en
Feedback
دیده‌بان معماری ایران

دیده‌بان معماری ایران

Open in Telegram

نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.

Show more
470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
به هر کجا نظر کنی زیر روی، زِبَر کنی تأملی اگر کنی فاش ببینی و عیان دست دبیرخانه را! گاه مدیر پرورد گاه بهانه آورد ناز کنند و او خرد در همه جا فروکنان دست دبیرخانه را میل اگر کنی به آن بخت تو می شود روان سفت اگر کنی عنان بوسه زنی چو بردگان دست دبیرخانه را چند نفر به دور هم جمله به زیر یک علم در پی نفع بیش و کم کرده برای خود نشان دست دبیرخانه را جامه سپید و دل سیه روز خراب و شب تبه امر به خلق مشتبه کرده و می کند نهان دست دبیرخانه را گویم اگر ز داوری شاخ به سر دراوری این همه زشت باوری هست همیشه در میان دست دبیرخانه را ششم تیرماه نود و هفت.

هرچه ویرانی است از همان اتاق های مدیریتی شمایان بیرون آمده از پشت همان میزهای تمیز بزرگ که روح پلیدی دارد از سخنان همان گنده دهان مشاورانی که دور خود جمع کرده اید از کنار گذاشتن دانایان و برتر دانستن نادانان به به گو از فراموشی هایتان خدا لعنتتان کند. .

در متروی تهران، که جمعی کثیر از مهندسان و مدیران فرادست کشور افتخار کارکردن در آن را به خود میبندند، این است وضع حرکت معلولان
در متروی تهران، که جمعی کثیر از مهندسان و مدیران فرادست کشور افتخار کارکردن در آن را به خود میبندند، این است وضع حرکت معلولان. همه تان بروید بمیرید. . .

آیا ممکن است چیزی ( روشی، گرایشی، صورتی یا هر چه) در جایی رشد کند بی آنکه بستر رشد خواهان آن باشد و از آن حمایت کند؟ مسلّم است که پاسخ منفی است. هرگاه در جایی ( شهری، مملکتی) مفهومی یا مصداقی پابگیرد و ببالد و بردهد، معلوم است که مردم آن شهر و مملکت، از صمیم دل خواهان آن بوده اند. بخصوص اگر مدت رشد و بلوغ و حیات پدیده ای که از آن سخن میگوییم، طولانی شود و مثلا به چند دهه برسد. از خرد دور است اگر بگوییم که مردم نخواسته اند و تاریخ نخواسته و اقلیم و فرهنگ سازگار نبوده، اما همچنان آن پدیده زنده مانده و اثر بخشیده. بنابراین وضع کنونی معماری ایران که از جانبی دچار است به انبوهی از ویرانی های برهم انباشته، از جانبی گرفتار است در فساد نام آوران گردن افراشته و از جانبی بندی است در دست کاخ سازان بی اندیشه، حاصل خواست جمعی و ملی همین مردمی است که در همان حال که از نداری و گرانی مینالند برای خرید کالای لوکس خارجی به چندبرابر قیمت صف میبندند، و نتیجه گرایش و تمایل همین مردمی است که مرزهای بی اخلاقی در در رفتارهای خاص و شناخته شده خود در عرصه های جمعی حقیقی یا مجازی درنوردیده اند و جابجا کرده اند. تلاش برای اصلاح این وضع به چه می ماند؟ به ماست ریختن به دریا به امید دوغ شدن؟ به شمع افروختن در بیابان دراز که با تنش گرم در گورش تاریک خفته، به امید روشن شدن؟ به انگشت در سوراخ سدی از میان شکافته کردن تا جلوی سیل را گرفتن؟ آیا باید ناامید بود؟ .

این مزوٌران دست کج در میان قفل‌ها و دورها و کورها دور هم نشسته اند خنده ها کریه و لب کبود چشمها خمار و جانگزا مارهای روی دوش را ور چپانده توی آستین تن پوش دیپلمات دور هم نشسته اند طعنه می‌زند دهانشان به نکهت سمورها شور میکنند: تا... کدام تپه نرفته را با قدوم خویش رفته رفته، زیوری زنند زیوری ز رفته های زور وزر، زیوری به سنٌت سیاهچال، مستند؟ یا... بر کدامین سر بریده ی رها شده از میان خفتگان گور افسری زنند افسری میان تهی افسری بافته از تباهی خرد؟ یا... بر میانه کدام مسند خیال گریز را، ناگزیر معبری زنند معبری حباب وار معبری کشیده از کجا به ناکجا؟ یا... بر کدام حنجری که گفت این برهنه پادشا!! خنجری زنند خنجری آشنا به پشت خنجری پلید و زندگی زدا؟ سوم تیرماه نود و هفت

