en
Feedback
رهیافت آمریکا

رهیافت آمریکا

Open in Telegram

تحلیل سیاست خارجی و امنیتی ایالات متحده نقل قول و بازنشر مطالب صرفا با ذکر منبع مجاز است.

Show more
806
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
#رصد #انتخابات_آمریکا *♨️ نتايـج انتخابات مقدماتی جهوری خواهان در نیوهمپشایر مشخص شد.* دونالد ترامپ ۵۴.۸٪ آرا و به دست آوردن
#رصد #انتخابات_آمریکا *♨️ نتايـج انتخابات مقدماتی جهوری خواهان در نیوهمپشایر مشخص شد.* دونالد ترامپ ۵۴.۸٪ آرا و به دست آوردن ۱۱ نماینده نیکی هیلی ۴۳.۶٪ آرا و به دست آوردن ۸ نماینده 🔹#انتخابات_مقدماتی در نیوهمشایر در واقع خبر خوبی برای بایدن بود، وقتی به آمار رای دهندگان نگاه می‌کنیم، مشاهده می‌شود که فقط ۱۰ درصد معتقد بودند که در صورت نامزدی بایدن، به وی رای نخواهند داد. او بین رای دهندگانی که بر این باور بودند که به لحاظ سنی مسن می‌باشد، پیروز شد. 🔸او رای اکثریت رای دهندگانی را به دست آورد که از جهت جنگ در #غزه، ناخشنود بودند اما وقتی به حزب #جمهوری_خواه نگاه می‌کنیم، مشاهده می‌شود که هفت نفر از ده نفری که به نیکی هیلی رای دادند، قصد ندارند که به ترامپ رای بدهند.

طبق شاخص های کلان، برنامه ریزی راهبردی و عملکرد دولت بایدن در مجموع اقتصاد آمریکا را قوی تر ساخته است ولی درک عمومی از وضعیت
طبق شاخص های کلان، برنامه ریزی راهبردی و عملکرد دولت بایدن در مجموع اقتصاد آمریکا را قوی تر ساخته است ولی درک عمومی از وضعیت منفی است. علیرغم بهبود سرمایه گذاری در زیرساخت، رشد GDP و کاهش تورم و بیکاری، هزینه های جاری زندگی افزایش یافته است. شرایط عمومی روند مثبتی دارد ولی احساس مردم آن است که شرایط بدتر است. این احساس بین مردم وجود دارد که آمارها و داده های کلان اقتصادی نمی تواند بیانگر شرایط زندگی آنها باشد. شکاف بین شاخص های کلان و آنچه مردم به صورت مستقیم در زندگی شخصی لمس می کنند به یکی از مهمترین چالش دموکرات ها در انتخابات 2024 تبدیل شده است. تحول در سیاست های راهبردی اقتصادی به ویژه در زمینه صنعتی و فناوری احتمالاً مزایای استراتژیکی برای آمریکا در دوره رقابت با قدرت های بزرگ خواهد داشت ولی استمرار نارضایتی عمومی از سیاست های رفاهی، پایداری و تاب آوری واشنگتن در این رقابت را خدشه دار خواهد ساخت. https://www.whitehouse.gov/cea/written-materials/2023/12/19/ten-charts-that-explain-the-u-s-economy-in-2023/ https://apnews.com/article/biden-economy-jobs-inflation-sentiment-53db7f95d14db2557b00424254208272

بر اساس نظرسنجی مؤسسه افکارسنجی گالوپ، میزان حمایت جامعه اسرائیل از رهبران آمریکایی از ۶۵ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۸۱ درصد در پایا
بر اساس نظرسنجی مؤسسه افکارسنجی گالوپ، میزان حمایت جامعه اسرائیل از رهبران آمریکایی از ۶۵ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۸۱ درصد در پایان سال ۲۰۲۳ رسید به گونه‌ای که از هر پنج شهروند اسرائیل، چهار نفر از عملکرد دولت آمریکا ابراز رضایت می‌کنند. این آمار محصول حمایت دیپلماتیک، کمک اطلاعاتی و پشتیبانی تسلیحاتی دولت بایدن از تل‌آویو در جریان بحران غزه و کوشش مداوم آن جهت عادی سازی روابط رژیم با کشورهای عربی منطقه است.

