en
Feedback
انتشارات چارلز بوکُفسکی

انتشارات چارلز بوکُفسکی

Open in Telegram

کانال پا بر جاست و می‌توانید عضو شوید اما بخوانید: https://t.me/Bukowski_Pub/4251 و https://t.me/Bukowski_Pub/4700 @MrBelane

Show more
7 942
Subscribers
-424 hours
-217 days
-3230 days
Posts Archive
یک روز، در موردم خواهند گفت: «بوکفسکی مُرده.» و بعد از آن، یکی مرا واقعا كشف می‌کند و عکسم از تیرهای چراغ‌برق لجن گرفته آویزا
یک روز، در موردم خواهند گفت: «بوکفسکی مُرده.» و بعد از آن، یکی مرا واقعا كشف می‌کند و عکسم از تیرهای چراغ‌برق لجن گرفته آویزان می‌شود؛ اما خب چه فایده؟! جاودانگی، احمقانه‌ترین اختراع زندگیست. #ناخدا_برای_ناهار_رفته_و_کشتی_دست_ملوان_ها_افتاده نوشته‌ی: #چارلز_بوكفسکی مترجم: #گنجشک_قرمز امروز نهم مارس سالروز مرگ چارلز بوکفسکی است. @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

#تلاش_نکن #انجامش_بده! در سال 1999، چارلز بوکفسکی در قبرستان لس‌آنجلس، در زیر سنگ قبری ساده دفن شد. بر روی این سنگ قبر، علاوه بر نام، نشانی از یک بوکسور در میان تاریخ تولد و مرگ نقش بسته است که سمبل "کشاکش و مبارزه" در زندگی‌اش می‌باشد. جمله‌ای موجز نیز بر روی این سنگ قبر حک شده است: "سعی نکن" همین جمله، فلسفه بوکفسکی در هنر و زندگی را خلاصه می‌کند، ولی چه معنایی از این جمله استنباط می‌شود؟ تنها با مراجعه به نامه‌ها و یادداشت‌هایش می‌توان ادراک وی را پشت این دو کلمه پیدا کرد. در اکتبر 1963، در نامه ایی به جان ویلیامز کورینگتون، به پرسشی اشاره کرد که از وی شده بود: "چگونه می‌نویسی و خلق می‌کنی؟"، وی به این سؤال اینگونه پاسخ می‌دهد: اصلاً نباید سعی کنی، مسئله مهم در همین است: سعی نکردن، حتی بخاطر کادیلاک‌ها، خلق کردن و یا جاودانگی. می‌بایست صبر کنی و اگر اتفاقی نیافتاد، بیشتر باید صبر کنی، مثل حشره ایی که بالای دیوار جا خوش کرده است، صبر می‌کنی تا او به سراغ تو بیاید، وقتی به اندازه کافی نزدیک شد، دستت را دراز می‌کنی و می‌قاپی و می‌کشی، یا اگر از قیافه‌اش خوشت آمد، او را حیوان خانگی خودت می‌کنی." پس، کلید زندگی و هنر، در صبوری، ممارست، زمانبندی و انتظار برای لحظه موعود خلاصه می‌شود؟ بله، ولی این همه چیز نیست. در سال 1990، بوکفسکی نامه‌ایی به دوستش، ویلیام پکارد فرستاد و به وی گوشزد کرد: "ما بیش از حد کار می‌کنیم، ما بیش از حد تلاش می‌کنیم، سعی نکن، کار نکن، همه چیز در سر جایش قرار دارد، دارد مستقیم به ما نگاه می‌کند و انگار دارد تلاش می‌کند تا از آن رحم، به بیرون بجهد، این قانون‌گرایی، بیش از حد است، ولی می‌بایست همه چیز آزاد باشد، لازم نیست چیزی به ما گفته شود، چه کلاسی؟ کلاس برای احمق‌هاست، نوشتن شعر به سهولت خودارضایی یا نوشیدن بطری آبجوست." کلید زندگی خوبی سپری کردن و خلق کردن هنری برازنده، فکر نکردن بیش از حد یا مجادله برای یافتن راه حل است. کلید، فرصت دادن برای ظاهر شدن استعدادهایمان است. در سال 2005، مایک وایت با لیندا، همسر چارلز بوکفسکی، مصاحبه ایی ترتیب داد و از وی درخواست کرد تا همه چیز را شفاف بیان کند: وایت: داستان "سعی نکن" چیست؟ آیا تکه ایی از نوشته‌هایش است؟ لیندا: آن کتاب‌های قطور را می‌بینی؟ اسمشان هست: "در آمریکا، هر کسی چه کسی است؟" شامل همه کس می‌شود، هنرمندان، دانشمندان، همه. نام چارلز هم در این مجموعه هست و وقتی برای نوشتن در موردش به او مراجعه کردند، از او پرسیدند در مورد کتاب‌هایش کمی توضیح دهد. در پایان صحبت‌هایشان، از چارلز پرسیدند، فلسفه زندگی تو چیست؟ برخی در پاسخ این سؤال، جواب‌های طولانی می‌دهند و برخی نوشته‌هایی بلند بالا ارائه می‌کنند، مثل یک پایان نامه و برخی بی پایان، شروع به حرف زدن می‌کنند. هنک در پاسخ فقط گفت: "سعی نکن"، حالا برای تو، این جمله چه معنی دارد؟ وایت: خوب، برای من، همیشه این معنی را می‌دهد که "طبیعی باش" لیندا: بله، بله وایت: نه اینکه.... تنبل باش! لیندا: "بله، من از مردم مختلفی که این جمله را درک نکرده‌اند، ایده‌های مختلفی گرفته‌ام، سعی نکن؟ سست عنصر باش؟ دراز بکش؟ و من فقط پاسخ می‌دهم: سعی نکن، فقط انجامش بده، چون اگر داری وقت صرف می‌کنی تا چیز جدیدی را امتحان کنی، آن را انجامش نمی‌دهی...فقط سعی نکن." منتشر شده در ماهنامه‌ی ادبی چوک شماره‌ی ٧٥ @BukowsKI_pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

