مجله زنان
Open in Telegram
. مجله زنان دیدگاه تازه در زندگی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
747
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
747
در بعضی طوفانهای زندگی، کم کم یاد میگیری که نباید توقعی داشته باشی!
مگر از خودت.
متوجه میشوی، بعضی را هرچند نزدیک، اما نباید باور کرد،
متوجه میشوی روی بعضی، هر چند صمیمی، اما نباید حساب کرد،
میفهمی بعضی را هر چند آشنا، اما نمیتوان شناخت،
و این اصلا تلخ نیست، شکست نیست،
ممکن است در حین آگاه شدن درد بکشی، این آگاهی دردناک است!
اما تلخ هرگز…
اشو
@majale_zanan
747
اگر دو ماه شیفتهی دیگران باشید،
دوستان بیشتری به دست خواهید آورد،
تا اینکه دو سال بکوشید دیگران را شیفتهی خود کنید.
دیل کارنگی
@majale_zanan
747
اهدافتون رو به کسی نگید
چون وقتی به زبان میارید دیگران تحسینتون میکنن ولی ذهن فکر میکنه اتفاق افتاده و تموم شده
تو ازمایشی که در این مورد شده کسانی که از اهدافشون صحبت نمیکردن موفق بودن و بقیه نصفه کاره رها کرده بودن
@majale_zanan
747
"میکیس تئودوراکیس" آهنگساز برجسته ای که این قطعه را نواخته
هفت ماه قبل از کودتای نظامی دیکتاتور معروفِ کشور "شیلی"
" اگوستو پینوشه" ؛
با دختری به نام "پائولا " آشنا می شود که این آشنایی
به عشقی عمیق می انجامد ؛
خودِ "میکیس" در خاطراتی که بعدها برای دوستانش تعریف میکند میگوید : درست یک هفته قبل از
کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ میخواستم از پائولا تقاضای ازدواج کنم ولی هربار
موضوعی پیش می آمد که این
مسئله را به تعویق می انداخت ؛ تا
روز ۱۱سپتامبر
که دفتر خاطراتِ این عشق
برای همیشه بسته شد ؛ زیرا پائولا به همراه "ویکتور خارا " و
پنج هزار نفر دیگر توسط مزدوران پینوشه دستگیر و به ورزشگاه سانتیاگو منتقل شده و همگی اعدام میشوند .
او در ادامه ی خاطراتش تعریف میکند : از فردای آن روز
به چنان درجه ای از افسردگی رسیدم
که دیگر دنیا برایم بی ارزش شده بود
و برای خود آرزوی مرگ میکردم
روزی ، یکی از دوستانم
که ماجرای عشقِ من را میدانست پیشنهاد داد که برای گرامیداشتِ پائولا آهنگی بسازم ؛ آن موقع بود که من
با تمام احساسم ملودیِ این آهنگ را نوشته و اجرا کردم . . .
@majale_zanan
747
ترجمه ترانه مانیفست ویکتور خارا توسط احمد شاملو
«نه برای خواندن است که میخوانم
نه برای عرضۀ صدایم.
نه!
من آن شعر را با آواز میخوانم
که گیتار پُر احساس من میسراید.
چرا که این گیتار قلبی زمینی دارد
و پرندهوار، پرواز کُنان در گذر است
و چون آب مقدّس
دلاوران و شهیدان را به مهر و مهربانی تعمید میدهد.
پس ترانۀ من آنچنان که “ویولتا” میگفت هدفی یافته است.
آری، گیتار من کارگر است
که از بهار میدرخشد و عطر میپراکند.
گیتار من دولتمندان جنایتکار را به کار نمیآید
که آزمندِ زر و زورند.
گیتار من به کار زحمتکشان خلق میآید
تا با سرودشان آینده شکوفا شود.
چرا که ترانه آن زمانی معنایی مییابد
که قلبش نیرومندانه در تپش باشد
و انسانی آن ترانه را بسراید
که سرودخوانان شهادت را پذیرا شود.
شعر من در مدح هیچکس نیست
و نمیسرایم تا بیگانه یی بگرید.
من برای بخش کوچک و دور دست سرزمینم میسرایم
که هر چند باریکه یی بیش نیست
امّا ژرفایش را پایانی نیست.
شعر من آغاز و پایان همه چیز است.
