en
Feedback
دیده‌بان معماری ایران

دیده‌بان معماری ایران

Open in Telegram

نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.

Show more
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
کجروان با راستان در کینه اند زشت رویان دشمن آیینه اند .... راه میجستید و در خود گم شدید مردمید، اما چــــه نامردم شدید! ...

آبشخور بخش بزرگی از نادانی‌ها و بدکرداری‌ها و نادرست‌گویی‌ها و سهل‌انگاری‌ها و ولنگاری‌ها که در بلایای ملی گریبان صدر و ذیل کشور را می‌گیرد و جان می‌ستاند و تن‌ها بر زمین می‌افکند، اگر درست بنگرید، چرندیات و توهماتی است که ریشه در "پست مدرن" دارد. چاره‌‌ی دور برای این گرفتاری اندیشه‌ای و گفتمانی، که نقش‌انگاره‌های حاکم بر داوری را شکل داده، آموختن و پروریدن اندیشه انتقادی (مدرنیته) و برپاکردن شیوه‌ی زندگی و رفتار و گفتار و پندار بر اساس آن (مدرنیسم) است. اما چاره‌ی نزدیک، هیچ نیست مگر مدرنیزاسیون. باید از جهان بیاموزیم و با توهمات بومی‌گرایی و بومی‌سازی و زمینه‌گرایی و تقویت هویت‌های جعلی و ناپایدار محلی و قومی و سایر خزعبلات پست مدرن، خود را سرگرم و جهان را سرگران نکنیم. میهن خویش را کنیم آباد. .

دوستی در فیس بوکش نوشته: "جهان سوم جایی است که عکاسان جهان اول، برای جایزه بردن، میروند آنجا عکس میگیرند!" به همین سیاق میتوان گفت که: بافت شهری تاریخی، قدیمی، کهنه، فرسوده، آسیب دیده، حاشیه‌ای، از نفس افتاده، ویران شده، متروک یا هر نام دیگری که بیاید، نیز جایی است که معماران و شهرسازان ساکن در برج‌های مسکونی تقلیدی و خانه‌های تجهیز شده با مبلمان و کالای شبه اشرافی، با دهان های کج و کوله شده از تکرار نام‌های فرنگیان، با ادا و اطوار کیچ، به آنجا میروند تا آنجا را بعنوان "لوکیشن" عکس‌های خود، در گذشته منجمد کنند و با بهره‌گیری فریبگرانه از شمایل زندگی فقیرانه مردم، با سخن گفتن از "بازآفرینی" برای آینده خود، هم کار بتراشند هم مقصدهای یکی دو ساعته گردشگری و مهربان‌نمایی فراهم سازند. و صد البته اگر بنا شد که در آن شهر یک شب بیشتر بمانند، قطعا به هتل چندستاره‌ای خواهند رفت، و در کنار کسانی که عکس‌هایشان را زینت بخش صفحات اجتماعی خود کرده اند، نخواهند ماند. و هرگز فراموش نمیکنند که در هر فرصتی که دست دهد، برای شکل شهر قاجاری مویه کنند و چند شعار ضد توسعه سر دهند و دل مدیران کژاندیش و خیال‌باف و رنگ‌آمیز را از خود شاد سازند. .

دانشکده دندانپزشکی قزوین را با این نماد زیبا آراسته اند. پر واضح است که در جلسات تصمیم گیری، برای طرح، ساخت و نصب این اثر هنر
دانشکده دندانپزشکی قزوین را با این نماد زیبا آراسته اند. پر واضح است که در جلسات تصمیم گیری، برای طرح، ساخت و نصب این اثر هنری، چند روحانی، چند پزشک و یک گرافیست خود هنرمند پندار ( که احتمالا خود را هنرمند شهری میخواند) حضور داشته و اظهار فضل و نهایتا ابراز فضله کرده اند.

کسی که تقلب می‌کند، نمی‌تواند از تقلب دیگران جلوگیری کند. سخن یکی از بزرگان اهل تمیز

قسم به اسم آزادی

میراث معماری و شهرسازی حاشیه شمالی خلیج فارس ، از آبادان تا چابهار . . .
+1
میراث معماری و شهرسازی حاشیه شمالی خلیج فارس ، از آبادان تا چابهار . . .

