دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
قیمت دیدار با طبیبان کاسبکار
فرارفت همپای نرخ دلار
اما بیچارگان معمار
همچنان... خط میکشند مانند پار و پیرار
کیلومتری دوزار
...
در کوچه پس کوچه های بافت تاریخی ونیزِ سوئیس . . . سوئد ... یا در موزه های لوبر و غیره، به گونه ای که با هیچ فیلتر شکنی گشوده نشود، مراقب باشید که کسی که بیسوادی شما را می داند به جمع حقیرتان راه نیابد ای مدیران دائم العمر بیعرضه
ای ناتوانان در کار و توانایان در پشت هم اندازی
ای نادانان در کار و دانایان در روش های سوء استفاده
ای مستمندان در تعهد و ثروتمندان در حساب های مخفی
شمایید که مردم را به هیچ شمردید
و مردم هم شما را به هیچ شمرده اند
و خداوند در کمین گاه است
کاش یک قاضی دیگری هم پیدا شود و حکم کند اینطور:
- ما حکم میکنیم ازین پس، تمامی ساختمان ها با رعایت ملاحظات تاریخی و فرهنگی، برای زندگی اکنون و آینده مردم ساخته شود نه برای خودنمایی معماران و شاخ و شانه کشیدن سرمایه داران و پولشویی برادران، و طوری شود که کسی نتواند معماری ازینگونه که اکنون هست ببیند.
- ما حکم میکنیم ازین پس، در تمامی شهرها، پیادگان بر سوارگان ارجح باشند و فضاهای عمومی و شهری گسترش یابد و خدمات شهری و زیرساختها بطور عادلانه و توسعه یافته توزیع شود، و طوری شود که کسی نتواند شهری ازینگونه که اکنون هست ببیند.
- ما حکم میکنیم که در دانشگاه ها خرد و اندیشه برخاسته از سرزمین و روی گشاده به جهان پرورش یابد و دانشجویان پرسشگر باشند و استادان جستجوگر پاسخ ها، و طوری شود که کسی نتواند دانشگایی ازینگونه که اکنون هست، ببیند.
- ما حکم میکنیم همه چیز خوب باشد و آنقدر خوب باشد که هیچ کس نتواند اندکی آن را بد کند.
حیف و صد حیف که چنین حکم هایی، هباء منثور است و فقط به کار حکم می آید نه عمل.
https://t.me/architecturemonitor
دیده بان معماری در این شبکه اجتماعی تعریف شده است. در صورت مسدود شدن تلگرام، یا درش را تخته میکنیم یا به فیس بوک میرویم.
https://t.me/architecturemonitor
گوشه نشینی:
1- مات و مبهوت در سمینارم/ گوشه ای آرمیده، بیکارم.
2- داستان می نویسم و گهگاه/ دیدگانم کند به جمع نگاه.
3- جوجه هایی تمام رنگارنگ/ جملگی چترباز و مست و ملنگ.
4- گرمِ کارند! محو آمارند!/ دیدگان را بهین پرستارند.
5- سوپر استارهای صورت باز / شوخ طبعان زیرک و طناز.
6- جمع این با همان تنهایان/ هم قوی دست هم غوی پایان.
7- غرق اندیشه های دور و دراز/ چشم ها بسته و دهان ها باز.
دوستان وارد می شوند:
8- دوستان آمدند با تعظیم/ از همه گونه ها، جدید و قدیم.
9- آرت بازان و سنتی کاران/ تازه سازان و سابقه داران.
10- می زند برق بعضی از سرها/ زلف بعضی چو دود اژدرها.
11- آن یکی بوت سیبری در پا/ وان دگر را لباس افریقا.
12- هریکی بودش آیپدی در دست/ غیر آیفون مگر موبایلی هست؟؟
13- سنگ و چوب و تراشه های کتان/ گشته بود از تمام، آویزان.
14- دست هریک کتابکی کم برگ/ پائولو کوئیلوی جونم مرگ!
(این را مشهدی ها باید بخوانند)
15- دوش بعضی به کوله ای سنگین/ دست بعضی پر از خط رنگین.
16- چشم ها خالی از سوال و عطش/ لیک جمله خمار و شهلاوش.
پرسش:
17- گفتم از آن میان یکی را من/ ای دراز آستین کج دامن!
18- این چه غوغا ست این چه آشوب است؟/ این سخنرانیا کجاش خوب است؟؟
19- چپ چپ انداخت بر من مسکین/ یک نگاه بدی! بیا و ببین!
20- پاسخم را نداد و رو گرداند/ پرسش من به روی دستم ماند...
.
.
.
.
همخوانان 1:
21- ما که دیوانگان زاهاییم/ چرت بافیم و ژاژ میخاییم.(2بار)
همخوانان 2:
22- ما هویت پرست و مدهوشیم/ غافل از مقتضای فرداییم.(2بار)
همخوانان3:
23- دوستداران حضرت میسیم/ گرچه از عهده بر نمی آییم.