جیسون برادسکی تحلیلگر ضدایرانی مؤسسه صهیونیستی اتحاد علیه ایران هسته‌ای در یادداشت اخیر خود در تارنمای «نشنال اینترست » به ۵ هدف اصلی انصارالله از حملات به کشتی‌های وابسته به رژیم صهیونسیتی در دریای سرخ پرداخته و احیای بازدارندگی آمریکا در منطقه را مشروط به ادراک صحیح از انگیزه‌های دشمن و مقابله مؤثر با آن می‌داند. به باور نویسنده، پنج هدف اصلی انصارالله از حملات مذکور عبارتند از: ۱- کسب دستاوردهای بین‌المللی و افزایش محبوبیت در جامعه یمن در شرایط وخامت اوضاع اقتصادی و اجتماعی داخلی ۲- اقناع جامعه نسبت به نقش حملات و فشار کشورهای غربی در رنج و شرایط ناگوار مردم یمن و توجیه علل عدم کاهش میزان فقر حتی در دوران آتش‌بس با عربستان ۳- اعمال فشار بر دولت‌های منطقه جهت جلوگیری از ضربه زدن به منافع انصارالله؛ به عنوان نمونه، انصارالله هر موجودیتی را که مخالف حملات آن به رژیم است، حامی اسرائیل و هدف مشروعی برای حمله معرفی کرده است. ۴- نشان دادن ارزش و اهمیت خویش به تهران و دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی بیشتر از ایران ۵- تضعیف اعتبار و اقتدار آمریکا و رژیم صهیونسیتی در منطقه از طریق هدف قراردادن مواضع و مناطق آن‌ها در سراسر خاورمیانه. در مجموع، حملات آمریکا و انگلستان علیه مواضع انصارالله، کمتر از یک چهارم توان نظامی آن را از بین برده و نیروهای یمنی همچنان از توان ضربه زدن به منافع آمریکا و رژیم در دریای سرخ برخوردار هستند. در این شرایط، عدم تغییر ادراک طرف مقابل نسبت به جدیت انصارالله مشروط به تداوم حملات و ایجاد ناامنی برای کشتی‌های وابسته به رژیم در دریای سرخ است ولی نباید از تقویت محبوبیت کنونی انصارالله در جامعه یمن و جهان اسلام و بهبود شرایط اقتصادی داخلی آن غافل شد. https://nationalinterest.org/feature/what%E2%80%99s-driving-houthis-208562

ارزیابی آمریکا پس از حمله نظامی نسبتاً گسترده به یمن آن است که درنتیجه این حملات قابلیت انجام عملیات ترکیبی توسط انصارالله تضعیف شده ولی بیش از دوسوم قابلیت‌های انصارالله برای استمرار عملیات در دریای سرخ همچنان از آسیب محفوظ مانده است. بخش از این مسئله ناشی از ویژگی متحرک تجهیزات و تسلیحات دفاعی انصارالله است که امکان جابه‌جایی و اختفا به آن می‌دهد. این اقرار به معنای آن است انصارالله همچنان قادر به استمرار حملات هدفمند علیه کشتی‌های رژیم صهیونیستی خواهد بود. هرچند سنت‌کام در حال گردآوری اطلاعات تکمیلی از امکانات نظامی انصارالله برای انجام «عملیات‌های بیشتر» است. اصرار آمریکا به ادامه جنایات جنگی رژیم صهیونیستی تنش در دریای سرخ را تشدید خواهد کرد. درواقع، آمریکا به دنبال طراحی و اجرای عملیات‌های زنجیره‌ای علیه قابلیت‌های انصارالله است. با آنکه انصارالله تجربه نبرد طولانی‌مدت با عربستان را پشت سرگذاشته است و تاب‌آوری بالایی در برابر این نوع از حملات دارد ولی راه توقف این نوع از حملات تحمیل هزینه جدی علیه آمریکایی‌ها و فوریت در پاسخ تلافی جویانه به آن است. https://www.nytimes.com/2024/01/13/us/politics/houthis-yemen-us-airstrikes.html

