاکستان، ترکیه و مالزی با ارائه دیتای بار و دریافت کد اختصاصی از سپاه از آبهای سرزمینی ایران عبور میکنند، در حالی که ناوگان غربی بلوکه مانده است. تسویهحسابهای ۲ میلیون دلاری به یوان چین و رسمیتبخشی به این عوارض در پارلمان ایران، نشان میدهد پکن و مسکو تمایلی به بازگشایی کامل ندارند؛ چرا که پکن عبور اختصاصی دارد و مسکو از جهش قیمت نفت ماهانه ۸.۵ میلیارد دلار سود میبرد.
🔻 دو: تصرف نظامی تنگه توسط آمریکا:
پاتکهای هوایی پنتاگون و موشکباران سیلوهای ساحلی ایران (نظیر پروژه ناکام Freedom) ثابت کرد نابودی تجهیزات معادل کنترل جغرافیا نیست. موقعیت سواحل بندرعباس و جزایر قشم، هرمز و لارک به سپاه اجازه میدهد با موشکهای ساحلبهدریا و انباری از ۲۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین، هر کشتی را بدون خروج یک ناوشکن از بندر متوقف کند. از آنجا که کشورها از اعطای پایگاه به آمریکا امتناع ورزیده، متحدان غربی از اعزام ناو انصراف داده و جیدی ونس هرگونه ورود نیروی زمینی را نفی کرده است، گزینه تصرف نظامی صرفاً به تصاعد عقیم بحران میانجامد.
🔻 سه: بازگشایی شکننده اما زخمخورده:
احتمالیترین و در عین حال سختترین سناریو، نیل به یک توافق دیپلماتیک است. حمله به نفتکشها در ژوئیه و پاتک به ۸۰ هدف توسط سنتکام نشان داد آتشبسهای موقت پایدار نیستند. با این حال، پیامدهای مالی ۵ ماه نبرد ثبت شده است: بازارهای بیمه ریسک جنگ را برای همیشه گران کردهاند و تمامی قراردادهای انرژی، بند «انسداد هرمز» را به عنوان شرط فورس ماژور درج میکنند.
🔻 میر نتیجه میگیرد نه واشینگتن با زور نظامی قادر به فتح ساحل است و نه تهران بدون لغو تحریمها میتواند اقتصادش را ترمیم کند. تنها راهکار عقلانی برای ترامپ، پذیرش یک توافق جامع شامل مهار راستیآزماییشدهی هستهای و پیوند آن با پیمان ابراهیم در ازای رفع تحریمها و تضمین ناوبری است؛ در غیر این صورت، جهان باید با عصر «کریدورهای گران و ناامن» در خلیج فارس خو بگیرد.
https://nationalinterest.org/blog/middle-east-watch/the-three-futures-of-the-strait-of-hormuz
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️آتلانتیک: حتی عربستان هم نمیتواند به وعدههای ترامپ اعتماد کند
🔻بر پایه گزارشی از دیوید فرام، توافق هستهای غیرنظامی میان آمریکا و عربستان که در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ توسط وزیران انرژی دو کشور امضا شد، پس از نزدیک به ۲۰ سال پیگیری ریاض، قرار بود زمینه فعالیت شرکتهای آمریکایی در ساخت و بهرهبرداری از نیروگاههای هستهای عربستان را فراهم کند و حتی احتمال ایجاد تأسیسات غنیسازی اورانیوم را نیز در بر بگیرد. گزارشها همچنین حاکی بود که برخلاف رویکرد دولتهای پیشین آمریکا از زمان باراک اوباما، این توافق الزام به عادیسازی روابط عربستان با رژیم صهیونی را کنار گذاشته و راه را برای غنیسازی اورانیوم هموار کرده است؛ موضوعی که به گفته برخی ناظران میتواند در آینده مسیر دستیابی عربستان به توانایی ساخت سلاح هستهای را نیز باز کند.
🔻با این حال، تنها یک روز پس از اعلام توافق، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود ادعا کرد که توافق شامل غنیسازی اورانیوم نمیشود و اجرای آن کاملاً مشروط به پیوستن عربستان به توافقهای ابراهیم و به رسمیت شناختن رژیم صهیونی است. این اظهارات، بدون هماهنگی با مقامهای سعودی، موجب سردرگمی در ریاض و واشنگتن شد و مشخص نیست که آیا ترامپ قصد تغییر مفاد توافق را دارد یا صرفاً موضعی رسانهای اتخاذ کرده است. همچنین سرنوشت توافق در کنگره نیز نامشخص است؛ هرچند کنگره میتواند آن را متوقف کند، اما برای این کار به اکثریتی نیاز دارد که بتواند وتوی احتمالی رئیسجمهور را نیز خنثی کند.
🔻به نوشته فرام، عربستان طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای روی ترامپ و خانواده او انجام داده است؛ از جمله قراردادهای اعطای امتیاز به سازمان ترامپ با ارزشی بالقوه چند میلیارد دلاری و سرمایهگذاری کلان در صندوق سرمایهگذاری خصوصی متعلق به جرد کوشنر. با وجود این حمایتهای مالی، تغییر ناگهانی موضع ترامپ این پرسش را برای ریاض ایجاد کرده که چرا این سرمایهگذاریها به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
🔻این تحول در شرایطی رخ داده که عربستان از نظر امنیتی نیز با چالشهای جدی روبهرو است. به نوشته نویسنده، شکست سیاستهای ترامپ در قبال ایران، موجب تقویت موقعیت تهران و افزایش نفوذ آن بر تنگه هرمز شده و احساس ناامنی ریاض را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، عربستان ممکن است دستیابی به توان هستهای را برای بقای خود در خاورمیانه پساآمریکایی ضروری بداند.