بوکفسکی به من گفت که "انجامش بده"
بوکفسکی به من گفت که "انجامش بده"

آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است: "Dont Try" امروز نهم مارس، سالروز مرگ چارلز بوکفسکی است. @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بو
آسایش دو گیتی، تفسیر این دو حرف است: "Dont Try" امروز نهم مارس، سالروز مرگ چارلز بوکفسکی است. @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

"درباره زن‌ها" من اسمشونو می‌ذارم ماشینای ناله. اوضاع یه مرد با اونا هیچوقت روبراه نیست... و وقتی پای اون هیستری زنانه و دعوا
"درباره زن‌ها"  من اسمشونو می‌ذارم ماشینای ناله. اوضاع یه مرد با اونا هیچوقت روبراه نیست... و وقتی پای اون هیستری زنانه و دعوا مرافعه می‌اد وسط... اه پسر ولش کن. باید برم بیرون، بپرم تو ماشین و بزنم به چاک. هر جا که بشه. یه جایی یه آبجویی بخورم. هر جا. هر چیزی جز یه زن دیگه. ببین فکر می‌کنم اصلا اونا یه جور دیگه ساخته شدن. {خودمانی می‌شود} هیستری که شروع می‌شه از دست می‌رن. می‌خوای که تمومش کنی ولی اونا نمی‌فهمند. {با یک جیغ بلند زنانه} «کجا داری می‌ری؟» دارم از اینجای لعنتی می‌رم عزیزم. فکر می‌کنند از زنا متنفرم اما نیستم. خیلی چیزا در این باره مصطلح شده. اونا فقط می‌شنوند بوکوفسکی یه خوک نر شوونیسته اما منبعشو چک نمی‌کنند. قطعا بعضی وقتا باعث می‌شم زنا بد به نظر بیان، ولی همین کارو با مردا هم می‌کنم. حتی اینکارو با خودمم می‌کنم. اگه فکر کنم یه چیزی بده، می‌گم اون چیز بده. مرد، زن، بچه، سگ. زنا خیلی نازک نارنجی‌اند. فکر می‌کنند تافته جدا بافته‌اند. این مشکلشونه. #چارلز_بوکفسکی [مصاحبه ی شان پن با بوکفسکی] امروز هشتم مارس روز جهانی زنان است. @BukowsKI_pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

