en
Feedback
انتشارات چارلز بوکُفسکی

انتشارات چارلز بوکُفسکی

Open in Telegram

کانال پا بر جاست و می‌توانید عضو شوید اما بخوانید: https://t.me/Bukowski_Pub/4251 و https://t.me/Bukowski_Pub/4700 @MrBelane

Show more
7 942
Subscribers
-424 hours
-217 days
-3230 days
Posts Archive
به خودت نگیر شیشه‌ی پنجره تمیزت می‌کنند که کوه را بی‌‌لکه ببینند و آسمان را بی‌چرک به خودت نگیر شیشه تمیزت می‌کنند که دیده نشوی #علیرضا_روشن @alirezaroshan56 انتشارات چارلز بوکفسکی✅ @Bukowski_Pub

❌‼️🚫❌‼️❌‼️🚫❌‼️🚫❌ پس از گذشت ۴ ماه از بازداشت من و در انتظار کیفر بودن، شاهد چاپ و فروش آثار انتشارات چارلز بوکفسکی در کانال‌ها و صفحات اینستاگرامی هستم. حتی در زمان فعالیت، ترجیح قاطعانه انتشارات چارلز بوکفسکی این بود که آثار دست کاسب‌کاران نیافتد. انتشارات چارلز بوکفسکی هیچ‌گونه همکاری و تعهدی در قبال این صفحات ندارد. آثار چاپ‌شده فاقد اعتبار و غیرقابل اعتماد هستند. و خطاب به چاپ‌کنندگان... برای چاپ آثار انتشارات چارلز بوکفسکی، بایستی کپی‌رایت را لحاظ و اجازه کسب کنید که ما این اجازه‌ را هیچ‌گاه به هیچ کاسب‌کاری نداده و نمی‌دهیم‌. سوم آبان ۱۳۹۹ #ادمین

کارفرماها همیشه سعی داشتند چند نفر از کارکنان‌شان را مدام مجبور به اضافه‌کاری بکنند، به‌جای این‌که چند نفر بیشتر استخدام کنند که باعث می‌شد همه کمی کمتر کار کنند. اگر هشت ساعت برای رئیست کار می‌کردی، انتظارش از تو بالاتر می‌رفت و می‌خواست بیشتر کار کنی. هیچ‌وقت کسی را بعد از شش ساعت کار نمی‌فرستادند خانه، چون ممکن بود کمی وقت روی دستش بماند که بخواهد فکر کند. #چارلز_بوکفسکی #هزار_پیشه مترجم: #وازریک_درساهاکیان @Bukowski_Pub

بوکاوسکی به سمت درجه‌داری نائل شد و موفق شد در یک مسابقه تیراندازی برنده شود. بعد از مراسم اهدای جایزه، در راه خانه با مدالی که در جیب داشت نشست به فکر کردن‌. این فرماندهی که به او مدال داده بود چه کسی بود؟ به این اندیشید که او هم مثل بقیه آدم‌ها محتاج بود که گهگاهی بریند. همه مجبورند خود را با روزگار هماهنگ کنند. فرقی نمی‌کرد که چه مقامی در جامعه داشته باشی: پزشک، وکیل یا سرباز. مدالش را به فاضلاب پرت کرد. از کتاب: #یک_افسانه (زندگی چارلز بوکفسکی) نوشته‌ی #رونی_هاگ مترجم: #طاهر_جام_برسنگ @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

بوکاوسکی به سمت درجه‌داری نائل شد و موفق شد در یک مسابقه تیراندازی برنده شود. بعد از مراسم اهدای جایزه، در راه خانه با مدالی که در جیب داشت نشست به فکر کردن‌. این فرماندهی که به او مدال داده بود چه کسی بود؟ به این اندیشید که او هم مثل بقیه آدم‌ها محتاج بود که گهگاهی بریند. همه مجبورند خود را با روزگار هماهنگ کنند. فرقی نمی‌کرد که چه مقامی در جامعه داشته باشی: پزشک، وکیل یا سرباز. مدالش را به فاضلاب پرت کرد. از کتاب: #یک_افسانه (زندگی چارلز بوکفسکی) نوشته‌ی #رونی_هاگ مترجم: #طاهر_جام_برسنگ @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خو
ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خودشان را سرگرم می‌کنند. بعضی‌ها می‌خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می‌کنند، و بعضی‌ها هم ماتم می‌گیرند، ولی اصل کار اینست که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم. ولی وقتی می‌آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می‌شود ... #سه_قطره_خون #صادق_هدایت انتشارات چارلز بوکفسکی✅ @Bukowski_Pub

ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خو
ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خودشان را سرگرم می‌کنند. بعضی‌ها می‌خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می‌کنند، و بعضی‌ها هم ماتم می‌گیرند، ولی اصل کار اینست که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم. ولی وقتی می‌آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می‌شود ... #سه_قطره_خون #صادق_هدایت انتشارات چارلز بوکفسکی✅ @Bukowski_Pub حرفی، سخنی، حدیثی؟👇🏻 @Harfmanrobot

ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خو
ما همه‌مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون. ولی بعضی‌ها به دیوار زندان صورت می‌کشند و با آن خودشان را سرگرم می‌کنند. بعضی‌ها می‌خواهند فرار بکنند، دستشان را بیهوده زخم می‌کنند، و بعضی‌ها هم ماتم می‌گیرند، ولی اصل کار اینست که باید خودمان را گول بزنیم، همیشه باید خودمان را گول بزنیم. ولی وقتی می‌آید که آدم از گول زدن خودش هم خسته می‌شود ... #سه_قطره_خون #صادق_هدایت انتشارات چارلز بوکفسکی✅ @Bukowski_Pub حرفی، سخنی، حدیثی؟👇🏻 @Harfmanrobot

این‌که هرروز صبح از تخت‌ بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی واقعا شجاعت بزرگی می‌طلبه. #چارلز_بوكفسکی
این‌که هرروز صبح از تخت‌ بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی واقعا شجاعت بزرگی می‌طلبه. #چارلز_بوكفسکی ترجمه: #مهیار_خانبابایی از کتاب: #You_get_so_alone_at_times_that_it_just_makes_sense انتشارات چارلز بوکفسکی✅ @Bukowski_Pub

این‌که هرروز صبح از تخت‌خواب بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی واقعا شجاعت بزرگی می‌طلبه. #چارلز_بوك
این‌که هرروز صبح از تخت‌خواب بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی روبرو بشی واقعا شجاعت بزرگی می‌طلبه. #چارلز_بوكفسکی ترجمه: #مهیار_خانبابایی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

. "در سال ۲۰۲۰" کدام یک از ما آن زمان پیر، پریشان‌فکر و نامفهوم، هنوز زنده خواهد بود و مایل به سخن گفتن از دوستانِ مرده؟ گفتن و گفتن مانند شیری قدیمی که چکه می‌کند، تا جوانترها محترمانه و کنجکاو با یادآوری خاطرات هیجان‌زده شوند، وقتی نام افراد و کارهای گذشته به میان می‌آید، (همانگونه که ما از شنیدن سرگذشت مرده‌ها هیجان‌زده می‌شدیم). کدام یک از ما به دوستانش خواهد گفت فلانی چنین و چنان می‌کرد و با فلان‌کس دوست بود و در فلان مهمانی بزرگ شرکت داشت، همه آنجا بودند و تا صبح به جشن و پایکوبی مشغول، دست در دست یکدیگر تا طلوع خورشید رقصیدند، و اکنون همه‌شان رفته‌اند. در مورد کدام یک از ما گفته خواهد شد که آیا او آنها را می‌شناخته است؟ آیا با آنها دست داده و آنها را در آغوش گرفته، شب را در خانه گرمشان به صبح رسانده و عاشق آنها بوده است؟ ای دوستان، من به‌درستی دوستتان دارم، و امیدوارم که آن فرد خوش‌شانس باشم که بمانم و شاهد باشم. باور کنید که فقط از شکوه شما و دورانمان خواهم گفت، زیرا برای بازمانده ما در آن دوران باید چیزی باشد که مشتاقش کند، آن هم در دوران پیری، وقتی همه‌چیز و همه‌کس را از دست داده‌ای. #ریموند_کارور برگردان #مهیار_مظلومی از کتاب #همه_ما پینوشت مترجم: چه خوب که کارور در سال هشتاد و هشت میلادی از دنیا رفت و سال دوهزاروبیست را ندید. #raymondcarver #intheyear2020 #poetry @charles_bukowski_poetry @mahyarmaz https://www.instagram.com/p/CKNagmxBEWw/?igshid=1mczlxv4j1bch

@bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅🤟🏻

@bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅🤟🏻

@bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅🤟🏻

@bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

در حال حاضر نمیتونم بخونم پست این کانال رو (واقعا نمیتونم و دارم شوخی‌نمیکنم) کسی هست برام وویس بگیره؟

. "از جایی سرمی‌رسد" شاید از ناف یا از درون کفشی زیر تخت، از دهان کوسه یا تصادفی خونین در خیابان که خاطره‌ها را از هم می‌پاشد. از عشق‌های اشتباه می‌آید زیر ماهِ قیراندود. از فریادهایی می‌آید پرشده با مشتی پارچه. او از دست‌هایی بی‌بازو می‌آید و بازوهایی بی‌بدن و بدن‌هایی بی‌قلب. او از داخل توپ‌های جنگی، تفنگها و گرامافون‌های قدیمی می‌آید. او از سوی انگلهایی با چشمان آبی و صدای لطیف می‌آید. او از زیر پیانو مثل سوسکی بیرون می‌آید. او مدام سر می‌رسد. او داخل کنسرو ماهی ساردین و نامه است‌. او زیر ناخنهای کبود و له‌شده است. او تابلوی هشدار وسط خیابان است آغشته به رنگ قهوه‌ای. او سربازی چوبی‌ست درون سرتان و مدام خنجر سربی‌اش را جایی فرو می‌کند‌. او اولین و آخرین بوسه است. او شکم سگی‌ست که مثل رودخانه همه‌چیز را پس می‌دهد. او همیشه و مدام از جایی سر می‌رسد. این است سرگذشت من و بانوی پیری به نام غم. #چارلز_بوکفسکی برگردان #مهیار_مظلومی از کتاب #لذتهای_نفرین_شده @charles_bukowski_poetry @mahyarmaz https://www.instagram.com/p/CKFpBGnhNmD/?igshid=6720wsidqycr

راه دریافت پیام‌‌های شما از: https://t.me/Harfmanrobot?start=1297100812