🔻مدافعان توافق هستهای آمریکا و عربستان سالها هشدار داده بودند که در صورت خودداری واشنگتن، ریاض ممکن است به روسیه یا چین برای فناوری هستهای و همکاریهای نظامی روی آورد، اما تجربه نیز چندان امیدوارکننده نبوده است. توافق آشتی ایران و عربستان با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ نتوانست از حملات موشکی ایران به عربستان در ماههای اخیر جلوگیری کند. همچنین گفته میشود عربستان در دهه ۱۹۹۰ برنامه هستهای پاکستان را تأمین مالی کرده و دو کشور سال گذشته پیمان دفاعی مشترکی امضا کردهاند، اما اتکای امنیتی به پاکستان نیز به دلیل روابط اقتصادی گسترده ریاض با هند، گزینه مطلوبی ارزیابی نمیشود.
🔻فرام در پایان با اشاره به سابقه ترامپ در اعلام تصمیمهایی که بعداً از آنها عقبنشینی کرده است، از جمله دستور خروج شرکتهای آمریکایی از چین در سال ۲۰۱۹ که سه روز بعد لغو شد، تعلیق اجرای قوانین مهاجرتی در مزارع، هتلها و رستورانها در ژوئن ۲۰۲۵ که چند روز بعد لغو شد و همچنین وعدههای متعدد درباره تعرفهها و عملیات نظامی که هرگز اجرا نشد، نتیجه میگیرد که هنوز مشخص نیست شرط جدید ترامپ درباره به رسمیت شناختن اسرائیل نیز به سیاستی عملی تبدیل خواهد شد یا خیر. نویسنده معتقد است همانگونه که متحدان سنتی آمریکا از غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی ترامپ دچار سردرگمی شدهاند، حتی کشورهایی مانند عربستان که میلیاردها دلار برای جلب نظر او و خانوادهاش هزینه کردهاند نیز دیگر نمیتوانند به ثبات و قابلاعتماد بودن دیپلماسی او اطمینان داشته باشند.
🔗 The Atlantic
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ پارادوکس یک تریلیون دلاری؛ آیا امارات میتواند قلب اقتصادی خود در داخل هرمز را دور بزند؟
🔻 تحلیل «تام حسین» در ساوت چاینا مورنینگ پست، به کالبدشکافی یک پارادوکس عمیق در دکترین اقتصادی امارات میپردازد: «تلاش ابوظبی برای رسیدن به وابستگی صفر به تنگه هرمز، در حالی که قلب تجاری یک تریلیون دلاری آن در داخل خود این آبراه واقع شده است». حسین استدلال میکند بنادر جبلعلی و خلیفه، شریان اصلی غیرنفتی کشور و کلید طلایی کریدور سنگاپور-اروپا هستند. اگرچه نبرد آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، امارات را به سمت توسعه بنادر شرقی (خورفکان، فجیره و دبا) سوق داده، اما انتقال این نقطه ثقل مادی با موانع ساختاری روبروست. نویسنده ابعاد این معضل ژئوپلیتیک را در سه محور کالبدشکافی میکند:
🔻 یک: نابرابری مادی ظرفیتها و رنسانس بنادر عمان:
اظهارات ثانی الزیودی، وزیر تجارت خارجی امارات، مبنی بر صفر کردن وابستگی به هرمز (چه آبراه باز شود چه بسته بماند)، با واقعیت ارقام کانتینری در تعارض است. خورفکان به عنوان فعالترین بندر ساحل شرقی امارات، سال گذشته تنها ۲.۵ میلیون کانتینر جابهجا کرد (که حتی پس از توسعه به ۵ میلیون خواهد رسید)؛ این ارقام در برابر ظرفیت ۱۹ میلیونی جبلعلی و ۱۰.۵ میلیونی خلیفه ناچیز است. در این میان، بنادر عمان (صلاله با ۵.۵ میلیون TEU، الدقم و صحار) به همراه بندر جده سعودی (۸.۳ میلیون TEU) به ذینفعان اصلی فرار خطوط کشتیرانی از ریسک هرمز تبدیل شدهاند.
🔻 دو: دکترین DP World و اکوسیستم غیرقابلجایگزین جبلعلی:
رابرت موگیلنیکی، پژوهشگر ارشد اندیشکده کشورهای عربی خلیج فارس در واشینگتن، تأکید میکند وابستگی صفر صرفاً یک «گزینه مطلوب» است و نه یک هدف کاملاً عملیاتی. از سوی دیگر، شرکت DP World (اپراتور اصلی جبلعلی) معتقد است که ساخت بتن و تیرهای آهنی در بنادر شرقی نمیتواند اکوسیستم اقتصادی جبلعلی را بازسازی کند؛ چرا که منطقه آزاد جبلعلی به تنهایی جذبکننده ۴۰ درصد از کل سرمایهگذاری خارجی در امارات است. مشتریان جهانی، بنادر شرقی را مکمل جبلعلی میدانند و نه جایگزین کامل آن.
