دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
وام پنجاه میلیون تومانی به مستأجران با بهره 13%، یعنی چه؟
یعنی:
1- کمک مستقیم نقدی دولت به موجران و صاحبخانه ها، و گران شدن ودیعه و اجاره، یعنی کندن از حق ملت و امتیاز دادن به بعضی از ملت که از قبل هم امتیاز مالکیت داشته اند.
2- سوء استفاده دولت از آشفته بازار مسکن و ورود به آن برای سودجویی و ازاین نمد کلاهی برای خود دوختن و بدهکار کردن بیشتر مستأجران و ایجاد مشکلات بعدی بسیار برای آنان
3- نداشتن هیچگونه برنامه ای برای تأمین مسکن، که بر اساس قانون اساسی حق ملت و وظیفه و مأموریت دولت است، و ماستمالی این وظیفه و احاله آن به آشفته بازار مسکن و مستغلات
4- همه موارد بالا
.
داستانی پر آب چشم:
در بیست و هفتم مهرماه 94 و سپس شانزدهم اسفندماه 95، شورایعالی شهرسازی و معماری کشور، متنی را تصویب (و اصلاح) کرد که بر اساس آن محدوده های تاریخی 168 شهر کشور تصویب و در دهم خردادماه 1396 با رویکردهای حقاطت و احیای محدوده های تارخی-فرهنگی کشور برای این مناطق، ابلاغ شد. همانگونه که مشاهده می شود، روندهای قانونی طی شده و نام و عنوان زیبا و فریبنده ای هم برایش انتخاب کرده اند. اما واقعیت چیز دیگری است:
بر اساس این مصوبه، این محدوده ها بعنوان محلات هدف بازآفرینی شهری (در واقع یعنی پیشگیری از توسعه و زمینه سازی برای ویرانی و گسترش فقر و نهایتا زدودن تاریخ از سرزمین) قرار گرفتند.
نکته مهم، البته بعد از انگاره ویرانگر پنهان شده ذیل نام "بازآفرینی شهری"، این است که طراح ریزی و تهیه طرح های ویژه! در این محلات، اغلب یا حتی تماما بدون هماهنگی با مدیریت های شهری و مردم و نهادهای توسعه گر ملی، به کارفرمایی ادارات کل راه و شهرسازی استان ها، به مشاورانی سپرده شد که با انگاره ایران ویران کن بازآفرینی همراه بودند و به چرندیات پست مدرن و مزخرفات زمینه گرایی ایمان داشتند و نهایت دانششان از علوم انسانی به تورق کتابهای آل احمد و شریعتی و شایگان و نراقی و رضاقلی زاده ( یعنی مجموعه تُرّهات) یا بدتر از آنها ژیژک و اشتراوس و فوکو و هراری محدود می شد. از سوی دیگر آموخته بودند که "ترکمانا نعل را وارونه زن" و برای آنکه بتوانند نشانه های تاریخ را از سرزمین بزدایند، به شعارهای تاریخی و گذشته گرایی و سنت پرستی و ترویج هویت طلبی قومی و محلی و محله ای روی آوردند. و برای آنکه منتقدان را خاموش کنند، اندیشه انتقادی را بعنوان مخالفت با مردم و زمینه شهری و مشارکت، و مدرنیزاسیون را بعنوان اجبار و الزام به تغییر سبک زندگی، تقبیح کردند، و به شاخه های سست و بی بنیاد و پوسیده پست مدرنیزم آویختند.
این مشاوران عقب مانده ژیگول، که اغلب اصولا به لحاظ عقلی دچار نقصان هستند، مورد پسند کارگزاران و دست اندرکاران راه و شهرسازی قرار گرفتند، و در هر منطقه ای از ایران بزرگ عزیز، هدفی را دنبال کردند:
- در بنادر و سواحل جنوبی، مراقبت کردند که مبادا حتی با توسعه ای اندک، رقیبی حتی کوچک، برای شهرهای سواحل جنوبی خلیج فارس و دریای عمان درست شود. در اینجا مشاوران و کارفرمایانشان، نوکران بی جیره و مواجب اعراب شدند و با تعیین سقف توسعه به زمینه و تاریخ ( آن هم اعتبار کج و معوجی که از آن دارند)، ویرانی را تداوم بخشیدند.