همخوانان4:
24- فولد بازیم..... وَ آوانگاردیم/ خواهر ساختار می گ......(3بار)
تکخوان 1:
25- "من که استاد این دبستانم/ آنچه دانستنی است می دانم"
26- "هرچه در فهم من نمی آید/ نام دانش بر آن نمی شاید"
تکخوان 2:
27- عشق من متن و هرمنوتیک است/ راه تأویل سخت و باریک است
28-"این چپق نیست!!" او چه اُستاد است؟/ کار معمار نقش بر باد است.
تماشاییان:
29- کاغذ پوستی و مداد و تراش/ کار ما نیست این آقا رو باش.
30- ما تری دی نشان و کد بازیم/ خانه را روی آب می سازیم.
.
.
.
.
31- روح اُسکار و جان رم کولهاس/ وَ قِنا رَبنا عذابَ الناس.
https://t.me/architecturemonitor
مهم ترین مسأله معماری ما در حال حاضر، از مهم ترین مسأله ملی ما در حال حاضر، جدا نیست؛ بطور یکپارچه تعریف می شود و بصورت هم افزا و هم آیند بر سرزمین و اندیشه و ملت، تأثیر می گذارد. این مهم ترین مسأله چیزی نیست جز مسأله هستی شناختی، زیرا که ما خود را در جهان گم کرده ایم. اینکه چگونه زندگی میکنیم و در چه صورت هایی سکونت داریم یا نداریم، مسائلی است که نسبت به هستی شناسی و خودگم کردگی ملی که ما را گرفتار کرده، فرعی است. البته که جز دانایان کسی این را در نمی یابد و چه کم اند دانایان.
مسأله هستی شناسی ملی ما، که می توان آن را همزمان مسأله هستی شناسی معماری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تمدنی و حتی کسب و کار و حرفه ای تلقی کرد و نامید، ناشی از تنش های دوگانه تاریخی و انسانی است، که به تنش های دوگانه محیطی و جهانی منجر شده است و می شود:
- تنش تاریخی: ما اکنونی هستیم مرده میان گذشته و آینده. گذشته ای را می ستاییم که نمی شناسیم و از آینده ای هراسانیم که امیدی به تأثیر گذاری در آن نداریم. اکنونِ مرده میان گذشته و آینده، ما را فروگرفته و معنای معاصریت را از میان برده است. بدین ترتیب ما هیچ تاریخی نمی شناسیم و هیچ تاریخی را نمی سازیم.
- تنش انسانی: که خود حاصل سه تنش نسلی ( وادادگی و بی اعتمای)، قومی (واگرایی و وحدت گریزی)، و بحران جنسی آشکار می شود.
این دو تنش اصلی موجب شده است اولا در محیط زیست خود با تمام شدن منابع آبی، افزایش کشنده آلودگی های محیطی و آلودگی های رسانه ای، مواجه باشیم. ثانیا در جهان با گفتمان شبه ایدئولوژیک، پرهیز یا گریز یا حتی ستیز از تعامل و ناتوانی و دورافتادگی از گفتگو، هیچ تأثیری نگذاریم.
حالا در این اوضاع مضحک نیست که جمعی به گرفتن جایزه فلان خان دلخوشند؟؟
https://t.me/architecturemonitor
در کشوری که یکی از راههای قطعی و میانبر موفقیت، وصلت با خاندان سران و همخوابگی با ارباب ژن خوب است، سخن گفتن از خرد و حکمت، یا دیوانگی است یا.... دیوانگی!
.
✏️بالاخره این معماری اسلامی چه هست؟
ناصر رباط ترجمهٔ محمدمهدی طاهری
مقدمۀ مترجم:
ناصر رباط استاد کرسی آقاخان در دانشگاه اِمآیتی است و مدیریت برنامۀ معماری اسلامی آقاخان در اِمآیتی نیز با اوست. سلایق پژوهشی او در جرگههای تاریخ و تاریخنگاری هنر و معماری و فرهنگ اسلامی، مطالعات پسااستعماری، و شهرهای معاصر مسلمانان میگنجد. ناصر رباط تاکنون بیش از هشتاد مقاله و کتاب تألیف کرده است. از میان کتابهایش میشود به ارگ قاهره: تفسیری بدیع از معماری مملوکان (Leiden, 1995)، فرهنگ معماری و معماری فرهنگ (بیروت، ۲۰۰۲)، شهرهای مُرده (دمشق، ۲۰۱۰)، تاریخ مملوک از گذرِ معماری: معماری و فرهنگ و سیاست در میان مملوکان مصر و سوریه (لندن، ۲۰۱۰) اشاره کرد.