"شعر عاشقانه" خیلی خوبه که صبح، تنها از خواب بیدار بشی و مجبور نباشی به کسی بگی: عاشقتم. وقتی که دیگه عاشقش نیستی. #ریچارد_بر
"شعر عاشقانه" خیلی خوبه که صبح، تنها از خواب بیدار بشی و مجبور نباشی به کسی بگی: عاشقتم. وقتی که دیگه عاشقش نیستی. #ریچارد_براتیگان برگردان #مهیار_مظلومی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

شب بر شما @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

همراهان انتشارات چارلز بوکفسکی، همانطور که مستحضرید؛ مدت‌ها پیش فعالیت انتشارات در حوزه‌ی ترجمه و انتشار کتاب به دلیل فشار نهاد‌های امنیتی و بازداشت اینجانب متوقف شد.[پست مربوطه] اما هنوز کسانی هستند که به ما پیام می‌دهند و درخواست کتاب دارند. ما به دلیل ممنوع‌الفعالیت شدن، هیچگونه فروشی نداریم. اما با جستجوی هشتک‌های مربوط به کتابی که دنبال آن هستید می‌توانید در اینستاگرام صفحاتی را برای خرید پیدا کنید. که هیچ یک از آن‌ها مورد تایید ما نیستند. همچنین نسخه‌ی رایگان پی.دی.اف کتاب‌های انتشارات بوکفسکی را می‌توانید در قسمت Files کانال ما پیدا کنید. برای دسترسی سریع‌تر: فایل رمان پالپ فایل رمان هزارپیشه فایل رمان زن‌ها فایل مجموعه شعر عشق سگیست از جهنم فایل مجموعه شعر مرغ مقلد برایم آرزوی خوشبختی کن فایل مجموعه شعر وضعیت همیشگی فایل کتاب یک افسانه فایل کتاب ناخدا برای ناهار رفته و کشتی دست ملوان‌ها افتاده فایل رمان جاده منتهی به لس‌انجلس @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

"دلتنگی" هیچ‌وقت احساس دل‌تنگی نکرده‌ام. در یک اتاق تنها بوده‌ام. تمایل به خودکشی داشته‌ام. افسرده بوده‌ام. حالم بد بوده. بدت
"دلتنگی" هیچ‌وقت احساس دل‌تنگی نکرده‌ام. در یک اتاق تنها بوده‌ام. تمایل به خودکشی داشته‌ام. افسرده بوده‌ام. حالم بد بوده. بدتر از بد. ولی هرگز احساس نکردم که کسی می‌تونه از در بیاد تو و من رو از دست دردم خلاص کنه. راحت‌تر بگم،دلتنگی هیچ‌وقت آزارم نداده چون همیشه تمایل وحشتناکی ‌به گوشه‌گیری داشته‌ام. توی یک مهمانی یا یک ورزشگاه که همه درحال هلهله کردن‌اند، دلتنگی میاد سراغم.به قول ایبسن: "قوی‌ترین آدم‌ها، تنها‌‌‌ترین آدم‌ها هستند." هیچ‌وقت فکر نکردم خب،حالا یه بلوند خوش بر و رو میاد اینجا و یه کاری می‌ده دستم، تخمامو می‌ماله و من حالم خوب می‌شه. نه. فایده‌ای نداره. عوام‌الناس رو که می‌شناسی، می‌گن: الان جمعه شبه،برنامت چیه؟ می‌خوای فقط این‌جا بشینی؟ خب آره. بیرون چیزی جز حماقت نیست. آدم‌های ابله با ابلهای دیگه اختلاط می‌کنن. بگذار خودشونو خر کنن. من فقط شب‌ها بیرون می‌رم و توی بارها قایم می‌شم. چون دوست ندارم قایم شم تو کارخانه‌ها. برای میلیون‌ها آدم متأسفم. ولی من تنها نیستم. خودم رو دوست دارم. خودم برای خودم بهترین شکل سرگرمی‌ام. بیا یکم بنوشیم! #چارلز_بوکفسکی [مصاحبه شان پن با بوکفسکی] @Bukowski_Pub