🔻 سه: برتری دیپلماسی بر بتنریزی؛ دکترین پایداری پایدار:
فرید بلبوعب، مدیرعامل شرکت Gulftainer، تأکید دارد که تجارت جهانی به سمت زنجیرههای تأمین هوشمند و یکپارچه چرخیده است. نهایتاً، بقای موقعیت امارات به عنوان دروازه اتصال آسیا به اروپا، نه با ریختن بتن و احداث بنادر اضطراری، بلکه با «دیپلماسی و نیل به یک صلح پایدار در تنگه هرمز» تضمین خواهد شد. اگرچه ابوظبی طرحهای B، C و D را برای سناریوهای بدتر اجرا میکند، اما گره اصلی اقتصاد کلان امارات تنها با بازگشت ثبات مادی به هرمز گشوده میشود.
https://www.scmp.com/week-asia/economics/article/3360979/uaes-hormuz-workaround-tries-bypass-its-trillion-dollar-economic-heart
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ دکترین «R4»؛ چهارضلعی خروج از تلهی سهگانهی آمریکا-رژیم صهیونیستی-ایران
🔻 تحلیل «یاسمین فاروق» در گروه بینالمللی بحران، به کالبدشکافی یک موازنه نوظهور در غرب آسیا میپردازد: «شکلگیری چهارضلعی مشورتی R4 شامل عربستان سعودی، پاکستان، مصر و ترکیه». فاروق استدلال میکند نبرد آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و پاتکهای لایهای موشکی و پهپادی سپاه به پادشاهیهای عرب در کنار انسداد هرمز، اعضا را به این باور قطعی رساند که نمیتوان امنیت منطقه را به رقابت تهاجمی واشینگتن و تلآویو با تهران واگذار کرد. چارچوب R4 (به معنای ۴ قدرت منطقهای) پاسخی بومی برای پر کردن این خلاء استراتژیک است. نویسنده ابعاد و چالشهای این ساختار نوظهور را در سه محور تحلیل میکند:
🔻 یک: سیر تکوین چهارضلعی و پلتفرمهای هماهنگی:
شالودهی R4 پس از جنگ ۱۲ روزهی ژوئن ۲۰۲۵ و از طریق میانجیگریهای لایهای شکل گرفت: مصر صیانت از بازرسیهای آژانس در تهران را پیش برد، ترکیه میزبانی مذاکرات را بر عهده گرفت، و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ پیمان دفاع مشترک با سعودی امضا کرد. با این حال، حمله رژیم صهیونیستی به دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵ و یورش فوریه ۲۰۲۶، این دکترین را شتاب داد. نشستهای وزرای خارجه در ریاض (۱۸ مارس)، اسلامآباد (۲۶ مارس)، آنتالیا (۱۸ آوریل) و بیانیه رسمی قاهره (۲۱ ژوئن)، R4 را از یک ایده به یک «پلتفرم ساختاریافته برای مشاوره استراتژیک و هماهنگی دیپلماتیک» تبدیل ساخت که در مهندسی آتشبس ۸ آوریل و تفاهمنامه اسلامآباد نقشی کلیدی ایفا کرد.
🔻 دو: انقضای دکترین «تنشزدایی انفرادی» و خلاء پیمانکار خارجی:
جنگ ۲۰۲۶ عیان ساخت که نه تنشزدایی دوجانبهی اعضا با ایران و نه چتر امنیتی آمریکا، هیچکدام مصونیتبخش نیستند. واشینگتن در جریان حملات، پدافند خود را صرفاً بر صیانت از اهداف خود و رژیم صهیونیستی متمرکز کرد و بنادر شورا را در برابر پاتکهای ایران تنها گذاشت. از سوی دیگر، هدف قرار گرفتن فرودگاهها و زیرساختهای مدنی نشان داد تنشزدایی سه سال گذشته به انتهای راندمان خود رسیده است. R4 با هدف پر کردن این شکاف، قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جمعی را فراهم میسازد؛ کما اینکه استقرار نیروهای پدافندی مصر و پاکستان در خاک سعودی و امارات، نخستین سیگنال مادی این دکترین است.
🔻 سه: چشمانداز گفتگوی منطقهای و گاردریلهای داخلی:
اگرچه R4 یک بلوک رسمی ضدایرانی یا ضدرژیم صهیونیستیی نیست، اما میکوشد تهران را به یک «گفتگوی امنیتی جامع» بکشاند که در آن رفع تسلیح گروههای نیابتی در کنار مهار توسعهطلبی رژیم صهیونیستی و احترام به حاکمیت ملی به یک نُرم یکسان تبدیل شود. با این حال، تعمیق R4 با چالشهایی چون رقابت رهبری، واگرایی ریاض-ابوظبی، و تفاوت در میزان وابستگی به پایگاههای آمریکا روبروست. R4 جایگزین واشینگتن نخواهد شد، اما آزمون اولیه آن در ۶۰ روز آینده، اثبات خواهد کرد که آیا کشورهای عربی میتوانند سرنوشت پساجنگ را خود در دست گیرند یا خیر.
https://www.crisisgroup.org/cmt/middle-east-north-africa/egypt-pakistan-saudi-arabia-turkiye/can-new-initiative-help-gulf-region-escape-us-israel-iran-trap
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ادعای والاستریت ژورنال: حمله هوایی بحرین و کویت به ایران با حمایت امارات
🔻روزنامه والاستریت ژورنال (WSJ) به نقل از "منابع آگاه" مدعی شد بحرین و کویت اوایل ماه جاری (میلادی) برای نخستین بار مخفیانه برخی اهداف نظامی در داخل ایران، از جمله انبارهای پهپاد و موشک را هدف حملات هوایی قرار دادند. به ادعای این منابع، امارات نیز با ارائه اطلاعات شناسایی اهداف و تأمین پوشش دفاع هوایی از این عملیات حمایت کرده است.