کیسه های پول که از ناکجا می آید و به فلانجا می رود سوراخ هایی دارد برای شستشو و از آن سوراخ ها اندکی شکرانه بر زمین می ریزد و از جای آن مانند مارهای بر دوش ضحاک ساختمان هایی می روید که جوانان جاهل، معماران آنهایند. شادید که سرشناسید؟ به واقع شریک دزدانید و با قافله هم رفاقتی ندارید. وای از فردایی که مبدأ و منتهای کیسه های سوارخ شده برملا شود. و کاوه مارهای آدمخوار را به گرز گاوسر بکوبد. .

شخص معمار، خاصِ خاصان است او تکِ دل میان آسان است. یا سبیلش رسیده تا پسِ گوش یا که زلفش به دوش افشان است او خودش را رسانه می داند لیکن از نقد، سخت ترسان است. گاه گاهی قلم به دستش هست قلمش نرم و دست لرزان است. خط اگر می کشد: کج و معوج حرف اگر میزند پریشان است. او برند است و ادّعا دارد که ابرمرد و شاخِ انسان است. چون دهان وا کند شود پیدا چارپایی بر او کتابان است! ادعا می کند که بس خفن است در توهم ، به شهر سلطان است. چون به واقع نگاه اندازی زیر دست است و دل به فرمان است. جایزه پشت جایزه گیرد داورش چون ز خیل یاران است! عشوه ها در کلام می ریزد لهجه اش مال ناف تهران است منّ و منّ میکند بجای جواب چون ببیند کسیش پُرسان است گوی او این زمین بیچاره! شخص معمار، مرد میدان است. اول تیرماه1397

چه کسی بود میپرسید معماری معاصر جمهوری اسلامی، کو؟ این عکس را نشانش بدهید و مشتی محکم بر دهان یاوه گویش بکوبید. .
چه کسی بود میپرسید معماری معاصر جمهوری اسلامی، کو؟ این عکس را نشانش بدهید و مشتی محکم بر دهان یاوه گویش بکوبید. .

روی شانه هایم شهر جابجا می‌شود...

اکنون که چند شادی پیاپی بر ما ایرانیان غمزده باریده، خوب است لطیفه ای سیاه بگوییم و تلخند زنیم: مسابقه پلاسکو!! مخصوصا با قول دوساله بازسازی ساختمان!!! با مبدا عید فطر!!! واقعا استادانی که این نمایش را اجرا یا در آن مشارکت کردند، خود را به توضیح دادن مکلف نمیدانند؟؟ محک تجربه به میان آمد و همه سیه روی شدید! وقت آن است که غش از دل و جان بزدایید و یکباره و دسته جمعی به کنار روید تا کار به کاردان سپرده شود. https://t.me/architecturemonitor

بخشی از یک سند رسمی شهرسازی: (با ویرایشی اندک برای رسایی بیشتر) نهاد توسعه گر ممکن است برای انجام اقدامات خود نیازمند منابع مالی باشد. در این صورت اگر یک میلیون تومان لازم داشته باشد، می تواند از صد نفر هرکدام ده هزارتومان یا از بیست نفر هرکدام پنجاه هزارتومان یا از دویست نفر هرکدام پنج هزارتومان بگیرد. این عمل یعنی EMP به معنای گرفتن پول از مردم است، و مهم ترین راه تامین منابع مالی توسعه میباشد. 😂😂😂

تنهایی . . .
تنهایی . . .

◾️◾️◾️

زمینه گرایی در معماری؟؟ جل الخالق! زمینه گرایی در پیشه ایدئولوژیک شهرسازی، از پرستش زمینه و نیایش برای زمینه و جان و مال و سامان مردمان به هدر دادن برای وضع موجود و بدبخت کردن مردمان به ازای حفظ وضع موجود شروع می شود و در پیشروترین و انقلابی ترین حالات ( یعنی آنجایی که این پیشه وران گمان میکنند دیگر زده اند به سیم آخر) به ملاحظه زمینه و نوازش زمینه میرسد- و البته که هرگز از زمینه نمیگذرد و در همان می میرد. در معماری که کارش تحول آفرینی در زمینه است و اصولا با نپذیرفتن وضع موجود آغاز میشود، و کارش این است که زمینه را نهادی تازه بگذارد و دیگرگون کند، زمینه گرایی چطور چیزی است؟؟ احتمالا چیزی است در مایه جینگیلی و فینگیلی و کذا و کذا. . . https://t.me/architecturemonitor

اگر دانشجوی معماری از شما بپرسد که: " این چیست؟" چه پاسخی دارید که بدهید؟
اگر دانشجوی معماری از شما بپرسد که: " این چیست؟" چه پاسخی دارید که بدهید؟

وقتی دیگر چیزی نمیتوان گفت. 500هزارتومان جایزه میدهند، که بدلار7تومانی میشود71428دلاریعنی همان500میلیون تومان امروز. فقط متأس
وقتی دیگر چیزی نمیتوان گفت. 500هزارتومان جایزه میدهند، که بدلار7تومانی میشود71428دلاریعنی همان500میلیون تومان امروز. فقط متأسفانه امروز این جایزه را میدهند نه آنروز!

