en
Feedback
خانهٔ آینه

خانهٔ آینه

Open in Telegram

کانال اختصاصی بیدل و مسائل مربوط به شعر و زندگی او، با تمرکز بر شرح شعرهای این شاعر. ارتباط با تلگرام محمدکاظم کاظمی: @mkkazemi اینستاگرام محمدکاظم کاظمی: http://instagram.com/mkazemkazemi برنامه‌های زندهٔ «شبی با بیدل» از این اینستاگرام پخش می‌شود.

Show more
938
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
February '24
February '24
+3
in 0 channels
January '24
+13
in 0 channels
Get PRO
December '23
+17
in 0 channels
Get PRO
November '23
+15
in 0 channels
Get PRO
October '23
+10
in 0 channels
Get PRO
September '23
+16
in 0 channels
Get PRO
August '23
+4
in 0 channels
Get PRO
July '23
+16
in 0 channels
Get PRO
June '23
+20
in 0 channels
Get PRO
May '23
+19
in 0 channels
Get PRO
April '23
+21
in 0 channels
Get PRO
March '23
+22
in 0 channels
Get PRO
February '23
+88
in 0 channels
Get PRO
January '23
+25
in 0 channels
Get PRO
December '22
+27
in 0 channels
Get PRO
November '22
+17
in 0 channels
Get PRO
October '22
+26
in 0 channels
Get PRO
September '22
+10
in 0 channels
Get PRO
August '22
+14
in 0 channels
Get PRO
July '22
+18
in 0 channels
Get PRO
June '22
+13
in 0 channels
Get PRO
May '22
+17
in 0 channels
Get PRO
April '22
+17
in 0 channels
Get PRO
March '22
+18
in 0 channels
Get PRO
February '22
+19
in 0 channels
Get PRO
January '22
+31
in 0 channels
Get PRO
December '21
+12
in 0 channels
Get PRO
November '21
+32
in 0 channels
Get PRO
October '21
+20
in 0 channels
Get PRO
September '21
+21
in 0 channels
Get PRO
August '21
+15
in 0 channels
Get PRO
July '21
+13
in 0 channels
Get PRO
June '21
+45
in 0 channels
Get PRO
May '21
+22
in 0 channels
Get PRO
April '21
+13
in 0 channels
Get PRO
March '21
+20
in 0 channels
Get PRO
February '21
+21
in 0 channels
Get PRO
January '21
+44
in 0 channels
Get PRO
December '20
+720
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
15 February0
14 February0
13 February0
12 February0
11 February0
10 February0
09 February0
08 February0
07 February0
06 February0
05 February+2
04 February0
03 February0
02 February0
01 February+1
Channel Posts
✳️ «بیدل دهلوی» 🔻 کانالی حاوی شعرهای برگزیده از بیدل به گردانندگی خانم مرضیه قلی‌پور گرامی. دوستان را به عضویت در این کانال دعوت می‌کنم. https://t.me/bideldehlavipoem

2
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۸ 🔹 یک‌شنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۸ 🔹 یک‌شنبه ۱۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل چشمی که بر آن جلوه نظر داشته‌‌باشد یارب به چه جرئت مژه برداشته‌باشد عمری است دکان نفسِ سوخته گرم است از ناله‌ام آیینه خبر داشته‌باشد با پرتو خورشیدِ کَرم، سهل حسابی‌است گر شبنم ما دامنِ تر داشته‌باشد دل توشه‌کشِ وهم حبابی است در این بحر امّید که آهی به جگر داشته‌باشد ‌جا بر سر و دوش است کسی را که در این بزم با ما چو سبو دست به سر داشته‌باشد از تیغ نگاهت دل آیینه دو نیم است هرچند ز فولاد سپر داشته‌باشد ما را به ادبگاه حضورت چه پیام است؟ قاصد مگر از خویش خبر داشته‌باشد از وحشت ما بر دل کس نیست غباری یک ذرّه، تپیدن چه‌قدر داشته‌باشد ای بی‌خبر! از عشق مجو سازِ سلامت جز سوختن آتش چه هنر داشته‌باشد؟ ‌ناکام فسردیم چو خون در رگ یاقوت رنگی ندمیدیم که پر داشته‌باشد بیدل خلف سلسلهٔ عبرت امکان جز مرگ چه از ارثِ پدر داشته‌باشد؟ @khanehayeneh