🔸 بر اساس نظرسنجی انجام‌شده در آمریکا در بازه 16 تا 18 دسامبر، در مورد افزایش یا کاهش میزان کمک‌های نظامی واشنگتن به اسرائیل
🔸 بر اساس نظرسنجی انجام‌شده در آمریکا در بازه 16 تا 18 دسامبر، در مورد افزایش یا کاهش میزان کمک‌های نظامی واشنگتن به اسرائیل: 21 درصد مردم آمریکا معتقد به افزایش کمک‌های نظامی، 26 درصد معتقد به کاهش کمک‌ها و 30 درصد نیز معتقد به حفظ میزان فعلی کمک‌های نظامی به این رژیم هستند. @us_rahyaft

آمریکا در راستای حمایت از رژیم صهیونیستی و خط قرمز خود مبنی بر جلوگیری از گسترش دایره جنگ غزه و ایجاد بازدارندگی علیه حوثی‌های یمن، در اقدامی پارادوکسیکال با همکاری انگلستان به یمن حمله کرد. واشنگتن که از گسترش و اقدام علیه منافع خود هراسان است در این حمله تلاش کرد لندن را نیز با خود همراه سازد. در بیانیه بایدن که جهت توضیح حمله آمریکا منتشر شد نام چند کشور ازجمله کانادا، استرالیا، هلند و بحرین هم به‌عنوان حامی منتشر شد. این بیانیه پس از حمله به یمن نشان داد آمریکا با نگرانی زیاد تلاش دارد اقدام خود را به جامعه بین‌المللی منتسب کند تا تبعات اقدام بعدی مقاومت صرفاً دامان این کشور را نگیرد. اقدامات شجاعانه و راهبردی مقاومت یمن در حمایت از مردم غزه و هزینه مند کردن اقدامات رژیم و آمریکا الگوی مناسبی است که نشان می‌دهد دامنه اقدام مقامت محدود به باریکه غزه نیست و نباید باشد. حمله اخیر امریکا به نیابت از رژیم صهیونیستی نشان از درستی سیاست مقاومت یمن دارد. سیاست اعلامی آمریکا علیه یمن شامل موارد زیر است: 1. حمایت از ایجاد یمن جدید و آزاد 2. جلوگیری از تسلط کامل حوثی‌ها بر یمن خصوصاً مأرب 3. ایجاد بازدارندگی علیه اقدامات حوثی‌ها در دریای سرخ 4. تقویت اقتصاد یمن 5. تحریم تسلیحاتی یمن 6. ائتلاف‌سازی علیه یمن @us_rahyaft

آمریکا از ابتدای جنگ غزه، در کنار حمایت دیپلماتیک از رژیم صهیونسیتی و ارسال چندین ناو هواپیمابر به منطقه جهت ایجاد بازدارندگی در برابر حمله جبهه مقاومت به رژیم و پایگاه‌های آمریکایی، همچون گذشته و به منظور دستیابی به اهداف سیاست خارجی خود، به ابزار «تحریم» متوسل شده و ارزیابی این کشور مبتنی بر آن است که تضعیف و مقابله بلندمدت با حماس و جهاد اسلامی و به طور کلی جبهه مقاومت در گرو قطع منابع و مسیر تأمین مالی آن‌ها می‌باشد. در این راستا، آمریکا ابتدا منع دسترسی حماس به ارزهای دیجیتال برای تأمین منابع مورد نیاز خویش را در دستور کار قرار داد و در این چارچوب، برایان نیلسون معاون ضدتروریسم وزارت خزانه‌داری در ماه نوامبر اقدام به برگزاری جلسه و اعلان هشدار به شرکت‌های فعال در ارز کریپتو نسبت به فعالیت حماس در این بستر نمود. در کنار آن، وزارت خزانه‌داری از آغاز عملیات طوفان الاقصی، چهار دور تحریم علیه اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با حماس به ویژه در سه کشور ایران، قطر و ترکیه وضع نمود که تمرکز آن اغلب بر هلدینگ اصلی اقتصادی حماس به نام گروه الزوایا و شرکت‌های زیرمجموعه آن، نمایندگان حماس و جهاد اسلامی در ایران، صرافان وابسته به حماس مستقر در ترکیه، شرکت‌های اقتصادی حماس در آسیا و آفریقا و نهادهای خیریه این دو گروه درون نوار غزه می‌باشد. با عنایت به استقرار بازوها و دفتر اقتصادی حماس در ترکیه از سال ۲۰۱۷ و حضور مقامات اقتصادی حماس همچون زاهر جبارین در این کشور از یکسو و وجود بخشی از دارایی‌های حماس در بانک‌های قطری، واشنگتن احتمالاً آنکارا و دوحه را از این ناحیه تحت فشار قرار خواهد داد و افزایش فشارهای جمهوری‌خواهان بر دولت برای تحریم و بلوکه سازی منابع مالی حماس در منطقه به ویژه ترکیه و قطر هم دور از انتظار نخواهد بود. @us_rahyaft