🔻این گزارش میافزاید ایران در هفتههای اخیر حملات تلافیجویانه خود را عمدتاً متوجه بحرین و کویت کرده و بهتدریج دامنه این حملات را به زیرساختهای حیاتی گسترش داده است. WSJ با اشاره به بیانیه وزارت خارجه کویت نوشت که ایران یک نیروگاه برق و یک تأسیسات آبشیرینکن این کشور را نیز هدف قرار داده است
🔻والاستریت ژورنال همچنین افزوده با ورود جنگ به پنجمین ماه، کشورهای عربی خلیج فارس با تهدیدهای امنیتی و اقتصادی، از جمله اختلال در صادرات نفت از تنگه هرمز، مواجه هستند، و در صورت تداوم جنگ، ناچار به اتخاذ موضعی سختتر در قبال ایران خواهند شد.
🔗 WSJ
#کویت #بحرین #امارات
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️توافق هستهای عربستان کمتر از ۲۴ ساعت در ابهام فرو رفت
🔻دونالد ترامپ اعلام کرد توافق همکاری هستهای غیرنظامی آمریکا و عربستان تنها در صورتی اجرا خواهد شد که ریاض به «توافقهای ابراهیم» بپیوندد و روابط خود را با رژیم صهیونی عادیسازی کند؛ شرطی که عربستان تاکنون در نبود مسیری برای تشکیل کشور مستقل فلسطین نپذیرفته است. کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، نیز گفت در صورت نپیوستن عربستان به این پیمان، توافق هستهای لغو خواهد شد. ترامپ همچنین تأکید کرد این توافق صرفاً برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای است و شامل غنیسازی اورانیوم نمیشود.
🔻در همین حال، CNN نیز گزارش داد توافقی که چهارشنبه امضا شده بود، کمتر از ۲۴ ساعت بعد با اعلام شرط جدید ترامپ با ابهام روبهرو شد. به گزارش این شبکه، ترامپ پس از اعلام توافق از سوی کریس رایت، وزیر انرژی، بدون اطلاع قبلی او و همچنین در پی انتقاد رسانههای محافظهکار، خواستار مشروط شدن آن به عادیسازی روابط با رژیم صهیونی شد. دو منبع آگاه نیز گفتند این شرط در جریان مذاکرات مطرح نبوده و حتی تیم مذاکرهکننده آمریکا را غافلگیر کرده است.
🔻بنابه این گزارش، طرف سعودی نیز از تغییر موضع واشنگتن شگفتزده شد، زیرا نسخه اولیه توافق را امتیازی مهم میدانست. این نسخه، در صورت تحقق شرایط مشخص، به عربستان اجازه غنیسازی اورانیوم در خاک خود را با نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی میداد.
🔻این توافق پس از حدود دو دهه مذاکره و دستیابی به توافق اولیه در اکتبر سال گذشته شکل گرفت، اما تصویب نهایی آن به دلیل نگرانیهای مرتبط با جنگ با ایران و احتمال مخالفت کنگره به تأخیر افتاده بود. همچنین به گفته دو منبع صهیونیست، بنیامین نتانیاهو خواهان گنجاندن شرط عادیسازی در توافق بود، اما کاخ سفید هرگونه تماس ترامپ و نتانیاهو درباره این موضوع را رد کرده است.
#عربستان
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ شریان حیات استراتژیک؛ چگونه بحران هرمز، فجیره را به برندهی اقتصادی امارات تبدیل میکند؟
🔻 تحلیل اقتصادی «ساموئل وندل» در المانیتور، به کالبدشکافی یک جهش ساختاری در ژئوپلیتیک امارات میپردازد: «تبدیل امارت کمتر دیدهشدهی فجیره از یک بندر خلوت به شریان اصلی بقای اقتصادی امارات در پساجنگ». وندل استدلال میکند در شرایطی که نبرد دوباره آمریکا و ایران، ناوبری در تنگه هرمز را به حالت فلج کامل درآورده، فجیره به لطف موقعیت جغرافیایی منحصربهفردش در ساحل دریای عمان و اقیانوس هند، به مرکز ثقل ترانزیت نفت و کالای خلیج فارس تبدیل شده و معادلات لوجستیک منطقه را از نو تعریف کرده است. نویسنده ابعاد این دگرگونی استراتژیک را در سه محور تحلیل میکند:
🔻 یک: جابهجایی ثقل لوجستیک از جبلعلی و شتاببخشی به خطوط لوله:
گزارش فایننشال تایمز مبنی بر تصمیم غول لوجستیک دبی (DP World) برای احداث یک بندر چندمنظوره و ترمینال کانتینری جدید در فجیره، نشاندهندهی یک دکترین تهاجمی برای کم کردن وابستگی به بندر جبلعلی در خلیج فارس است که فعالیت آن پس از جنگ به شدت افت کرد. این طرح در کنار تصمیم شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) برای تسریع در ساخت دومین خطلوله (خط غرب-شرق به مقصد فجیره تا سال ۲۰۲۷ که ظرفیت صادرات غیرهرمزی کشور را دوبرابر میکند)، گویای حرکت امارات به سمت «صفر کردن وابستگی به تنگه هرمز» است.