آنچه اینک ملاحظه میکنید، ترجمهای است از مقالۀ ناصر رباط که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. او ویراست دیگری از این مقاله را پیشتر (در سال ۲۰۱۱) منتشر کرده بود؛ نسخۀ مزبور درواقع مقالهای بود که رباط برای کاتالوگی نوشت که با «نمایشگاه سفرنامۀ موزۀ آقاخان» همراه بود: گنجینههای موزۀ آقاخان: معماری در هنرهای اسلامی (ویراستۀ مارگارت گِرِیوز و بنوئیت جنود). در سال ۲۰۱۲ او این مقاله را بازنگری کرد و برای چاپ به مجلۀ تاریخنگاری هنر فرستاد؛ این مقاله نیز در شمارۀ ششم مجلۀ تاریخنگاری هنر به چاپ رسید.
پینوشتهای متن را بهصورت فایل تصویری به عکسهای متن ضمیمه کردهام؛ پیشنهاد میکنم نخست آنها را ذخیره کنید و سپس، پینوشتهای مربوط را هنگام خواندن متن ملاحظه کنید.
🔸بالاخره این معماری اسلامی چه هست؟
بیستویک سال است که در دانشگاه اِمآیتی، معماری اسلامی درس میدهم. کلاسهای من عمدتاً دو گونه از دانشجویان را جذبِ خود میکند: گونۀ اول متشکل از آن دانشجویانی است که معماری اسلامی را چونان میراث خود میپندارند: دانشجویان مسلمان از سرتاسر جهان، دانشجویان مسلمانِ امریکایی، و دانشجویان غیرمسلمانِ عربامریکایی. در گونۀ دوم دانشجویانی هستند که معماری اسلامی را عجیب و اسرارآمیز و از منظر زیباییشناختی شگفتانگیز تصور میکنند، معماریای که عطری «از سرزمینهای دور» به مشام میرساند. تصور این گروه اخیر عمدتاً برآمده از قصههاست (نسل متقدم هزارویکشب را میشناختند و این نسل جدید فیلم «علائدین» والتدیزنی را دیدهاند) و مجذوب و تاحدی فریفتۀ آن داستانها هستند.
این دو گونۀ دانشجویان، مدلی کوچکشده و شاید بازتابی اندکی خندهدار از وضعیت کنونی معماری اسلامی، چه در دانشگاهها چه در ساختمانسازیهاست. بیتردید دو فرقۀ مقتدر این عرصه، گیرم که خودشان زیر بار این عنوانها نمیروند، یکی فرقۀ هنرشناسان است و دیگری فرقۀ سرسپردگان. نیز هیچکدام از این دو، هنرشناسان و سرسپردگان، از فرقۀ دیگر بهصورت کامل تبرّی نمیجوید و همچنین ادعای نمایندگی انحصاری این عرصه را ندارد. در اوایل سدۀ نوزدهم برای نخستین بار از عبارت «معماری اسلامی» بهره بردند و از آن زمان تاکنون، داستان تکوین و ترقی این دو فرقه و مسیری که پیمودهاند راهِ دیگر ارائۀ سِیر تحول زمینۀ پژوهشی معماری اسلامی است. این داستان، هم بهخودیخود گیرایی دارد و هم آنچه دربارۀ خودش میگوید جذّاب است. متن حاضر بخشی از مجلدی است که به تاریخنگاری تاریخ هنر و معماری اسلامی اختصاص یافته است، در این بافتار، ردیابی خاستگاه این دو گرایش در ساختمانسازی و مطالعۀ معماری اسلامی به من اجازه میدهد که موضع تحلیلی خودم را در ارتباط با، بهتعبیر تفسیرِ مناقشهانگیز اخیراً عرضهشدهای، «زمینۀ دستوپاگیر» هنر و معماری اسلامی تبیین کنم.
برای مشاهدهٔ نسخهٔ کامل نوشته، به پیوند زیر بروید یا بر روی دکمهٔ instant view بزنید.
https://goo.gl/DBFXab
مشاهده نسخۀ اصلی و پینوشتها در وبگاه آسمانه:
http://asmaneh.com/feed/5adc35c25aafa41103b83ec5
#یادداشت #محمدمهدی_طاهری
@asmaaneh
ما در اینجا چه میکنیم؟
به جلسه میرویم.
در جلسه میمانیم.
از جلسه میآییم شتابان به جلسه ای دیگر.
و باز در جلسه ای هستیم.
و جلسات پیاپی ما را میبلعد.
و ما سیب ها و پرتقال ها را!
ما مدیران دولتی و شهری هستیم.
قربانیان جلساتیم،
و کشور قربانی ماست.
ما تصمیم گیرانی هستیم که هرگز تصمیمی نمیگیریم.
