376
Subscribers
No data24 hours
+17 days
-130 days
Posts Archive
انیمیشن هفت شهر
۱۳۵۰
طراحی و کارگردانی:علی اکبر صادقی
فیلم نامه: فیروز شیروانلو
گفتار متن: احمد شاملو
موسیقی متن: شیدا قره چه داغی
تهیه شده در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
@jalehpubb
یک شمش آهن را در نظر بگیرید که ارزش آن 5 دلار است.
اگر از این شمش آهن در کوره آهنگری، نعل اسب بسازید ارزش آن 10 دلار خواهد شد.
چنانچه همین شمش را به یک کارگاه سوزن سازی بدهیم، بهای سوزن های ساخته شده به3285 دلار بالغ می شود.
ولی اگر این شمش را به یک کارخانه ساعت سازی بدهیم. قیمت فنرهای ساعتی که نهایتا از آن ساخته می شود 250000 دلار خواهد شد.
در واقع,تفاوت ارزش ایجاد شده بین 5 دلار و 250000 دلار است. شما با خودتان چه می کنید؟ از خودتان چه می سازید؟ چه قدر به ارزش تان اضافه می شود؟
صفر تا یک
پیتر / تی یل
@jalehpubb
زندگی مانند دوچرخه است
باید برای حفظ تعادل زندگی همیشه در حرکت باشی.
جنگل نروژی
هاروکی / موراکامی
@jalehpubb
+ چرا اینقدر قیافهت جدیست؟
- فکرای بدی ذهنم رو آشفته کرده
+ چه نوع فکرهایی؟ میدانی فکرها را هم میشود معالجه کرد؟
- چطوری؟
+ با تسلیم شدن به آنها!
بابا گوریو
اونوره / دوبالزاک
@jalehpubb
به طور کُلی نود درصد سعادت ما فقط مبتنی بر سلامت ماست. همه چیز در صورت وجود سلامت مایهٔ لذّت میگردد؛ برعکس، بدون سلامت، هیچ موهبت بیرونی نیست که لذّتبخش باشد و حتی موهبتهای ذاتی دیگر، خصوصیات ذهنی و خُلق و مزاج در اثر رنجوری کاهش مییابند و بسیار ضعیف میشوند. پس بیدلیل نیست که به هنگام دیدن یکدیگر نخست جویای سلامت هم میشویم و برای یکدیگر آرزوی سلامت میکنیم، زیرا سلامت، برای سعادت انسان از هر چیز دیگر اساسیتر است.
درباب حکمت زندگی
آرتور / شوپنهاور
@jalehpubb
در میان اشکها پرسیدمش؛
خوشترین لبخند چیست
شعلهای در چشم تاريکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتشفشاند
گفت لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند
من ز جا برخاستم؛
بوسیدمش
هوشنگ / ابتهاج
@jalehpubb
دوستان واقعی، مثل صبح هستند
نمیشود تمام روز آنها را داشت،
اما مطمئنی که فردا، هفته بعد، و تا ابد هستند...
@jalehpubb
اون چيزى رو بخون
كه هيچكس ديگه نميخونه
به چيزى فكر كن
كه كس ديگهاى بهش فكر نمىكنه
و كارى رو بكن
كه هيچكس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه!
خوب نيست كه ذهنتون دائما با آدمها "هم عقيده باشه"
@jalehpubb
تیر خلاص بر پیکر هنر و هنرمند با ابتذال در هنر
به بهانه تلخ ، فروش موز چند سنتی به قیمت چند میلیونی بر دیوار یک حراجی آثار هنری .
تئوی عزیز
هنگامی که این نامه را برای تو مینویسم
سرشار از شادی هستم.
خبر خوب این است که توانستم تعداد قابل توجهی از نقاشی هایم را به یک
مجموعه دار بفروشم.
هر چند باید اعتراف کنم که شاید کمی از آرمانها و باورهایم درباره هنر فاصله گرفته
باشم.
اما چه میشود کرد؟ رستوران نزدیک خانه ام برای تأمین غذایم به عقایدم اهمیتی نمیدهد و تنها پول میخواهد
راستی امروز واژه ای جدید یاد گرفتم که شاید برایت جالب باشد
«ابتذال»
دوستدارت
ونسان
این نامه توسط ون گوگ نوشته نشده است و خیالی است
@jalehpubb