🔻 دو: بیمهنامهای که به زیربنای پایداری تبدیل شد:
خطلوله حبشان-فجیره (با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز) که از سال ۲۰۱۲ فعال بود، زمانی صرفاً یک «بیمهنامه تنش» تلقی میشد. اما در شرایطی که صادرات کویت، عراق و قطر به دلیل انسداد هرمز متوقف شد، همین خطلوله مانع از سقوط مالی ابوظبی گردید. فجیره که سال گذشته با وجود رشد اقتصادی ۱۲ درصدی تنها ۱.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی امارات را تشکیل میداد و به «خوابآلودهترین شهر رو به رشد جهان» معروف بود، اکنون با اتصال به شبکه ریلی و جذب سرمایههای کلان، در حال تبدیل شدن به اصلیترین هاب ترانزیتی کشور است.
🔻 ۳. محدودیتهای توسعه و تداوم تهدیدات امنیتی:
با این حال، کارشناسانی نظیر جاستین الکساندر تأکید میکنند که فجیره هرگز به «دبی ۲.۰» یا مرکز مالی و فناوری منطقه تبدیل نخواهد شد و ابعاد توسعهی آن به طولانی شدن بحران هرمز بستگی دارد. از سوی دیگر، فجیره در فاصله ۱۱۳ کیلومتری هرمز، از حملات پهپادی و موشکی ایران در امان نبوده و تمرکز بیش از حد زیرساختهای حیاتی امارات در این ساحل، آن را به یک سیبل جذاب برای پاتکهای آتی ایران بدل میسازد. با این وجود، رقابت روزافزون با بنادر عمان و خورفکان شارجه اثبات میکند که جغرافیا و اقتصاد امارات برای همیشه به سمت شرق هرمز تغییر ریل داده است.
https://www.al-monitor.com/originals/2026/07/how-hormuz-crisis-turning-fujairah-uaes-strategic-lifeline
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ شبکهی فشار در پساجنگ؛ چرا جبهه واقعی خلیج فارس از آب، ابر و کابلهای زیردریا میگذرد؟
🔻 تحلیل «علیا براهیمی» و «جان جیمز» در اندیشکده شورای آتلانتیک، به کالبدشکافی یک کلانروند در پساجنگ میپردازد: «عبور دکترین نظامی ایران از جنگ سخت موشکی به سمت انهدام زیستبوم دیجیتال و حیاتی پادشاهیهای عرب». نویسندگان استدلال میکنند در جریان نبرد آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، انسداد تنگه هرمز و سقوط ناوبری، پیشپاافتادهترین لایه از دکترین تهاجمی تهران بود؛ چرا که خط مقدم اصلی این کارزار نه در دریا، بلکه در همافزایی تخریب سه حوزه «آب آشامیدنی، پردازش ابری و کابلهای زیردریا» شکل گرفت. نویسندگان ابعاد این دکترین ترکیبی و را در سه محور کالبدشکافی میکنند:
🔻 یک: تهاجم به دکترین مشروعیت؛ از دپوی آب تا مرکز دادههای آمازون:
حملات ایران واجد دکترین «ضد مشروعیت» بود؛ یعنی نشانه رفتن عقد اجتماعی میان حاکم و شهروند از طریق قطع خدمات اولیه. اصابت پهپادها به مراکز داده «خدمات وب آمازون» (AWS) در امارات—که نخستین حمله نظامی تاریخ به یک سرویسدهنده ابری مقیاسبزرگ محسوب میشود—بانکهای بزرگ نظیر «امارات انبیدی» و سیستمهای پرداخت را فلج کرد. همزمان، حملات موشکی به نیروگاهها و تاسیسات آبشیرینکن در بحرین و کویت (که ۹۰ درصد آب خود را از دریا میگیرند)، نشان داد که به دلیل پیوستگی سیستمیک، حمله به شبکه برق معادل حمله به آب، و حمله به آب معادل خاموشی کمپهای هوش مصنوعی است.
🔻 دو: گروگانگیری کابلهای زیردریا و انقباض دموگرافیک:
ایران با انتشار نقشه کابلهای زیردریا ثابت کرد که زیرساخت دیجیتال منطقه در تیررس میدان است. اعلام وضعیت «فورس ماژور» توسط شرکت فرانسوی «آلکاتل» در ۱۲ مارس و تعلیق پروژه کابل «۲Africa Pearls» متعلق به شرکت متا، اثبات کرد تهران بدون قطع کابل، با گروگانگیری ناوگان تعمیرات، ترانزیت داده را متوقف میسازد. از سوی دیگر، با توجه به اینکه ۷ نفر از هر ۸ ساکن امارات و قطر از اتباع خارجی هستند، فشار بر کانالهای رمزارز و ایجاد رعب، خطر خروج متخصصان و سقوط دکترین تنوعبخشی اقتصادی (نظیر چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی) را در پی دارد.