به ماشین‌های پارک‌شده در پارکینگ می‌اندیشم، وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم. به ماهی‌تابه‌ها می‌اندیشم، وقتی خودم را مرده تصور
به ماشین‌های پارک‌شده در پارکینگ می‌اندیشم، وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم. به ماهی‌تابه‌ها می‌اندیشم، وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم. به کسی می‌اندیشم که با تو می‌خوابد، وقتی من نیستم. وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم، نفسم بند می‌آید. وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم، به تمام کسانی می‌اندیشم که در انتظار مرگند. وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم، دیگر قادر نیستم آب بنوشم. وقتی خودم را مرده تصور می‌کنم، هوا سفید می‌شود، سوسک‌های آشپزخانه به تکاپو می‌افتند، و کسی باید شورت‌های تمیز و کثیفم را دور بریزد. #چارلز_بوکفسکی ترجمه #مهیار_مظلومی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

فیلمی از #چارلز_بوکفسکی برگرفته از مستند " اینگونه به دنیا آمده‌ایم" @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

"اینگونه به دنیا آمدیم" اینگونه به دنیا آمدیم در این وضعیت آنسان که صورت‌های گچی لبخند می‌زنند آنسان که بانوی مرگ می‌خندد آنسان که آسانسورها فرو می‌افتند آنسان که دورنماهای سیاسی محو می‌شوند آنسان که پسر کیسه پُر کن سوپرمارکت مدرک دانشگاهی می‌گیرد آنسان که ماهی‌های روغنی صیدهای چربشان را تف می‌کنند آنسان که خورشید پوشیده شده ما اینگونه بدنیا آمده‌ایم در این وضعیت در این جنگ‌های دیوانه‌وارِ دقیقاً طراحی شده در چشم‌انداز پنجره‌های کارخانۀ پوچی در مشروب‌فروشی‌هایی که دیگر مردم با یکدیگر سخن نمی‌گویند در مشت‌زنی‌هایی که به گلوله و چاقو ختم می‌شود در این وضعیت بدنیا آمدیم در بیمارستان‌هایی گرانتر از مرگ در میان وکلایی که اعلام به گناهکاری از مزد آن‌ها ارزان‌تر است در کشوری که زندان ها پُر و دیوانه‌خانه‌ها بسته است در جایی که خلایق احمق‌ها را تا قهرمانانی ثروتمند بالا می‌کشند در این وضع بدنیا آمدیم با این حال زندگی می‌کنیم به همین خاطر می‌میریم اخته می‌شویم فاسد و بی‌میراث می‌شویم به همین دلیل است که تحمیق شده‌ایم به گند کشیده شدیم دیوانه و بیمار، وحشی، و از انسانیت تهی گشته‌ایم به همین خاطر است که قلب‌ها تیره، دست‌ها گلو را می‌گیرند تفنگ را چاقو را بمب را دست ها به خدایی ناپاسخگو دراز می‌شوند دستان سراغ بطری می‌روند سراغ قرص... گَرد... ما در این وضع مرگبار غم‌آلود به دنیا آمده‌ایم ما در حکومتی بدنیا آمده‌ایم که شصت سال مقروض است آن‌قدر مقروض که کم مانده از پرداختن بهر‌ه‌ی همان قرض هم ناتوان شود و بانک‌ها خواهند سوخت پول بی‌فایده خواهد شد قتل در خیابان‌ها آزاد و بی‌مجازات خواهد بود اسلحه و سارقان ولگرد زمین بی‌حاصل خواهد شد غذا بازدهی نزولی خواهد شد خیلی‌ها به قدرت هسته‌ای دست خواهند یافت انفجارها پیوسته زمین را خواهد لرزاند ... و زیباترین سکوتی که هرگز شنیده نشده است از آن زاده خواهد شد خورشید همچنان آن‌جا پنهان است و فصل بعد را انتظار می‌کشد #چارلز_بوکفسکی فیلمی از بوکفسکی (برگرفته از مستند «اینگونه به دنیا آمده ایم») به همراه شعر خوانی بوکفسکی 👇🏻 @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

