2 511
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
2 511
این دو آزمون را تا آخر هفته مرور کنید و پاسخهایی که فردا قرار میگیره هم بررسی کنید .
2 511
هشت نفر، پشت سر هم در یک صف ایستادهاند. قرار است افراد از ابتدای صف، شروع به شمردن کنند، به طوری که وقتی نفر آخر، عدد 8 را میگوید، نفر هفتم عدد 9 را بگوید و به همینترتیب تا ابتدای صف، این روال تکرار میشود، بهطوری که هیچ فردی دو عدد متوالی را نمیگوید. عدد 203 را چندمین نفر در صف خواهد شمرد؟
1) دومین 2) چهارمین 3) پنجمین 4) هفتمین
2 511
در انتهای پاراگراف اول میخوانیم : «ولی آنچه که در همه این تعاریف مشترک است، این است که....» ، بنابراین این طور نیست که هیچ نقطه اشتراکی میان آنها نباشد.(گزینه3)
✖️گزینه 1: در پاراگراف دوم میخوانیم - بنابراین، «نظریههای انگیزه» با پیشرفتی که تا امروز داشتهاند، هنوز قادر به پاسخگویی به تمامی سؤالات درباره انگیزه نمیباشند- همچنین در انتهای پاراگراف دوم میخوانیم- بسیار سخت و حتی غیرممکن است که بتوان تعیین کرد که چگونه این متغیرها به تنهایی یا به همراه مجموعهای از متغیرها و عوامل دیگر، باعث بروز رفتارهای مشخص میشوند.- این موضوع نشان میدهد که روایی(قابلیت اطمینان) و پایایی(اعتبار) الزاما برای همه نظریهها وجود ندارد.
روایی: بدین معناست که روش یا ابزار به کار رفته تا چه حد میتواند خصوصیت مورد نظر را درست اندازهگیری کند.
پایایی: یا قابلیت اطمینان بدین معناست که اگر آزمون را دوباره تکرار کنیم و یا روش تحقیق را به دفعات و در زمان های دیگر و تحت شرایط مشابه به کار بگیریم، نتایج یکسانی بدست آوریم.
✖️گزینه 2: بنابر جمله :« تعاریف متعددی برای انگیزه ارائه شده است که کموبیش با یکدیگر متفاوتند.» ، الزاما تعاریف مختلفی وجود ندارد.
✖️گزینه 4:در خصوص بیتوجهی «تمامی» نظریهها به تعامل عوامل انگیزشی انسان در متن صحبتی نشده است.
2 511
طبق متن، کدام مورد درباره نظریههای انگیزه، صحیح است؟ (دبیری، مرداد 1402)
1) هرکدام در یکجا و در یک موقعیت، روایی و پایایی لازم رادارند.
2) حتی از یک منظر، به تعاریف مختلفی میرسند.
3) این طور نیست که هیچ نقطه اشتراکی میان آنها نباشد.
4)تمامی آنها به تعامل عوامل انگیزشی انسان بیتوجه بودهاند.
2 511
طبق متن، کدام مورد درباره نظریههای انگیزه، صحیح است؟ (دبیری، مرداد 1402)
1) هرکدام در یکجا و در یک موقعیت، روایی و پایایی لازم را دارند.
2) حتی از یک منظر، به تعاریف مختلفی میرسند.
3) این طور نیست که هیچ نقطه اشتراکی میان آنها نباشد. 4)تمامی آنها به تعامل عوامل انگیزشی انسان بیتوجه بودهاند.
2 511
برای تعیین انگیزه و شناسایی و معرفی عواملی که بر انگیزه تأثیر میگذارند، ابتدا نیاز به ارائه تعریفی جامع از «انگیزه» داریم و همچنین معرفی یک «نظریه انگیزه» که نقش عوامل مؤثر در انگیزه و روابط بین آنها را تشریح کند. تعاریف متعددی برای انگیزه ارائه شده است که کموبیش با یکدیگر متفاوتند. به عنوان مثال، بارون و هرتسبرگ، کانفر و رابرتسون که هریک به نوعی یا یکدیگر را تکمیل کردهاند یا از زاویه دیگری، به انگیزه پرداختهاند. ولی آنچه که در همه این تعاریف مشترک است، این است که انگیزه یک نیروی حرکتدهنده و پیشران است که انسان را به شیوه و کیفیتی مشخص به انجام فعالیتها و کارها وا میدارد. به عبارت دیگر، نیروی محرکهای است که در پس فعالیتهای بشری قرار دارد.
ارائه یک «نظریه انگیزه» میتواند برای درک رفتارهای انسان در مواقع متفاوت چارچوبی فراهم کند، یعنی اینکه چه عواملی انسان را به انجام رفتارهایشان ترغیب میکند. از نظر واینر«نظریه انگیزه» نظریهای است که به چنین پرسشهایی پاسخ دهد: چه عواملی باعث میشود که برخی افراد سرسختانه فعالیتی را ادامه دهند و برخی دیگر، خیلی زود آن را رها کنند؟ چه عواملی باعث میشوند که افراد بین انتخابهای مختلف، یکی را انتخاب کنند و دیگری را نه؟ و سؤالاتی از این قبیل. یک نظریه خوب، نظریهای است که در موقعیتهای مختلف به کار آید و بتواند رفتارها رو توجیه کند. بنابراین، به عقیده واینر، یک نظریه انگیزه خوب، همیشه و همه جا به کار میآید. اما به دلیل پیچدگی و گستردگی عوامل مؤثر در انگیزه، چنین نظریه جامع و کاملی وجود ندارد و به جای آن، ما با تعداد زیادی از نظریههایی روبهرو هستیم که هر کدام، یک یا چند عامل از عواملی را که بر آن تأثیر میگذارند، بررسی کرده و پوشش میدهند، همانطور که هالیفورد و ویدت در کتاب«The Motivation Handbook»، نوزده مورد از نظریهها را برشمرده و معرفی میکنند، تیری و کوپمن اوما نیز تأیید میکنند که یک نظریه کامل و جامع برای انگیزه وجود ندارد، این موضوع، توسط هالیفورد و ویدت نیز تأیید میشود. بنابراین، «نظریههای انگیزه» با پیشرفتی که تا امروز داشتهاند، هنوز قادر به پاسخگویی به تمامی سؤالات درباره انگیزه نمیباشند. متغیرهای زیادی (به عنوان مثال، پیشزمینههای فردی و ژنتیکی هر شخص، ویژگیهای اخلاقی و فردی، وضعیت اقتصادی و عوامل زیاد دیگر و همچنین تأثیرهای متقابل آنها بریکدیگر) وجود دارند که منجر به بروز رفتارهای متفاوت از افراد متفاوت، در موقعیتهای مشابه میشوند. بسیار سخت و حتی غیرممکن است که بتوان تعیین کرد که چگونه این متغیرها به تنهایی یا به همراه مجموعهای از متغیرها و عوامل دیگر، باعث بروز رفتارهای مشخص میشوند.
2 511
عبارت «این موضوع» در پاراگراف دوم، به کدام مورد دلالت دارد؟
۱)عدم وجود نظریهای جامع از انگیزه
۲)فقدان نظریه چندعاملی از انگیزه
۳)وجود نظریههای نوزدهگانه انگیزه ۴)لزوم نگرشی مبسوطتر به متغیر انگیزه