آمریکا به دنبال سه هدف دیپلماتیک در جنگ غزه است. اول: فشار به رژیم صهیونیستی برای خروج از فاز نظامی پرشدت به عملیات نظامی هدفمند در راستای کاهش تلفات انسانی و کاهش فشارهای افکار عمومی در سطح منطقه ای و بین المللی. دوم: جلوگیری از تشدید درگیری در شمال سرزمین های اشغالی و بازداشتن تل آویو از ورود به یک درگیری گسترده با حزب الله لبنان. سوم: جلب همراهی رژیم صهیونیستی برای عملیاتی سازی طرح های سیاسی و امنیتی برای آینده غزه. اگرچه آمریکا هنوز در هیچ از این سه هدف به موفقیت کامل دست نیافته است ولی نباید اجازه داد ابتکار عمل پرونده فلسطین در اختیار آمریکا باشد و قواعد بازی توسط واشنگتن بازنویسی شود. زمان و گزینه ها برای کنشگری جمهوری اسلامی ایران محدود است ولی هنوز فرصت کافی برای مدیریت صحنه وجود دارد. @us_rahyaft

با ورود به چهارمین ماه جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه فلسطین، دولت نتانیاهو نه تنها به اهداف خود در غزه دست نیافته است بلکه با چالش دیگری در شمال سرزمین های اشغالی روبه رو است. ورود حزب الله لبنان به درگیری با رژیم صهیونیستی از روز دوم آغاز جنگ موجب تخلیه شهرک های شمالی شده است و چشم اندازی برای بازگشت ساکنان آن وجود ندارد. به همین دلیل، وزیر خارجه آمریکا در چهارمین دور از سفر خود به غرب آسیا پس از طوفان الاقصی، افزون بر پیگیری طرح سیاسی برای آینده غزه به دنبال رایزنی با لبنان برای پذیرش راه حل دیپلماتیک درباره وضعیت مرزی با رژیم صهیونیستی است تا زمینه آتش بس و بازگشت شهرک نشینان به مناطق شمالی فراهم شود. رژیم صهیونیستی تهدید کرده است که در صورت شکست این مذاکرات چاره ای جز حمله نظامی گسترده به حزب الله را نخواهد داشت. البته این اولین تهدید دولت نتانیاهو علیه حزب الله نیست و از آغاز جنگ غزه تاکنون چندین بار این مسئله مطرح شده است که هر بار با مخالف آمریکا رو به رو شده است. ارزیابی اطلاعاتی پنتاگون نشان می دهد رژیم صهیونیستی توان مدیریت جنگ در دو جبهه به صورت همزمان را ندارد و امکان موفقیت آن در جنگ علیه حزب الله دشوار است. با این حال، این نگرانی در آمریکا وجود دارد که نتانیاهو به دلیل فشارهای داخلی و نگرانی از بقای سیاسی در دوره پسا جنگ چنین ریسکی را بپذیرد. مسئله اساسی آن که رژیم صهیونیستی بدون حمایت تسلیحاتی و پدافندی آمریکا قادر به آغاز نبرد علیه حزب الله نیست. به همین دلیل، رژیم به دنبال آن است که دولت بایدن را برای شروع این نبرد متقاعد سازد یا آن را در عمل انجام شده قرار بدهد. نکته جالب آن است که برخلاف نتانیاهو که تصور می کند ورود به درگیری با حزب الله به بقای سیاسی آن منجر خواهد شد، بایدن می داند که آغاز جنگ گسترده با حزب الله به معنای ورود آمریکا به یک بحران جدی در غرب آسیا و احتمالا به خطر افتادن بقای سیاسی آن و تک دوره ای شدن دولتش می شود. به عبارت دیگر، منافع سیاسی بایدن و نتانیاهو در تضاد قرار گرفته است. اگرچه تاکنون آمریکا با مدیریت دیگر جبهه ها توانسته است از بحرانی شدن وضعیت جلوگیری کند ولی آغاز جنگ در لبنان دولت بایدن را در معرض تصمیمات دشوار قرار می دهد. در چنین شرایطی، آمریکا با یک وضعیت پارادوکسیکال مواجه است. از یک سو، برای جلوگیری از ورود به بحران در پی ممانعت از گسترش جنگ است. از سوی دیگر، حمایت نظامی بدون قید و شرط، انگیزه کافی را به رژیم برای گسترش جنگ می دهد. آمریکا شاید تسلط کاملی بر رژیم صهیونیستی نداشته باشد ولی با اهرم کاهش یا توقف حمایت نظامی می تواند حدود رفتار رژیم را کنترل کند. فشار محور مقاومت علیه آمریکا باید در نهایت بایدن را به این نتیجه برساند که اگر رفتار رژیم را کنترل نکند تهدید ورود به درگیری گسترده نه فقط در لبنان بلکه در سراسر منطقه جدی است. در این شرایط، ریسک گریزی در برابر آمریکا و انفعال در مقابل آن خطر جنگ را بیشتر می کند. احیای بازدارندگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی بستگی به میزان توانایی محور مقاومت در ایجاد هراس معتبر و هزینه جبران ناپذیر دارد. @us_rahyaft