مشکلی که با اکثر شاعرانی که می‌شناسم پیدا کرده‌ام، این است که آن‌ها هیچ‌وقت یک شغل هشت ساعته نداشته‌اند و هیچ چیزی نیست که مثل یک شغل هشت ساعته واقعیت‌ها را برای آدم قابل لمس کند. اکثر این شاعرانی که می‌شناسم ظاهراً در فضا، تنها زندگی می‌کنند اما این درست نیست. بنابراین: پشت آن‌ها یکی از اعضای خانواده هست معمولا همسر یا مادر که روحشان را پشتیبانی می‌کند. و هیچ جای تعجبی نیست که آن‌ها خیلی ضعیف نوشته‌اند: آن‌ها از ابتدا در مقابل واقعیات محافظت شده‌اند و هیچی نفهمیده‌اند جز سر ناخن‌هایشان و موهای ظریفشان و غدد لنفاوی‌شان. کلماتشان زندگی نشده، تجربه نشده، نادرست، و بدتر از همه طبق معمول خیلی ملال آور است. نرم و ایمن دور هم جمع می‌شوند تا دسیسه‌چینی کنند، نفرت ورزند، و شایعه بسازند، بیشتر این شاعران آمریکایی در حالی‌که وانمود می‌کنند که بزرگ هستند، استعداد هایشان را به زور و فریب جلو می‌برند. شاعر؟ این واژه باید دوباره تعریف شود. وقتی این کلمه را می‌شنوم دل و روده ام بالا می‌آید انگار حالم دارد به‌هم می‌خورد. بگذار پرده‌ی نمایش برای همیشه برای آن‌ها باشد چون من نیازی ندارم که بین تماشاچیان نمایششان باشم. #چارلز_بوكفسکی از کتاب: #You_get_so_alone_at_times_that_it_just_makes_sense مترجم #مهیار_خانبابایی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

و روز پدر

"پدر پیر عزیز" یکی از خوش‌اقبالی‌های من داشتن پدری ظالم و سادیستیک بود. پس از او هرچه تقدیر پیش پایم قرار داد به آن دهشتناکی نبودند هرچه دیگران را خشمگین ناامید و منزجر می‌کند یا دیوانه‌شان می‌سازد و به فکر خودکشی می‌اندازد به خاطر شرایطی که در آن بزرگ شدم بر من اثر چندانی نداشت پس از پدرم تقریبا همه‌چیز خوب به نظر می‌آمد من باید بسیار از آن عوضی پیر که سالها پیش مُرد متشکر باشم زیرا او در سالهایی که گذرشان اجتناب‌ناپذیر بود به موقع و زود من را برای جهنم‌های مختلفی آماده کرد. #چارلز_بوکفسکی برگردان #مهیار_مظلومی از کتاب #طوفانی_برای_زندگان_و_مردگان @charles_bukowski