برای فرار از تصمیم گیری،
که سختمان است و نادانی ما آن را وحشتناک هم میکند،
آن را به بهانه بیشتر فکر کردن به تعویق می اندازیم،
ما تصمیم را به تعویق و تعلیق می اندازیم،
و جهان ما را معوّق و معلّق میکند.
اما باکی نیست.
آنچه می ماند این مردمند.
اغلب ما پاسپورت هایی دیگر داریم،
و خانواده هایی در آن سوی آبها،
که میگویند رها کن آن خراب شده را و بیا.
و ما میگوییم به زودی می آییم.
چرا نمیرویم؟
چون هنوز اندک چیزهایی باقی مانده است که خراب نکرده ایم.
ما مدیران دولتی و شهری هستیم.
https://t.me/architecturemonitor
روز معمار است؟
بیاد بیاوریم که:
چکاد معماری ایران
چکیده خرد ایران شهری
نشانگر تمامت اندیشه ایرانی در جهان
در بالاخیابان و پایین خیابان مشهد، متجلی شده است.
که ویرانش کرده ایم؛
چطور؟
اول. با تحریف نام آن و مصطلح کردن نام غلط و بیمعنای خیابانهای منتهی به حرم، در حالیکه خیابان مشهد به جایی منتهی نمیشود، بلکه با پیوند به میدان صحن عتیق، از کنار حرم میگذرد.
دوم. با تکرار تصور ذهنی غلط خود از آن در قالب معابر واقعا منتهی به حرم و تحریف معنایی خیابان از این طریق.
سوم. با تعریض آن و نابود کردن جهت و محتوای خیابان و تبدیلش به گذر سواره منتهی به زیرگذر!!
چهارم. با ساختن ساختمانهای نیمه بلند حجیم چسبیده به بدنه آن و در نتیجه نابودسازی خیابان و تبدیلش به پیشخوان ساختمانها.
باشد.
روز معمار مبارک!
اگر شجاعت کنیم و غلط کردنهایمان را معترف باشیم و تلاش کنیم با اصلاح نام، معنا، عرض و کارکرد خیابان، آن را بازآفرینی کنیم. دوباره خیابان را بیافرینیم، بر روی جسدی که جان داده و در حال تلاشی است.
https://t.me/architecturemonitor
ما
هستی خود را
در دریاهای ناپیدا کرانه
گم کرده ایم،
و تمنای بلندآوازگی داریم!
ما هستی خود را
در صحراهای پهناور غبارآلود
به دست طوفان سپرده ایم،
و آرمان به دست ایستاده ایم،
چشم انتظار، استواری را!!
.
یکی از روحانیان قم که گویا سمتی آموزشی هم دارد (مثلا رئیس دانشگا است) چندی پیش با حرارت و حدّت ایده "استقلال قم و کشور شدن قم" را مطرح کرد، و از آنجا که میدانست در قم هیچ ارزش افزوده ای که قابل مبادله در بازار ایران باشد تولید نمیشود، خواستار آن شد که چند پالایشگاه و پتروشیمی و چه بسا چیزهای دیگری بعنوان کمک خرج به قم داده شود.
بعد وقتی حاضران در شبکه های اجتماعی به حق این گفتار شنیع پلید را به تمسخر گرفتند، مدعی شد که شبکه اجتماعی سگ هار است.
از نظر روحانیانی که ارزش افزوده قابل مبادله تولید نمیکنند، هرکسی که در برابر سخنان ناصواب آنان سوالی یا نقدی مطرح کند سگ هار است و افسارش ( منظور این آقای کشورساز همان قلاده بوده ) در دست بیگانگان است.
اما صریحا باید گفت که بی آنکه از بیگانگان خطی بگیریم و با اقرار و اعتراف به اینکه مهم ترین ارزش ما در حال حاضر تمامیت ارضی و وحدت ملی ایران است نه هیچ چیز دیگر، آن روحانی را محکوم و متهم به تلاش برای تجزیه ایران از یک سو و محکوم و متهم به تلاش برای به تمسخر کشیدن علوم قدیمه ( کاملا قدیمه) از سوی دیگر میدانیم.
شبکه اجتماعی سگ هار خوبی است. پاچه تجزیه طلبان و گرگان در لباس میش و پادشاهان برهنه مدعی جامه نو پوشیدن را می گیرد و رها هم نمیکند.
https://t.me/architecturemonitor
اطلاعیه:
پایان فعالیت کانال تلگرامی پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی.
پیرو ابلاغیه دولت محترم مبنی بر عدم فعالیت دستگاه های دولتی در پیام رسان های خارجی، پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی ضمن پیروی از ابلاغیه مذکور و عدم ادامه فعالیت در تلگرام، فعالیت در پیام رسان های داخلی را از طریق سامانه مرکز روابط عمومی و پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی اطلاع رسانی می کند.
http://news.mrud.ir/