ارزیابی اطلاعاتی آمریکا بیانگر آن است که به رغم گذشت بیش از سه ماه از تهاجم اسرائیل به نوار غزه، توانمندی نظامی حماس از میان نرفته ولی توان مقاومت اسلامی در فرماندهی و کنترل نیروها و تأمین منابع لازم برای مقابله با اسرائیل کاهش یافته است. آمریکایی‌ها بر این باورند که اسرائیل در نهایت به هدف نهایی خویش یعنی نابودی حماس و محو ایدئولوژی مقاومت دست نخواهد یافت ولی تضعیف توان حماس را تا آستانه‌ای دنبال می‌کند که از عدم انجام حملات مشابه عملیات طوفان الاقصی از سوی نوار غزه اطمینان حاصل نماید. این برآورد در اظهارات جان کربی هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی کاخ سفید در روز چهارشنبه ۱۳ دی مشهود بود به گونه‌ای که ضمن اعلام حمایت دوباره از تهاجم اسرائیل به غزه اظهار داشت:«اسرائیل با از بین بردن رهبری حماس، توانسته است توانایی‌های حماس را به میزان قابل توجهی کاهش دهد ولی به احتمال زیاد نمی‌تواند این گروه را از بین ببرد. اسرائیل تاکنون بسیاری از نیروهای حماس و برخی فرماندهان عالی رتبه آن را به شهادت رسانده که در هدایت و فرماندهی نیروها تأثیر منفی می‌گذارد ولی حماس همچنان حضور نظامی قابل توجه در نوار غزه دارد. حمله نظامی ایدئولوژی حماس را از بین نمی‌برد ولی هدف اسرائیل برای شکست این گروه هنوز قابل دستیابی است. با این حال، مقابله بنیادین و واقعی با حماس تنها با حرکت در مسیر صلح اتفاق خواهد افتاد». با مرور این اظهارات و اشاره کاخ سفید به عدم امکان نابودی حماس و اعتراف وزارت خارجه و پنتاگون به وجود اختلاف‌نظر با طرف اسرائیلی پیرامون پاره‌ای از مسائل، می‌توان انتظار داشت که آمریکا پس از پایان جنگ غزه ضمن نفی مشروعیت حاکمیت سیاسی-امنیتی حماس بر این منطقه، از حکومت تشکیلات خودگردان بر کرانه باختری و نوار غزه حمایت کند و برای امتیاز دادن تاکتیکی به جبهه مقاومت از یکسو و جلب رضایت جامعه فلسطینی از سوی دیگر، با حضور حداقلی حماس در کابینه محمود عباس یا تشکیلات اجرایی نوار غزه موافقت به عمل آورد ولی به موازات آن، از تضعیف توان نظامی حماس حتی پس از دوره انتقالی حمایت جدی خواهد کرد. https://www.whitehouse.gov/briefing-room/press-briefings/2024/01/03/press-briefing-by-press-secretary-karine-jean-pierre-and-nsc-coordinator-for-strategic-communications-john-kirby-36/