شعری سرشار از شجاعت؛
شعری همیشه زنده و تازه و پویا»
@majale_zanan
747
در تاریخ هنر آواز و موسیقی هنرمندان زیادی هستن که آثار ممتازی از خودشان بجای گذاشتند اما بدون هیچ شکی یکی از هنرمندان نامی جهان را می توان ویکتور خارا دانست خواننده و شاعر و نوازنده از کشور شیلی که قربانی توحش انسان شد
" زمانی که پینوشه دیکتاتور شیلی با کودتای خودش علیه النده قدرت را در دست گرفت پنج هزار نفر را دستگیر و در استادیوم سانتیاگو شیلی حبس کرد و هنوز سرنوشت بسیاری از انها مشخص نیست اما سرنوشت ویکتور خارا همان روز مشخص شد
سرگرد نظامی او را شناسایی کرد و گفت؛ ویکتور خارا برای تو گیتاری می اوریم تا برایمان اوازی بخوانی ...
آنها بجای گتیار تبر اوردن و دستهای ویکتور را بریدند و ویکتور با بدنی خونین اواز وحدت را خواند و همه با او همصدا شدند و نظامیان با شلیک ۳۵ گلوله مسلسل به زندگی یکی از هنرمندان ممتاز جهان پایان دادند اما هنر او همچنان زنده و تازه و پویاست
@majale_zanan
747
من در رقابت با کسی نیستم
من مایل نیستم در بازی برتر بودن از کسی شرکت کنم
من فقط در تلاشم
از کسی که دیروز بودم بهتر باشم
@majale_zanan
747
بهتر نیست بجای «همه زیبا هستن» روی «زیبایی تنها چیز با ارزش نیست» تمرکز کنیم؟
نمیتونیم همه رو مجبور کنیم به نظرشون همه قشنگ باشن، ولی میتونیم زیبا بودن رو الزامی ندونیم و همه رو بر اساس قیافه مقایسه نکنیم.
@majale_zanan
747
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد
زني در حال عبور او را ديد . او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد
و گفت: مواظب خودت باش
کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟
زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم
کودک گفت: مي دانستم با او نسبت داريد ...
@majale_zanan
747
تجربه به ما می آموزد که عشق آن نیست که به هم خیره شویم
عشق آن است که هردو به یکسو بنگریم...
آنتوان دو سنت اگزوپری
@majale_zanan
747
وقتی دری بسته می شود، در دیگری باز می شود. ولی آنقدر با تاسف به درهای بسته نگاه می کنیم، که از درهای بازشده غافل می مانیم…
@majale_zanan
747
اگر بین استدلال واحساست جنگی در گرفت.
اکثرا حق با احساس توست
...ذهن توسط آموزه های جامعه پر از
استیصال است
@majale_zanan
747
ساليان سال خودت رو نقد كردى و جوابى نگرفتى.
شروع كن خودت رو تاييد كن و ببين چه اتفاقى ميفته
لوئیز هي
@majale_zanan
747
اغلب بهترین قسمتهای زندگی زمانی بوده اند که هیچ کاری نکرده ای
و نشسته ای درباره ی زندگی فکر کرده ای.
منظورم اینست که مثلا می فهمی که همه چیز بی معناست،
بعد به این نتیجه می رسی که خیلی هم نمی تواند بی معنا باشد.
چون تو می دانی بی معناست و همین آگاهی تو از بی معنا بودن،
تقریبن معنایی به آن می دهد.
می دانی منظورم چیست؟
بدبینی خوش بینانه!
چارلز بوکوفسکی
@majale_zanan
747
یک گرگ داخل طویله گوسفندان شد
و برهٔ سفیدی را خورد
گوسفندهای سیاه خوشحال شدند
بعد یک بره سیاه را خورد
سفیدها گفتند گرگ عادلی است ...
و هنوز که هنوز است
گرگ مشغول اجرای عدالت میان گوسفندان است
احمد مطهر
@majale_zanan
747
دو کتاب
«بدن من مال خودمه»
«تپلی به بدنم دست نزن»
با زبانی کودکانه و شیوا و بدون ایجاد ترس واهی موضوع تجاوز به کودک رو برای کودکان ۳ سال به بالا توضیح میده و بهشون میفهمونه بدنشون حریم خصوصی اونهاست.
اگر دوروبرتون والدینی با بچه خردسال دارید این کتابها براشون بهترین هدیه است
@majale_zanan