- در شهرها و جنگل ها و دشت ها و سواحل شمالی، اینان شدند کارگزاران زمین خواران و جنگل خواران و کوه خواران، و دلالی کردند برای تخریب منابع محیط و منظر طبیعی، تا مازندران و گیلان را کلنگی و لقمه آماده بلعیدن ارباب کنند.
- در شمال غرب و غرب و جنوب غرب نیز، همچون جنوب، به نفع ترکیه و عراق، مشغول کار شدند.
- در مرکز ایران و شهرهای فلات، تمام هدفشان جلوگیری از تشکیل سرمایه گذاری ملی و رماندن سرمایه گذاری خارجی بود. سند بازآفرینی شهری و روش های معمول در تسهیلگری و مشارکت و . . . که بطور دقیق برای عدم توسعه تدوین شده، در این کار، راهنما و یاور آنان بود.
- در شرق و شمال شرق هم به نفع نهادهای خاص، اقدام کردند.
کل ماجرای بازآفرینی شهری که سند آن، به واقع نشانگر اهداف ضد توسعه و گفتمان آشفته ضد مدرن است، اینگونه قابل تفسیر است.
.
پایان شب سخن سرایی،
میگفت ز سوز دل #همایی :
"فریاد كزین رباط كهگل ،
جان میكنم و نمیكنم دل
مرگ آخته تیغ بر گلویم،
من مست هوا و آرزویم
۲۹ تیرماه سالروز درگذشت جلال الدین همایی
۱۳۵۹
بازآفرینی شهری، چنین چیزی است!
اول به نقش شلوار خانه حاج آفا!
سپس به رنگ سفید یک دست ( آن هم در فوتوشاپ و تصویر نه در واقعیت)
بازآفرینی شهری یعنی تداوم ویرانی و فقر.
بازافرینی شهری، الگویی است برای ویرانی شهرهای ایران، که خائنان و بدخواهان آن را از قبله آمال خود (بریتانیای صغیر) برای ما به ارمغان آوردند!
.
#خانه_25_متري
حانه بيست و پنج متري، واقعا مسرفانه است، خانه فقط يك متر مربع، آن هم در سه يا چهار طبقه منفي. . . ،بي موجر و بي مالك!
الحذار! ای غافلان! زین وحشتآباد الحذار
الحذار! ای عاقلان! زین مُرده آباد الحذار
ای عجب، دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول
زین هواهای عَفَن، زین آبهای ناگوار
عرصهای نادلگشا و بقعهای نادلپسند
قرصهای ناسودمند و شربتی ناسازگار
مرگ در وی حاکم و آفات، در وی پادشا
ظلم در وی قهرمان و فتنه، در وی پیش کار
امن در وی مستحیل و عدل در وی ناامید
کام در وی ناروا، راحت در او ناپایدار
وجه مخموری تو بر بوریای مسجد است
وز مسلمانی خویش آنگه نگردی شرمسار؟
تا کی این راه مزور، راه باید رفت راه
تا کی این کار مزخرف، کار باید کرد کار
یکی از کارهای مفید برای عمومیسازی مفاهیم و یافتههای علمی و فلسفی، ساده سازی آنها و نگارش کتابهایی برای کودکان، مبتدیان، نوآموزان، کمسوادان و از این قبیل گروههاست.
البته اين كار مخاطراتي هم دارد. مثلا اينكه يكي از افراد آن گروهها، يكي از آن كتابها را بگيرد و وروق بزند و خوانده و ناخوانده، مدعي شود كه اكنون فيلسوف دهر است و مثلا كانت را ميشناسد! و بر پايه همين توهم بخواهد در باره آنچه الفبايش را هم نميداند سخن بگوید و نوشته بپراکند و در مجامع و محافل، کانتشناس و . . . . معرفی شود!
نشانه های یک کشور و ملت قدیمی آن است که قلب تمام فرزندان آن در هر گوشه ای از آن آب و خاک به عشق میهنشان می تپد.
نوای حماسی "ممد نبودی ببینی" از هموطنان بلوچ به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی #خرمشهر قهرمان
#بلوچ #آریایی #ایران #ملت_ایران
@iran_khouzestan
بجای مزخرفات ایدئولوژیک و چرندیات پست مدرن، در دانشگاهها، جزییات اجرایی ساختمان درس بدهید؛ البته اگر خودتان بلدید، که بعید است.