313
3
متن غزل شبی با بیدل ۱۷۷ خیال نامداری تا کی‌ات خاطرنشین باشد؟ چه لازم سرنوشتت چون نگین زخمِ جبین باشد؟ در این وادی به حیرت هم میسّر نیست آسودن همه گر خانهٔ آیینه گردی، حکمِ زین باشد طراوت آرزو داری، ز قید جسم بیرون‌آ که سرسبزی نبیند دانه تا زیر زمین باشد به خود پیچیدن ما نیست بی‌اندازِ پروازی کمندِ موجِ ما را یک نفس گرداب، چین باشد ‌به‌قدر جهد معراجی است ما را، ورنه آتش هم به راحت گر زند، خاکسترش بالانشین باشد به حیرت رفته است از خویش، اگر شمع است و گر محفل نشاط هر دو عالم، یک نگاه واپسین باشد غباری نیست از پست و بلند موج، دریا را حقیقت بی‌نیاز از اختلاف کفر و دین باشد پیِ قتلم چه دامن برزند شوخی؟ که در دستش هجوم جوهر شمشیر، چین آستین باشد ز چشم تر، مآل انتظار شوق پرسیدم جگر خون گشت و گفت: احوال مشتاقان چنین باشد ‌فرو رو زیر خاک ای سرگرانِ نشئهٔ خسّت ز قارون نام هم کم نیست بر روی زمین باشد محال است این‌که عجز از طینت ما رخت بربندد سحر گر صد فلک بالد، همان آهی حزین باشد ندارم نشئه‌ای دیگر به‌جز سرگشتگی بیدل چو گردابم در این محفل، خط ساغر همین باشد
211
4
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۷ 🔹 یک‌شنبه ۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل د
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۷ 🔹 یک‌شنبه ۳ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل در پست بعد @khanehayeneh
193
5
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۴ 🔹 یک‌شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۰ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۴ 🔹 یک‌شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۳۰ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل بهار حیرت است اینجا، نه گل، نی جام می‌خیزد ز هستی تا عدم یک دیدهٔ بادام می‌خیزد دلیل شوق، نیرنگ تماشای که شد یارب! که آب از آینه چون اشک بی‌آرام می‌خیزد چه امکان است صید خاکساران فنا کردن؟ به راه انتظار ما غبار از دام می‌خیزد به طوف مدّعا چون ناله عریان شو که عاشق را فسردن‌ها ز فکر جامهٔ احرام می‌خیزد ‌هوای پختگی داری، کلاهِ فقر سامان کن که از تاج سرافرازان خیالِ خام می‌خیزد ز نادانی حباب باده می‌نامند بی‌دردان به دیدار تو چشمِ حیرتی کز جام می‌خیزد نفس در دل شکستم، شعله زد دود از دماغ من هوا در خانه می‌دزدم، غبار از بام می‌خیزد رمیدن برنمی‌تابد هوای عالم الفت چو جوش سبزه، گَردِ این بیابان رام می‌خیزد در این مزرع که دارد ریشه از ساز گرفتاری اگر یک دانه افتد بر زمین، صد دام می‌خیزد ‌دماغ جاده‌پیمایی ندارد رهرو شوقت شرر اوّل‌قدم از خود به جای گام می‌خیزد ز بس در آرزوی می سراپا حسرتم بیدل نفس تا بر لبم آید، صدای جام می‌خیزد @khanehayeneh
168
6
ستون «همدلی با بیدل» در ضمیمهٔ ادب و هنر روزنامهٔ اطلاعات این هفته.