در مملکت ما حرف‌های مهمل زود مؤثر می‌شود و نتیجه می‌دهد! ارباب جمشید به راهنمائی بعضی عریضه به شاه نوشته اجازه خواسته است که در بین دروازهٔ اسب‌دوانی و دروازهٔ یوسف‌آباد یعنی مقابل خیابان حسن‌آباد دروازه بسازد و عنوان آن مطلبی است که در روزنامهٔ «ثریا» نوشته شده بود که از وقتی که راه آهن شاهزاده عبدالعظیم ساخته و دروازهٔ آن بنا شده است، عدهٔ دروازه‌های شهر به سیزده رسیده و از نحوست این عدد کارهای مردم تنگ و ارزاق گران شده، خوب است یک دروازهٔ دیگر بسازند که از نحوست بیرون آید و رفاه دست بدهد. شاه هم اجازه داده و مناسبت آن این که در آن نقطه ارباب جمشید و راهنمایان او به این امر زمین دارند و می‌خواهند آن را آباد کنند. این هم یک وسیلهٔ نیل این مقصود است. در مملکت ما حرف‌های مهمل زود مؤثر می‌شود و نتیجه می‌دهد. امّا حرف‌های حسابی به خرج هیچ‌کس نمی‌رود. (فروغی، 1390: 6/175) مأخذ: فروغی، محمّدعلی. 1390. یادداشتهای روزانه از محمّدعلی فروغی (26 شوال 1321 - 28 ربیع‌الاول 1322 قمری). به‌کوشش ایرج افشار. تهران: علم. @Shsyari .

بیانیه ی معماران سقوطی در محکومیت شلیک سالهاست جامعه ی معماری ایران که اغلب اعضایش خود را در طبقه ی روشنفکران، کنشگران و پیشروان اجتماع جای داده اند از دست‌یابی به ایده ای فراگیر و توافق بر سر تأسیس و نحوه ی فعالیت تشکیلاتی منسجم و صنفی پویا درمانده است. باندبازی، پدرخواندگی، سوءاستفاده از قدرت نشریات و رسانه، تقلب، تخریب و دهها فعل ناشمرده ی دیگر از خصوصیات نهفته و آشکار برخی از افراد، دفاتر و لابی های موجود در این صنف و جامعه است. شاید کمتر اتفاقی است که در میان معماران بیفتد و اجماعی حداکثری بر آن حاکم باشد این امر کاملا منطقی و قابل دفاع می‌نماید زیرا در ذات خود دارای رگه هایی از تکثر و چندصدایی است که درصورت وجود فضایی برای گفتگو می‌تواند تعالی بخش نیز باشد، به‌واقع امر طبیعیِ «اختلاف» چه در آراء معماران و چه بر سر آثارشان را نمی‌توان به حساب تشتت، عدم همگرایی و عدم هم‌صدایی صنفی دانست. اما نه همیشه. آنگاه که این قشرِ در تصورِ خود پیشرو؛ که هر فرد و گروه وابسته به آن سعی در اثبات جایگاه جامعه انسانی و تاثیرپذیری یا اصلاح و ارتقاء آن، در تئوری و اندیشه ی طراحی خود دارد، نتواند در بحرانها و نقاط عطف تاریخی جامعه، به همصدایی دست یابد، باید ایستاد و اندیشید. بیانیه ی اخیر برخی معماران در محکومیت خطای شلیک به هواپیمای خطوط هوایی اوکراین در نگاه اول قابل تقدیر است، اما اگر لحظه ای درنگ کنیم و آن را از نمایی دیگر بررسی کنیم اینچنین نخواهد بود. سئوال اصلی متوجه امضاء کنندگان این بیانیه است، آیا چنین بیانیه هایی اگر با امضاء افراد بیشتری منتشر شود دامنه ی اثر گذاری گسترده تری نخواهد داشت؟ اگر پاسخ مثبت است، چه راهکاری برای جذب حداکثری موافقان با این بیانیه مد نظر بوده؟ در غیر اینصورت چگونه از یک بیانیه ی حداقلی که در اساسی ترین وجه خود (جذب موافق) با مشکل مواجه است انتظار دیده شدن و تاثیرگذاری می‌رود؟ آیا این بیانیه صرفا برای رفع مسئولیت و ثبت نام چند معمار در تاریخ زود فراموش شونده ی ایران و یا در حالتی بدبینانه جهت نمایش برخی نامها تهیه گردیده؟ یا هدف از تهیه‌ی آن همراهی و همصدایی با داغدیدگان و تقبیح اتفاق دیربخشودنی اخیر و پیامدهای آن است؟ اگر بنا به همدلی و همراهی با جامعه است، آنگاه که حاشیه نشینان به خون خود غلتیدند چرا صدایی از معماران بر نیامد؟ آیا همین امر، خود نوعی خط کشی و مرزبندی اجتماعی را ترویج نمی‌کند؟ آیا وقت آن نرسیده که بدون حب و بغض و بدور از ننگ و نام در مذمت آنچه کریه می‌پنداریم و در ستایش آنچه ارزشمند می‌‌شمریم‌ یکصدا تر و منسجم تر عمل نمائیم و از مصلحت اندیشی هایی که خود از منتقدین آن (در حوزه های دیگر) هستیم دوری گزینیم؟ #علیرضا_زارعپور @alireza_zrp

https://t.me/reesjomhoormiras/8317 به آن کسی که تهدید توخالی کرده بود که پنجاه و دو مرکز مهم فرهنگی ایران را میزند، بگویید که مدیران و کارگزاران انیرانی، زحمت زدن بسیاری از آن مراکز را کشیده اند. تو اگر شجاعت و جرأتش را داشته باشی، نهایت باید به مراکز غیر مهم اکتفا کنی. https://t.me/architecturemonitor/1434