چون امر واقعی را نمیدانید، ناچارید به همانها بپردازید که که نادانیتان لو نرود!
نفرتانگيزتر از شما اهالي شعار و عواطف ساختگي،كه با دوربينهاي گرانقيمت از بدبختي مردم،براي پروژههای ضد توسعه خود عکاسی میکنید، سراغ ندارم. البته که با شما شریکند آن معماران و شهرسازانی (!!!!) که بازآفرینی را بهانه موزه کردن شهرها کردهاند و منظر تاریخی را، منحصر در فهم ناقص و معوج خود از کالبد، میدانند.
شما پرستندگان بدبختی
شما نیایشگران گذشته ها
شما اکتورهای اجتماعی!
.
آتش سوزی در جنگلوک چابهار، همانند حوادث مشابه دیگر، بنا به قاعده عقلانی، باید دهان کسانی را که با توسعه در بافتهای ناایمن شهری و تغییر شکل آنها با سرمایهگذاری در زیرساختها و مسکن و . . .، به بهانه حفظ سنت و هویت!، مخالفند ببندد.
لیکن چون در اینجا همه چیز وارون است، بسا دیده میشود همان کسانی که خانه های نیمویران و فرسوده و کپرهای ناشایسته را نشانههای فرهنگی و آثار تاریخی و هویت اجتماعی مردم میدانستند و در اجرای طرحهای توسعه شهری و گردشگری با دستاویز کردن زمینهگرایی و حفظ منظر شهری و مزخرفاتی از این دست، تا جایی که توانسته اند سنگ انداخته و مانع تراشیده اند، اینک باز هم عبرت نگرفته اند و یاوه های ضد توسعه خود را، تکرار میکنند.
آری! اینان نام و نانشان گره خورده با توسعهستیزی و چپگرایی رومانتیک و توهمات زمینهپرستی و چسبیدن به گذشته موهوم و ستایش صورت شهر قجری و تمنای بازگشت به جامه رعیت و جامعه رعیتی و سبک زندگی همان رعایای جامانده در تاریخ، آن هم فقط بعنوان مقصدهای نیمروزه گردشگری و به دست آوردن چند سوژه عکاسی و فراهم کردن محتوای تصویری برای چند یادداشت نمایشی در شبکه اجتماعی.
ژست مردمدوستی گرفتن و ادای فرهنگخواهی دراوردن، و همزمان ضدیت با آبادانی میهن و همگرایی با عقب مانده ترین گروههای جامعه و برآورده خواستههای بهرهکشان از املاک و مستغلات و دزدان زندگیها و عمرها، از طریق ماندگار کردن عدم توسعه در شهرها، جماعتی را به نان و نوایی رسانده.
بنابراین آتش گرفتن سرپناه مردم در جنگلوک و موارد مشابه هم، برای آنان، ضمیمه های جذابی برای پروپوزالهایشان فراهم میکند، نه آنکه چشمی بگشایند و امر واقع را چنانکه آدمی با خرد مدرن تواند دید، ببینند.
چه كسانند اين کوران؟ اين حریصان؟ اين بیباکان؟
@architecturemonitor
.
بارگیری رایگان شماری کتاب علمی و فنی، از انتشارات اشپرینگر
نام کتاب را ببینید، و سپس از پیوند روبروی آن، کتاب را دریافت کنید.
https://t.me/architecturemonitor
یکی از سرگرمیهای امروز، یافتن عکسی از معماری درخشان ایرانی، گنبدی یا طاقی یا ایوانی فیروزهای است، و سپس یافتن "قلمی" که بر آن بنگارد: روز معمار مبارک"!
لیکن دریغا که اگر همه کسانی که چنین تصاویری میسازند و چنين تبريكهايي ميگويند جمع شوند و بازو به بازو و انديشه به انديشه بگذارند، از آفرينش كالبدي مشابه آنچه در آن تصاوير بازنمون شده، عاجزند.
پس ميتوان گفت كه روز معمار مبارك است، اما نه براي ما،بلكه برما!
.
وقتی اساتید مجرب عمران!!! مرمت ساختمانی را برعهده میگیرند، و از زبان معماری آن هیچ چیز (مطلقا هیچ چیز) درنمییابند، نتیجه این است.
.