🔻 سه: ضرورت خلق «شبکه پایداری حاکمیتی»:
پاسخ به این تهدید لایهای، ترمیم انفرادی آسیبها نیست. اعضای شورای همکاری باید یک «شبکه پایداری حاکمیتی» شامل سیستمهای یکپارچه، بانک دیتای مشترک، اتاق فیوژن هوشمند برای تشخیص همزمان حملات سایبری و حملات آبشیرینکن، و اوراق قرضه پایداری ایجاد کنند. ایجاد شبکه برق و پدافند آب مشترک و ناوگان بومی تعمیرات کابل، تنها راه صیانت از مدل زیست خلیج فارس در منطقه خاکستری پساجنگ ۲۰۲۶ است.
https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/the-gulfs-real-front-line-in-the-iran-conflict-runs-through-its-water-cloud-and-cables-and-the-links-between-them/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ بازطراحی نظم پساجنگ در خلیج فارس؛ پتانسیل ریاض برای رهبری نوین منطقهای
🔻 تحلیل حسین بحریکورت در مرکز مطالعات خاورمیانه (ORSAM)، به بررسی کالبدشکافی موقعیت ویژه عربستان سعودی در بازتنظیم نظم پساجنگ میپردازد. جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و انسداد هرمز، ناکارآمدی دکترینهای گذشته مبتنی بر تکیهی مطلق به چتر امنیتی خارجی را برملا ساخت. با این حال، پادشاهی سعودی به دلیل تحمل آسیب مستقیم کمتر و صیانت از دکترین بازدارندگی بومی، واجد بیشترین انعطافپذیری استراتژیک برای گسترش نفوذ منطقهای و رهبری نظم نوین خلیج فارس است. نویسنده ظرفیتها و چالشهای ریاض را در سه محور تحلیل میکنند:
🔻 یک: حفظ توان بازدارندگی و نوسازی پدافند بومی:
نخستین مزیت ریاض، محدود بودن هدفگیری آن توسط ایران در مقایسه با سایر اعضا بود. حتی در جریان حمله به آرامکو در ۲ مارس، تهران با انکار رسمی و «عملیات فریب» خواندن آن، از تصاعد بحران با ریاض پرهیز کرد؛ امری که منجر به مهار نسبی انصارالله نیز شد. این موقعیت، در کنار بهرهبرداری کامل از خطلوله شرق-غرب به سمت دریای سرخ، به ریاض اجازه داد تا با گشایش چتر حمایتی بر فراز کویت و بحرین، رهبری پیشدستانهی خود را تثبیت کند. همزمان، سعودی با خروج از خریدهای دفاعی محض، خیز کلانی برای ساخت جنگندههای نسل پنجم (نظیر همکاری با پروژه کان ترکیه) و خودکفایی پهپادی برداشته است.
🔻 دو: ظرفیت بالای بازسازی و دموگرافی مصون:
علیرغم انقباض مالی سه سال گذشته و اولویتبندی مجدد پروژههای چشمانداز ۲۰۳۰ (از جمله تعدیل مگاپروژهی «لاین» در نیوم)، جهش قیمت نفت پس از جنگ، ترازنامه مالی ریاض را ترمیم کرد. مزیت کلیدی دیگر سعودی، دموگرافی قوی و جمعیت بومی متراکم آن است؛ برخلاف سایر پادشاهیهای خلیج فارس که اقتصادشان به شدت وابسته به نیروی کار و متخصصان خارجی است و با خروج آنها در زمان بحران دچار شکنندگی ساختاری میشوند، دموگرافی بزرگ سعودی عامل مادی و بالشتک مطمئنی برای بازسازی شتابان ایجاد میکند.
🔻 سه: شکاف ابوظبی-ریاض و ابهام در دکترین واشینگتن:
اما این پتانسیل برای رسیدن به فعلیت، با دو گسل بزرگ روبروست: نخست، واگرایی استراتژیک میان ریاض و ابوظبی در قبال عادیسازی با تلآویو، پرونده ایران و رقابت در یمن، سودان و سومالی؛ امر که چابکی دیپلماتیک امارات را به رقیبی برای نفوذ سعودی تبدیل میکند. دوم، شناور بودن سیاست فرامرزی ترامپ پس از عصر جنگ است. نهایتاً ثبات نظم آتی، نه خودکار، بلکه منوط به توانایی ریاض در موازنه میان خوداتکایی دفاعی، مهار رقابتهای درونشورایی و خلق پلتفرمهای همگرایی بومی خواهد بود.