همکاران ما در #معمار_نیوز روش اعلام نتایج مسابقه سرویس بهداشتی عمومی را غیر حرفه ای خوانده اند. باید گوشزد کرد " پس کل فرایند
همکاران ما در #معمار_نیوز روش اعلام نتایج مسابقه سرویس بهداشتی عمومی را غیر حرفه ای خوانده اند. باید گوشزد کرد " پس کل فرایند مسابقه ره باغ نعیم را چه باید نامید؟؟!!" https://t.me/architecturemonitor https://t.me/MemarNews/6800

یکی از مخاطبان دیده بان معماری ایران، توصیه کرده است این کتاب را بخوانیم تا نسبت شیخ بهایی و معماری را دریابیم.
یکی از مخاطبان دیده بان معماری ایران، توصیه کرده است این کتاب را بخوانیم تا نسبت شیخ بهایی و معماری را دریابیم.

تمام حروف هجا ملوّث شد بجا نماند مگر سکوت مقدس .

💠 روز معماری نسبتی با شیخ‌بهایی ندارد. ✍️ شاهین سپنتا به گزارش مرکز خبر شورای عالی انقلاب فرهنگی در هشتصد و بیست و پنجمین جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی که به ریاست حسن روحانی رئیس‌جمهور در تاریخ سه‌شنبه سوم دی‌ماه برگزار شد، اعضای شورا با اضافه شدن ۱۰ مناسبت به تقویم کشور موافقت کردند که یکی از این مناسبت‌ها، «سوم اردیبهشت ماه به نام روز معماری» است و در اخبار تکمیلی که در رسانه‌ها منتشر شده است از این روز با عنوان «۳ اردیبهشت سال‌روز تولد شیخ بهائی به نام روز معماری» نام برده شده است. همچنین در نسخه غیرنهایی تقویم رسمی کشور که برای سال ۱۳۹۹هجري شمسی تنظیم شده، روز سوم اردیبهشت‌ماه به نام روز بزرگداشت شیخ‌بهایی نامگذاری شده است. مصوبه اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در حالی است که بر بنیان کتیبه کاشی‌کاری مقبره شیخ بهایی در آستان قدس رضوی، تاریخ تولد او ۲۶ ذیحجه ۹۵۳ هجری قمری (برابر با پنجشنبه ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی، و ۲۷ فوریه ۱۵۴۷) است و تاریخ درگذشت او هم ۱۲ شوال ۱۰۳۰ هجری قمری (برابر با ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی، و ۳۰ اوت ۱۶۲۱) است و سوم اردیبهشت ماه هیچ ارتباطی با تاریخ تولد یا وفات او ندارد. همچنین از شیخ‌بهایی آثار مکتوبی در دست است که عمده آنها در موضوعاتی چون اخبار و احادیث، تفسیر، اصول فقه و ریاضیات، شعر و متون ادبی، علم نحو و کلمه و کلام است. شیخبهایی هیچ رساله یا کتاب مستقلی درباره معماری ندارد و در هیچ کتیبه بنای تاریخی نیز نام او به عنوان معمار ذکر نشده است. داستان‌هایی که عامه از دخالت معمارانه او در ساخت بناهایی همچون حرم رضوی، مسجد جامع عباسی، منار‌جنبان و ... نقل می‌کنند، بنیاد تحقیقی ندارند و منابع موثق آن‌ها را تایید نمی‌کند. انتخاب سوم اردیبهشت ماه به نام روز معماری و انتساب نادرست آن به شیخ‌بهایی در حالی صورت می‌گیرد که در تاریخ معماری ایران در سده‌های گذشته، نام بزرگانی چون «استاد علی اکبر بنّای اصفهانـی» و «استاد محمدرضا بنّای اصفهانـی»، و در دوران معاصر نام استادانی همچون «هادی‌میرمیران»، «هوشنگ سیحون» و «حسین امانت» می‌درخشد. @shahinsepanta

آیا "معماری" هنر نیست؟ و آیا شرط معافیت مالیاتی، بودن در جمع هنرمندانی است که به "فرموده" بیانیه میدهند؟ آیا "معماری" دانش نیست؟ و آیا شرط دانش بنیان شمرده شدن دفترهای معماری، وابستگی های ویژه است؟ .