483
7
28539_Z04.pdf
449
8
✳️ ستون «همدلی با بیدل» در ضمیمهٔ ادب و هنر روزنامهٔ اطلاعات. 🔻 به پیشنهاد و به مدیریت جناب رضا رفیع گرانقدر، مدتی است که ست
✳️ ستون «همدلی با بیدل» در ضمیمهٔ ادب و هنر روزنامهٔ اطلاعات. 🔻 به پیشنهاد و به مدیریت جناب رضا رفیع گرانقدر، مدتی است که ستونی با عنوان «همدلی با بیدل» برای ضمیمهٔ ادب و هنر روزنامهٔ اطلاعات می‌نویسم. در هر قسمت از این سلسله مطالب، به یکی از مفاهیم یا عناصر پرکاربرد شعر بیدل اشاره می‌شود و در آن مورد شرح و توضیحی می‌آید. 🔻 این ضمیمه، روزهای سه‌شنبه هر هفته منتشر می‌شود. البته در سایت روزنامهٔ اطلاعات با این نشانی نیز در دسترس است https://ettelaat.com/ 🔸 محمدکاظم کاظمی
684
9
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۴ 🔹 یک‌شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ تا ۲۲:۳۰ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۴ 🔹 یک‌شنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ تا ۲۲:۳۰ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل بهار حیرت است اینجا، نه گل، نی جام می‌خیزد ز هستی تا عدم یک دیدهٔ بادام می‌خیزد دلیل شوق، نیرنگ تماشای که شد یارب! که آب از آینه چون اشک بی‌آرام می‌خیزد چه امکان است صید خاکساران فنا کردن؟ به راه انتظار ما غبار از دام می‌خیزد به طوف مدّعا چون ناله عریان شو که عاشق را فسردن‌ها ز فکر جامهٔ احرام می‌خیزد ‌هوای پختگی داری، کلاهِ فقر سامان کن که از تاج سرافرازان خیالِ خام می‌خیزد ز نادانی حباب باده می‌نامند بی‌دردان به دیدار تو چشمِ حیرتی کز جام می‌خیزد نفس در دل شکستم، شعله زد دود از دماغ من هوا در خانه می‌دزدم، غبار از بام می‌خیزد رمیدن برنمی‌تابد هوای عالم الفت چو جوش سبزه، گَردِ این بیابان رام می‌خیزد در این مزرع که دارد ریشه از ساز گرفتاری اگر یک دانه افتد بر زمین، صد دام می‌خیزد ‌دماغ جاده‌پیمایی ندارد رهرو شوقت شرر اوّل‌قدم از خود به جای گام می‌خیزد ز بس در آرزوی می سراپا حسرتم بیدل نفس تا بر لبم آید، صدای جام می‌خیزد @khanehayeneh
215
10
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۳ 🔹 یک‌شنبه ۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۳ 🔹 یک‌شنبه ۷ آبان ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل زبان به کام خموشی کشد بیانش و لرزد نگه ز دور به حیرت دهد نشانش و لرزد چه شوکت است ادبگاه حسن را؟ که تبسّم ببوسد از لب موج گهر دهانش و لرزد قلم چگونه دهد عرض دستگاه توهّم؟ که فکر، مو شود از حیرت میانش و لرزد دمی که آرزوی دل به عرض شوق تو کوشد گره چو شمع شود ناله بر زبانش و لرزد ‌خیال تا کند آهنگ سجدهٔ سر راهت برَد تصوّر از آن‌سوی آسمانش و لرزد نظر به طینت بی‌تاب عاشق این‌همه سهل است که همچو موج شود آب، استخوانش و لرزد عجب مدار ز نیرنگ اختراع مروّت که همچو آه ز دل بگذرد سنانش و لرزد بوَد ترحّم عشقت به حال ناکسی من چو مشت خس که کند شعله امتحانش و لرزد به محفل تو که اظهار مدّعاست تحیّر نفس در آینه پنهان کند فغانش و لرزد ‌به وصل، وحشتم از دل نمی‌رود، چه توان کرد؟ که سُست‌مشق، رسد تیر بر نشانش و لرزد به عافیت نی‌ام ایمن ز آفتی که کشیدم چو آن غریق که آرند بر کرانش و لرزد ز بس‌که شرم سجودش گداخت پیکر بیدل چو عکسِ آب، نهد سر بر آستانش و لرزد @khanehayeneh
164
11
✳️ متن غزل «شبی با بیدل» ۱۷۲ فسردگی‌های سازِ امکان ترانه‌ام را عنان نگیرد حدیث طوفان‌نوای عشقم، خموشی از من زبان نگیرد ز دستگاه جهانِ صورت نی‌ام خجالت‌کشِ کدورت چو آینه دستِ بی‌نیازان ز هرچه گیرد، زیان نگیرد سماجت است این‌که عالمی را به سر فکنده‌است خاک ذلّت سبک نگردد به چشم مردم کسی که خود را گران نگیرد ز دست رفته‌است اختیارم، به نارسایی کشیده کارم به سازِ وحشت پری ندارم که دامنم آشیان نگیرد ‌به‌غیرِ وحشت ز هیچ ‌عنوان حضورِ راحت ندارد امکان ز صید مطلب سراغ کم گیر اگر دلت زین جهان نگیرد مناز بر مایهٔ تعیّن، که کاروان متاع‌همّت به چارسویی که خودفروشی رواج دارد، دکان نگیرد ز خود برآ تا رسد کمندت به کنگر قصرِ بی‌نیازی به نردبان‌های چین دامن کسی رهِ آسمان نگیرد اگر به عزم گشادِ کاری، ز گوشه‌گیران مباش غافل که تیر، پرواز را نشاید دمی که بال از کمان نگیرد کج است طور بنای عالم، تو نیز سر کن به کج‌ادایی که شهرت وضعِ راستی‌ها چو حلقه‌ات بر سنان نگیرد ‌در آتش عشق تا نسوزی، نظر به داغ وفا ندوزی که از چراغِ هوس‌فروزی تنورِ افسرده نان نگیرد فتاده‌ای را ز خاک بردار، یا مبر نام استطاعت کسی چه گیرد ز سازِ قدرت که دست واماندگان نگیرد؟ اگر ز وارستگان شوقی، به فکرِ هستی مپیچ بیدل که همّت آیینهٔ تعلّق به دستِ دامن‌فشان نگیرد
186
12
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۲ 🔹 یک‌شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۲ 🔹 یک‌شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل در پست بعد @khanehayeneh
141
13
🍁 شبی با بیدل، ۱۳۰ 🔹 محو بودم، هر چه دیدم دوش، دانستم تویی 🔹 همراه با معرفی کتاب «بیدل و انشای تحیر» دکتر کاووس حسنلی 🔹 ۱۵ اسفند ۱۴۰۰ 🔻 متن غزل محو بودم، هرچه دیدم دوش، دانستم تویی گر همه مژگان گشود آغوش، دانستم تویی حرف غیرم راه می‌زد از هجومِ ما و من بر درِ دل تا نهادم گوش، دانستم تویی مشت خاک و این‌همه سامان ناز! اعجاز کیست؟ بیش از این از من غلط مفروش، دانستم تویی نیست سازِ هستی‌ام تنها دلیل جلوه‌ات با عدم هم گر شدم همدوش، دانستم تویی محرم رازِ حیا، آیینه‌دار دیگر است هرچه شد از دیده‌ها روپوش، دانستم تویی غفلت روز وداعم از خجالت آب کرد اشک می‌رفت و منِ بیهوش دانستم تویی «بیدل» امشب سیر آتش‌خانۀ دل داشتم شعله‌ای را یافتم خاموش، دانستم تویی #شبی_با_بیدل @khanehayeneh
464
14