عشق، برای اون‌هایی که می‌تونن فشار عصبیشو تحمل کنن خوبه. مثل این می‌مونه که بخوایین یک سطل آشغالِ پر رو، روی شونه‌هاتون توی ی
عشق، برای اون‌هایی که می‌تونن فشار عصبیشو تحمل کنن خوبه. مثل این می‌مونه که بخوایین یک سطل آشغالِ پر رو، روی شونه‌هاتون توی یک رودخانه‌ی شاش خروشان حمل کنید. #چارلز_بوکفسکی ترجمه: #مهیار_مظلومی "ولنتاین مبارک!" @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

فرنسیس و بوکفسکی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅
فرنسیس و بوکفسکی @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

"شعری برای دندان بدشکلِ قدیمی" من زنی را می‌شناسم، که مدام پازل می‌خرد، پازل‌های چینی، بلوکه‌های پازل چوبی، پازل‌های فلزی، تکه‌هایی که عاقبت در ترتیب خاصی قرار می‌گیرند. به کمک ریاضیات آن‌ها را حل می‌کند. همه‌ی پازل‌ها را حل می‌کند. او در جنوب، نزدیک دریا زندگی می‌کند. او برای مورچه‌ها شِکر می‌ریزد. او تماما به دنیای بهتری معتقد است. موهایش سفید است، و به ندرت آن‌را شانه می‌کند. دندان‌هایش نامرتب‌اند، و لباس‌های سرهمی شلِ بی‌قواره به تن می‌کند، آن‌هم روی بدنی که اکثر زنان آرزوی داشتنش را دارند. سال‌ها من را با رفتار غیر عادی‌اش آزار داد - مانند خیساندن پوسته‌ی تخم مرغ در آب (که بعد پای گیاهان بریزد تا کلسیم به آن‌ها برسد.) اما در نهایت وقتی به زندگی او فکر می‌کنم، و آن را با زندگی‌های با اصالت، متحیرکننده و زیبای بقیه مقایسه می‌کنم، درمی‌یابم که او به افراد کمتری آسیب رسانده است (منظورم واقعا صدمه است.) او زمان‌های سختی در زندگی داشته است، اوقاتی که شاید من می‌توانستم بیشتر کمکش کنم، زیرا او مادرِ تنها فرزندم است، و ما زمانی شیفته‌ی هم بودیم. هرچند او بر این سختی‌ها غلبه کرد، و همان‌طور که گفتم، نسبت به کسانی که می‌شناسم، به آدم‌های کمتری آسیب زد. اگر این‌طور به قضیه نگاه کنید، او برنده است، و دنیای بهتری را ساخته است. فِرَنسیس، این شعر برای توست. #چارلز_بوکفسکی مترجم: #مهیار_مظلومی از کتاب: #عشق_سگی_ست_از_جهنم @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

خبر کوتاه بود و حزن‌انگیز "سرانجام، سلین به راه راست هدایت شد." @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅
+1
خبر کوتاه بود و حزن‌انگیز "سرانجام، سلین به راه راست هدایت شد." @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅

‌‌«امشب» ویراستارم بهم تلفن کرد و گفت: «شعرات راجع به دخترها پنجاه سال دیگه هنوز هستن ولی خود دخترها دیگه نیستن.» ویراستار مح
‌«امشب» ویراستارم بهم تلفن کرد و گفت: «شعرات راجع به دخترها پنجاه سال دیگه هنوز هستن ولی خود دخترها دیگه نیستن.» ویراستار محترم: دخترها الان هم دیگه نیستن. می فهمم منظورت چیه ولی اگر همین امشب یه دختر بهم بدی که واقعأ زنده باشه و توی اتاق راه بره و به سمتم بیاد می تونی همه شعرام رو داشته باشی. همه شعرهای خوب و بدم رو یا هر چی که بعد از این می‌نویسم. من می‌دونم منظور تو چیه اما تو می‌دونی منظور من چیه؟ #چارلز_بوکفسکی مترجم #مهیار_مظلومی از کتاب #عشق_سگی_ست_از_جهنم @Bukowski_Pub انتشارات چارلز بوکفسکی✅