آیا معماران ما، سادگی شکوهمند را نمیشناختند؟ یا شاید سفارش دهندگان،شکوه و اقتدار و خاطره انگیزی را فقط با زرق و برق و تجمل و
آیا معماران ما، سادگی شکوهمند را نمیشناختند؟ یا شاید سفارش دهندگان،شکوه و اقتدار و خاطره انگیزی را فقط با زرق و برق و تجمل و تزیین، ممکن می دانستند؟ .

آرمین @arminghiyasi در واکنش به این یادداشت، اینگونه نوشته است: با سلام سال 89 از طریق معرفی شخصی که مسئول تشکیل جلسات زیباسازی شهر اصفهان بود، با سازمان زیباسازی شروع به همکاری کردیم بعد از چند جلسه انبوهی از سفارش‌ها مختلف به ما داده شد جوان‌تر بودیم و بی نام تر و از حول حلیم افتادیم تو دیگ بدون عقد قرارداد و ... چندین موضوع ریز و درشت ایده پردازی شد طراحی شد مطالعه و جمع بندی شد. و چندین جلسه برگزار شد طرح ها مصوب شد نقشه ها و مطالعات به صورت کامل تحویل داده شد، اما یک دفعه همه چیز متوقف شده دیگر تلفنی نزدند و حرفی نزدن. و سراغی از ما نگرفتند! و پاسخ پیگیری هایمان را هم ندادند. 1- طراحی و احیاء و فعال‌سازی چندین ورودی و مرکز محله یک سال تمام فقط مطالعات زمان برد یک گروه 5 نفرِ تمام وقت کار کردیم تا بتونیم کار درستی انجام بدیم. 2- زیباسازی و ایده پردازی برای بازسازی و زیباسازی چندین سقاخانه هم زمان با ورودی ها و مراکز محله ها پیش رفت. 3- طراحی مبلمان شهری که ما پیشنهاد یکپارچه سازی و چند عملکردی بودن دادیم و خیلی مورد استقبال بود آن زمان فقط طراحی ها یک سال تمام وقت خود بنده و یکی از همکارانم را گرفت. *این طرح ها همگی ردیف بودجه داشت و مصوب شد. البته صورت جلسه ها را به ما ندادند و ما هم بلد نبودیم، نمیدانستیم و یا .... تقاضای ارائه یک نسخه از صورت جلسه ها را نکردیم* و اما نتیجه الان در سال 97: 1- طرح های پیشنهادی جهت ورودی و مراکز محله ها اجرا شد ولی چه اجرایی!!!!! کاش لااقل طرح ما را با کمی دخل و تصرف اجرا میکردند! 2- هر سقاخانه را با هزینه ای بالغ بر 50 میلیون تومان دادن به یک استاد جوشکار که رفیق کارچاق کن زیباسازی بود و آن بنده خد، هم طراحی کرد و هم اجرا! داخل همون مغازه آهنگریش! یک شبکه آهن کشی با نقوش به اصطلاح اسلامی ساخت جوش داد جلو همه شیر آب ها تا تشنگان به راحتی نتوانند لیوان آب به زیر شیر ها ببرند. و ما و طرح ها و زحمت ها و وقتمان و امید و آرزوها و ... را به پشمهای مبارکشون گرفتن! 3- مبلمان شهری در حد تغییر چراغهای روشنایی کاهش پیدا کرد و یک شرکت متعلق به پسر یکی از اعضای شورای شهر داره براشون چراغ ها را میسازه میاره نصب میکنه هم پیمونکاره هم طراح (البته از تو اینترنت یه پایه چراغ پیدا کردن همون را با کمی تغییر رنگ دارن میسازن میارن نصب میکنن"خیلی هم زیبا" از الباقی مبلمان شهری هم فعلا خبری نیست. ما هم اون دفتر را الان 2 ساله که بستیم و در حال حاضر مشغول سر و کله زدن با بساز بفروش های شهر هستیم. .