https://orsam.org.tr/en/yayinlar/seeking-a-post-war-order-in-the-gulf-can-riyadh-expand-its-regional-footprint/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ سیبلهای ثابت در خط آتش؛ چرا چتر امنیتی آمریکا دیگر صیانتکننده خلیج فارس نیست؟
🔻 تحلیل «دکتر مصطفی فتوری» در میدلایست مانیتور، به کالبدشکافی عمیقترین گسل امنیتی در پساجنگ میپردازد. فتوری استدلال میکند حضور متراکم نظامی آمریکا—شامل ۱۳ هزار و ۵۰۰ نیرو در کمپ عریفجان و علیالسالم کویت، ۲ هزار و ۷۰۰ نیرو در پایگاه امیر سلطان سعودی، بیش از ۱۰ هزار نیرو در مرکز سنتکام در العدید قطر، ۹ هزار نیرو در ناوگان پنجم منامه، ۳ هزار و ۵۰۰ نیرو در الظفره امارات و بندر جبلعلی و بنادر عمان—که در کنار پایگاه اینجیرلیک ترکیه و نیروهای غربی کمربند مهار ایران را شکل داده بودند، از یک «بیمهنامه معتبر» به یک «عارضه و تهدید وجودی» تبدیل شده است. نبرد ۱۲ هفتهای آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران عیان ساخت که این دکترین، کشورهای میزبان را به سیبلهای ثابت و بیدفاع در برابر موشکهای سپاه تبدیل کرده است. نویسنده ابعاد این انسداد استراتژیک را در سه محور کالبدشکافی میکند:
🔻 ۱. پارادوکس حاکمیت و تلهی همسایه ابدی:
پادشاهیهای خلیج فارس با هزینهای سنگین دریافتند که خاک حاکمیتی آنها به میدان عملیاتی بدل شده که هیچ مشورتی درباره آغاز آن با آنها نشده بود؛ امری که بنادر، تاسیسات نفتی و کلانشهرهای آنها را در خط مقدم پاتکهای ایران قرار داد. خطای محاسباتی اعضا این بود که آمریکا در نهایت امکان چرخش به سمت خاور دور یا خروج (نظیر تجربه افغانستان) را دارد، اما ایران همسایهای دائمی و غیرقابلحذف است. از سوی دیگر، تبدیل سرزمین به سیبل، دکترینهای توسعه نظیر چشمانداز ۲۰۳۰ سعودی و هابهای تجاری دبی را که بر پایه ثبات مطلق بنا شدهاند، منهدم میسازد؛ آنهم در حالی که پدافند اعضا به جای صیانت از مرزهای بومی، صرف پوشش پایگاههای آمریکا میشود.
🔻 ۲. بنبست پنتاگون و پدیده «گرفتاری امپراتوری»:
این حضور فرامرزی برای واشینگتن نیز به یک پارادوکس تبدیل شده است. هنگامی که دولتهای میزبان تحت فشار افکار عمومی ضد جنگ، اجازه استفاده هجومی یا جاسوسی از پایگاههایشان را نمیدهند، این تاسیسات میلیارد دلاری عملاً فلج میشوند. پایگاههای ثابت به جای اعطای انعطافپذیری عملیاتی، به یک «تلهی امپراتوری» تبدیل شدهاند که حجم عظیمی از ناوشکنها و پاتریوتهای آمریکا را صرفاً برای «حفظ خود پایگاه» مستهلک میکنند. در این میان، مطالبه دوباره ترامپ از اعضا برای پرداخت هزینه صیانت از هرمز—که تا پیش از جنگ خودخواسته او باز بود—بر خشم پایتختهای عربی افزوده است.
🔻 ۳. سقوط توهم پیمان ابراهیم و لزوم همگرایی با قدرت بومی:
جنگ ۲۸ فوریه این توهم را که همراستایی امنیتی با تلآویو از طریق پیمان ابراهیم موجب سود امنیتی میشود، کاملاً منهدم کرد؛ زیرا امنیت را نمیتوان با حذف یک قدرت دائمی بومی بنا نهاد. فتوری نتیجه میگیرد که هرگونه نظم پایدار آتی در خلیج فارس، منوط به خروج از مدل «پادگان خارجی» و پذیرش وزنه ژئوپلیتیک ایران است. این دکترین نیازمند توافق بر سر مدیریت حقوق ناوبری در تنگه هرمز و فرمولی پایدار برای پرونده هستهای است؛ چرا که در زمین سخت پساجنگ ۲۰۲۶، صلح واقعی نه از لوله تفنگهای سنتکام، بلکه از موازنه با همسایه دائمی حاصل میشود.
https://www.middleeastmonitor.com/20260716-sitting-ducks-why-the-us-security-umbrella-no-longer-protects-the-gulf/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ فروپاشی منطق راهبردی پیمان ابراهیم؛ چرا جنگ ۲۰۲۶ روند سازش را منجمد کرد؟
🔻 تحلیل «عبدالرحیم شلبی» در ریسپنسبل استیتکرافت، به کالبدشکافی فروپاشی زیربنای پیمان ابراهیم در پساجنگ میپردازد. شلبی استدلال میکند که این توافقنامهها از طریق دور زدن هسته اصلی ناآرامی در خاورمیانه—یعنی مسئله فلسطین و ابتکار صلح عربی ۲۰۰۲—تلاش کردند با یک معامله کاسبکارانه، عادیسازی روابط را به حاشیه ببرند. واشینگتن در ازای الحاق امارات، بحرین، مراکش و سودان، امتیازات نظامی و رفع تحریمها را اعطا کرد؛ اما نبرد ۱۲ هفتهای اخیر آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران و بحران هرمز ثابت کرد که بدون حل عادلانه مسئله فلسطین، هیچ منظومه امنیتی در منطقه پایدار نخواهد ماند. نویسنده ابعاد این انجماد استراتژیک را در سه محور کالبدشکافی میکند:
🔻 ۱. پایداری جبهه امتناع و شوک ۷ اکتبر:
کشورهایی مانند عربستان سعودی با آگاهی از وزن خود در جهان اسلام، شرط عدم عادیسازی بدون تشکیل دولت مستقل فلسطین را حفظ کردند. قطر و عمان برای صیانت از دکترین «میانجیگری فعال» و کویت با اتکا به موانع قانونی خود، از پیوستن به این پیمان امتناع ورزیدند. شلبی تأکید میکند که طوفانالاقصی و حوادث پس از آن، پاتک مستقیم گروههای فلسطینی به معاملهای بود که قصد داشت مسئله آنها را از حافظه بینالمللی محو کند؛ شوکی سهمگین که بیثباتی ژئوپلیتیک هرگونه نظم جایگزین را برملا ساخت.