در برنامهٔ «شبی با بیدل»‌ دربارهٔ غزل «رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند» گفتیم که استاد سرآهنگ این غزل بیدل را خوانده است. اینک آن آهنگ را از کانال استاد سرآهنگ در اینجا بازنشر می‌کنم تقدیم دوستان. 👆
426
15
🔻 استاد سرآهنگ 🔹 آهنگ ۳۰۲ 🔸 رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند ▫️ شعر: بیدل ⬇️ متن شعر رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند خاکستری ز قافلۀ اعتبار ماند از ما به خاک وادی الفت‌سواد عشق‌ هر جا شکست آبله‌، دل یادگار ماند دل را تپیدن از سر کوی تو برنداشت‌ این گوهر آب گشت و همان خاکسار ماند پیری سراغ وحشت عمر گذشته بود مزدور رفت و دوش همان زیر بار ماند بیدل ز شعله‌ای که نفس برق ناز داشت‌ داغی چو شمع کشته به لوح مزار ماند #استاد_سرآهنگ @ostad_sarahang
467
16
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۱ 🔹 یک‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۱ 🔹 یک‌شنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi 🔻 متن غزل رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند خاکستری ز قافلهٔ اعتبار ماند از ما به خاک وادی الفت‌سوادِ عشق هرجا شکست آبله، دل یادگار ماند دل را تپیدن از سر کوی تو برنداشت این گوهر آب گشت و همان خاکسار ماند وضع حیاست دامنِ فانوس عافیت از ضبط خود چراغِ گهر در حصار ماند ‌مفتِ نشاط هیچ، اگر فقر و گر غنا دستی نداشتم که بگویم ز کار ماند زنهار! خو مکن به گرانجانی آن‌قدر شد سنگ، ناله‌ای که در این کوهسار ماند فرصت نماند و دل به تپش هم‌عنان هنوز آهو گذشت و شوخی رقص غبار ماند هرجا نفس به شعلهٔ تحقیق سوختیم کهسار بر صدا زد و مشتی شرار ماند پیری سراغِ وحشت عمرِ گذشته بود مزدور رفت و دوشِ هوس زیر بار ماند ‌نگذاشت حیرتم که گلی چینم از وصال از جلوه تا نگاه، یک آغوش‌وار ماند خودداری‌ام به عقدهٔ محرومی آرمید در بحر نیز گوهر من بر کنار ماند مژگان ز دیده قطع تعلّق نمی‌کند مشتی غبار من به ره انتظار ماند «بیدل» ز شعله‌ای که نفس برقِ ناز داشت داغی چو شمعِ کُشته به لوح مزار ماند @khanehayeneh
550
17
✳️ امروز با بیدل وطن گر مایهٔ افسردن است، آوارگی خوش‌تر ز نومیدی گدازِ سنگ می‌خواهد شرار او 🔸 بارها این بیت بیدل را زبان حال
✳️ امروز با بیدل وطن گر مایهٔ افسردن است، آوارگی خوش‌تر ز نومیدی گدازِ سنگ می‌خواهد شرار او 🔸 بارها این بیت بیدل را زبان حال کسانی یافته‌ام که از فرط ناامیدی از اوضاع وطن، دیار غربت در پیش گرفته‌اند. و شاید در این یکی دو سال، این بیت بیش از هر زمان دیگری مصداق یافته است، برای خیلی از مردم. #امروز_با_بیدل #محمدکاظم_کاظمی @khanehayeneh
575
18
