2 511
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
2 511
2-بر اساس متن، دليل اصلى افزايش بهرهورى در شركتهاى خصوصى چيست؟
1) كنار كشيدن دولت از دخالت در صنايع اصلى
2) كارمندانى كه مالك هم بودند، خواهان كاهش حقوق و دستمزد شدند.
3) اتحاديهها مذاكراتى در مورد حقوق و دستمزد با كاركنان ترتيب دادند.
4) تعداد زيادى از كارمندان تصميم به خريد سهام در شركتهاى خود گرفتند.
2 511
بر اساس متن، دليل اصلى افزايش بهرهورى در شركتهاى خصوصى چيست؟
1) كنار كشيدن دولت از دخالت در صنايع اصلى
2) كارمندانى كه مالك هم بودند، خواهان كاهش حقوق و دستمزد شدند.
3) اتحاديهها مذاكراتى در مورد حقوق و دستمزد با كاركنان ترتيب دادند.
4) تعداد زيادى از كارمندان تصميم به خريد سهام در شركتهاى خود گرفتند.
2 511
1-براساس متن، كدام گزينه از مزاياى خصوصى سازى صنايع در انگلستان به شمار نمىآيد؟
1) دولت بخشى از بدهى ملى خود را بازپرداخت كرد.
2) صنايع خصوصى شده به دولت ماليات پرداخت مىكنند.
3) دولت از طريق شركتهاى دولتى درآمد قابل توجهى كسب كرد.
4) سود حاصل از صنايعى كه هنوز هم در مالكيت دولت قرار داشتند، افزايش يافت.
2 511
با وجود اينكه هيچ نقشه و راهنمايى براى تغيير يك اقتصاد غالباً دولتى به يك اقتصاد آزاد وجود ندارد، تجربه انگلستان از سال 1979 به وضوح يك رويكرد كارا را نشان مىدهد: يك نوع خصوصىسازى كه در آن صنايع تحت تملك دولت به شركتهاى خصوصى فروخته مىشوند. تا سال 1979 جمع بدهىها و ضرر و زيان صنايع دولتى چيزى حدود 13 ميليارد دلار در سال بود. با فروش بسيارى از اين صنايع، دولت اين بدهىها و زيانها را كاهش داده، بيش از 134 ميليارد دلار از فروش آنها به دست آورده و اكنون از اين شركتهاى تازه خصوصى شده ماليات نيز دريافت مىكند. در كنار يك اقتصاد شديداً بهبود يافته، دولت توانسته 5/12% از بدهى خالص ملى را طى دو سال بازپرداخت كند.
درواقع، خصوصىسازى نه تنها برخى صنايع و اقتصادى را كه به سمت فاجعه پيش مىرفت، نجات داده بلكه سطح عملكرد را در تمامى حوزهها بالا برده است. براى مثال در شركتهاى «هواپيمايى انگلستان» و «گاز انگلستان» بهرهورى متوسط هر كارمند به ميزان 20% افزايش داشته است. در «بنادر انگلستان» اختلالات نيروى كارى كه در دهه 70 و اوايل دهه 80 اتفاق رايجى بودند اكنون به كلى از بين رفتهاند. در «مخابرات انگلستان» ديگر خبرى از صفهاى انتظار طولانى براى اتصال تلفن وجود ندارد (پديدهاى كه در زمان قبل از خصوصىسازى بسيار رايج بود). بخشى از بهبود كارايى مذكور به اين دليل روى داده كه كارمندان صنايع خصوصى شده اجازه يافتند سهام شركتهاى خود را خريدارى كنند. آنها با اشتياق به اين پيشنهاد پاسخ دادند؛ در شركت «هوافضاى انگلستان» 89% از كاركنان واجد شرايط سهام خريدارى كردند، در «بنادر انگلستان» 90% و در «مخابرات انگلستان» 92% كاركنان. وقتى انسانها در چيزى نفع شخصى دارند، دربارهاش فكر مىكنند، مراقب آن هستند و براى پيشرفت آن تلاش مىكنند. در كنسرسيوم ملى بار، كارمندان كه مالك هم بودند تا آن حد نگران سوددهى شركت خود شدند كه در مذاكرات تعيين دستمزد بر اتحاديه خود فشار وارد كردند تا دستمزدهاى درخواستى را كاهش دهد.
برخى از اقتصاددانان بر اين باورند كه اهداى سهام رايگان به كارمندان شتاب لازم براى فرآيند خصوصيسازي را ايجاد مىكند. اما آنان اين جمله توماس پين را فراموش كردهاند كه «آنچه ارزان به دست مىآوريم را ارزش نمىنهيم». اگر بخواهيم به مزاياى بى حد و حصر مالكيت شخصى براى مالكين، شركتها و كشورها دست يابيم مىبايست كاركنان و ساير افراد تصميمات مستقلى در مورد خريد سهام اتخاذ نموده و براى اين كار از منابع شخصى خود هزينه كنند.