غلط‌ترین روابط اقتصادی جهان در بازار مسکن ایران در جریان است؛ ۱-حتی اگر مالک قیمت ملک خود را متری یک میلیارد دلار تعیین کند، شما نمی توانید به هیچ کجا شکایت کنید. اما برای گرانفروشی ۱۰۰ تومانی یک بسته چیپس، میتوانید به تعزیرات حکومتی شکایت کنید! این در حالی است مسکن نیاز ضروری است و در اکثر کشورها کنترل شدید میشود و تورم در بخش مسکن یکی از معیارهای موفقیت یا شکست دولتهاست. حتی در کشورها با بازار کاملا آزاد. ۲-ودیعه مسکن در ایران بصورت قرض الحسنه و قیمت ملک بر اساس قیمتهای جاری است و باعث میشود با سقوط ارزش پول ملی همانند سال گذشته، تا ۷۰ ارزش رهن مستاجران از بین برود و افزایش ۹۲ درصدی قیمت ملک باعث ایجاد شکاف ۱۶۲ درصدی برای مستاجران و بازار همیشه سود ده مالکان شود. ۳-فرسودگی و اسقاط در قراردادهای اجاره تماما بعهده مستاجر گذاشته شده است. حتی اگر ۲۰ سال از عمر آن تجهیز گذشته باشد و مستاجر جدید تنها یک روز از آن استفاده کرده باشد. ۴-با افزایش قیمت ملک کمیسیون بنگاههای املاک افزایش می یابد و بنگاههای املاک همیشه خواستار قیمتهای بالاتر هستند. ۵-بعلت ضعف فرهنگی شدید در بخش اقتصاد مالکان خود را محق میدانند املاک خود را تا بالاترین نرخ قیمت گذاری کنند و همین ها نسبت به قیمت سایر کالاها معترض هستند! در حالی که اجاره بخش بزرگی از هزینه های ثابت هم در بخش تولید، هم در بخش توزیع است. ۶-هیچ ارتباطی بین حقوق و دستمزد مصوب دولت و اجاره ها وجود ندارد و در اغلب اوقات ۱۰۰ درصد حقوق و دستمزد کفاف رهن و یا اجاره مسکن را ندارد. ۷-دولتها در ایران حتی حقوق طبیعی افراد جامعه را به رسمیت نمی‌شناسند و شوربختانه سودجویی در بازار مسکن خیلی ساده است و دولتها بجای مهار و کنترل تورم، خود بخشی از مشکل در بخش مسکن هستند. ۸-حق مسکن ماهیانه ۱۰۰ هزار تومانی در تهران و شهرهای بزرگ که میانگین قیمت تا متری ۱۳ میلیون تومان افزایش داشته تنها کفاف خرید ۰/۰۰۷ متر را دارد! و کل حداقل مزد ماهیانه با صفر منظور کردن سایر نیازها با فرض محال، ۱۱/۵ سانتیمتر قدرت خرید ملک دارد و قیمت یک سانتیمتر مسکن در تهران بطور متوسط ۱۳۰/۰۰۰ تومان است! شدید ترین رکود تورمی در بخش مسکن در جریان است و میلیونها نفر از کار بیکار شده اند. در حالی که مسکن میتواند حدود ۱۲۰۰ شاخه صنعتی را به حرکت و رونق بیندازد. ۹-هیچ ارتباط معنا داری بین بهای تمام شده و قیمت در مسکن ایران وجود ندارد. کاملا از وحشی ترین نوع لیبرالیسم تبعیت می کند ۱۰-آسیبهای اجتماعی تورم شدید مسکن بعلت ضروری بودن و کم کشش بودن برای جامعه و نسل آینده بسیار سنگین است. بنابراین بسادگی میتوان نتیجه گرفت غلط‌ترین روابط اقتصادی جهان بصورت یک بسته با اجزای بی شمار در بخش مسکن ایران در جریان است و تا اصلاح نشود رونق اقتصادی محال است. ۱۱-تورم مسکن اکنون دیگر تورم نیست، بلکه یک سیاهچاله عظیم است که تمام سرمایه‌هایی را که برای رونق تولید مولد نیاز است را با هر نوسان خود کامل می‌بلعد و بخش مسکن ایران قابلیت جذب تمام سرمایه‌های جهان را دارد در حالی که هنوز سود ده باشد. و این مصیبت رقابت بخشهای دیگر اقتصادی با بخش مسکن است که توان ایجاد حدود ۱۰۰ درصد بازدهی در یک سال را هرگز نخواهند داشت و این جذابیت کاذب بلای جان اقتصاد شده است. ✍️ مجید گودرزی

رودی سیاه از شیرابه زباله دسترنج مدیران دانا و دلسوز

رویا را بکش و بر سر نعش آن مرثیه بخوان زهی بیشرمی .