کنت مکنزی، فرمانده سابق سنتکام در یادداشتی به بررسی درس‌های ترور شهید سلیمانی پرداخته است. او که در زمان ترور مسئولیت حمله را بر عهده داشته است می‌گوید نوع واکنش به این اتفاق نشان داد «ایران در تصمیم‌گیری‌های راهبردی عقلانی رفتار می‌کند». عقلانیت در اینجا به معنای حکمت و خردورزی نیست بلکه مقصود از این مفهوم آن است که ایران در تصمیم‌گیری‌های راهبردی خود بر مبنای منطق «هزینه-فایده» عمل می‌کند. مکنزی در این یادداشت می‌گوید ایرانی‌ها نسبت به هزینه تقابل با آمریکا هراس دارند ولی گاهی نسبت به اراده آمریکا برای استفاده از قابلیت‌های نظامی‌اش شک دارند. توصیه او به دولت بایدن آن است که برای ایجاد بازدارندگی در برابر ایران و گروه‌های مقاومت و وادار ساختن آن به عقب‌نشینی باید اراده قاطع برای استفاده از قابلیت‌های نظامی آمریکا را داشته باشد. این نگرش که ایران در برابر فشار (اقتصادی/نظامی) عقب‌نشینی می‌کند، سال‌ها قبل در ارزیابی اطلاعاتی آمریکا نیز به‌صراحت ذکرشده بود. در گزارش سال 2007 جامعه اطلاعاتی، برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی در برنامه هسته‌ای توصیه می‌شود که از تهدید نظامی معتبر، اجماع سیاسی و فشار اقتصادی چندجانبه استفاده شود. اگرچه در عمل فشار آمریکا موجب توقف قدرت‌یابی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های گذشته نشده است ولی به لحاظ راهبردی تا زمانی که این ادراک نسبت به منطق رفتاری ایران تغییر نکند، فشارها استمرار خواهد یافت. ایجاد تحول در این نگرش و ایجاد بازدارندگی در برابر اقدامات پرریسک احتمالی آمریکا نیازمند یک کمپین همه‌جانبه در سطح منطقه‌ای برای تحمیل قواعد جدید میدانی علیه واشنگتن و تل آویو است. اجتناب از درگیری بیش از آنکه سایه جنگ را دور کند دشمن را در اتخاذ اقدامات پرریسک تحریک می‌کند. نباید این تصور وجود داشته باشد که در محور مقاومت اراده جدی برای تحمیل هزینه واقعی علیه آمریکا یا رژیم صهیونیستی وجود ندارد. https://www.wsj.com/articles/lesson-of-the-soleimani-strike-quds-iran-deterrence-war-gaza-attacks-on-americans-5c9bbfa1 @us_rahyaft

🔹🔸 کانال رهیافت آمریکا، انشالله به زودی مجدداً با همت جمعی از کارشناسان این حوزه فعالیت خود را در تولید محتوای تحلیلی در این حوزه از سر خواهد گرفت.

فارن افرز ژانویه-فوریه 2024

فارین افرز ژانویه- فوریه 2024
فارین افرز ژانویه- فوریه 2024

photo content

🔹نشریه فارن افرز 🔸سپتامبر- اکتبر 2023

photo content