🔻 ۲. زوال چتر امنیتی واشینگتن و ثبات وزنه ایران:
جنگ ۲۰۲۶ دو توهم بنیادی پیمان ابراهیم را منهدم کرد: نخست، ناکارآمدی و عجز ساختاری چتر امنیتی آمریکا در حمایت از متحدانش در برابر حملات موشکی سپاه؛ و دوم، اثبات این واقعیت که ایران یک قدرت منطقهای غیرقابلحذف است که نمیتوان آن را از معادلات خلیج فارس کنار گذاشت. با اصابت موشکها به بنادر کشورهای عربی و فلج شدن ناوبری در هرمز، اصلیترین توجیه امارات و بحرین برای تکیه بر واشینگتن و تلآویو فروریخت.
🔻 ۳. گذار به دکترین «فرزندان ابراهیم» و شرط پایدار صلح:
اشتباه تاریخی پیمان ابراهیم، دعوت از فرزندان اسحاق (رژیم صهیونیستی) به میز مذاکره و رها کردن فرزندان اسماعیل (فلسطین) در پشت درهای بسته بود. شلبی نتیجه میگیرد که هرگونه ساختار آتی، نیازمند جایگزینی دکترین گذشته با توافقنامهای جدید بر پایه «احترام متقابل و تشکیل دولت مستقل فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷» است. صلح واقعی از طریق شوهای نمایشگاهی در کاخ سفید نیست، بلکه فرآیندی مادی و برگشتناپذیر است که با اعطای حق تعیین سرنوشت به فلسطینیان، ثبات واقعی را به خاورمیانه پساجنگ بازمیگرداند.
https://responsiblestatecraft.org/abraham-accords-iran-war/
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
4 738
♨️ چرا کشورهای همسایه ایران از پاسخ نظامی پرهیز میکنند؟ عجز مادی یا صبر راهبردی؟
🔻 گزارش تحلیلی «سکینه المشخیص» در الحرة، به بررسی دلایل پرهیز کشورهای حوزه آبراه جنوبی از پاسخ نظامی مستقیم به حملههای ایران میپردازد. با وجود گسترش حملهها در پی تزلزل توافقنامههای پیشین و شلیک تعداد زیادی موشک و پهپاد طی ماههای گذشته که نیمی از آنها امارات و بخش دیگری کشورهای بحرین، کویت، قطر و عمان را هدف قرار دادند، موضع این کشورها کماکان در حد محکوم کردن و تاکید بر دفاع از خود باقی مانده است. کارشناسان دفاعی دلایل اصلی این رویکرد را در سه محور تحلیل میکنند:
🔻 ۱. نابرابری در توان هجومی و نبود عمق راهبردی:
سرتیپ سعید الحجری، کارشناس نظامی، بر وجود یک شکاف واقعی در توان هجومی این کشورها تاکید میکند. آنها فاقد عمق جغرافیایی و راهبردی متناسب با انبارهای موشکی و پهپادی ایران هستند. با وجود داشتن جنگندههای پیشرفتهای مانند اف-۱۵، اف-۱۶ و یوروفایتر، به کارگیری آنها به معنای ورود مستقیم به جنگ است که تصمیمی بسیار حساس به شمار میرود. به باور او، بازدارندگی این کشورها نه یک ویژگی درونزا، بلکه «امانتی و وابسته به خریدهای بیرونی» است؛ از این رو بدون پشتیبانی مستقیم آمریکا امکان خنثیسازی توان نظامی ایران را ندارند.
🔻 ۲. آسیبپذیری سامانههای پدافندی:
اگرچه سامانههای پدافندی نظیر پاتریوت و تاد بخشی از تهدیدها را رهگیری میکنند، اما بروز آسیبها در کشورهای کویت، بحرین و قطر نشاندهنده وجود روزنههای امنیتی است. علاوه بر این، هماهنگیهای پدافندی گاه با خطاهایی همراه بوده که چالشهای تازهای در شناساگرهای دفاعی ایجاد کرده است.
🔻 ۳. ترجیح صبر راهبردی و شکاف در تصمیمگیری:
فیصل الحمد، کارشناس دفاعی، بر این باور است که این کشورها کماکان از الگوی «صبر راهبردی» پیروی میکنند. آنها گزینه دفاع فعال، جنگ الکترونیک برای اختلال در شبکههای هدایت پهپاد و در نهایت همکاریهای چندجانبه را مد نظر دارند، اما تمایلی به ورود ناگهانی به یک نبرد همهجانبه ندارند. با وجود تلاشهای امارات برای ایجاد یک پاسخ نظامی هماهنگ و مشترک، کشورهایی مانند عربستان و قطر ترجیح دادهاند از ورود به درگیری مستقیم پرهیز کنند.
🔻 در نهایت، ادامه این فشارها ممکن است این کشورها را به سمت شکلدهی یک پیمان پدافند هوایی یکپارچه، گسترش همکاری با کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان و تقویت تولیدات دفاعی بومی سوق دهد؛ هرچند این طرحها در حال حاضر بیشتر در قالب گفتگو مطرح هستند و تا عملیاتی شدن فاصله دارند.
https://alhurra.com/27609
🔹کانال مطالعات خلیج فارس
@PGulfStudies