✳️ امروز با بیدل وطن گر مایهٔ افسردن است، آوارگی خوش‌تر ز نومیدی گدازِ سنگ می‌خواهد شرار او 🔸 بارها این بیت بیدل را زبان حال کسانی یافته‌ام که از فرط ناامیدی از اوضاع وطن، دیار غربت در پیش گرفته‌اند. و شاید در این یکی دو سال، این بیت بیش از هر زمان دیگری مصداق یافته است، برای خیلی از مردم. #امروز_با_بیدل #محمدکاظم_کاظمی @khanehayeneh
1
19
✳️ امروز با بیدل ز قمری سروِ این گلشن به مسطر می‌کشد قامت به خاکستر توان برد از خطِ سیراب، پاشیدن 🔸 بیت نسبتاً دشواری است ول
✳️ امروز با بیدل ز قمری سروِ این گلشن به مسطر می‌کشد قامت به خاکستر توان برد از خطِ سیراب، پاشیدن 🔸 بیت نسبتاً دشواری است ولی با دریافت مناسبات سرو و قمری، فهم آن آسان می‌شود. «قامت سرو را به مسطر کشیدن»، یعنی آن را مقید به سطرها یا قید و بندها ساختن. می‌گوید که قمری سرو را از سرکشی باز می‌دارد به اعتبار این که با آن طوق خود، بر سر آن می‌نشیند. طوق قمری نشانهٔ مقید بودن است. مصراع دوم نیز همین مفهوم است با بیانی دیگر، این که خطی را جوهر آن بسیار است و بیم پاشیدن جوهر به اطراف خط می‌رود، با خاکستر خشک می‌کنند تا این پاشیدن اتفاق نیفتد. البته این خاکستر با قمری هم ارتباط دارد چون در شعر بیدل، قمری خاکستری تصور می‌شود. «ز سرو و قمریان پیداست بیدل کاندر این گلشن / به سر خاکستر است از دور گردون، طبعِ موزون را» حاصل این که خاکستر، خط را از پاشیدن دور می‌دارد و قمری، سرو را از سرکشی. بیدل در بیتی دیگر با همین عناصر، مفهومی متضاد با این را بیان کرده است: «سرکشان از قیدِ دامِ خاکساری فارغ‌اند / از کمان طوقِ قمری، سرو، تیرِ جسته‌ای است» #امروز_با_بیدل #محمدکاظم_کاظمی @khanehayeneh
527
20
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۰ 🔹 یک‌شنبه ۹ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi متن غزل در
🍁 شبی با بیدل، ۱۷۰ 🔹 یک‌شنبه ۹ مهر ۱۴۰۲، ساعت ۲۲ اینستاگرام محمدکاظم کاظمی 🔸 http://instagram.com/mkazemkazemi متن غزل در پست بعد. پیکرم چون تیشه تا از جانکنی یاد آوَرد سر زنَد بر سنگی و پیغام فرهاد آورد لب به خاموشی فشردم، ناله جوشید از نفس قیدِ خودداری، جنون بر طبع آزاد آورد در شهادتگاه بی‌باکی کم از بسمل نی‌ام بشکنم رنگی که خونم را به فریاد آورد هوش تا گیرد عیار رنگی از صهبای من شیشه‌ها می‌باید از ملکِ پری‌زاد آورد ‌ بس‌که در راهت کمینِ انتظارم پیر کرد موسفیدی نقش من بر کلک بهزاد آورد چون پر طاووس می‌باید اسیر عشق را کز عدم گلدسته‌واری نذر صیّاد آورد تحفهٔ ما بی‌بران غیر از دل صد چاک نیست شانه می‌باشد ره‌آوردی که شمشاد آورد عشق را عمری است با خلق امتحان همّت است عالمی را می‌برد مجنون که فرهاد آورد از تغافل‌های نازش سخت دور افتاده‌ایم پیش آن نامهربان ما را مگر یاد آورد ‌تا سپند ما نبیند انتظار سوختن چون شرر کاش آتش از کانون ایجاد آورد انفعالم آب کرد، ای‌کاش شرم احتیاج یک عرق‌وارم برون زین خجلت‌آباد آورد «بیدل» از سامان تحصیل نفس غافل مباش می‌برد با خویش آخر هرچه را باد آورد
202