ڪیلـیڪـ
Open in Telegram
No data
Subscribers
-924 hours
-77 days
+7230 days
Posts Archive
🌹🌷تشییع جنازه «زنده یاد بانو سوسن» در آمریکا با حضور هنرمندان
🔼
بانو سوسن سواد خواندن و نوشتن نداشت و ترانه هارا فقط حفظ میکرد.
سوسن قبل انقلاب در کابارههای بسیار مشهوری میخواند و پول خوبی میگرفت
اما همه را خرج فقرا میکرد
او در بین خوانندههای زمان خود بیشترین کار خیر و کمک به محرومان را میکرد
بهطوریکه بعد از انقلاب چیزی برای خودش به آن صورت نمانده بود جوری که موقع فوت خرج کفن و دفن بانو سوسن را استاد «نصرالله معین» و «سید کریم» گرانقدر دادند .
یه دورانی مثل سوسن در کل خواننده ها از نظر محبوبیت کم داشتیم حتی شاید محبوبتر از آغاسی ...
کمکهای بیدریغ او شامل:
دستگیری از نیازمندان
ساخت مدرسه
هزینه معالجه بیمار نابینا
جشن و مراسم ازدواج برای نوجوونها
ساخت بیمارستان هزار تختخوابی در قصر شیرین ... وووووو
اما افسوس که در اواخر عمرش خودش در فقر و تنگدستی زندگی میکرد😪😪😪
گوشه ای از تشییع پیکر
جاوید نام:بانو سوسن
در اردیبهشت:۱۳۸۳
༻ @Cilik ༺
♡ #ڪانالڪیلیڪ♡
📚 عشق مادر
در يک روز گرم تابستان ، پسر کوچکي با عجله لباسهايش را در آورد و خنده کنان داخل درياچه شيرجه رفت.
مادرش از پنجره نگاهش مي کرد و از شادي کودکش لذت ميبرد. مادر ناگهان تمساحي را ديد که به سوي پسرش شنا مي کرد. مادر وحشتزده به سمت درياچه دويد و با فريادش پسرش را صدا زد . پسرش سرش را برگرداند ولي ديگر دير شده بود.
تمساح با يک چرخش پاهاي کودک را گرفت تا زير آب بکشد، مادر از راه رسيد و از روي اسکله بازوي پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت مي کشيد ولي عشق مادر آنقدر زياد بود که نمي گذاشت پسر در کام تمساح رها شود.کشاورزي که در حال عبور از آن حوالي بود ، صداي فرياد مادر را شنيد، به طرف آنها دويد و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را فراري داد.
پسر را سريع به بيمارستان رساندند. دو ماه گذشت تا پسر بهبودي پيدا کند. پاهايش با آرواره هاي تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روي بازوهايش جاي زخم ناخنهاي مادرش مانده بود.
خبرنگاري که با کودک مصاحبه مي کرد از او خواست تا جاي زخمهايش را به او نشان دهد. پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتي زخمها را نشان داد ، سپس با غرور بازوهايش را نشان داد و گفت ،" اين زخمها را دوست دارم ، اينها خراشهاي عشق مادرم هستند."
༻ @Cilik ༺
♡ #ڪانالڪیلیڪ♡
❤️
فیلمی که رسول خادم منتشر کرده است، پر از درد و رنج و شرمندگی ست...
در توضیح این ویدئو نوشته: هر روز چند کودک از شدت ضعف در مدرسه از حال میرفتند …!
تلاش کردیم هفته ای دو یا سه روز میان وعده ای (نان و پنیر و خرما) میان دانش آموزان تقسیم شود …
بخشی از بچه ها میان وعده را خوردند و بهتر شدند ولی جمعی از بچه.ها هم با بغض ، میان وعده را به خانه میبردند تا با خواهران و برادارنشان بخورند …!
پ.ن: تصاویر مربوط به اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴ مدرسه ای در حاشیه شهر زاهدان است.
༻ @Cilik ༺
♡ #ڪانالڪیلیڪ♡
